النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ

نزدیکی مرگ

پاكست و بزرگوار و مهربان، خداوند جهان و جهانیان، دارنده همگنان، و نوازنده دوستان، یار درویشان و پناه ضعیفان و یادگار بى ‏دلان،
بنگر كه مؤمنان را چون نواخت و ایشان را چه تشریف داد از كرم و لطف خود چه نمود، ایشان را همه فراهم داشت و دوستان و برادران یكدیگر كرد و آن گه همه را بخود نزدیك كرد از آنكه این دنیا منزلى است از منازل راه بندگان درین منزل مسافراند روى نهاده به درگاه او و مقصد ایشان نه، مگر كعبه ذو الجلال.

او میان ایشان برادرى و دوستى افكند و الفت و اتحاد نهاد تا این منزل بدوستى یكدیگر برادر وار باز برند و بسعادت آخرت رسند.

یكى فرا پیش سعد معاذ شد گفت: من ترا از بهر خدا دوست دارم.
گفت: بشارت باد ترا كه من از رسول خدا شنیدم كه: فردا در قیامت كرسیهاى نور بنهند نزدیك عرش عظیم، گروهى را كه رویهاشان بروشنایى چون ماه دو هفته بود همه خلق در هراس باشند و ایشان ایمن ؛ همه در بیم باشند و ایشان ساكن.
گفتند: یا رسول اللَّه آن قوم كه ‏اند؟ گفت: المتحابون فى اللَّه.
ایشان كه از بهر خدا در راه خدا یكدیگر را دوست باشند و در دین برادروار زندگانى كنند.

و در خبر است كه اهل عرصات در انجمن رستاخیز ایستاده باشند، دلها پر فزع و جانها پر حسرت و آفتاب بسر ایشان نزدیك رسیده و گرماى عظیم خلق را فرو گرفته، ناگاه ندا آید از بطنان عرش مجید كه:
این المتحابون فى اللَّه؟ كجاى ‏اند كسانى كه یكدیگر را دوست بوده‏ اند براى من، تا ایشان را بسایه خویش فرو آرم و در پناه خویش بدارم.

و مصطفى گفته: كسانى را كه براى حق با یكدیگر دوستى دارند، كه در سراى سعادت از بهر ایشان عمودى بزنند از یاقوت سرخ بر سر آن عمود هفتاد هزار كوشك بود و از آنجا باهل بهشت فرو مینگرند نور ایشان بهشتیان را چنان تابد كه آفتاب در دنیا تابد. بهشتیان گویند بیایى تا بنظاره شویم ایشان را بینند در جامهاى سندس سبز و بر پیشانیهایشان نوشته كه المتحابون فى اللَّه.

پیر طریقت گفت:
الهى!
عنایت تو كوه است و فضل تو دریاست
كوه كى فرسود و دریا كى كاست؟
عنایت تو كى جست و فضل تو كى واخواست؟
پس شادى یكیست كه دوست یكتاست.

وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ...
آن بهشت كه رب العزة وعده داد نه یك بهشت است كه بهشتها است، نه یك درجه است كه درجه‏ ها است، بعضى برتر و بعضى فروتر، از آنكه مؤمنان و دوستان نیز بر تفاوت ‏اند در ایمان و معرفت، و شك نیست كه مقام معرفت اولیاء برتر است از مقام معرفت عامه، مؤمنان و مقام شهیدان برتر از مقام اولیاء، و مقام صدیقان برتر از مقام شهیدان، و مقام انبیاء برتر از مقام صدّیقان، و مقام پیغامبران مرسل برتر از دیگر پیغامبران، و اولوا العزم برتر از اینان و مصطفى محمد برتر از همگان،
پس نهایت درجه عامه مؤمنان، بدایت درجه اولیاست و درجه معرفت مصطفى را نهایت پیدا نیست و جز حق جل جلاله كس نهایت درجات و مقامات مصطفى نداند و در ازل درجات و مقامات ارواح ایشان هم برین مراتب بود و اندر روز میثاق همین و فردا در قیامت و در بهشت و درجات و اسرار و صحبت حق جل جلاله همین.

بو یزید بسطامى را پرسیدند بچه رسیدى باین مقام؟
گفت: به تنى برهنه و شكمى گرسنه و دلى پر درد و جانى پر حسرت.
گفتند روا باشد كه كسى بى آنكه متابعت سلوك طریقت كند او را این مقام حاصل شود؟
گفت روا بود اما فتوحه على قدر سفره، فتوح وى باندازه سفر وى بود و نواله وى بقدر حوصله وى.

واسطى را از درجه ایمان پرسیدند،
گفت: مرد را در گبرگى چهل سال بباید دوید تا حقیقت جمال ایمان بداند و سرّ این معنى آنست كه چنان كه انبیاء را (ع) پیش از چهل سال وحى ممكن نیست، روندگان راه را چهل سال جان و دل درباید باخت تا بحقیقت ایمان رسند چون بحقیقت ایمان رسیدند ایشان را امروز آن بهشتى باشد نقد و فردا جنات عدن بود، امروز بهشت وصل، فردا بهشت فضل، امروز بهشت عرفان، و فردا بهشت رضوان، وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ.

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِینَ.
تا آخر ورد در قصه منافقان است و كشف فضائح ایشان و سرانجام بد ایشان.
و علامت ایشان سه چیز است چنان كه مصطفى (ص) گفت: علامة المنافق ثلث، اذا قال كذب، و اذا وعد خلف و اذا ائتمن خان.
گل

متن و ترجمه آیات در بخش النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ مؤمنان مردان و زنان، یاران یكدیگراند، یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ میفرمایند بپسندیده و مى‏باز زنند از ناپسندیده، وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ و نماز بپاى میدارند، وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ و از مال زكاة مى‏دهند، وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و فرمان مى‏برند خداى را و رسول او را، أُولئِكَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ ایشان آنند كه خداى ور ایشان رحمت كند، إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ (71) خداى تواناست و دانا.

وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وعده داد خداى گرویدگان را زنان و مردان، جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ بهشتهایى كه میرود زیر درختان آن جویهاى روان، خالِدِینَ فِیها جاوید در آن، وَ مَساكِنَ طَیِّبَةً بر آرامگاهها و نشستگاههاى خوش، فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ در بهشت هاى پایندگى، وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ و خشنودى از خداى كه ایشان را پسندید از همه مه، ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (72) آنست آن پیروزى بزرگوار.

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اى پیغامبر، جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِینَ واكوش وا كافران و با منافقان، وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ و درشت باش ور ایشان، وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ و بازگشتگاه ایشان دوزخ، وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ (73) و بد جایگاه و بد شدن گاه.

یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ سوگند میخورند بخداى، ما قالُوا كه آن نگفتند، وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ و گفتند كلمه كفر، وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ و كافر شدند پس مسلمانى خویش، وَ هَمُّوا بِما لَمْ یَنالُوا و نهیب بردند و آهنگ كردند بآن چیز كه بآن مى ‏نرسیدند و بدست نیامد، وَ ما نَقَمُوا و كین باز نخواستند و كین نگرفتند و ناپسندیدند، إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ مگر آنكه بى ‏نیاز كرد خداى ایشان را و رسول او از فضل خویش، فَإِنْ یَتُوبُوا یَكُ خَیْراً لَهُمْ اگر توبت كنند آن به ایشان را، وَ إِنْ یَتَوَلَّوْا و اگر بر گردند از توبه و پشیمانى، یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً أَلِیماً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ عذاب كند ایشان را خداى عذابى دردناك در دنیا و آخرت، وَ ما لَهُمْ فِی الْأَرْضِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ (74) و ایشان را نیست در زمین نه پشتى‏وانى و نه یارى.

وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ و از ایشان كس است كه پیمان كرد با خداى، لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ و گفت اگر ما را از فضل خویش چیزى دهد، لَنَصَّدَّقَنَّ ما بهمه حال صدقه دهیم، وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ (75) و در آن مال از نیكان باشیم.

فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ چون بداد خداى ایشان را از فضل خویش بَخِلُوا بِهِ بآن فضل او بخیل آمدند، وَ تَوَلَّوْا و از آن پیمان و عهد برگشتند، وَ هُمْ مُعْرِضُونَ (76) و از وفا روى گردانیدند.

فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِی قُلُوبِهِمْ بر پى آن عهد شكستن ایشان خداى در دل ایشان نفاق افكند، إِلى‏ یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ تا كه مى‏بود و آن نفاق در دل ایشان تا آن روز كه با آن او را بیند، بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ بآنچه با خداى خلف آوردند و پیمان شكستند در آن عهد كه با وى كرده بودند، وَ بِما كانُوا یَكْذِبُونَ (77) و بآن دروغ كه میگفتند.

أَ لَمْ یَعْلَمُوا نمیدانند، أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ كه خداى میداند پوشیده ایشان و راز ایشان، وَ أَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ (78) و خداى دانا است بهمه پوشیده ‏ها.
گل

نکات تفسیری از بخش النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ
میگوید: مؤمنان مردان و زنان همه یار یكدیگراند و دوست یكدیگر و كلمه ایشان و اعتقاد ایشان و همت ایشان در كار دین یكى است و درین اخلاق پسندیده و شرائع دین كه درین آیت بر شمرد چون امر معروف و نهى منكر و بپاى داشت زكاة و نماز و طاعت خداى و رسول همه چون هم ‏اند در میان ایشان مخالف نه یكى از ایشان جز موافق نه، پیوسته بر یكدیگر مشفق و مهربان رنج و راحت یكى رنج و راحت همگان است، اینست كه مصطفى گفت: «المؤمن للمؤمن كالبنیان یشدّ بعضه بعضا و المؤمن من اهل الایمان بمنزلة الرأس من الجسد، آن گه گفت: أُولئِكَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ یعنى اذا صاروا الیه. فردا كه این مؤمنان بر خداى رسند بر ایشان رحمت كند و بدرجات جنات رساند آن بهشت و درجات كه خداى مؤمنان را بآن وعده داد.

وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ مَساكِنَ طَیِّبَةً
وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ...

او را بدرشتى فرمود ور ایشان و باز خواند از مداهنت از بهر لین و رفق كه در خوى وى بود بضد آن كه فرا كلیم خود گفت: فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیِّناً بنرمى و رفق فرمود و باز خواند از حدّت و غلظت كه در وى بود.

وَ مَأْواهُمْ فى الآخرة جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ.

یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا تقدیر الآیة: یحلفون باللّه ما قالوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ و لقد قالوا.
این كلمة الكفر آن بود كه یكى از منافقان كه در عقبه بودند و قصد بیوكندن مصطفى كردند، منهم عبد اللَّه ابن ابى و عبد اللَّه بن ابى السرح القرشى و طعمة بن ابیرق و الخلاس بن سوید و مجمع بن جاریة و ابو عامر بن النعمان و ابو خوص و غیرهم، یقال: كانوا خمسة عشر رجلا، و قیل: اثنى عشر رجلا، یكى از ایشان گفت: اسهر لیلة تنعم لیال: یك شب بیدار باشید تا شبهاى دراز بناز بخسبید رسول خدا این سخن را با حذیفة بن الیمان بگشاد از آگاهانیدن خداى جلّ جلاله وى را. آن منافق بیامد و سوگند خورد كه نگفتم.
كلبى گفت این آیت در شأن خلاس بن سوید فرو آمد كه از غزاء تبوك مى‏آمدند.
خلاس گفت: و اللَّه لئن كان محمد صادقا بما یقول على اخواننا الّذین هم سادتنا و كبراؤنا فنحن شر من الحمیر. عامر بن قیس حاضر بود گفت: اجل و اللَّه ان محمدا صادق مصدّق و لانت شر من الحمار. پس چون رسول خدا بمدینه آمد این سخن با وى رسید، خلاس را بخواند و عامر قیس را، خلاس سوگند خورد بنزدیك منبر رسول خدا كه این سخن نگفتم، و عامر سوگند خورد كه وى گفت، در آن حال آیت آمد: یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا تا آنجا رسید كه فَإِنْ یَتُوبُوا یَكُ خَیْراً لَهُمْ خلاس برخاست گفت: اسمع اللَّه یعرض على التوبة و اللَّه لقد قلته و انّ عامرا لصادق فتاب فحسنت توبته.

وَ هَمُّوا بِما لَمْ یَنالُوا...
و این آن مثل مشهور است كه گویند: اتق شر من احسنت الیه...

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 04 (305)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 02 (310)
تفسیر سوره توبه 03 (311)
تفسیر سوره توبه 04 (312)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 06 (314)
تفسیر سوره توبه 07 (315)
تفسیر سوره توبه 08 (316)



           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:

تفسیر سوره توبه 07 (315)
تفسیر سوره توبه 06 (314)
شناخت علی بن موسی الرضا (ع)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 04 (312)
تفسیر سوره توبه 03 (311)
تفسیر سوره توبه 02 (310)
تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره انفال 07 (308)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
قاضی و قضات و قضاوت
خطبه 107 نهج البلاغه
آثار وضعی گناه از نگاه امام صادق (ع)
امام حسین (ع) و نهی از مجالست با افراد پست
نحوه رفتار با مردم
ممنوعیت همنشینی با فاجر
سخنانی از امام صادق (ع) درباره ظلم و عدل
ضرورت دوری از اهالی قدرت
موجودات مجرد
تفسیر سوره انفال 05 (306)
توهم خود مرکز پنداری
خطرات شنا در دریا
تفسیر سوره انفال 04 (305)
ارزش دل در قرب بحق
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست
ده صفت کارساز دنیا و آخرت
تفسیر سوره اعراف 28 (289)
تفسیر سوره اعراف 27 (288)
آفرینش آدم
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.