النوبة الثالثة
«وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ» الآیة...،

فرشتگان امر حق آورند

خزائن اللَّه فى الارض قلوب العارفین، خداى را جلّ جلاله در زمین خزینها است و آن خزینها دلهاى عارفانست و سرّهاى مریدان، و آنكه در آن خزینها درهاست شب افروز و ودیعتهاى گران مایه و بدان آراسته و نگاشته،
بعضى بلطایف علم آراسته: دلهاى عالمانست،
بعضى بحقایق عقل نگاشته: دلهاى عابدانست،
بعضى ببدایع سرّ پرداخته: دلهاى عارفانست.
آن گه مهر ربوبیّت بر آن نهاده و در صدف قدم بسته كه: قلوب العباد بین اصبعین من اصابع الرّحمن.

اگر كسى گوید: این را چه نشانست؟
گوئیم نشان آنست كه تلألؤ شعاع آن جوهر بر جوارح بنده تابد تا همگى وى با خدمت اللَّه پردازد، بشب قیام كند، بروز روزه دارد، پیوسته دلش با طاعت مى‏گراید و بخیر مى‏شتابد و برخصت فرو بیاید.
از شبهت پاك بود و از حرام دور، در حلال زاهد و از گذشته بدرد و در وقت با اندیشه و در باقى عمر لرزان و از دوزخ گریزان، بلقمه ‏اى و خرقه‏ اى راضى، جهان بجهانیان فرو گذاشته و با خدمت اللَّه پرداخته، تن در اشتیاق سوزان و دل بدوست یازان و جان در دوست خندان.

پیر طریقت گفت:
الهى از جود تو هر مفلسى را نصیبى است، از كرم تو هر دردمندى را طبیبى است، از سعت رحمت تو هر كسى را بهره ایست، از بسیارى صوب برّ تو هر نیازمندى را قطره ‏ایست، بر سر هر مؤمن از تو تاجیست، در دل هر محبّ از تو سراجیست، هر شیفته ‏اى را با تو سر و كاریست، هر منتظرى را آخر روزى شرابى و دیداریست.

«وَ أَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ»
بوقت ربیع كه نظر حق بدنیا رسد و عالم بنازد باد لواقح فرو گشایند، بندهاى بسته بر گشایند، عروق اشجار را دهن باز كنند تا شاخه‏ هاى آن از راه عروق آب كشد و میوه لطیف آرد.

همچنین ربّ العزّه بنظر مهر و محبت بدل بنده مؤمن نگرد، باد عنایت فرو گشاید، راه سمع و طاعت بوى بر گشاید، تا شایسته قبول موعظت گردد، بتوبه و انابت بحق باز گردد، راغب در خدمت، مشغول بعبادت، مداوم بر ذكر حق، مواظب بر قهر نفس، در گوش نداء برّ پیوسته، شكوفه امید رسته، میوه طمع بر شاخ فضل بسته، اینت آثار باد عنایت، اینت روایح نسیم كرامت.

یقول اللَّه تعالى: «وَ أَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ» ...
نشان سعادت بنده آنست كه از مهبّ توفیق ناگاه باد عنایت در آید، ابر معاملت فراهم آرد، پس آن ابر بدریاى عین یقین فرو شود، آب ندامت بر گیرد، برق ذكر بدرخشد، رعد ارادت بنالد، باران فكرت ببارد، صحراء دل از آن باران زنده گردد، فذلك قوله: «یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» بنده بهمگى بحق باز گردد با نفسى مرده در خود، دلى زنده بحق، زبانى گشاده بذكر، جانى زنده بمهر...

«وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْیِی وَ نُمِیتُ» نحیى قلوب العارفین بالمشاهدة و نمیت نفوسهم بالمجاهدة.
دلهاى عارفان بمشاهدت زنده گردانیم و تنهاشان بمجاهدت مرده، نفس حجاب دلست، تا این حجاب در پیش دلست، دل از مشاهدات محروم است، باز كه نفس از روى مجاهدت بر وفق شریعت كشته گردد، زندگى دل آغاز كند، هدایت در رسد، مشاهدت در پیوندد، «وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا» و یقال نحیى المریدین بذكرنا و نمیت العارفین بهجرنا.
...
«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ» الآیة...،
مفهوم خبر آنست كه ربّ العالمین آدم را كه بیافرید از پنج چیز آفرید:
از گل و آب و آتش و نور و باد.
حكمت در این آنست كه ربّ العزّه هر چه آفرید از خلق خویش از یك جنس آفرید، فریشتگان را از نور آفرید و جانّ را از نار آفرید، و هما نور العزّة و نار العزة و من ها هنا اقسم ابلیس بالعزّة لانّه خلق من نار العزّة و الملائكة من نور العزّة،
و مرغان را از باد آفرید و دواب و حشرات زمین را از خاك آفرید و خلق دریا را از آب آفرید،
هر یكى را از جنسى مفرد آفرید و آدم را از جمله این اجناس آفرید تكریم و تشریف وى را تا بر همه خلق عالم فضل دارد، همه او را مسخّراند و او بر همه مسلّط، اینست كه ربّ العالمین گفت: «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِی آدَمَ... الى قوله: وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلًا».



متن و ترجمه آیات کریمه در النوبة الاولى
«وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ» نیست هیچیز مگر بنزدیك ماست نهفت جاى آن و نهاد جاى آن، «وَ ما نُنَزِّلُهُ» و فرو نفرستیم آن را، «إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ (21)» مگر باندازه‏ اى دانسته.

«وَ أَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ» و فرو مى‏گشائیم بادهاى آبستن، «فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً» تا فرو فرستیم از زیر آبى، «فَأَسْقَیْناكُمُوهُ» تا شما را آب دهیم، «وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنِینَ (22)» و شما باز برندگان آب نه ‏اید.

«وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْیِی وَ نُمِیتُ» و ما كه ماایم زنده مى‏كنیم و مى‏میرانیم.

«وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ (23)» و میراث بریم.

«وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِینَ مِنْكُمْ» و دانسته‏ ایم گذشتگان پیشینیان از شما، «وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِینَ (24)» و پسینیان شما دانسته ‏ایم.

«وَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ یَحْشُرُهُمْ» و خداوند تو آخر با هم آرد، «إِنَّهُ حَكِیمٌ عَلِیمٌ (25)» كه راست كارست، راست دانش، بهمه چیز دانا.

«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ» بیافریدیم مردم را، «مِنْ صَلْصالٍ» از سفال خام، «مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (26)» از طلخب فرو ریخته بر روى زمین.

«وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ» و پرى را آفریدیم، «مِنْ قَبْلُ» پیش از آدم، «مِنْ نارِ السَّمُومِ (27)» از آتش گرم بى دود.

«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ» و گفت خداوند تو فریشتگان را، «إِنِّی خالِقٌ بَشَراً» من خواهم آفرید مردمى، «مِنْ صَلْصالٍ» از گلى خشك، «مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (28)» از گلى سیاه، بوى بگردیده.

«فَإِذا سَوَّیْتُهُ» كه من بالا و نگاشت وى راست كنم، «وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» و درو آرم از روح خویش، «فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ (29)» همه او را بسجود افتید.

«فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ (30)» سجود كردند فریشتگان همه بیكبار بهم.

«إِلَّا إِبْلِیسَ أَبى‏ أَنْ یَكُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ (31)» مگر ابلیس سر باز زد كه با ساجدان سجود كند.

«قالَ یا إِبْلِیسُ» گفت اى ابلیس، «ما لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ (32)» چبود ترا كه با ساجدان نبودى.

«قالَ» گفت، «لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ» نیستم آن را كه سجود كنم مردمى را، «خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (33)» كه بیافریدى او را از طلخب خام از گلى بگردیده سیاه.

«قالَ» گفت، «فَاخْرُجْ مِنْها» پس بیرون شو از آسمان، «فَإِنَّكَ رَجِیمٌ (34)» كه تو انداخته و رانده و بیرون كرده منى.

«وَ إِنَّ عَلَیْكَ اللَّعْنَةَ إِلى‏ یَوْمِ الدِّینِ (35)» و نفرین بر تو تا روز رستاخیز.

«قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ (36)» گفت خداوند من مرا درنگ ده تا روزى كه ایشان را برانگیزانند.

«قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ (37)» گفت پس تو از درنگ دادگانى.

«إِلى‏ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ (38)» تا آن روز كه هنگام آن در رسد و آن هنگام دانسته منست.

«قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنِی» گفت خداوندا بآن كه مرا گمراه كردى، «لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ» زشتیهاى ایشان را بر آریم در زمین، «وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ (39)» و ایشان را از راه گم كنم همگان.

«إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ (40)» مگر آن بندگان تو از ایشان كه ترا یكتا خوانان ‏اند و ترا گزیدگان.

«قالَ هذا صِراطٌ عَلَیَّ مُسْتَقِیمٌ (41)» اللَّه گفت این راهى است بر من راهى راست.

«إِنَّ عِبادِی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ» بندگان من گرویدگان ترا بر ایشان دسترسى نیست و توانى، «إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِینَ (42)» مگر كسى كه از پى تو بیاید از گمراهان.


بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ»
مفسران گفتند مراد باین شى‏ء بارانست،... مى‏گوید خزینهاى آب و باران كه اصل همه چیزها است و مایه همه نبات و اثمار بنزدیك ماست یعنى در حكم و فرمان ماست و مقدور ماست و روزى خلق همه در ید ماست و كار همه بتدبیر و تقدیر ماست، متولّى و حافظ ایشان مائیم.

و گفته‏ اند لفظ خزائن مستعار است و معنى آنست كه: الخیر كلّه بید اللَّه،
آن گه گفت: «وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»
گفته ‏اند كه این آب آسمانست كه از آسمان بفرمان حق در میغ آید، آن گه از میغ بزمین آید، قطرات آن بر شمرده و هنگام آن دانسته، و چند كه عدد فرزند آدم و عدد فرزند ابلیس، با باران از آسمان بزیر آیند دانند كه هر قطره ‏اى كجا بزمین آید و از آن چه روید، و قیل «ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»
می‏گوید باران را در همه سال حدّى و مبلغى معلوم است، اندازه آن دانسته و مقدار آن نام زد كرده كه در آن نیفزایند و از آن نكاهند.
...
«وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِینَ مِنْكُمْ» ...
میگوید ما دانسته ‏ایم گذشتگان پیشینیان از جهانیان و جهانداران كه كار و حال ایشان بچه رسید و سرانجام‏ شان چه بود و چه دیدند و بچه رسیدند، و دانسته‏ ایم پسینیان شما یعنى ایشان كه زادند و ایشان كه خواهند زاد تا بقیامت كه هنوز در پشت پدران ‏اند دانسته ‏ایم كه چند زیند و كى میرند و در گور چند باشند و در قیامت چه بینند و بچه رسند.

معنى دیگر «وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِینَ مِنْكُمْ» ...
مى‏گوید ایشان كه بطاعات و خیرات مى ‏شتابند و بنیك مردى و نیك عهدى در پیش افتاده ‏اند و ایشان كه از طاعات و نیكى واپس مانده‏ اند همه مى‏دانیم و هر كس را بسزاى خود جزا دهیم.
...
«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی خالِقٌ» ...
بدانك نفخ بر خداى عزّ و جل رواست، فعلیست از افعال او جلّ جلاله، او را هم فعلست و هم قول، در فعل یكتاست و در قول بى همتا، اگر كند یا گوید بر صفت كمال است و از وى سزا، و اگر نكند یا نگوید برفعت كمالست و از عیب جدا، نفخ اضافت با خود كرد و آدم را بآن مشرّف كرد، حیاة آدم بآن حاصل آمد و از ذات بارى جلّ جلاله در ذات آدم جزئى نه همچنانك نفخ عیسى (ع) در مرغ روان گشت و از ذات عیسى در مرغ جزئى نه، اهل تأویل گفتند «وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» اجریت فیه من روحى المخلوقة.
...
«قالَ هذا صِراطٌ»
هذا اشارتست باخلاص بنده و طاعتدارى وى میگوید: اخلاص بنده و طریق عبودیّت صراط مستقیم است، «عَلَیَّ» ان بیّنه و اظهره، پیدا كردن و روشن داشتن آن و راه نمودن بآن بر من یعنى كه هیچ كس راه راست نیافت مگر بتوفیق و ارشاد من و هیچ كس بطریق عبودیّت و اخلاص نرفت مگر بهدایت و ارادت من...
و روا باشد كه این سخن بر سبیل تهدید رانى چنانك كسى را بیم دهى، گویى: علىّ طریقت آرى! راه گذر تو بر منست، تو هر چه خواهى میكن.

ربّ العزّه ابلیس را گفت: طریقهم علىّ و مرجعهم الىّ فاجازى كلا باعمالهم
بازگشت همگان با من و راه گذر همگان بر من، هر كس را بكردار خود جزا دهم چنانك سزاى اوست،
و گفته ‏اند این تهدید على الخصوص ابلیس راست، یقول تعالى: «افعل ما شئت فطریقك على».
...
«إِنَّ عِبادِی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ»
ترا بر دلهاى مخلصان بندگان من توانى و دست رسى نیست. و روا باشد كه باوّل آیت تعلّق دارد، معنى آنست كه عهدیست و پیمانى محكم ایشان را بر من كه ترا بر ایشان قوّتى و دست رسى نیست. «إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِینَ»...


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)



           **********
سوره یوسف


           **********
سوره رعد
تفسیر سوره رعد 01 (358)


           **********
سوره ابراهیم
تفسیر سوره ابراهیم 01 (368)


           **********
سوره الحجر
تفسیر سوره حجر 01 (375)
تفسیر سوره حجر 02 (376)



           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر




مطالب اخیر وبلاگ :

آیت خاص فضیلت محمد (ص)
اى مهتر كائنات! اى محمد (ص) نامت تا ابد جاودان
اهلیت و حاتم طایی
تفسیر سوره حجر 01 (375)
تفسیر سوره ابراهیم 07 (374)
تفسیر سوره ابراهیم 06 (373)
تفسیر سوره ابراهیم 05 (372)
تفسیر سوره ابراهیم 04 (371)
حاتم طائی حسینی (زیباترین تصاویر عالم در اربعین)
هر حیوانی ؛ آدمی نیست !
تیغ برّان گر به دستت داد روزی روزگار
تفسیر سوره ابراهیم 03 (370)
تفسیر سوره ابراهیم 02 (369)
تفسیر سوره ابراهیم 01 (368)
تفسیر سوره رعد 10 (367)
تفسیر سوره رعد 09 (366)
گوهر ها و خرمهره ها ... !
شب و راز شب(و نوجوانی)
درون پیمایی (02)
درون پیمایی (01) 




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.