سورة النحل- مكیه‏
النوبة الثالثة
باسم اللَّه ولهت القلوب فتحیرت، و بعزّته انخنست العقول فطاحت، و بكشف جلاله دهشت الارواح فتلاشت، و لیس للخلق الّا الفناء و العدم، و بقى للحقّ الازل و القدم.
همه ستمکارند

از باغ جمال تو درى بگشادند
تا خلق ز تو در طمعى افتادند
بس جان عزیزان كه بغارت دادند
و اندر سر كوى تو قدم ننهادند


بو بكر شبلى روزى در مكاشفه جلال حق مستهلك شده بود و از خود بى خود گشته، حریق آتش معرفت، غریق دریاى محبّت، همى ‏گفت:
الهى، اگرت بخوانم برانى، ور بروم بخوانى، پس چكنم من بدین حیرانى! هم تو مگر سامان كنى، راهم بخود آسان كنى،
المستغاث منك الیك، لا معك قرار و لا منك فرار، نه با تو مرا آرام، نه بى تو كارم بسامان، نه جاى بریدن، نه امید رسیدن، فریاد از تو كه این جانها همه شیداى تو و این دلها همه حیران بتو.

پیر طریقت جنید سى سال زیر آن نردبان پایه پاس دل مى‏داشت، گفت:
چون پنداشتم كه بجایى رسیدم بسرّم ندا آمد كه: اذا ظننت انّك وجدتنى فقد فقدتنى، و اذا ظننت انّك فقدتنى فقد وجدتنى،
فرا خلق مى ‏نماید كه این كار نه بحدّ فهم و وهم آدمیانست نه در گاه تأویل عالمان است، نه میدان عبادت عابدانست، و نه تیه تحیر عارفانست،
زهرى با شهدى آمیخته، نعمتى در بلائى آویخته، هم درد است و هم دارو، هم شادى و هم زارى،
بنده میان این دو حال گردان هم گریان و هم خندان، همى‏گوید بآواز لهفان:
الهى دلم از بیم درد نبایست كبابست، و روزگار نشان این كه خذلان ملازم و توفیق در حجابست، این بیچاره نمى‏داند كه در سخن عذابست، یا از مولى عتابست،
دردیست مرا كه بهى مباد كه مرا این درد صوابست، یا دردمندى بدرد خرسند كسى را چه حسابست، سخنى در آمیختم چون سنگ كه در آن هم آتش و هم آبست،
ملكا قصّه اینست كه برداشتم این بیچاره را چه جوابست!

قوله: «أَتى‏ أَمْرُ اللَّهِ» فرمان خدا رنگارنگست و طاعت داشت وى لونالون، ظاهر بنده را دیگر فرمودند و باطن وى را دیگر، ظاهر را فرمودند كه بر درگاه عبادت در منزل خدمت كمر بسته همى‏باش، باطن را فرمودند كه بر بساط معرفت بنعت حرمت آهسته همى ‏باش، دل را دوام مراقبت فرمودند، سرّ را در مقام معرفت طلب صفاوت فرمودند، روح را در عین مشاهدت لزوم حضرت فرمودند،
« فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ» دریافت مراد تعجیل مكنید و از اندازه فرمان در مگذرید كه برسد هر كه صادقست روزى بآنچ مراد است، و فرمان بردار حق از دیدار بر میعادست.

« یُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ»
حقیقت روح آنست كه حیاة دل و حیاة دین در آنست و آن جمال عزّت قرآنست كه از حضرت الهیّت بنعت رسالت بسفارت جبرئیل به مصطفى (ص) مى‏رسد كه « أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ»
بندگانم را خبر ده كه منم خداوند یكتا، در صفات بى همتا و از هم مانندى جدا، و در ضمانها با وفا، هر كه این كلمه شهادت بگفت و مهر توحید بر دل نهاد در سرا پرده عزّت اسلام آمد، امّا همى ‏دان كه این سرا پرده اسلام را جز در صحراى تقوى نزنند كه مى‏گوید جلّ جلاله: «لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ»
و حقیقت تقوى پاكى دلست از هر چه دون حق، و چنانك بر خلق عالم اسلام فریضه است تقوى فریضه است و دین را كه بنا نهادند بر تقوى نهادند و هر كه صاحب ولایت شد بتقوى شد: «إِنْ أَوْلِیاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ»،
و فردا ولایت آخرت نامزد كسانى است كه ایشان را متّقیان خوانند: «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ»
و شرط اوّل در تقوى آنست كه پاسبان دل خود باشى و سه چیز بجاى آرى:
خویشتن را با دست امانى ندهى، و از هر چه ناپسند بپرهیزى، و یك طرفة العین از حق غافل نباشى.
...
بزرگى را پرسیدند كه خداى را دوست دارى؟
گفت دارم.
گفتند دشمن وى را ابلیس دشمن دارى؟
گفت ما را از محبت حق چندان شغل افتادست كه با عداوت دیگرى پرداخت نیست.

«وَ لَكُمْ فِیها جَمالٌ»
قومى را جمال در اموال بست قومى را در احوال،
فالاغنیاء یتجمّلون حین یریحون و حین یسرحون، و الفقراء یشتغلون بمولاهم حین یصبحون و یروحون،
توانگران كمال جمال خود در مال دانند، و مال از دو بیرون نیست: یا حلالست یا حرام
اگر حلالست محنت است و اگر حرامست لعنت،

و درویشان جاه و جمال خود در وصال مولى دانند و كمال انس خود در صحبت مولى بینند.

رابعه عدویه را مى‏آید كه از قافله منقطع شد در آن بادیه حیرت سرگردان، زیر مغیلانى فرو آمده و سر بر زانوى حسرت نهاده، از هواى عزّت ندایى شنید كه: تستوحشین و انا معك.

شب معراج هر چه در ثقلین جمال و مال بود فداء یك قدم سید ولد آدم گردانیدند بآن هیچ ننگرست، افتخارش باین بود كه: اشبع یوما فاحمدك، و اجوع یوما فاشكرك.

«وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِیلِ» الآیة...
راه راست و طریق پسندیده آنست كه سوى حق مى‏شود و گذر بر حق دارد و آن راه بسه چیز توان برید:
اوّل «علم» و میانه «حال» و آخر «عین».

علم بى استاد درست نیاید، حال بى موافقت راست نیاید، عین تنهایى است با علاقت بنسازد،
در علم خوف باید، در حال رجا باید، در عین استقامت بود.

پیر طریقت گفت: هیچكس از دوستان او این راه نبرید تا سه چیز بهم ندید:
از سلطان نفس رسته، و دل با مولى پیوسته، و سرّ باطلاع حق آراسته.


متن و ترجمه آیات در النوبة الاولى
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» بنام خداوند بخشاینده مهربان.
« أَتى‏ أَمْرُ اللَّهِ» آمد كار خداى، « فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ» مشتابانید آن را، «سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا یُشْرِكُونَ (1)» پاكى او را و چون برتر است در قدر خویش از انبازى آنچ با او انباز میخوانند.

« یُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ» فرو مى‏فرستد فریشتگان را، « بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ» بپیغام از فرمان خویش، « عَلى‏ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ» بر او كه خواهد از بندگان خویش، « أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا» آگاه كنید كه نیست خداى جز از من، « فَاتَّقُونِ (2)» بپرهیزید از نافرمانى در من.

« خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ » بیافرید هفت آسمان و هفت زمین بفرمان روان بى یار، « تَعالى‏ عَمَّا یُشْرِكُونَ (3)» چون برتر است از انباز كه با و مى‏خوانند.

« خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ » بیافرید مردم را از آب پشت، « فَإِذا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ (4)» آن گه این مردم بازنشسته جنگینى آشكارا.

« وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها» و چهار پایان بیافرید، « لَكُمْ فِیها دِفْ‏ءٌ» شما را در آن خویشتن فرا پوشیدنست از سرما، « وَ مَنافِعُ» و شما را در آن منفعتها و سود است، « وَ مِنْها تَأْكُلُونَ (5)» و از آن میخورید.

« وَ لَكُمْ فِیها جَمالٌ» و شما را در آن آرایشى است، « حِینَ تُرِیحُونَ» آن گه كه آن را شبانگاه از چراگاه با آرام گاه آرید، «وَ حِینَ تَسْرَحُونَ (6)» و آن گه كه آن را بامداد بگیاه مى‏برید.

«وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ» و مى‏بردارد بارهاى گران شما، «إِلى‏ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِیهِ» بهر شهرى كه شما نتوانستید رسیدن بآن، «إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ» مگر برنج تن، «إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ (7)» خداوند شما بخشاینده ایست مهربان.

«وَ الْخَیْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِیرَ» و اسبان و استران و خران بیافرید، «لِتَرْكَبُوها» تا بر نشینید بر آن، «وَ زِینَةً» و آرایشى را، «وَ یَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ (8)» و مى‏آفرینند آنچ شما ندانید.

«وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِیلِ» بر خدایست راستى راه، «وَ مِنْها جائِرٌ» و هست از راه كه خلق در آن ‏اند كه كژ است، «وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِینَ (9)» و اگر خواستى راه نمودى شما را همگان.


بعض نکات تفسیزی از النوبة الثانیة
این سوره النّحل قومى گفتند نزول آن همه به مكّه بوده و قومى گفتند به مدینه بوده و از ابن عباس روایت كرده ‏اند: كه اوّل سوره بمكّه فرو آمده تا: «وَ لا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ» و باقى سوره بمدینة فرو آمده و قول درست آنست كه جمله بمكه فرو آمد مگر سه آیت در آخر سوره: «وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا» الى آخر السّورة.
و بعدد كوفیان صد و بیست و هشت آیتست و دو هزار و هشتصد و چهل كلمه و هفت هزار و هفتصد و هفت حرف، و در این سوره چهار آیت منسوخست چنانك رسیم بآن شرح دهیم.
...
قوله: «أَتى‏ أَمْرُ اللَّهِ»
ابن عباس گفت: در سبب نزول این آیت كه اوّل این آیت فرو آمد كه: «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ» كافران گفتند محمّد مى‏گوید كه قیامت نزدیكست دست از كارها بدارید تا ببینیم كه حاصل این گفت وى چه خواهد بود،
روزى چند بر آمد گفتند: یا محمّد ما نرى شیئا! ما از آنچ گفتى كه قیامت نزدیكست هیچیز نمى‏بینیم و اثر آن پیدا نیست،
در آن حال آیت آمد كه: «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ» ایشان بترسیدند و هم چنان در انتظار نشستند تا این قیامت كى خواهد بود، چون روزگار بر آمد گفتند: یا محمّد ما نرى شیئا ممّا تخوّفنا به اى محمّد از آنچ ما را بآن مى‏ترسانى هیچ نشان پیدا نیست!
جبرئیل آمد و آیت آورد: «أَتى‏ أَمْرُ اللَّهِ» رسول خدا (ص) و یاران ازین سخن فراهم آمدند، براست و چپ مى‏نگرستند، چنان پنداشتند كه ...

و گفته ‏اند امر در قرآن بر سیزده وجه است:
یكى بمعنى دین چنانك در سورة التّوبة گفت: «حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ» یعنى دین اللَّه الاسلام، همانست كه در سورة الانبیاء گفت: «وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ» یعنى فرّقوا دینهم الاسلام الذى امروا به فدخلوا فى غیره. و قال فى المؤمنین «فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ».

وجه دوم امر است بمعنى قول چنانك در سوره الكهف گفت: «إِذْ یَتَنازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ» یعنى قولهم، و در سوره طه گفت: «فَتَنازَعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ» اى قولهم، و در سوره هود گفت: «حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا» اى قولنا «وَ فارَ التَّنُّورُ»، و كذلك قوله: «فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا».

وجه سوم امر است بمعنى عذاب كقوله: «وَ قالَ الشَّیْطانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ» اى لمّا وجب العذاب باهل النّار و در سوره مریم گفت: «إِذْ قُضِیَ الْأَمْرُ» اى وجب العذاب، همانست كه در هود گفت: «وَ غِیضَ الْماءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ».

وجه چهارم امر عیسى است (ع) كقوله فى سورة مریم: «سُبْحانَهُ إِذا قَضى‏ أَمْراً» یعنى عیسى كان فى علمه ان یكون فیكون من غیر اب «فَإِنَّما یَقُولُ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ»، و نظیره فى البقرة: «وَ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما یَقُولُ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ»

وجه پنجم امر است بمعنى قتل، یعنى قتل كفّار مكّه ببدر، چنانك در حم المؤمن گفت: «فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ» یعنى القتل ببدر قضى بالحقّ.

وجه ششم امر فتح مكّه است، كقوله: «فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ» یعنى فتح مكّه.

وجه هفتم امر قتل بنى قریظه است و جلاء اهل نضیر فذلك قوله فى البقرة: «فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا» یعنى عن الیهود «حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ» یعنى قتل بنى قریظه و جلاء اهل النّضیر.

وجه هشتم امر است بمعنى قیامت، كقوله: «أَتى‏ أَمْرُ اللَّهِ» یعنى القیامة، و فى سورة الحدید: «وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِیُّ حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّهِ» یعنى القیامة.

وجه نهم امر است بمعنى قضاء كقوله فى الرّعد: «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ» یعنى یقضى القضاء وحده، و فى الاعراف: «أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ» یعنى الا له الخلق و القضاء فى الخلق ما یشاء.

وجه دهم امر است بمعنى وحى، كقوله فى سورة المضاجع: «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ» یعنى ینزّل الوحى من السّماء الى الارض، و فى الطلاق: «یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ» اى الوحى.

وجه یازدهم عین امر است یعنى كار خلایق، كقوله: «أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ» یعنى امور الخلائق.

وجه دوازدهم امر است بمعنى نصرت، كقوله فى آل عمران: «هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَیْ‏ءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ» یعنى النّصر.

وجه سیزدهم امر است بمعنى ذنب، كقوله فى الطلاق، «فَذاقَتْ وَبالَ أَمْرِها» یعنى جزاء ذنبها، و فى الحشر: «ذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ» و فى المائدة: «لِیَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ» یعنى جزاء ذنبه.

«سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏» تنزیها له و تعالیا، «عَمَّا یُشْرِكُونَ» ...
«أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ» ... معنى آیت آنست كه ربّ العزّه فریشتگان آسمان فرو مى‏فرستد برسولان خویش تا نامه و پیغام آرند بایشان كه كافران را از عذاب من بترسانید و ایشان را بتوحید فرمائید و آگاه كنید كه من خداوند یگانه ‏ام، جز من خداوند نیست، از من بترسید و از نافرمانى من بپرهیزید، آن گه دلائل توحید را بیان كرد از آفرینش آسمان و زمین گفت: « خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ» ...
...


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)



           **********
سوره یوسف


           **********
سوره رعد
تفسیر سوره رعد 01 (358)


           **********
سوره ابراهیم
تفسیر سوره ابراهیم 01 (368)



           **********
سوره الحجر
تفسیر سوره حجر 01 (375)



           **********
سوره النحل
تفسیر سوره نحل 01 (381)


           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.