ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:معشوقه های زمینی ارضاء كننده نیستند. تمام نیازهای بشر را پاسخ نمیدهند و نمیتوانند. مرا راضی نمیكنند . هر چه گذشت تشنه تر بودم . میخواستم و نمیدانستم كه بدنبال سرابم! بهانه ها . نارضایتی ها و.... همه بیانگر دروغین بودن معشوقه های زمینی اند! وجودم چیز دیگری را میخواست .....

معشوقه میهمان داریم و معشوقه میزبان ! از فرط با میزبان بودن ندیدیمش و بدنبال معشوقه میهمان بودیم و میهمان هم چند روزه است! هر از گاهی شاید در خانه دیگری مهمان شود. میزبان سرمایه مان است. با این سرمایه كسبی نكردیم . ضریب تورم هم ضرر دیگری برای عدم استفاده . هزینه فرصتهای از دست رفته هم ضرر عدم النفع . وای خدایااین چه كوری در عین داشتن چشمهای درشت باندازه چشمهای گوساله بود؟! دو تا دو تا برایم شد شش تا ! عشق بینش میخواهد و شجاعت!


     برایم جالب هستند ولی در حد خودشان . آری كوری و ندیدن چنانكه از پله های آپارتمان ( چه عرض كردم . زندان ) در حال پایین آمدن باشی ولی پله آخر ی وجود نداشته باشد!!! آیا نبوده یا تو ندیدی؟! از عصاره هشتاد تا گیاه معجونی ساختم و خوردم و مقداری از آنرا - ته مانده آن را - ( همان درد آنرا ) بجای اینكه بروی خاك بریزم . توی چشمام ریختم . باز نشد كه نشد . چون نمیخواستم كه بینا شوم! درست مثل آنكه بخواهی تمارض كنی. كسی را كه مریض است میشود مداوا كرد ولی كسی را كه خود را به مرضی زده چطور؟! نمیتوان ! درست مانند اینكه خوابیده را میشود بیدار كرد ولی خود بخواب زده را نمیشود بیدار كرد ! 

محمود زارع

www.mzare.ir

                                        http://bahoo.blogfa.com/post-48.aspx                                          


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.