*   عزیزا ! شب و روز از خیالت در دل خود محفلی دارم. گاهی فكرمیكنم كه تنهایی، كفر است، جهان پر از تست، كجا مرامیتوان بی تو تصور كرد.

بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میكرد.

جهان آنقدر ازتو پر است كه تهی از هر چیز دیگر! بهرچه كه مینگریم،تنها ترا (میباید) یا نه ! (میشاید) نه!...  و تنها ترا می بینیم.

        از بسكه دو دیده در خیالت دارم
          در هر چه نگه كنم تویی پندارم.

 مگر" ونحن من حبل الورید " نیستی !؟!
هستی ! تو از كثرت وضوح؛ نامعلومی!
ساری,گاهنوشته های محمود زارع



آنكه گفته بود  "اناالحق"  پر بیجا نگفته بود، چه خوب مزدش را دادی،
تو نیز همچو او عاشقش شدی و حسب قولت معشوقه ات را میكشی، او دیگرخودش نبود " او , تو" بود، دیگر دوئی ایی نباید می بود، پس خونی كه در جسم، حداقل حد جدائی است؛ بایستی ریخته شود. این مقدار انفصال نیز بعد از آنهمه انوصال!؟!! لحظه ای درنگ و تأمل روا نبود و شرط دوستی نیز حكم میكرد تا ...فادخلی جنتی.....وادخلی جنتی ...


*      خدایا ! چه تهیدستیم بی تو و... اما نخورده ؛ مستیم با تو!

*      الهی! زبانم بگشا، سینه ام فراخ كن، دلم صاف، همتم عالی و قلبم خالی؛ كن!

*      خدایا ! دود هوی و دم هوس، در دل بی صفاست. دلی از هوای مصفایم آرزوست!

*     الهی! بد عادت شده ایم، آنقدر مزه لطف تو چشیده ایم كه بركمترین تلخی در زندگی كه گر چه حقمان هم باشد؛ بی تاب میشویم.

*      پروردگارا ! اندوه های نگفته ما ؛ اینك بغض های نا سرگشوده اند و حجت های نهفته!

*     پروردگارا ! شرط سفر مهیا بودن است، اگر قلب مهاجر شود از آنچه كه هست بسوی آنچه كه باید باشد، در این سفر، باطنی خواهم كه قول حق را مهیا باشد. كار باطن با تست، پس دستی در عمق باطن ما ببر. ما را عزم سفر بسوی تست ؛ اراده نیز به امر توست، تدارك كار نیز به لطف تو!!

*   خداوندا ! بخودت قسم در لطف تو طمع ها بسته ایم، مغرورشده ایم، شرمساریم، مصر نیستیم به غرور، ولی توكریمی، تو وقتی كه در خطاب به آدمیزاده میفرمایی: " یا ایّهاالانسان ما غرّ ك بربّك... ؛  چرا بلافاصله بعدش میفرمائی : ... الكریم...!؟!  آیا آدرسی نیست كه اگر ترا كریم نمی یافتیم؛ اینقدر پررو و مغرور نمی شدیم!؟

*   بار پروردگارا ! مپسند تاما نیز مشمول كلام شریفت كه عتاب آلوده فرمودی : "  لم تقولون ما لا تفعلون ؟! " ، شویم؛  تا سخن از عمق جان؛ اعتقاد و باورمان گفته و خود نیز پیش از گفتار؛ عامل آنباشیم.

*   دادارا ! به توحیدت گواهی دهیم و به تحبیب حبیبت مشغول وهمواره به تمجید اولیائت مشغول، تقاضای پذیرش شفاعت مان از سوی شافیان روز جزا داریم، چرا كه هیچ احدالناسی بدون اذن تو قادر به شفاعت نیست.


*   پروردگارا ! ما در دعا نمیتوانیم جانب ادب نگه داریم. پس بی ادبی های مانرا ببخش كه" بین الاحباب؛ تسقط الاداب...  " از جمله بی ادبی هایمان، دوئیت ما در نیایش است.

 
*   ای غفور كریم! همواره قلم عفو بر جرائم ما بكش و رقیب و عتید را بر ما مهربان فرمای.
خداوندا، شتر دیدی!  ندیدی! 
آیا همینكه میخواهیم که ببخشائی، حداقل كفایت ترا نیست؟!
اگرمعترف نبودیم، نمی خواستیم، و چنانكه نیت اصلاح نبود نیز عذر تقصیر نمی آوردیم.


 
*   یا علیم حكیم! (ربّ ) زدنی علما ! روشنی علم و معرفت میتواند چاله وچوله های راههای صعب العبورمان را نشان دهد، تا گام لغزان در تاریكی ها و ظلمات ننهیم!


*   محمودا ! به گذشته كه مینگرم، جز برهه ای از حیات، حالتی جز افسوس و شرمندگی ندارم، در حال، گیج و گنگ و مبهوتم، در آتیه تنها به تو رجاء واثق داریم.


*  ای باصفا ! اخلاص، شربت شیرین و شیره شیرازه وجودی آدمیان است. بر من(گرچه با این چه گذشت درشتخواری ودرشتی پدید آید، ولی) همچو باران بباران. سوز اخلاص خواستنی است!


*   ای تنهاترین! سعادت " سرّ " را ؛  مشمول مان بگردان. دوست دارم بی هیچ چشمداشتی و در ورای چشم ها و فهم ها  " سرّ " دارم، " سرّ " كنم، " سرّ " خواهم و در بخشش های ولو كودكانه ام، گوهر" سرّ " در دست و دامنم باشد !
 

*      ای محبوب! فهم و لذت دوست داشتن تمام مخلوقاتت را بما عنایت فرما!

ادامه دارد............

توجه : این متن دل گفته هایی بود که سالیانی قبل با جمع آوری از لابلای دفترچه های یادداشت یکجا تنظیم نموده بودم.
(محمود زارع )
 

مطالبی دیگر :



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.