سورة ابراهیممكیةشکر نعمت
النوبة الثالثة
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» ...

اللَّه است قادر و قدیم مستوجب قدم، رحمن است قاهر و عظیم مستحق عظم، رحیم است غافر و حلیم سزاء فضل و كرم، اى مهیمن اكرم و اى مفضل ارحم، اى محتجب بجلال متجلّى بكرم، به باقرب تو اندوه است نه با یاد تو غم.

چشمى كه ترا دید شد از درد معافا
جانى كه ترا یافت شد از مرگ مسلم


كار آنست كه تو در گرفتى، راه آنست كه تو نمودى، قسمت آنست كه تو كردى پیش از لوح و پیش از قلم، قضا قضاء تو و خواست خواست تو و حكم حكم تو، حكم دیگران همه میل است و ستم ...

اللَّه است آفریدگار جهانیان، رحمن است روزى گمار همگان، رحیم است آمرزگار مؤمنان،
اللَّه است آفریننده بى نظیر، رحمن است پروراننده و دست گیر، رحیم است آمرزنده و عذر پذیر،
هر چند كه خردبین است عظیم و بزرگوار است، هر چند كه سخت گیر است فرا گذار و آسان گذارست،
در صفت عزّت وى هم نور و هم نار است، بنار عزّت قومى را مى‏گدازد، بنور عزّت قومى را مى‏ نوزاد،
آن سوخته را بعدل خود در ظلمات كفر مى‏دارد، و آن نواخته را بفضل خود بدعوت مصطفى (ص) و بنور قرآن راه مى‏نماید و از تاریكى بیگانگى به روشنایى آشنایى مى‏آرد، اینست كه ربّ العالمین گفت:

«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ»
اى محمد این چراغ قرآن كه در دست تو است افروزنده آن مائیم، راهبر بوى آن كس بود كه ما خواهیم.

بزرگان دین گفتند نشان راه بردن بوى پنج چیز است:
اوّل آنك حق او را قبول كند چنانك گفت عزّ جلاله: «فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ».
دیگر آنك او را دست گیرد: «لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ»
سوم دل وى در خود بندد: «وَ رَبَطْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ»،
چهارم برق دوستى در دل وى تابد: «رَأى‏ كَوْكَباً»
پنجم جان وى را بوى وصال دماند: «وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ»،

و اصل این همه عنایت از لیست، چون عنایت بود طاعت سبب مثوبت بود و معصیت سبب مغفرت، و اگر عنایت نبود طاعت سبب ندامت بود و معصیت سبب شقاوت.

«اللَّهِ الَّذِی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ» ...
هر كه خویشتن را فامكون داد و دل خود فاصحبت وى پرداخت، كاینات و حادثات یكسر فاخدمت وى پرداخت، مى‏گوید
عبدى هفت آسمان و هفت زمین و هر چه در آن است ملك و ملك ماست، همه بنده و رهى ماست، اگر وفاى عهد ما را میان بندى و چاكر وار سر در ربقه طاعت آرى همه را حلقه چاكرى تو در گوش كنیم و مسخر تو گردانیم، و اگر سر از چنبر فرمان بگردانى یا دل خود فاصحبت غیرى پردازى همه را بخصمى تو بر پاى كنیم و قدمگاه تو بر تو زندان كنیم.

سلیمان پیغامبر با چندان مرتبت و منزلت روزى بر تخت مملكت نشسته بود شاد روان دولت گسترانیده، جن و انس و طیور صفها كشیده، تاج رسالت بر فرق‏ نبوّت نهاده، بخاطرش بگذشت كه امروز هیچ كس را گذشت از پسر داود روا بود كه این منزلت و رفعت او را عطا دهند؟
در حال باد را فرمودند تا آن رداء وى از فرق سر او در كشید و بر خاك انداخت،
سلیمان روى در هم كشید از سر سطوت خویش باد را گفت: ردّى على ردائى،
باد جواب داد كه ردّ علیك قلبك اى سلیمان تو دل خود بخود باز آر تا ما رداء تو بتو باز آریم.

«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»،
یا محمد ما موسى كلیم را همان فرمودیم كه ترا مى‏فرمائیم، همه را گفتیم چراغ دعوت بیفروزید و خلق را از ظلمات شك با نور یقین خوانید و از تاریكى جهل بروشنایى علم آرید، تدبیر خود بگذارید، تقدیر حق بینید، بدعت منهید و مپسندید طریقت سنّت و جماعت سپرید،
«وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ»
اى محمد با یادشان ده آن روزگار كه شما نبودید و من شما را بودم، بى شما من كار شما بساختم و عقد دوستى ببستم و رحمت از بهر شما بر خود نبشتم: «كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ»
این آن رمزست كه پیر طریقت در مناجات گفت:
الهى آن روز كجا باز یابم كه تو مرا بودى و من نبودم تا با آن روز نرسم میان آتش و دودم، و اگر بدو گیتى آن روز را باز یابم بر سودم، و ربود تو خود را دریابم به نبود خود خشنودم،
الهى من كجا بودم كه تو مرا خواندى، من نه منم كه تو مرا ماندى،
الهى مران كسى را كه خود خواندى، ظاهر مكن جرمى كه خود پوشیدى،
الهى خود بر گرفتى و كسى نگفت كه بردار، اكنون كه برگرفتى بمگذار و در سایه لطف خود میدار و جز بفضل و رحمت خود مسپار...


متن و ترجمه آیات از النوبة الاولى
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ » بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.
«الر» منم خداى دانا، مى‏دانم و مى ‏بینم، «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْكَ» این نامه اى است كه فرو فرستادیم بتو، «لِتُخْرِجَ النَّاسَ» تا بیرون آورى مردمان را، «مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» از تاریكیها بروشنایى، «بِإِذْنِ رَبِّهِمْ» بفرمان خداوند ایشان، «إِلى‏ صِراطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ (1)» با راه خداوند توانا، بى همتا، نیكو سزا.

«اللَّهِ الَّذِی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ» آن خداى كه او راست هر چه در آسمانها و در زمینها، «وَ وَیْلٌ لِلْكافِرِینَ مِنْ عَذابٍ شَدِیدٍ (2)» ویل ناگرویدگان را از عذابى سخت.

«الَّذِینَ یَسْتَحِبُّونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَةِ» ایشان كه مى ‏برگزینند بدوستى زندگانى این جهان بر آن جهان، «وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ» و بر مى‏گردانند از راه خداى، «وَ یَبْغُونَها عِوَجاً» و آن را عیب و كژى مى‏جویند «أُولئِكَ فِی ضَلالٍ بَعِیدٍ (3)» ایشانند كه در گمراهى دورند.

«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ» و نفرستادیم هیچ فرستاده‏ اى، «إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ» مگر بزبان قوم او، «لِیُبَیِّنَ لَهُمْ» تا پیدا كند ایشان را، «فَیُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ» تا گمراه كند اللَّه او را كه خواهد، «وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ» و با راه آرد او را كه خواهد، «وَ هُوَ الْعَزِیزُ» و اوست تاونده با هر كاونده و بهیچ هست‏ نماننده، «الْحَكِیمُ (4)» دانا، راست دانش، راست كار.

«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا» و فرستادیم موسى را بسخنان خویش، «أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ» كه بیرون آر قوم خویش را، «مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» از تاریكیها بروشنایى، «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ» و یاد كن بر ایشان گذشتهاى روزگار خدا، «إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ» درین پیغام و در یاد كرد گذشتهاى روزگار پندهاست و نشانها، «لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (5)» هر شكیبایى را سپاس دار.

«وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ» موسى گفت قوم خویش را، «اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ» یاد كنید نیكى اللَّه بر خویشتن، «إِذْ أَنْجاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ» كه باز رهاند شما را از كسان فرعون، «یَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ» مى ‏چشانیدند و مى ‏رسانیدند بشما بد عذاب، «وَ یُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ» و گلو مى‏بریدند پسران شما را، «وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَكُمْ» و زنده مى‏گذاشتند دختران شما را، «وَ فِی ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ» و در آن شما را آزمایشى بود از خداوند شما، «عَظِیمٌ (6)» بزرگ.

«وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ» آگاهى داد خداوند شما و آگاه كرد، «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ» كه اگر شاكر باشید ناچار شما را بیفزایم، «وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ» و اگر ناسپاس بید، «إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ (7)» عذاب من سخت است.

«وَ قالَ مُوسى‏» و گفت موسى، «إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً» اگر كافر شوید شما و هر كه در زمین ‏اند همه، «فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ (8)» اللَّه بى نیاز است، سزاى ستایش.

«أَ لَمْ یَأْتِكُمْ» نیامد بشما، «نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ» خبر ایشان كه پیش از شما بودند «قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ» و ایشان كه‏ پس قوم نوح و عاد و ثمود بودند، «لا یَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ» نداند ایشان را مگر خداى، «جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ» بایشان آمد فرستادگان بایشان، پیغامها درست روشن و معجزها نیكو آشكارا، «فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْواهِهِمْ» دستهاى خود بدهنهاى خود باز نهادند، «وَ قالُوا إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ» و گفتند ما كافرانیم بآنچ شما را بآن فرستادند، «وَ إِنَّا لَفِی شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَیْهِ» و ما در گمانیم از آنچ ما را مى‏خوانید با آن، «مُرِیبٍ (9)» گمانى كه دل را مى‏شوراند.


نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
این سورة ابراهیم مكّى است مگر دو آیت: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا...» {آیه 28} تا آخر دو آیت بمدینه فرو آمد در شأن كشتگان بدر، باقى همه بمكّه فرو آمد باتفاق مفسران،
و جمله سورة پنجاه و دو آیتست و هشتصد و سى و یك كلمه و سه هزار و چهار صد و سى و چهار حرف و باجماع اهل تفسیر درین سورة ناسخ و منسوخ نیست مگر قول عبد الرّحمن بن زید بن اسلم كه وى گفت: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ» این سه كلمه منسوخست بآن آیت كه در سورة النّحل است: « وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ».
...
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الر» ...
الظلمات و النّور چون درهم پیوسته باشد در قرآن بر دو وجه آید:
یكى شب و روز ست چنانك اللَّه گفت در سورة الانعام: «وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ» یعنى اللیل و النّهار،
دیگر هر چه از آن آید در قرآن بدان كفر و ایمان خواهد، ظلمات شرك است و كفر، لانّ الكفر غیر بیّن فمثل بالظلمات و الایمان بیّن فمثل بالنّور.

و هر چه در قرآن آید ظلمات تنها كه در نور پیوسته نبود هم بر دو وجه بود:
یكى بمعنى اهوال چنانك در سورة الانعام گفت: «قُلْ مَنْ یُنَجِّیكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ» یعنى من اهوال البرّ و البحر، و در سورة النّمل گفت: «أَمَّنْ یَهْدِیكُمْ فِی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ» اى اهوال البرّ و البحر،
دیگر وجه آنست كه سه خصلت بهم یعنى سه تاریكى بهم آید چنانك در سورة الزمر گفت: «خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ» یعنى البطن و الرّحم و المشیمة، و در سورة الانبیاء گفت یونس را: «فَنادى‏ فِی الظُّلُماتِ» یعنى ظلمة اللّیل و ظلمة البحر و ظلمة بطن الحوت، و در سورة النور گفت: «ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ» یعنى كافر قلبه مظلم فى صدر مظلم فى جسد مظلم.
...
«بِإِذْنِ رَبِّهِمْ»
این اذن بمعنى امر است و درین سورة سه جاى دیگر است همه بمعنى امر:
«ما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِیَكُمْ بِسُلْطانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» اى بامر اللَّه،
«خالِدِینَ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تُؤْتِی أُكُلَها كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها» اى بامر ربّها،
و در سورة النساء گفت: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ» یعنى بامر اللَّه.

امّا آنچ در سورة یونس گفت: «وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» آن بمعنى دستورى و خواستست یعنى: الّا ان یأذن اللَّه فى ایمانها، و در سورة البقرة گفت: «وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» اى الّا ان یاذن اللَّه فى ضرّه، «وَ ما أَصابَكُمْ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ» اى اللَّه اذن فى ذلك،
و روا باشد كه: «بِإِذْنِ رَبِّهِمْ» باین معنى بود: اى لا یهتدى مهتد الّا باذن اللَّه و مشیّته و توفیقه،
پس تفسیر نور كرد: «إِلى‏ صِراطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ» اى الى دین الاسلام دین اللَّه، «الْعَزِیزِ» المنیع بالنّقمة لمن لم یتّبع الرسول، «الْحَمِیدِ» اى الشّكور للمحسن القلیل من عمله.
...
«وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ» هم لازمست و هم متعدى، بر مى‏گردید از راه خداى و دیگران را بر مى‏گردانید،
اگر لازمست چنانست كه: «رَأَیْتَ الْمُنافِقِینَ یَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً» اى یعرضون عنك اعراضا الى غیرك و رأیتهم یصدّون اى یعرضون و هم مستكبرون،
و اگر متعدیست چنانست كه: «هُمُ الَّذِینَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ» اى منعوكم عن دخوله: «وَ یَبْغُونَها عِوَجاً» ...

«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ»
مى‏گوید هر پیغامبرى كه بقومى فرستادیم بزبان ایشان و لغت ایشان فرستادیم تا پیغام ما بایشان بآن زبان كه دریابند و فهم كنند برسانند و اگر نه بزبان ایشان گویند درنیابند و حجت بر ایشان درست نیاید، اینست كه ربّ العزّه گفت: «لِیُبَیِّنَ لَهُمْ»
...
«إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ» ...«لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ» ...
 خلافست میان علما كه صبر به یا شكر و درویش صابر به یا توانگر شاكر، و مذهب بیشترین علماء شریعت و طریقت آنست كه درویش صابر فاضلتر و در مقامات سالكان صبر از شكر برتر كه صبر حال درویشانست و شكر حال توانگران و اخبار و آثار فراوان دلالت مى‏كند بر شرف درویشان و فضل ایشان بر توانگران، ...

«وَ إِذْ تَأَذَّنَ» یعنى آذن اى اعلم كما یقال توعد و اوعد، «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ»
مى‏گوید آگاهى داد خداوند شما، و آگاه كرد «شكرتم» راست و آگاهى «كفرتم» را، و شكر درین موضع توحیدست و ناسپاسى كفر است و تفسیر خود در عقب است.
...
«فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ» تا اینجا سخن موسى است با قوم خویش.

«أَ لَمْ یَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ»
مفسران را درین آیت دو قول است:
یك قول آنست كه این هم از كلام موسى (ع) است با قوم خود،
و قول دیگر آنست كه این خطاب با محمد است (ص) و با امت وى ...
مى‏گوید دستهاى خود بدهنهاى پیغامبران باز نهادند گفتند مگویید یعنى كه نپذیرفتند پیغام و ایشان را دروغ زن گرفتند همچون كسى كه دست بدهن كسى باز نهد و گوید خاموش، «وَ قالُوا إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ» ...


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)



           **********
سوره یوسف


           **********
سوره رعد
تفسیر سوره رعد 01 (358)


           **********
سوره ابراهیم
تفسیر سوره ابراهیم 01 (368)



           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر




مطالب اخیر وبلاگ :





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.