بسم الله الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: پراکنده نوشته هایم را در مورد موضوعات مختلف که بصورت کوتاه بوده جمع آوری نموده و در اینجا تحت عنوان " دقائق قلم " آورده ؛ باشد که مفید واقع شود. غالب این مطالب بصورت باصطلاح خودجوش و لحظاتی بود که پر بود از نوشتن برای من !
Mahmood.zare@Gmail.com
محمود زارع
مازندران . ساری . سوربن

دشمن نداری؟!!
توكه بدخواه نداری!
تو كه كسی بدگویت نیست!
 تو كه دشمن نداری * كسی حسودیت را نمی كند* پس بدی!
 خوبی نداری! دوستی نمیدانی! شاید چیزی نداری كه به آن حسادت بورزند!
شاید شخصیتی ندار...! مردی...! و در یك كلام :....... شاید نامر... ؟!!!!۷۹/۷/۴


خدا را....
     اینطور دریافت كردم كه :
                     ·  فهمیدم كه - گرچه مانند بصیرتی از پشت پنجره مات باشد - اگر نان حلالی بدست آید . دوای درد هر مرضی خواهد بود!
                     ·  قطع بدانید كه كلام نیكو از طعام نیكوست!
           ·  به عقل و اندیشه خویش نه ناز و نه غمزه . چرا كه گویند بوعلی را كه بیواسطه احمد ص خواست بخدا رسد . آن عزیز با دست خویش مجابش كرد در آتش افتاد ( فكر میكنم منظور باید بوعلی صفتان باشد نه بوعلی سینای همدانی )
           ·  شاید این قضیه را باور نكنید و بهتر است باور نكنید ولی در خور تامل است بسیار كه: 1- هر چه كه میگذرد خیال است ! 2 - دنیا میگذرد ! 3 - پس دنیا خیال است !؟!
           ·  دیگه نمیشود دریافت را نوشت . عین گفته سلمان ساوجی عین دریافت ماست كه فرمود: از بس شكستم و ببستم توبه / فریاد همی كند زدستم توبه / دیروز به توبه ای شكستم ساغر / امروز به ساغری شكستم توبه
           ·  هر قدمی به جلو و به بالا یعنی توبه از قدم قبلی ( البته در اینجا حرف دارم و خلاصه اینكه از مقامی كه توبه كردیم در زمان خود نهایت كمال بود ما را...) بقول خواجه نصیر: « از هر چه نه از بهر تو كردم توبه / ور بی تو غمی خورم از آن هم توبه / وآن نیز كه بعد ازین برای تو كنم / گر بهتر از آن توان از آنهم توبه/ ... این راه و جهت است كه مهم است و آدمی كه در این راه است. اینطور نیست؟! این مهم نیست كه چه كردی و در چه جائی ؟! مهم این است كه آیا در راهی... اگر در راه باشی . همانجا كه در همان لحظه هستی نكوست و همانجا ئی كه اگر نروی گناه است !
                     ·  دنبال فلسفه نروید. آن علمی یا آن بینشی كه توانش آنقدر است كه بر آگاهان ره میزند همین فلسفه است!
                     ·  رمزی بگویم كه : پاكان جلوه دلربای روی تو را ندیده اند !!
                     ·  هر كه عشق را وصف میكند . بقول حكیمی هرگز آنرا نشناخته اند!
                     ·  هیچ چیزی نیست كه چشم ببیند و پندی نباشد ....من ندیدم در میان كوی او/ در در و دیوار الا روی او
           ·  من از مدعیان همواره نفرت داشتم و دارم ( از وقتی كه فهمم آغاز شد ) مدعیان را دعوی عشق لیلی است و شب چشم بر هم می نهند. بخودش قسم جز طالبی بی حیاء نیستند!
                     ·  دستار بندان بدانند ( بقول حكیم سنائی ):
خود كلاه و سرت حجاب دهند
خود میفزا بر آن كله دستار
افسری كان نه دین نهد بر سر
خواهش افسر شمار و خواه افسر
ای سنائی از آن سگان بگریز
گوشه ای گیر از این جهان هموار
هان و هان تا ترا چو خود خود نكند
مشتی ابلیس دیده ی طرار
.......
گر سنائی ز یار نا همدم
گله ای كرد ازو شگفت مدار
آب را بین كه چون همی نالد
هر دم از همنشین ناهموار
           ·  حالا فهمیدم كه چرا به سنائی گفته اند حكیم ! بشنوید! از اوست: تو به علم ازل مرا دیدی / دیدی آنگه به عیب بخریدی / تو به علم همان و من به عیب همان / رد مكن آنچه خود پسندیدی/...این فهم شایسته بخشش هم هست! نیست؟!
                     ·  قطع بدانید كه برای آنچیزی كه شاد میشوی . در نبودنش اندوهگین خواهی شد.
گاهنوشتهای محمود زارع
ارسال در تاریخ شنبه هجدهم فروردین 1386

از ابتدا تاکنونweb counterبار از این مطلب بازدید شده است
web counter


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.