النوبة الثالثة
قوله تعالى: الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقاتِ...

صدقه و تالیف قلوب

اصحاب شریعت دیگراند و اصحاب حقیقت دیگر،
خادمان راه شرع جدااند، خلوتیان قرب و مشاهدت جدا،
اهل شریعت از هر دویست درم پنج درم بدادند و رضاء حق در آن بجستند تا بناز و نعیم خلد رسیدند.
فرمان برداران ‏اند و حق شرع گزاران‏ اند و پسندیدگان ‏اند لكن نه چون اهل خلوت و مشاهدت و نه چون خداوندان یافت و صحبت كه خلیل وار، دست توكّل از آستین رضا بیرون كردند و بر روى اسباب و علائق باز زدند هر چه داشتند از این حطام دنیا بذل كردند و در سبیل خدا جان و دل در معرض بلا و محنت نهادند و در اظهار دین اسلام و اعلاء كلمه حق با دشمن بكوشیدند و نیز خود را در راه حق مقصر دیدند لاجرم هر ساعت از جناب جبروت و درگاه عزت الهیت بنعت رأفت و رحمت ایشان را نو تشریفى و تخصیصى مى‏آید، آن منافقان دون همت مختصر دیده یك صاع خرماى بو عقیل مختصر داشتند و محقر و بدان طنز كردند چه زیان دارد وى را این طعن منافقان، و رب العالمین او را مى‏نوازد و میگوید: وَ الَّذِینَ لا یَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ، و مصطفى تسلى دل وى را آن صدقه از وى پذیرفته و اكرامى كرده و بر سر همه صدقه‏ها ریخته و این خبر بیرون داده كه: افضل الصدقة جهد المقلّ.

آن صدقه ‏ها همه نیكو است لكن بذل مجهود درویش از همه فاضلتر و بزرگ‏وارتر كه با وى درد عشقى است و سوزى و نیازى كه با دیگران نیست و وزنى كه هست آن سوز و آن درد راست نه عین مال و كثرت صدقه را و تا صاحب دولتى نباشد دل وى محل سوز و نیاز و درد عشق دین نگردد پس دلى باید از صفات بشریت و رعونات نفس و شهوات طبع و وساوس شیطان و ریاء خلق برهنه گشته و بصفات حق بیاراسته چنان كه در سر وى جز مهر حق نماند و بر زبان وى جز ذكر حق نماند و باركان وى جز خدمت حق نماند هر چه خلق را بوى انس بود وى را از آن وحشت آید هر چه خلق روى بوى آرند وى روى از آن بگرداند تا بر خاطر وى جز حق نگذرد و از خلق فانى گردد و با حق باقى شود،

آرى صفت خلق مجاز است و مجاز را بر حقیقت راه نیست لكن چون حقیقت بر مجاز مستولى گردد مجاز را جذب كند و صفتش صفت حقیقت گرداند، آب مطلق چون بر نجاست آید و بر وى مستولى گردد حكم نجاست بر ندارد و مردار در نمك زار افتد بگدازد و نمك گردد پاك شود.

این حدیث كیمیاست بهر كه رسد او را عزیز كند و برنگ خویش گرداند.
در عهد موسى كلیم صدّیقى بود كه خلق پیوسته برنجانیدن وى مشغول بودند شبى در مناجات گفت:
الهى دانى كه تو این عاجز مسكین را از دنیا معلومى نه داده‏ اى كه آن را در رضاى تو فدا كند این تن خوار خود را بصدقه بخلقان دادم تا اگر مرا جفایى كنند و بر ما بهتانى نهند تو ایشان را نگیرى رحمت خدا و رضوان خدا بر درویشان باد و تا جهان باد از درویشان خالى مباد.

چنین مى‏آید كه در مسجد شونیزیه، جنید و شبلى و ثورى و رویم و خلدى و جماعتى نشسته بودند وقتى خوش و سماعى خوش ایشان را استقبال كرده و بدان مشغول گشته، درویشى در آن حال بحرمت پیش ایشان در آمد و در صف النعال فرو نشست و آن درویش كلاهى پشمینه بر سر نهاده و پلاسى سیاه پوشیده و ایشان اگر چه خداوندان دیده بودند كس را از حقیقت روش وى آگاهى نبود چون از آن خود وا پرداختند، شبلى گفت: ایها الفقیر بكم اشتریت هذا المسح و القلنسوة؟ این كلاه و پلاس بچند خریدى؟
گفت یا شبلى بدنیا و هر چه در دنیا است پس گفت یا شبلى بستاخى مكن كه خداى را بندگان ‏اند كه اگر اشارت بآن ستون مسجد كنند نقره سپید شود.
شبلى گوید نگاه كردم آن ستون را دیدم رنگ نقره همى‏ گرفت و آن درویش مى‏گفت بحال خود باش كه بتو مثلى میزنیم.

پیر طریقت گفت:
الهى
نه دیدار ترا بهاست و نه رهى را صحبت سزاست و نه از مقصود ذرّه‏اى در جان پیداست پس این درد و سوز در جهان چراست؟
پیداست كه بلا را در جهان چند جاست این همه سهل است اگر روزى با این خار خرماست.

اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ
...
این آیت دلیل است كه منتهاى استغفار كه گناه از بنده فرو نهد و امید بمغفرت قوى گرداند هفتاد بار است همان است كه مصطفى گفت: «ما اصرّ من استغفر و لو عاد فى الیوم سبعین مرّة»

آن گه گفت: ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ....
تهدید كافران است اما بشارت مؤمنان است. میگوید از آن نیامرزم ایشان را كه كافران ‏اند، إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَكَ بِهِ، دلیل است كه آنجا كه شرك نیست بیامرزد اگر چه گناه‏كار است كه خداى تعالى آمرزگار است و بنده مؤمن را فروگذار است و از وى در گذار است.

خبر درست است كه وى گفت جل جلاله: عبادى انكم الذین تخطئون باللیل و النهار و انا الذى اغفر الذنوب و لا ابالى فاستغفرونى اغفر لكم.
بندگان من رهیگان من بروز و شب جفا كارى و گنه‏كارى و سزاى من كه خداوندم آمرزگارى و بردبارى، آمرزش خواهید تا بیامرزم،
واز آئید تا بپذیرم و بخوانید تا بنیوشم،
شما آن كردید كه از شما آید من آن كنم كه از من آید
قُلْ كُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ هیچ جاى بگزاف نیامرزند مگر اینجا،
باز آئید هیچ جاى عذر نپذیرند چنان كه اینجا، عذر خود بگوئید ما را از عیب پذیرفتن عار نیست و از آمرزیدن باك نیست
و زبان حال بنده بنعت و انكسار و ذلت و افتقار میگوید:
الهى
از كرم تو همین چشم داریم و از لطف تو همین گوش داریم بیامرز ما را كه بس آلوده ‏ایم بكرد خویش، بس درمانده ‏ایم بوقت خویش، بس مغروریم به پندار خویش، بس محبوسیم در سزاى خویش، دست گیر ما را بفضل خویش، باز خوان ما را بكرم خویش، بارده ما را باحسان خویش.
گل

متن آیات و ترجمه آن در بخش النوبة الاولى
قوله تعالى: الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ ایشان كه مى ‏طعن كنند، عیب جویند در فراخ بخشیدگان بخوش منشى، مِنَ الْمُؤْمِنِینَ از گرویدگان، فِی الصَّدَقاتِ در زكاتها و صدقتها، وَ الَّذِینَ لا یَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ و ایشان را كه نمى ‏یاوند و نمیدارند مگر اندك خویش، فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ از ایشان مى‏ افسوس دارند، سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ جزاى ایشان داد بآن افسوس كه میدارند، وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ (79) و ایشانراست عذابى دردنماى.

اسْتَغْفِرْ لَهُمْ آمرزش خواه ایشان را، أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ یا مخواه آمرزش ایشان را، إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً اگر آمرزش خواهى ایشان را هفتاد بار، فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ نیامرزد خداى ایشان را، ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ این بآنست كه ایشان كافر شدند بخداى و رسول او، وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ (80) و خداى راه نماى و پیش برنده نیست قومى را كه بنزدیك او از فاسقان ‏اند.

فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ شاد گشتند با پس كردگان، بِمَقْعَدِهِمْ به نشست خویش، خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ بر خلاف رسول خداى، وَ كَرِهُوا أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ و دشوار داشتند كه باز كوشند بمال خویش و تن خویش، فِی سَبِیلِ اللَّهِ از بهر خداى و در راه خداى، وَ قالُوا و یكدیگر را گفتند، لا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ بیرون مشید، بجنگ درین گرما، قُلْ نارُ جَهَنَّمَ گوى آتش دوزخ، أَشَدُّ حَرًّا توش آن سختتر است، لَوْ كانُوا یَفْقَهُونَ (81) اگر ایشان دریا بندید و دانندید.

فَلْیَضْحَكُوا قَلِیلًا تا اندكى خندند از شادى خویش، وَ لْیَبْكُوا كَثِیراً و فراوان گریند، جَزاءً بِما كانُوا یَكْسِبُونَ (82) بپاداش آنچه میكردند.

فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ اگر باز برد ترا خداى، إِلى‏ طائِفَةٍ مِنْهُمْ با ایشان كه زنده مانده ‏اند از ایشان و مصرّ، فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ و از تو دستورى خواهند بیرون آمدن را، فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِیَ أَبَداً گوى با من هرگز میائید، وَ لَنْ تُقاتِلُوا مَعِیَ عَدُوًّا و با من هرگز جنگ مكنید با جهودان، إِنَّكُمْ رَضِیتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ شما از خود بپسندیدید باز نشستن از جنگ پیشین، فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفِینَ (83) باز نشینید، با باز نشستگان دیگر.

وَ لا تُصَلِّ عَلى‏ أَحَدٍ مِنْهُمْ و نماز مكن بر هیچكس از ایشان، ماتَ أَبَداً كه بمیرد، هرگز، وَ لا تَقُمْ عَلى‏ قَبْرِهِ و باز مایست بر گور هیچكس از ایشان، إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ كه ایشان كافر شدند بخداى و رسول وى، وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ (84) و بمردند از طاعت بیرون.

وَ لا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ و خوش ما یاد ترا مالهاى ایشان و فرزندان ایشان، إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الدُّنْیا خداى میخواهد كه عذاب كند ایشان را بشغل آن درین جهان، وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ (85) و جانهاى ایشان بر آید و ایشان كافر.

وَ إِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ و چون (ج) فرو فرستاده آید از آسمان سورتى از فرقان، أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ كه بگروید بخداى، وَ جاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ و باز كوشید با رسول او، اسْتَأْذَنَكَ دستورى خواهد از تو باز نشستن را، أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ اهل توان از ایشان، وَ قالُوا و ترا گویند، ذَرْنا نَكُنْ مَعَ الْقاعِدِینَ (86) گذار تا نشینیم با نشستگان.

رَضُوا بِأَنْ یَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ
پسند دادند كه با زنان در خانها بنشینند چون زنان، وَ طُبِعَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ و مهر نفاق بر دلهاى ایشان نهاده شد، فَهُمْ لا یَفْقَهُونَ (87) تا ایمان راست در نیابند.

لكِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ لكن رسول و گرویدگان كه با وى‏اند.جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ او و ایشان بارى باز كوشیدند بمال خویش و تن خویش با دشمن خداى، وَ أُولئِكَ لَهُمُ الْخَیْراتُ همه نیكیها ایشانراست، وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (88) و ایشانند پیروز آمدگان جاوید.

أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ ساخته است خداى ایشان را بهشت هایى، تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ در زیر آن درختان جویهاى روان، خالِدِینَ فِیها جاویدان ایشان در آن، ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (89) آنست پیروزى بزرگوار.
گل

نکات تفسیری از بخش النوبة الثانیة
قوله تعالى: الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ
مفسّران گفتند: چون رسول خدا خواست كه بغزاء تبوك بیرون شود یاران را تحریض كرد بر صدقات، تا عدّت غزا و لشكر اسلام بسازد و ساز راه كند، صحابه رفتند و هر كس بر اندازه طاقت خویش صدقه مى‏آورد. عبد الرحمن عوف چهار هزار درم آورد گفت: یا رسول اللَّه، هشت هزار درم داشتم، یك نیمه آوردم و یك نیمه عیال و فرزندان را بگذاشتم. رسول خدا گفت: بارك اللَّه لك فیما انفقت و فیما امسكت.
از بركت دعاء رسول خدا مال وى بدان رسید كه چون از دنیا بیرون شد، دو زن داشت، ثمن مال وى كه بایشان رسید صد و شصت هزار درم بر آمد. ... منافقان گفتند ابو بكر و عمر و عثمان و عبد الرحمن مى‏بخشند از مال فراخ، دانیم كه مى ‏نام جویند این صاع خرماى بو عقیل بارى خداى بوى چه نیاز دارد مگر كه خویش را بیاد خدا و رسول میدارد، توانگران را بریاء متهم كردند و بر اندك بو عقیل طنز میكردند تا رب العالمین آیت فرستاد، الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ اى یعیبون المطوعین المتنفّلین من المؤمنین، فِی الصَّدَقاتِ التطوع من الصدقة ما لا یلزمه لزوم الزكاة.

وَ الَّذِینَ لا یَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ... جهد هر كس طاعت اوست، نامى است توان اندك مرد را،... بو عقیل آن صاع خرما بیاورد. مصطفى فرمود: تا بر سر هم مال صدقات بپاشیدند آن گه لمز منافقان تفسیر كرد، گفت: فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ اى یستهزءون بهم، سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ جازاهم جزاء سخریّتهم حیث صاروا الى النار.

وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ اى مولم. مصطفى را از ایمان و مغفرت ایشان نومید كرد گفت: اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ. صیغت صیغت امر است ... میگوید یا محمد اگر آمرزش خواهى از بهر ایشان و اگر نخواهى همه یكسان است اگر هفتاد بار آمرزش خواهى از بهر ایشان، ایشان را نیامرزم. مصطفى گفت: لازیدن على السهمین لعل اللَّه یغفر لهم.
بر هفتاد بیفزایم مگر كه بیامرزد. آیت آمد، كه سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ. و مقصود از این هفتاد، نه عددى موقت است بلكه مقصود كثرت است. ...

و در استغفار رسول از بهر ایشان دو قول است:
یكى آنست كه نفاق ایشان نمى‏شناخت، و یقین نبود، از آن دعا كرد و آمرزش خواست.
قول دیگر آنست كه جماعتى مؤمنان كه خویش و پیوند منافقان بودند از مصطفى در میخواستند تا از بهر ایشان آمرزش خواهد بامید آنكه باستغفار مصطفى مخلص شوند و از نفاق توبه كنند تا از عذاب و عقوبت برهند. تا رب العزة مصطفى را باز زد و ایشان را از ایمان ایشان و مغفرت ایشان نومید كرد گفت: ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ، این بسبب آن كردم كه ایشان بخداى و رسول كافر شدند و الكافر لا یغفر له، وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ المتمردین فى الكفر.

فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ الفرح بالذنب اعظم من الذنب. شادى بگناه صعب‏تر است از عین گناه. ..
این عبد اللَّه ابى بود با هشتاد مرد منافق كه بى‏عذرى تخلف كردند و با یكدیگر گفتند: «لا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ»، درین گرماى گرم و صمیم صیف بیرون مروید بجنگ...

فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلى‏ طائِفَةٍ مِنْهُمْ یعنى المتخلفین طائفة منهم.
از بهر آن گفت كه نه هر كه تخلف كرده بودند همه منافق بودند بل كه ایشان سه گروه ‏اند كه باز نشستند و تخلف كردند
گروهى بعداوت باز نشستند و شادى كردند چنان كه خداى گفت: فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ.
گروهى بر معذرت باز نشستند و بگریستند چنان كه خداى گفت: وَ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلَّا یَجِدُوا ما یُنْفِقُونَ.
قومى بر غفلت باز نشستند، پشیمان شدند چنان كه گفت: ضاقَتْ عَلَیْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ.
...
وَ لا تُصَلِّ عَلى‏ أَحَدٍ مِنْهُمْ اى من المنافقین.
اجماع مفسران است كه این آیت در شأن عبد اللَّه ابى فرو آمد كه رسول خدا بر وى نماز كرد یا خواست كه بر وى نماز كند چنان كه اختلاف روایات است پسر وى آمد، و كان مؤمنا مخلصا، و از رسول خدا درخواست تا پیراهن كه بر تن رسول است كفن وى سازد و بر وى نماز كند و بر سر گور وى بایستد و دعا كند. بروایتى دیگر گفته ‏اند عبد اللَّه ابى در بیمارى مرگ كس فرستاد بمصطفى و بخواند او را چون آمد گفت: اى بیچاره‏ اهلكك حب الیهود؟
دوستى داشتن با جهودان ترا هلاك كرد. گفت: مرا سرزنش مكن كه نه از بهر سرزنش خواندم، استغفر لی و اعطنى ثوبك الّذى یلى جسدك. آمرزش خواه از بهر من و جامه خویش بمن ده تا مرا كفن سازند و بر من نماز كن و بر سر گور من بایست و مرا دعا كن.
رسول خدا پیراهن خویش بوى داد. ... همت كرد مصطفى (ص) كه بر وى نماز كند كه ظاهر وى اسلام بود اگر چه در باطن نفاق داشت...

صلاة درین آیت نماز جنازه است و نماز جنازه فرض كفایت است و آن را نه ركن است: اول نیت است و چهار تكبیر در آن چهار ركن ‏اند اگر بر چهار بیفزایند نماز باطل شود و خواندن فاتحة الكتاب، از پس تكبیر اول، ركن است و هم چنین درود دادن بر رسول خدا از پس تكبیر دوم و دعاء مرده پس تكبیر سوم، و پس از تكبیر چهارم ذكرى مفروض نیست و ركن نهم سلام باز دادن است ان شاء تسلیمة واحدة و ان شاء تسلیمتین.
...
وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ الباقون فى النعیم، أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ لفظ اعد دلیل على انها مخلوقة معدة.
این آیت گواهى میدهد كه اصحاب رسول خداى (ص) كه اهل یقین و اخلاص بودند و با مصطفى در غزاء تبوك بودند و رسول خدا از ایشان خشنود بود، ایشان قطعى در بهشت ‏اند بر هر چه بودند از عمل، هم چنان كه رسول خدا عشرة را گواهى داد كه قطعى در بهشت ‏اند آنان هم چون اینانند بشهادت آیت از بهر ایشان.

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 04 (305)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 02 (310)
تفسیر سوره توبه 03 (311)
تفسیر سوره توبه 04 (312)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 06 (314)
تفسیر سوره توبه 07 (315)
تفسیر سوره توبه 08 (316)
تفسیر سوره توبه 09 (317)




           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:

تفسیر سوره توبه 08 (316)
تفسیر سوره توبه 07 (315)
تفسیر سوره توبه 06 (314)
شناخت علی بن موسی الرضا (ع)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 04 (312)
تفسیر سوره توبه 03 (311)
تفسیر سوره توبه 02 (310)
تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره انفال 07 (308)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
قاضی و قضات و قضاوت
خطبه 107 نهج البلاغه
آثار وضعی گناه از نگاه امام صادق (ع)
امام حسین (ع) و نهی از مجالست با افراد پست
نحوه رفتار با مردم
ممنوعیت همنشینی با فاجر
سخنانی از امام صادق (ع) درباره ظلم و عدل
ضرورت دوری از اهالی قدرت
موجودات مجرد
تفسیر سوره انفال 05 (306)
توهم خود مرکز پنداری
خطرات شنا در دریا
تفسیر سوره انفال 04 (305)
ارزش دل در قرب بحق
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست
ده صفت کارساز دنیا و آخرت
تفسیر سوره اعراف 28 (289)
تفسیر سوره اعراف 27 (288)
آفرینش آدم
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.