مطلبی را با موضوع گردشگری در استان از جناب آقای رنجبر ( صادقعلی) در وبلاگ ایشان با نام انگیزه دیدم که بدلیل ارتباط زمانی موضوع و ضرورت و اهمیت آن عینا در این پست منتشر کرده و بدلیل توجه ایشان بمسائل اساسی استان نیز تشکر میکنیم ( وبلاگ ساری گاهنوشتهای محمود زارع)

فرارسیدن بهار و ایام گردشگری موسوم به ایام نوروزی در فرایند سریال گونه انتصاب یک مازندرانی در مسئولیت سازمان گردشگری و میراث فرهنگی کشور، استقرار رئیس سابق گردشگری مازندران در کرسی ریاست دفتر ایشان، انتصاب مسئولی جدید برای سازمان گردشگری و میراث فرهنگی مازندران و نیز وعده اخیر استاندار محترم مازندران برای راه انداری و فعال سازی کارگروه میراث فرهنگی مازندران در آستانه آغاز فصول گرم سال که در اصل اوج تجلی فعالیتهای صنعت گردشگری در مازندران محسوب می گردند، بهانه هایی یافتم تا با پیمایشی پژوهشی، به پردازش وضعیت این سازمان را در مازندران مبادرت ورزم و امیدوارم که متصدیان جدید کشوری و استانی این سازمان و نیز مدیران ارشد استان که برای رشد و توسعه این صنعت در مازندران دارای دغدغه های مدیریتی اند، نسبت به مطالعه و احتمالاً بهره برداری و بکارگیری مفاد مفید آن صیادانه حریص جلوه داده و در مرصاد نگاههای دیگران، صبورانه مترصد باشند.

در نکته آغازین این یادداشت تأکید می کنم که علیرغم برخورداری از پتانسیل های استثنائی اقلیمی و تاریخی و مذهبی، کلاً رتبه جهانی صنعت گردشگری کشور ما در هر یک از گرایشات ذکر شده و نیز قدرت اشتغالزائی، درآمدزائی و تبادل فرهنگی، بسیار پائین است و گاهی هم روند حرکتی ما حتی منفی است و اگر چه در مقام مقایسه می توان استانهای موفق تری همچون خراسان و اصفهان و فارس و خوزستان را نام برد، اما باید بپذیریم که ما هنوز با استانداردهای موعود جهانی، فاصله های مشهودی داریم و برای رسیدن به قله هایی که دنیا فتح کرده و استقرار یافته است، باید راه درازی را بپیمائیم.

اما از نگاههای کلی که بگذریم، با نگاهی استانی و بومی بایستی متذکر شویم که متاسفانه سازمان گردشگری و میراث فرهنگی و صنایع دستی مازندران، هم در مقیاس با استانهای فوق الاشاره و هم بخاطر سه شخصیتی شدن ناشی از ادغام سه گانه و نیز عدم رعایت اعتدال و فقدان تحرک افقی و درون سازمانی، فقر مشاوره با کارشناسان زبده و مدیران مجرب گذشته و مهم تر از همه نداشتن یک استرتژی جامع مبتنی بر مطالعه علمی و محیطی، آنطور که شایسته نام و موقعیت مازندران بوده، موفقیتی کسب نکرده و از این رو نمی توان یک انسجام ماموریتی، ترتیب اولویتی و نیز مطلوبیت نسبی در فعالیتهای سالانه این سازمان عریض و طویل ملاحظه کرد!

گردشگری مازندران در اکثر مواقع با پدیده ها، استعدادها و حتی استقبالهای گردشگری، مواجهه منفعلانه داشته و در غالب مواقع ابتکار عمل از دستش خارج است و بعبارتی درصد بهره برداری مازندران از موقعیتهای فوق کثیر و فرصتهای بی نظیر، بسیار اندک است، تا جائیکه می توان گفت که در مازندران، مدیریت استانداری بر مراکز و مصادیق گردشگری و میراث فرهنگی، به مراتب متجلی تر از نهاد تخصصی آن یعنی سازمان گردشگری است و این بسیار تأسف برانگیز و حیرت آور است و واقعاً معلوم نیست که چه زمانی این دوران صغارت به کبارت می رسد و این سازمان، امورش را بطور مستقل بعهده گرفته و اصطلاحاً رشید می شود؟!

1-دریای نیلگون مازندران و سواحل بسیار دل انگیزش بعنوان یکی از بزرگترین و جامع ترین مواهب الهی مازندران که حتی بدون تبلیغ و آمادگیهای متداول، بالاترین آمار جذب گردشگران داخلی و بعضاً خارجی را در فصول گرما بخود اختصاص می دهد، در بی برنامه ترین رویکرد و کمترین جلوه و کارآیی به مستقبلین ارائه می شود و اگر جاذبه های ذاتی و اقلیمی دریای مازندران نبود، یقیناً مسافرین ناراضی از قلت رفاه و خدمات و نیز کثرت مشکلات و حواشی، حتی کویر را نیز بر دریا ترجیح داده و این موهبت بزرگ الهی را با همه نیازهایی که به آن احساس می شود، یکبار مصرف کرده و نه تنها خودشان مراجعه مجدد نداشته اند، بلکه با ضد تبلیغ ها، دیگر آشنایان را نیز از سفر به مازندران منع می کردند.

دریایی که نه تنها در فصول گرما، بلکه بخاطر صیادی سنتی و صنعتی، پرنده های زیبای دریایی و جاذبه های علمی و پژوهشی و امکانات کامل اقامتی و تفریحی با سطح استاندارد مطلوب، حتی در فصول سرما نیز به اندازه کافی برای جذب گردشگران دارای توجیهات همه جانبه و بسیار پرجاذبه است.

2-جنگلهای سرسبز مازندران، یکی از استثنائی ترین اقلیم های طبیعی جهان است که با همه ویژگیها و مختصات جذابش، متاسفانه به دو دلیل بارز و نیز دلایل کوچکتر، نتوانسته به انتخاب اول گردشگران داخلی و خارجی تبدیل گردد که یکی به عدم تبلیغ کافی و دومی به فقدان خدمات و امکانات برمی گردد و این هم ریشه در عدم استیلای مدیریتی این سازمان در بکارگیری مدیران ذیربط بومی داشته که نمی توانند با توسعه صنعت گردشگری، توجیه اقتصادی و فرهنگی این مواهب الهی را تقویت کنند و در رقابت تنگاتنگ با اقلیم های مشابه کشوری و جهانی، برگ برنده را بیرون آورده و گردشگران را جذب کنند!

جنگلی که علاوه بر خاصیت های بلند اقتصادی و زیست محیطی و آن همه قابلیت های آبخیزداری و غیره، هم سرسبزی بهاری، هم طراوت تابستانی، هم تنوع رنگ پائیزی و هم نیمه عریانی زمستانی اش، دلبری کرده و در صورت معرفی درست و زمینه سازی و بسترآفرینی مناسب، مستقبلین زیادی را از سراسر جهان به مازندران جذب خواهد کرد.

3-سرمایه های اقلیمی مازندران مثل تالاب های جهانی میانکاله بهشهر، فرح آباد ساری و فریدونکنار و سرخرود و سایر تالاب های زیبایی که از گلوگاه تا رامسر، با طنازی های طبیعی و مانورهای موجودات بکر حیات وحش، چشم نوازی و دل انگیزی می کنند را در هیچ کجای جهان نمی توان با این همه تنوع و این همه تعدد در کنار هم دید و واقعاً چگونه است که ما نمی توانیم این تکاثر قابلیت ها را برای جذب گردشگران داخلی و خارجی در تابستان و زمستان و در بهار و پائیز فراهم کنیم، در حالیکه در شهری مثل اصفهان با یک پارک مصنوعی و محدود پرندگان معدود و کم تنوع، شاهد آن همه استقبال از سوی گردشگران و درآمدهای ناشی از آن هستیم؟!

4-اقلیم های استثناء مازندران مثل جلگه های مازندران با این همه وسعت و چشم انداز در فاصله های مکانی دل انگیز کوه و جنگل و دریا را چگونه می توان رها کرد و با نگاه گردشگری به آن نظر نکرد و این سرمایه بزرگ را در بازار بی تفاوتی ها و بی اعتنایی های علمی و گردشگری، تاراج کرد؟!

جلگه هایی که وسیع ترین پهنه های حاصلخیزی و کشاورزی و دامپروری و طیور را برای مازندران ایجاد کرده و در سایه سار درختان سر به فلک کشیده ای همچون سروها و صنوبرها و شمشادها، قابلیت ناب سرسبزی مازندران را مضاعف نموده اند.

5-اماکن طبیعی ساحلی مثل دریاچه ها، رودخانه ها، جویبارها، قنات ها، نهرها، چشمه سارها، آبشارها، برکه ها، آب بندان ها، آبگرمها، آبسردها و دهها پهنه آبی دیگر مثل سدها و استخرها و غیره، مازندران را به بهشتی شبیه می کند که مختصاتش را به کرات در کلام الله مجید ملاحظه می کنیم و بی جهت نیست که شاعر تاجیکی با رؤیت شگفتی های طبیعی مازندران از خود بیحود شده و ناگهان می سراید:

اگر فردوس بر روی زمین است     /   همین است و همین است و همین است!

آیا حیف نیست که زیبایی های بی مثال طبیعت مازندران، این چنین در پشت پرده های کم گویی و پانتومیم گرایی مسئولین سازمان گردشگری به دنیا معرفی نشده و یا برنامه ریزی لازم برای تحریک و ترغیب مشتاقان طبیعت و نیز میزبانی موفق از آنان صورت نپذیرد؟!

6-اماکن دیدنی و کوهستانی مازندران مثل کوهسارها، قله ها، دره ها، غارها، صخره ها، تپه ها، کنام ها و دهها مورد مشابه دیگر را می توان در سیاهه بازدید گردشگران قرار داد تا برای تحقق مطالبات جدیدشان برنامه ریزی کرد و با فرصت آفرینی های نو، شاهد کارآفرینی ها و شغل آفرینی های تازه نیز باشیم.

7-اماکن زیارتگاهی و مذهبی مازندران مثل امامزاده ها، بقعه ها، زیارتگاهها، مساجد، تکایا، سقا نفارها، نذرگاهها، وقفگاهها و غیره را باید به مستقبلین هم در حین سفر و هم مهمتر از آن در مبداء ارائه نمود تا علاوه بر مبادله فرهنگی، هر کس بتواند ذائقه فردی اش را در تنوع گرایشها تامین نماید.

8-اماکن باستانی و تاریخی مازندران مثل کاخها، برجها، قلعه ها، عمارتها، باغها، خانه ها، کاروانسراها، بازارچه ها، آرامگاهها، حمام ها، پلها، پارکها و غیره در ردیف گزینه های برتر برای جلب توجه هر چه تمامتر گردشگران داخلی و خارجی محسوب می گردند و انصافاً مازندران باید قدرشناس چنین میراثی باشد.

9-اماکن اقامتی مازندران مثل پلاژها، ویلاها، استراحتگاهها، هتلها، متلها، هتل آپارتمانها، رستورانها، سفره خانه های سنتی، میهمانسراها، سوئیتها و غیره که در اصل اعلام آمادگی عملی مازندران برای استقبال از میزبانی گردشگران و بیان میزان و حجم ظرفیت گردشگرپذیری مازندران تلقی می گردد.

10-صنایع دستی مازندران، مثل قالی بافی ها، گلیم بافی ها، جاجیم بافی ها، نمدبافی ها، جاروبندی ها، سبدبافی ها، زنبیل بافی ها، حصیربافی ها و غیره را می توان به پرتنوع ترین بخش سفر گردشگران مبدل کرد و نیز می توان از این معدن پتانسیل پنهان، استعداد عیان اشتغالزائی و درآمدزائی را استخراج کرد.

11-البسه قدیم مازندران مثل لباسهای زنانه، مردانه، لباسهای چوپانی مثل لمه چقا، لباسهای ماهیگیری مثل لوکه، لباسهای مراسم شادی و عزا، لباسهای رسمی، لباسهای ورزشی کهن، لباسهای شهری مثل جلیقه، لباسهای روستائی مثل شلیته و جمه شلوار، کفشهای سنتی مثل کالچم پاتو و گیوه و کلوش و غیره را باید کلکسیون سلایق باستانی دانست و طی آن توجه گردشگران را به تمدن مازندرانی جلب کرد.

 

12-محصولات درختی و پختنی مازندران مثل بلال پزیها، تمشک فروشیها، کبابیهای سنتی، انجیر فروشیها، ازگیل فروشیها، عسل فروشیها، نان تنوریها و دهها عنوان دستفروشی و حاشیه فروشی دیگر که غالباً هم با استقبال زائد الوصف گردشگران مواجه می شود، نیاز به تبلیغ همه جانبه ای دارد که طی آن گردشگران بایستی به این پدیده اجتماعی مازندران، رویکرد مطالعاتی و آلبومی گرمتری داشته باشند.

13-محصولات کشاورزی و باغی مازندران مثل شالیزارها، گندم زارها، لوبیازارها، چایی زارها، یونجه زارها، جوزارها، کلزاها، توتون زارها، شبدرزارها، سیفی کاری ها شامل هندوانه، خربزه، خیار، گوجه، کدو، کلم، کرفس، هویج، چغندر، شلغم، و جالیزی ها شامل ترب، تربچه، سیر، پیاز، سبزیجات، توت فرنگی کاری ها و باغات مرکبات، کیوی، انگور، انجیر، گردو، شلیل، گلابی، سیب، موز، پسته، زیتون، فندوق، بادام،گوجه درختی، قیسی، ازگیل، هلو، آلو، خرمالو، زردآلو، آلبالو، شفتالو و غیره حاکی از غنای تولیدی مازندران در ابعاد کشاورزی و باغی است که طبعاً ایجاد جاذبه فراوان خواهد کرد.

14-درختان جنگلی مازندران مثل سرو، صنوبر، تبریزی، کاج، شمشاد، توسکا، راش، ملج، اقاقیا و دهها گونه درختی بومی که برای پژوهشگران علمی بسیار پر جاذبه محسوب می گردد.

15-گیاهان داروئی و قابلیت های تولید گل و گیاه در مازندران که دارای اعتبار جهانی است و با کمی برنامه ریزی و لوکس سازی محیطی می توان با همین گزینه نیز به جذب گسترده گردشگران پرداخت.

16-اماکن خاص مازندران مثل موزه ها، گنجینه ها، نمایشگاهها، فروشگاهها، گلخانه ها، چمن زارها، لاله زارها و غیره را می توان به عنوان اماکن هدف گردشگری به گردشگران معرفی کرد.

17-مازندران می تواند با جاذبه های ورزشی مثل میزبانی مسابقات بین المللی در رشته های سرآمدی همچون کشتی، والیبال، ورنه برداری و فوتبال و غیره ، پزشکی، دارویی، علمی، آموزشی، پژوهشی، هنری، فرهنگی، قومی، اجتماعی و غیره به جذب گردشگران تخصصی در داخل و خارح کشور بپرازد.

18-گسترش فرهنگ گردشگری در جامعه و یکایک شهروندان مازندرانی و آماده سازی هر چه بیشتر افکار عمومی برای استقبال مناسب و استاندارد از گردشگران، این صنعت را از کنج عزلت بدر آورده و به پدیده ای اجتماعی مبدل می کند.

 

19-آداب و رسوم و سنن مازندران از تنوع و جاذبه های بسیار خاص برخوردار بوده و دیدن آنها شامل مراسم نوروز،نوروز خوانی ها، تعزیه خوانی ها، هیئت های عزاداری محرم، رسم و رسوم عروسی ها، جشن های مذهبی و باستانی و غیره می تواند موجب افزایش گرایش مجدد افراد شود.

20-غذاهای سنتی مازندران شامل گروه آشها، خورشها، نان ها، شیرینی ها، دسرها و دهها گونه پختنی دیگر را نیز می توان به جاذبه های توریستی مازندران افزود که مشتریان خاص خود را دارد.

21-بازی های سنتی مازندران بسیار متنوع و متعددند و واقعاً می توان از آنها یک جشنواره ورزشی ساخت و ایام خاصی از سال را به آنها اختصاص داد و به همین مناسبت گردشگران زیادی را به مازندران کشاند.

22-کلکسیون زبان و گویش مازندران و تلاش برای ترویج اصطلاحات کاربردی اش اولاً می تواند مهجوریت زبان مازندرانی را به پایان برساند و ثانیاً با اقبال عمومی از آن زمینه های ملی شدن آن را فراهم کرد.

23-معماری مازندران در شکلهای اماکن خصوصی و عمومی، تابستانی و زمستانی، شمالی و جنوبی، ساحلی و کوهستانی، شهری و روستائی، سنتی و مدرن، خوانین و رعایا، خانواده های گسترده و هسته ای، همکف و مرتفع و دهها گرایش دیگر را می توان به عنوان سرفصل های جذاب به گردشگران ارائه کرد.

24-مراسم جذابی مثل حلیم پزی، سمنوپزی، حلواپزی، آشپزی، شکرپزی، رب گوجه پزی، ترشی پزی، آب نارنج گیری، آب غوره گیری، آب میوه گیری، رب انارپزی، ماهی پزی، نان پزی، شیرینی پزی و غیره برای جلب توریست داخلی و خارجی، سوژه های بسیار مناسبی اند که نباید از کنار آنها به اغماض گذشت.

 

25-دامداری و دامپروری و طیورداری و زنبورداری مازندران با این همه استعدادهای اقلیمی و صنعتی از پرجاذبه ترین اقلام توریستی اند و طی آن می توان با ارائه آغل های سنتی، آخورها، استل ها، منگل ها، ارقج ها، کرس ها، کندوها، لانه ها، آشیانه ها و بسیاری از اقلام مربوط به این صنعت، امکان بازگشت توریست را به دوران قدیم با نوستالوژی جذاب فراهم و در اصل سفر به تاریخ معاصر را طراحی کرد.

26-وحوش مازندران شامل حیوانات شکاری و شکارگر و نیز پرنده های بسیار زیبای مهاجر و بومی در چشم اندازهای تالابها و آب بندان ها و حتی دریای مازندران، جاذبه های گردشگری ذاتی مازندران اند که این امر با محوریت اماکن حفاظت شده ای مثل پارک جنگلی دشت ناز ساری، قابل برنامه ریزی اند.

27-قابلیت های پزشکی مازندران با ظرفیت پذیرشی بسیار مناسب در بیمارستانها و سایر مراکز کلینیکی و درمانگاهی برای جذب توریست پزشکی از آمارهای قابل قبولی برخوردارند.

دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری

28-قابلیت های آموزشی و پژوهشی مازندران نیز با وسیع ترین بستر تحصیلی در دانشگاههای دولتی و بخش خصوصی، آمادگی جذب توریسم دانشجوئی و نیز توریسم تحقیقاتی را داشته و نیازمند هماهنگی قوی است که در این رابطه هنوز ما شاهد تراز منفی عزیمت دانشجویان ایرانی به کشورهای همسایه ایم.

29-قابلیت های هنری و گالری و جشنواره ای مازندران در گرایشات متعدد و متعهد فرهنگی و اجتماعی هم کار بسیار خوبی است که می تواند در جذب توریسم، سهم بسزائی داشته باشد. در این رابطه مشاهیری همچون نیما و هراتی می توانند سرفصل برنامه های گردشگری را بخود اختصاص دهند.

30-برنامه ریزی برای بازدید گردشگران از پارک موزه دفاع مقدس، پارک جنگلی، فضای سبز و دهها گزینه مشابه، انگیزه گردشگران را برای بازدید از مازندران مضاعف می کند.

با این توصیفات و این همه کاستی ها و فاصله مشهودی که بین این همه سرمایه های مازندرانی با نتایج و مراحل اجرائی وجود دارد، بسیار جای تعجب دارد که باز هم نخواهیم بپذیریم که ما انتقاد ناپذیریم و اینکه نمی خواهیم با دریافت بازخوردها، رفتارهای اصلاحی و مکملی را طراحی کرده تا جبران مافات نمائیم.

آنچه که امروز در گردشگری کشور و مخصوصاً مازندران شاهدیم و مخصوصاً با تغییراتی که در تیم مدیریت کشوری و استانی اتفاق افتاده است، می توانیم در یک جمله مرخم و کوتاه بنویسیم که: صنعت گردشگری و میراث فرهنگی، روز از نو و روزی از نو یعنی: نقطه سر خط!

بهرحال وقتی در استانی با غنای متکامل مازندران قرار می گیریم، مایل به بهره برداری همه جانبه از مواهب اقلیمی و تاریخی شده و سعی می کنیم با تمام وجود، نقش آفرینی و تاثیرگذاری داشته و از همه قابلیتهای بالقوه و یا همان پتانسیل مازندران استفاده ای بهینه بعمل آوریم.

در پایان ضمن آرزوی موفقیت برای دوست قدیمی و عزیزم جناب آقای سیدحسن موسوی در سمت معاونت محترم رئیس جمهوری و رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی و صنایع دستی کشور و نیز مسئلت توفیق الهی برای رئیس محترم جدید گردشگری مازندران، امیدوارم که این یادداشت مختصر توسط متصدیان گردشگری و نیز سایر محققان و پژوهشگران گردشگری در سطوح ملی و استانی مطالعه و جدی گرفته شود و نقائص احتمالی آن نیز با اهتمام مضاعف مدیران و کارشناسان زبده و نیز ایجاد شورای گردشگری شامل همه دستگاههای تاثیرگذار مثل رسانه استانی، ارشاد اسلامی، تبلیغات اسلامی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، آموزش و پرورش، هلال احمر، تربیت بدنی، حوزه هنری، کتابخانه ها، شهرداری مرکز استان، صنعت و تجارت، منابع طبیعی و .... ترمیم گردد.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه. 24 / 11 / 90

http://angizeh.blogfa.com/post-966.aspx



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.