ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... درست یادم هست که در زمان کودکی مادرمکرّمه ام ، روزی خرده نان هایی را که من در حین مصرف آن بر زمین ریخته بودم ؛ با حوصله ؛ سلام و صلوه جمع کرده و با احترام خاصی در ظرفی نهاده و جلوی مرغ و ماکیان حیاط ریخته بود و درهمان جا به من یادآوری کرد که نان برکت خداست ، تو نباید تحت هیچ شرایطی به آن بی احترامی کنی ؛ نباید طوری مصرف کنی که خرده ریزه آن به زمین بریزد.

او به من گفته بود : " اگر چنین کنی ؛ کفران نعمت خداوندی کردی و... لذا روزی خواهد رسید که آن رزّاق حکیم در اجل مقرره ، در رزق و روزیت ؛ ضیق و تنگدستی نازل خواهد کرد! " ما هم از آن تاریخ به بعد به نان به طور خاص و به دیگر محصولات کشاورزی ، به طورعام ، به دیده تکریم می نگریستیم، تا ...

آن که امروزه روز؛ دیدیم و هستند افرادی که فرهنگ امثال گذشتگان مان را فرهنگی کهنه و قدیمی ؛ و عمل به آن را تنها به اقتضای آن شرائط روا می دانستند ! غافل از آن که زیربنای فرهنگ اصلح ؛ عقل و خرد و میانه روی است و به همین اقتضا عناصر بسیار قابل ملاحظه ای از همان فرهنگ دیرین را لزوما برای تعالی جمعی و فردی ؛ در جنبه های مختلف اقتصادی و اجتماعی ، باید پاس داشت و هماره متذکر شد.

 فرهنگ دینی مصرف ؛ در آداب پیشینیان ما امروزه نیاز جدی و عقلائی و اقتصادی ؛ عصری است که در آنیم و لامحاله در آن وارد خواهیم شد... بدون هر گونه مقدمه چینی بیشتر ؛ با ذکر چند اطلاع و ایضاح آمار و ارقام ؛ قصد آن دارم که ذهن شما را به این موضوع متوجه نموده که ؛ آیا بی توجهی به برکات خداوندی عکس العمل ذاتی و طبیعی ؛ قحطی ؛ گرسنگی و انواع و اقسام مکافات مختلف امّا مرتبط با ریشه ها را در پی نخواهد داشت ؟!!

به موارد ذیل الذکر توجه فرمایید:

• کل تولید سالانه بخش کشاورزی در کشور در شرایط فعلی حدود 85 میلیون تن برآورد می شود . نتیجه تمامی فعالیت های زیربخشهای مختلف کشاورزی اعم از زراعت ؛ باغبانی ؛ دام و طیور ؛ شیلات و آبزیان و... در همین رقم 85 میلیون تن نمودار گشته و بدین ترتیب؛ سرانه تولیدات بخش کشاورزی ( در تمامی زیربخشها ) را در ایران باید بالغ بر2/1 تن دانست.

ولی قصد جمعی کشور در این باره آن است که ( در قانونی مدون تنظیم گشته و قرار شده است که : ) • طبق قانون برنامه چهارم کل تولید بخش کشاورزی ، سالانه در کشور باید به 112 میلیون برسد. از رقم فوق 42 میلیون (5/37 درصد ) باید جذب صنایع تبدیلی و تکمیلی شود . از این رقم (یعنی همین 42 میلیون تن ) معادل 23 میلیون تن آن؛ محصول فرآوری شده باید باشد . اما :

• ضایعات محصول کشاورزی یا همان کفران برکات الهی در کشور؛ سالانه بالغ بر 3/15 میلیون تن می باشد . یعنی بیش از 5/17 درصد از تولید کل کشاورزی مملکت !

 • حال اگر میانگین هر کیلو گرم از این محصولات را 155 تومان در نظر بگیریم ، ارزش ضایعات این محصولات، هر سال معادل 000, 500,000, 371, 2 تومان خواهد شد (بیش از دو ترلیون و سیصد و هفتاد و یک میلیارد تومان) یعنی سرانه ضایعات محصولات کشاورزی بیشتر از 338.000 ریال می شود . یعنی به طورمتوسط هر خانوار ایرانی ( با میانگین 5 نفر ) حدود 1.693.000 ریال به قول مادرم کفران نعمت می کند ! ولی تاسف بارتر آن جاست که بدانی که میتوان با این مقدار ضایعات ؛ اگر نباشد ؛ چه کارها می توان کرد ؛ که یک نمونه آن را بگوئیم که :

 • ضایعات 3/15 میلیون تن محصول هر ساله در ایران ؛ می تواند شکم گرسنه یک کشور 15 میلیون نفری را سیر کند ! تازه این در شرائطی است که :

• بالغ بر 20 درصد از مردم کشورخود ما از سوء تغذیه رنج می برند ( بالغ بر 15 میلیون نفر ) چرا؟! و به چه علت یا عللی این وضعیت حاکم است ؟ بخشی از این علتها را که عموما هم کارشناسان میگویند در موارد زیر میتوان خلاصه کرد:

 • علت ها :

 - می گویند و می گوئیم که ؛ کشاورزی سنتی داریم ؛ از تولید تا برداشت ...
- می گویند و می گوئیم که ؛ رعایت نکردن استاندارد های تولید و نگهداری + فرسوده بودم ماشین های برداشت ...
 - می گویند و می گوئیم که ؛ صنایع تبدیلی و تکمیلی کافی نیست + ماشین های شالیکوبی و... فرسوده و مستهلک و قدیمی هستند...
- می گویند و می گوئیم که ؛ کمبود انبار و سرد خانه و روشهای نوین نگهداری هم مزید بر علت است ...
- می گویند و می گوئیم که ؛ بدلیل یارانه های دولتی ؟ محصولات ارزان است ( اینجا حرف داریم امّا بماند تا وقتی دیگر ...)
 - می گویند و می گوئیم که ؛ فرهنگ نادرست مصرف هم داریم ...
 - می گویند و می گوئیم که ؛ توجه کافی در ساخت غذا معمول نمی شود...
- بعضی می گویند وامّا نمی گوئیم که ؛ کشاورزان ما نیز مقصرند ...!!! ... حال چه باید کرد ؟! نمی شود و نباید دست روی دست بگذاریم و همین طورهی بنویسیم وبنویسیم و از آن طرف هم این نوشته ها تنها به درد متن سخنرانی دلسوزانه و متعهدانه بعضی ها که وقت ندارند خوب بخوانند ؛ بخورد ... که !!

• راهکارها :

خیلی معلوم است ! همین هاست که می بینید ! امّا همه همین ها ؛ بدون میدان داری نیروی انسانی آگاه و خردورز و بدون حضور نیروهای خوش فکر ؛‌ کار بسامان نمیشود ...
- صنایع تبدیلی و تکمیلی برای فرآوری این محصولات باید گسترش یابد ...
- انبارهای سردخانه ای و... باید توسعه یابد...
 - و راه هایی درست در مقابل مشکلات برشمرده شده و....

• چند مثال : ارزش افزوده ای که از طریق فرآوری محصولات تولیدی ایجاد می شود :
 • سیب پادرختی ( در فصل برداشت ارزش قابل توجه خام فروشی ندارد ) اگر جذب صنایع مرتبط شود ، از قسمت گوشت آن چیپس ، از دانه ی آن ماده دارویی ، از پوسته خشک آن پودر و لوازم آرایشی ، از خمیر داخل آن محصول دیگرو دهها نوع محصول دیگر هم تولید می شود. ارزش افزوده محصولات فرآوری شده حتی گاهی تا 500 درصد برابر ارزش اولیه محصول نیز محاسبه شده است....
 • یا می گویند ؛ پیاز اگر در ظرف 80 گرمی تبدیل به خلال شود ، حدود 1000 تومان بفروش می رسد.
 • یا ..... شما را بخدا ؛ در خانه اگر کس است ؛ این همه حرف بس نیست ؟!!!

محمود زارع

انتشار در این وبلاگ در تاریخ بهمن 1390

این مقاله سالهای قبل در پایگاههای زیر نیز منتشر شده است :

http://www.bahoo.blogfa.com
http://mazandnume.com/?PNID=V5905
http://jkmaz.ir/portal/index.php?option=content&task=view&id=198


مطالب اخیر وبلاگ:




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.