ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:وقتی در قرآن شریف تدبر میکنم ، و از طرفی در احوال اجتماعات نظر ؛ متوجه میشوم که دلیل تکرار و تاکید کلام حق بر نادانی و جهالت و بی ایمانی اکثریت مردم .چیست؟! کمتر میتوان ایمان خالصی را یافت که با شرک توام نباشد. سبحان الله!
                          سبحان الله عما یصفون الا عباد الله المخلصین
     بعنوان مصداق ، خود من از وقتی که این حدیث را خواندم ، بینی و بین الله ، بیشترین توجه را به عدم اتصاف به این صفت در خود داشته ام. حدیث قریب به این مضمون بود( نقل به مضمون) که : ... چنانچه کسی فردی را بخاطر ثروتش ( موقعیتش ) سلام بزرگتری نماید. دو سوم  دینش را همانجا بر سر آن سلام بر باد داده است ...
     خیلی از متدینین را میبینم که در برخورد با افراد ، بویژه در برخورد با مقامات مافوق ( البته مافوق کاغذی) - در بین کارمندان - و عامه مردم ، به افرادی که دارای قدرت و مکنت اند ، بنحوی خاص سلوک مینمایند، که حداقل آن این استکه بگوئیم: نوعی تملق و مداهنه گوئی را در رفتارشان دارند.


     این در یک نگاه عمیقتر ، قائل شدن به خداوندی کوچک در راستای وجود خدای قاهر و قادر مطلق و متعال  میباشد. و از مراتب شرک است، و بدین جهت است که من از تملق فوق العاده بیزار بوده و به جهت ناسالم بودن جو اخلاقی ، در اغلب موارد مورد بغض مقامات مافوق البته کاغذی ! بوده ام و در خیلی از ایام زندگی در تنهائی بسر برده ام و کمتر دوست بمفهوم یار غار داشته ام.

     جالب قضیه این است که با همین علم و روحیه ناشی از آن ، مردم را - خوب و بدشانرا  - دوست دارم. و واقعا خیرشان را میخواهم و بواسطه اینکه مخلوق خدای متعالند شایسته تکریم و احترام میدانم ( بصرف اینکه مخلوقند و... ) ولی اغلب بد فهمیده میشوم . بقول معروف ترس من همیشه از این بوده است که بد فهمیده شوم . نه اینکه اصلا فهمیده نشوم!!!

     واله و شیدا شدن و بنوعی خود باختگی در نزد اربابان قدرت و ثروت و مقام ، نوعی شرک آشکار و بزرگی است که اگر من و تو خدا را واقعا - الله اکبر - بدانیم ، دیگر لزومی بر چنین کرنشهائی در برابر این و آن نخواهیم دید. کسی که خدا را کوچک فرض کرده ( العیاذ بالله  ) دیگران را بزرگتر از انچه که هستند فرض کرده است و تصور میکند. ولی معترفم که باید در رفتار و سلوک جانب اعتدال را داشت. و ادب هر مقام را دانسته و فاعل به آن آداب باشیم که هر چیزی در این دنیا ادب و مرتبه خود را دارد. و ما گر حفظ مراتب نکنیم زندیقیم!

     گاهی بذهن آدمی میاید که اگر بخواهیم راست راستی بدتر از خود را یافته و نزد خدا شاهد خوبی خویش بیاوریم، میبینیم که در طول تاریخ دیروز و امروز و فردا نیز نمیتوان حتی سگ گر گفته ای را شاهد کنی . جائی که خدای نسبت به لعنت بر شیطان غیرت دارد ، دیگر چه جای غرور؟!!

( نوشته  از دفتر خطور که در سال ۷۹ آنرا برشته تحریر در آورده ام)
محمود زارع
ساری 1379
www.mzare.ir
                                                                                                                                            
ارسال قبلی در تاریخ سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384 توسط محمود زارع
توجه: کپی برداری یا نقل از مطالب این سایت  تنها در صورت درج لینک بهمراه ذکر نام سایت مجاز است


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.