النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ.
مومنان
هر كه نعمت وى تمامتر و نواخت خداى بر وى بزرگتر، حاسدان وى بیشتر.
منافقان كه نعمت و نواخت و فضل خداى دیدند بر مصطفى و مؤمنان حسد بردند و صفت حسود اینست كه خداى گفت: إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ، چون نعمت و فضل خداى را بر كسى بیند اندوهگن شود و رضا و خشنودى او جز در زوال نعمت نیست.
...
و در خبر است كه موسى علیه السلام مردى را دید نزدیك عرش عظیم درجه بزرگ یافته و بنواخت بى‏نهایت و لطف بى‏كران رسیده موسى چون او را بآن ترتیب و آن منزلت دید بوى غبطت برد و آن منزلش آرزو خواست گفت:
بار خدایا آن مرد بآن رتبت و منزلت بچه رسید؟
گفت: أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ، نعمت خدا و فضل نعمت خدا بر بندگان دید و بایشان حسد نبرد.

و در خبر است كه در آسمان پنجم ربّ العزة فریشته آفریده بر گذرگاه اعمال بندگان نشسته چون عمل بنده بآسمان بر آرند و بوى رسد و هم چون آفتاب از روشنایى و نیكویى آن عمل مى‏تابد، بوى گوید: قف فانا ملك الحسد، باش كه فریشته حسدم تا در آن نگرم كه آمیخته حسد است یا نه اگر نشان حسد بیند باز گرداند، و گوید: اضربوا وجه صاحبه فانّه حاسد.

قُلْ لَنْ یُصِیبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا.
حجتى روشن است بر قدریان كه میگویند خیر بتقدیر خدا است و شرّ بكردار ما. و رب العزه بر ایشان ردّ میكند و میگوید: یا محمد بگوى لَنْ یُصِیبَنا هیچ رسیدنى بما نرسد از خیر و شرّ و نفع و ضرّ و عطا و منع و غنى و فقر و نفاق و وفاق مگر كه خداى خواست و تقدیر كرد و بر ما نوشت همه بتقدیر او و همه بحكم او و مشیّت او. در عالم چیست از بودنى مگر بخواست او، موى نجنبد بر تن مگر بارادت او و خطرتى ناید در دل مگر بعلم او، آدمى از خاك آفریده او نه از نخّاس خریده او، هر چه خواهد كند و بر سر بندگان راند كه حكم حكم او و همه اسیراند در قبضه او كس را از وى واخواست نه، و از پیش حكم او برخاست نه، لا یُسْئَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُونَ.

پیر طریقت گفت:
الهى
اى دهنده عطا و پوشنده جفا نه پیدا كه پسند كرا و پسندیده چرا؟
بنده بتاوى بقضا پس گوى كه چرا،

الهى
كار پیش از آدم و حوّاست و عطا پیش از خوف و رجا است، امّا آدمى بسبب دیدن مبتلاست خاصه او آن كس است كه از سبب دیدن رها است اگر آسیا احوال گردان است قطب مشیّت بجا است.

قُلْ لَنْ یُصِیبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا
قسمت آنست كه در ازل كردند، حكم آنست كه در ازل راندند، رقم آنست كه در ازل كشیدند، یكى را رقم سعادت كشیده و از معصیت او را زیان نه، یكى را حكم بشقاوت كرده و از طاعت او را هیچ سود نه.

محمد بن السماك گوید: در بصره شدم خلقى را دیدم روى بصحرا نهاده و جنازه در میان گرفته و بحكم تقرب دستارها بر آن همى ‏انداختند، جنازه دیگر دیدم كه همى بردند و بر آن سنك باران همى ‏كردند پرسیدم از آن حال، گفتند: در این شهر مردى بود مؤذن چهل سال روزگار خود در طاعت و متابعت گذاشته بوقت آنكه بانك نماز كرد دل را در سر زلف خوب‏رویى گم كرد و آن خوب‏روى بعقد نكاح وى رضا نمیداد مگر بدو شرط یكى آنكه خمر باز خورد، دیگر آنكه زنّار گبر كى در بندد.

آن مسكین بدبخت صدره توحید بر كشید و زنّار شماسى اختیار كرد و خمر باز خورد و در آن گم‏راهى طریق مواصلت میجست.
آن خوب روى گفت: قدم اختیار ما درین مراد بریده كردند دوش جفت ما را در بهشت بما نمودند و شغل ما بى ما بمراد ما بساختند گواهى میدهم كه خدا یكى است و محمد رسول او، این بگفت و جان بداد بر مسلمانى، این خبر بمؤذن رسید از غبن حسرت و حیرت آهى بكرد و جان بداد بر كافرى، اكنون آن جنازه كه سنگ باران بدان همى ‏كنند جنازه آن مؤذن است و آن دیگر جنازه كه دستارها بحكم تقرّب بر آن مى‏اندازند مهد دولت آن نو مسلمان است.

هزار جان مقدّس فداى آن نقطه عنایت باد كه روز میثاق بر جانهاى دوستان تجلّى نمود.
عنایة الازلیة كفایة الأبدیّة، هو مولانا،
او است خداوند ما نزدیكتر بما از ما
مهربانتر بر ما از ما،
خواهنده ما بى ما
بكرم خویش نه بسزاى ما،
نه معاملت در خور ما، نه منّت بتوان ما.
هر چه كردیم تاوان بر ما. هر چه تو كردى باقى بر ما. هر چه كردى بجاى خود كردى نه براى ما.

وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ.
اهل ایمان را از توكل چاره نیست و آن را كه توكّل نیست ایمان نیست، توكّل بر كسى باید كرد كه او بعزیزى معروف باشد تا بعز وى عزیز گردد.
میگوید: وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ
و نگر تا اعتماد بر كسى نكنى كه امروز هست و فردا نه،
اعتماد بر پادشاهى كن كه تغییر و تبدیل و زوال را بدامن جلال او راه نه،
وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ،

دامن طلب هر كسى از سالكان بچیزى باز بست مگر دامن اعتماد و همّت متوكلان كه روا نداشت كه جز بدوستى خود باز بندد، إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ،

و از مرغان هوا توكّل بیاموز. بامداد هر یكى بینى از اوطان خویش بیرون آمده بیزار از خود و بیزار از خلق چون شب در آید حوصلهاى ایشان ممتلى و بقرارگاه خویش باز شوند لو توكّلتم على اللَّه حقّ توكّله لرزقكم كما یرزق الطّیر، تغدو خماصا و تروح بطانا.

قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً لَنْ یُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ تقرّب العدوّ یوجب زیادة المقت له و تجنّب الحبیب یقتضى زیادة العطف علیه. قال اللَّه تعالى: فَأُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ. ...

گل
متن و ترجمه آیات در النوبة الاولى
قوله تعالى: إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ اگر بتو رسد نیكویى، تَسُؤْهُمْ ایشان را اندوهگن كند، وَ إِنْ تُصِبْكَ مُصِیبَةٌ و اگر بتو رسد افتادى یا زیانى یا هزیمتى، یَقُولُوا گویند، قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ از آن بود كه دست بآن زدیم پیش ازین و باز نشستیم، وَ یَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ (50) و برگردند شادان و نازان.

قُلْ گوى، لَنْ یُصِیبَنا نرسد بما، إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا مگر آنچه خداى نوشت ما را از رسیدنى، هُوَ مَوْلانا اوست یار ما و خداوند ما، وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (51) و ایدون بادا كه پشتى دادن مؤمنان بخداى بادا.

قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا گوى چشم بر چیزى میدارید كه رسد بما، إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ جز یكى از دو نیكى، وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ و ما چشم میداریم بشما، أَنْ یُصِیبَكُمُ اللَّهُ كه برساند خداى بشما، بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَیْدِینا یكى از دو بدى عذابى از نزد خداى یا عذابى بدست ما، فَتَرَبَّصُوا پس چشم میدارید، إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ (52) كه ما با شما چشم دارندگانیم.

قُلْ أَنْفِقُوا بگوى پیغامبر من نفقه میكنید، طَوْعاً أَوْ كَرْهاً خوش منش یا ناكام، لَنْ یُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ نخواهند پذیرفت از شما، إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقِینَ (53) كه شما گروهى ‏اید از فرمان بردارى بیرون.

وَ ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ باز نداشت كردار ایشان را و نفقات ایشان را از پذیرفتارى، إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ مگر آنچه ایشان كافر شدند در نهان بخدا و رسول، وَ لا یَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى‏ و بجماعت نیایند مگر بكسلانى، وَ لا یُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ (54) و زكاة ندهند مگر بدشوارى.

فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ خوش مبایاد ترا و نیكو، مالهاى ایشان، وَ لا أَوْلادُهُمْ و نه فرزندان ایشان، إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِها میخواهد خداى كه ایشان را بعذاب میدارد، فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا درین جهان، وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ و جان ایشان بر آید، وَ هُمْ كافِرُونَ (55) و ایشان بر كافرى.

وَ یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ سوگند میخورند بخداى، إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ كه ایشان از شمااند و از اهل دین شمااند، وَ ما هُمْ مِنْكُمْ و ایشان از اهل دین شما نیستند، وَ لكِنَّهُمْ قَوْمٌ یَفْرَقُونَ (56) لكن ایشان قومى‏اند كه از دو سوى مى‏ترسند.

لَوْ یَجِدُونَ مَلْجَأً اگر ایشان پناه گاهى مى‏یابند، أَوْ مَغاراتٍ یا متوارى گاهى، أَوْ مُدَّخَلًا یا نهان جایى، لَوَلَّوْا إِلَیْهِ روى بآن دادندید، وَ هُمْ یَجْمَحُونَ (57) و ایشان شتابان و دوان.

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُكَ و از ایشان كس است كه ترا به بیدادگرى باز خواند، فِی الصَّدَقاتِ در صدقات كه دهى، فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا اگر ایشان را دهند از آن خشنود باشند و خرسند، وَ إِنْ لَمْ یُعْطَوْا مِنْها و اگر ایشان را ندهند از آن إِذا هُمْ یَسْخَطُونَ (58) بخشم مى‏باشند و ناخرسند.

وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا و اگر ایشان خشنود بودندى و خرسند، ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ بآنچه خداى ایشان را داد و رسول او، وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ و گفتندى بسنده است ما را خداى و آنچه وى بخشد و گزیند و سازد، سَیُؤْتِینَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ خداى ما را از فضل خویش خود دهد، وَ رَسُولُهُ و رسول وى رساند، إِنَّا إِلَى اللَّهِ راغِبُونَ (59) ما بنیاز و حاجت خواست خود با خداى خود مى‏گردیم.

گل
بعضی نکات تفسیری از بخش النوبة الثانیة
قوله تعالى: إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ
میگوید باین غزاء تبوك كه میروید اگر شما را نصرت و ظفر بود منافقان اندهگن شوند و دل‏تنگ و اگر هزیمت و شكستى بود ایشان گویند: نیك آمد و راست، كه نرفتیم.
حزم آن بود كه ما بر دست گرفتیم،

كلبى گفت: حسنه ظفر و غنیمت روز بدر بود، مسلمانان را و مصیبت و شكستگى و نكبة روز احد. میگوید منافقان روز بدر اندوهگن بودند كه نصرت مسلمانان میدیدند و روز احد شاد بودند كه مصیبت و نكبت رسید ایشان را. رب العالمین گفت وَ یَتَوَلَّوْا ...
...
إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ مواعید اللَّه فى اعلاء كلمته و اعزاز دینه.
معنى آیت آنست یا محمد ایشان را گوى جز آن نیست كه شما انتظار میكشید و چشم میدارید كه رسد بما یكى از دو نیكویى: یا یارى از خداى و ظفر بر دشمن. یا شهید شدن در راه خدا.
و ما چشم میداریم كه خداى رساند بشما از دو بد، یكى: عذابى از نزدیك خویشتن یا كشتن بدست ما. اكنون شما چشم میدارید تا ما با شما چشم میداریم. آنچه شما چشم بدان میدارید وعده شیطان است و آنچه ما چشم بدان میداریم وعده خداى است.
...
قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً
این آیت در شان عبد اللَّه ابى آمد. رئیس منافقان كان عظیم النفقة واسع الوسیعة
انفقوا امر است بمعنى شرط و مراد باین توبیخ است ...
نفقة كه میكنید اگر به طوع كنید و اگر بكره، از شما پذیرفته نیست كه اعتقاد و توحید با آن نیست.

و گفته ‏اند این جواب جد بن قیس است كه گفته بود ائذن لى فى القعود و اعینك بمالى.
و گفته ‏اند طوع، صدقات است كه بر وى لازم نیست و كره، زكاة است كه شرع او را فرموده و الزام كرده.
و گفته ‏اند طوع آنست كه باختیار خویش كند، بر دل ایشان آسان و خوش و كره آنست كه از بیم قتل كنند، بر دل ایشان گران و دشوار.

میگوید هر چون كه هست، از شما كه منافقان‏ اید نپذیرند كه نخست ایمان باید و صفاء دل و اعتقاد پاك پس زكاة و صدقات و نفقات پس بیان كرد كه مانع قبول چیست گفت: وَ ما مَنَعَهُمْ اى ما امتنعت اعمالهم من ان تقبل، الا كفرهم باللّه و رسوله.
...
باز نمود كه آن نفقات ایشان كه پذیرفته نیامد از آن است كه ایشان بخداى و رسول كافراند و در نماز كسلان و متثاقل ‏اند از آن كه گوش بثواب آن ندارند و انفاق بر ایشان دشوار است، از آنكه بر خود چون غرامتى و تاوانى میدانند.
...
فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ
این خطاب با مصطفى است و مراد باین امت است، و بقول بعضى مفسران در آیت تقدیم و تأخیر است، تقدیره: فلا تعجبك كثرة اموالهم و اولادهم فى الحیاة الدنیا، انما یرید اللَّه لیعذبهم بها فى الآخرة. و بیشترین مفسران بر آنند كه آیت بر ترتیب خویش است و فى. متصل بیعذّبهم.
یعنى لا تستحسن ما انعمنا علیهم من الاموال الكثیرة و الاولاد.

إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ اى بجمعها و حفظها و حبّها و البخل بها و كلّ هذا عذاب. و قیل: یعذّبهم بنهب الاموال و سبى الاولاد.
میگوید: عجب مدار و نیكو مشمر آن مالها و فرزندان كه دادیم ایشان را كه خداى میخواهد كه ایشان را بآن مال و فرزند در دنیا بفتنه افكند و ایشان را بعذاب دارد و چنان كه مؤمن را در آن اجر و ثواب بود منافق را در آن عقوبت و عذاب بود و آن گه بعاقبت: تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ اى تخرج ارواحهم و هم على الكفر.
...
وَ لكِنَّهُمْ قَوْمٌ یَفْرَقُونَ اى یفرقون الفریقین، همانست كه جایى دیگر گفت: یُرِیدُونَ أَنْ یَأْمَنُوكُمْ وَ یَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ میگوید منافقان از دو سوى میترسند هم از قوم خویش هم از شما اگر اظهار كنند آنچه در دل دارند ایشان را بكشند و فرزند ایشان را ببردگى ببرند.
...
فِی الصَّدَقاتِ اى فى تفریق الصدقات بین اهلها.
این آیت در شأن مردى منافق فرو آمد نام وى حرقوس بن زهیر، رسول خدا در غزاء حنین قسمت غنائم میكرد، گفت: یا رسول اللَّه اعدل فانّك ما عدلت الیوم. رسول خدا چون این سخن از وى بشنید گونه وى سرخ شد، گفت: ان لم اعدل فمن ذا الّذى یعدل و جبرئیل عن یمینى و میكائیل عن یسارى. عمر گفت: یا رسول اللَّه ایذن لى اضرب عنقه. فقال: دعه فانّى لا احبّ ان یقال انّ محمدا یقتل اصحابه، و روى: دعه فانّ له اصحابا یمرقون من الدّین كما یمرق السهم من الرّمیة.

و در خبر است كه ابو بكر از پس وى برفت او را در غار یافت بازگشت، عمر هم چنین برفت و در نماز یافت و بازگشت، و على رفت و او را نیافت و نه دید، رسول خدا گفت: یا على! این مرد بروزگار تو بر تو بیرون آید و تو او را بكشى و نشان بداد. على در حرب نهروان او را در میان كشتگان یافت.
رب العالمین گفت. فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا اى ان كثرت لهم من ذلك فرحوا و ان اعطیتهم قلیلا سخطوا، اى انّما دینهم و سخطهم و رضاهم لدنیاهم.
وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ، كما قال المسلمون.
جواب لو اینجا محذوف است و تقدیر آیت اینست: لو رضوا بذلك و توكلوا على اللَّه لكان خیرا لهم و عرب فراوان جواب لو فرو گذارند در سخن و درست است ...
این لو بمعنى لیت است.
سَیُؤْتِینَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ اى خزانته، و رسوله من الصدقة و الغنیمة.
میگوید: خداى ما را از فضل و نعمت خویش میدهد آنچه دریابد و رسول وى رساند...

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 04 (305)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 02 (310)
تفسیر سوره توبه 03 (311)
تفسیر سوره توبه 04 (312)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 06 (314)



           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:

شناخت علی بن موسی الرضا (ع)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 04 (312)
تفسیر سوره توبه 03 (311)
تفسیر سوره توبه 02 (310)
تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره انفال 07 (308)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
قاضی و قضات و قضاوت
خطبه 107 نهج البلاغه
آثار وضعی گناه از نگاه امام صادق (ع)
امام حسین (ع) و نهی از مجالست با افراد پست
نحوه رفتار با مردم
ممنوعیت همنشینی با فاجر
سخنانی از امام صادق (ع) درباره ظلم و عدل
ضرورت دوری از اهالی قدرت
موجودات مجرد
تفسیر سوره انفال 05 (306)
توهم خود مرکز پنداری
خطرات شنا در دریا
تفسیر سوره انفال 04 (305)
ارزش دل در قرب بحق
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست
ده صفت کارساز دنیا و آخرت
تفسیر سوره اعراف 28 (289)
تفسیر سوره اعراف 27 (288)
آفرینش آدم
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
زبان بد نشانه نفاق
عید فطر مبارک



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.