النوبة الثالثة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ كَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ الآیه

روحانیان مال مردم خور

درین آیت هم تخصیص است و هم تشریف است و هم تهدید و وعید.
اول آیت تشریف مؤمنان است. ایشان را بنداء كرامت میخواند و به خطاب كریم مى‏نوازد، نواخت خود بر ایشان مى‏نهد عطاء خود بر ایشان مى‏ریزد و بایمان ایشان خود گواهى مى‏دهد.
اینست كرامت و نعمت.
اینست لطافت و رحمت.
كارى در ازل ساخته.
بنده را بى ‏بنده عقد دوستى بسته و نداء كرامت و نعمت بجان وى رسانیده.

پیر طریقت گفت نداء حق بر سه قسم است
یكى را به نداء وعید خواند از روى عظمت بخوف افتاد.
یكى را بنداء وعد خواند بنعمت رحمت بر جا افتاد.
یكى را بنداء لطف خواند بحكم انبساط بمهر افتاد.
بنده باید كه میان این سه حال گردان بود:
اول خوفى كه او را از معصیت باز دارد
دوم رجایى كه او را بر طاعت دارد
سوم مهرى كه او را از او باز رهاند.

تا با تو تویى ترا بحق ره ندهند
چون بى‏تو شدى ز دیده بیرون ننهند


إِنَّ كَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَیَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ.
از روى اشارت میگوید مبادا كه عالم در تعلیم علم و پیر در تربیت مرید طمع دارد برفع مردم و نفع دنیا كه طمع، آئینه علم تاریك كند و چشمه بركت خشك كند و قیمت مردم ناقص كند و هیبت پیر از دل مرید ببرد و حرمت علم فرو نهاد.

مصطفى گفت: بئس العبد عبد طمع یقوده و هوى یضله‏ و قال علیه السلام یاتى على امتى زمان امراؤهم یكون على الجور و علمائهم على الطمع و عبّادهم على الریاء و تجارهم على اكل الربوا، و نساؤهم على زینة الدنیا.
عالم كه در تعلیم علم، طمع بنفع دنیا ندارد و رفق خلق در آن نجوید و علم خود بطلب جاه و ریاست و جمع دنیا ضایع نكند، بعلم خود برخوردار شود و بركت علم بوى رسد و ثواب او ثواب پیغامبران بود. مصطفى گفت: من زار عالما فكانّما زار نبیا.

و در خبر است كه هر كه عالمى را زیارت كند چنان است كه علم را زیارت كرد، و هر كه علم را زیارت كرد چنان است كه خداى را زیارت كرد و هر كه خداى را زیارت كرد جایگاه او بهشت است.

وَ الَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ.
بخل نه كار دین‏داران است و نه خلق دوستان.
و گفته ‏اند: لیس من اخلاق الانبیاء و الصّدیقین البخل، لانه‏
روى عن النبى ص انه قال: ما جبل ولى اللَّه الاعلى السخاء.
...
یَوْمَ یُحْمى‏ عَلَیْها فِی نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى‏ بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ.
... پیشانى كه خواجه بوقت سؤال سائل فرا، هم كشد ناچار بر آن داغ نهند.
پهلو كه از سر كبر بر درویش زند و پشت كه بر گرداند، هم چنان،
تا دانى كه درویش را در آن حضرت جاه و مقدار است. و شرف درویش آنست كه چون توانگر را اعتماد بر دنیا بود درویش را اعتماد بر مولا بود، هر گه كه توانگرى بخداى تقرّب كند بوسیلت درویش كند و اگر درویش بتوانگر از بهر دنیا تقرب كند از دین بر آید.
مصطفى از اینجا گفت: من تواضع غنیّا لغناه ذهب ثلث دینه.
هر كه تواضع كند توانگرى را از بهر توانگرى وى سیكى از دین وى رفت، و اگر بزبان مدح گوید دو سیك رفت، و اگر بدل او را تعظیم نهد جمله دین وى در سر آن شد.

درویش بود كه با دین پیش توانگر در شود بى‏دین بیرون آید و توانگر، با گناه پیش وى شود بى‏گناه بیرون آید، پس خلق، ایشان را درویش میخوانند و توانگر بحقیقت، خود ایشان ‏اند.
مصطفى گفت: ملوك تحت اطمار.

إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً... الآیة ...
گفته ‏اند حكمت در آنكه رب العزة روزگار را بر دوازده ماه نهاد آنست كه تا بر عدد حروف توحید بود و هى: «لا اله الا اللَّه». تحقیق آن خبر را كه مصطفى گفت: بالتوحید قامت السماوات و الارض.

دور فلك در آسمان و گردش روزگار و سال و ماه در زمین در توحید موحدان بسته تا این دوازده حرف از زبان موحدان روان است این دوازده ماه بر نسق خویش و بر هیئت خویش گردان است هر حرفى پاسبان ماهى ساخته و ثبات این در بیان آن بسته،
آن روز كه قضیه الهى و حكم ازلى در رسد و خواهد كه بند آسمان و زمین برگشاید و زمین خاكى بر افشاند و روزگار نام زد كرده بسر آید، نخست توحید از میان خلق بردارد تا نه توحید ماند نه موحّد، نه قرآن میان خلق نه مؤمن. اینست كه مصطفى گفت: لا تقوم الساعة حتى لا یقال فى الارض اللَّه اللَّه.
...
گل
متن و ترجمه آیات در النوبة الاولى
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند، إِنَّ كَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ بسیارى از این دانشمندان جهودان و خداترسان ترسایان، لَیَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ مالهاى مردمان میخورند به نارواى و ناراست و ناشایست وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ و برمى‏گردانند مردمان را از راه خداى، وَ الَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ و ایشان كه زر و سیم گنج مى‏نهند، وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ و آن را از بهر خدا نفقت نمیكنند و در جهاد با دشمن وى، فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ (34) بشارت ده ایشان را بعذابى دردنماى.

یَوْمَ یُحْمى‏ عَلَیْها فِی نارِ جَهَنَّمَ آن روز كه آن را مى ‏تاوند و بر آن آتش مى ‏افروزند در دوزخ، فَتُكْوى‏ بِها جِباهُهُمْ و داغ میكنند بآن پیشانیهاى ایشان را. وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ و پهلوهاى ایشان و پشتهاى ایشان هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ و ایشان را میگویند این آن گنج است كه خویشتن را مى ‏نهادید، فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ (35) چشید جزاء آن گنجى كه خود را می نهادید.

إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ شمار ماهها بنزدیك خداى، اثْنا عَشَرَ شَهْراً آنست كه ماهها دوازده است، فِی كِتابِ اللَّهِ در خواست خداى و دانش و پسند خداى، یَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ از آن روز كه آسمانها و زمین آفرید، مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ از آن چهار ماه حرام با آزرم، ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ این است شمار راست، فَلا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَكُمْ در آن ماههاى حرام بر خویشتن ستم مكنید، وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِینَ كَافَّةً و مشركان همواره كشتن كنید، كَما یُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً هم چنان كه ایشان با شما هموار كشتن كنند وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ (36) و بدانید كه خداى با پرهیزكاران است.

إِنَّمَا النَّسِی‏ءُ تأخیر حرمت ماه حرام تا ماه صفر، زِیادَةٌ فِی الْكُفْرِ، بافزایشى است بر سرى در كفر، یُضَلُّ بِهِ الَّذِینَ كَفَرُوا كه كافران بآن بى ‏راه‏تر شوند و مى ‏كنند، یُحِلُّونَهُ عاماً حلال میكنند محرم را یك سال، وَ یُحَرِّمُونَهُ عاماً و آن را حرام میدارند و آزرم آن بجاى میدارند یك سال، لِیُواطِؤُا میخواهند كه بهوا و مراد خویش برابرى جویند و كنند، عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وانهادى كه خداى نهاد و پسندى كه او پسندید و عددى كه وى نهاد، فَیُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ تا حرام كرده خداى حلال كنند، زُیِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ بر آراستند ایشان را كارهاى ایشان، وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ (37) خداى راه ننماید و كار نسازد قوم كافران را.

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند، ما لَكُمْ چه رسید شما را، إِذا قِیلَ لَكُمُ آن گه كه شما را گویند، انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بیرون شوید در جهاد از بهر خداى، اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ با زمین گرایید و گران خیزید، أَ رَضِیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَةِ باین جهان بسنده كردند بدل از آن جهان، فَما مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا نیست برخوردارى و روزگار گذاشت این جهان، فِی الْآخِرَةِ در مقابل آن جهان، إِلَّا قَلِیلٌ (38) مگر اندكى.

إِلَّا تَنْفِرُوا اگر بیرون نشوید بغزا، یُعَذِّبْكُمْ عَذاباً أَلِیماً عذاب كند شما را عذابى دردنماى، وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَكُمْ و بجاى شما قومى دیگر آرد بیرون شدن را بجنگ دشمن وى، وَ لا تَضُرُّوهُ شَیْئاً و خداى را و رسول را هیچ گزند نیارید، وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ (39) و خداى بر همه چیز از تغییر و تبدیل قادر است و توانا.

گل
نکاتی تفسیری از بخش النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ كَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ.
حبر نامى است دانشمندان اسرائیلى را هم چنان كه عالم نامى است دانشمند عربى را پس علماء اسلام را بدان نام خواندند.
و راهب نامى است متعبّد ترسایان را از بهر آنكه ایشان عبادت خویش بر رهبت نهادند و بیم سخت آنكه آن تعبّد ایشان برهبت رهبانیّت نام كردند.

و گفته ‏اند. احبار درین آیت علماء جهودان ‏اند از اولاد هارون و رهبان زاهدان ترسایانند و اصحاب صوامع میگوید: اینان مالهاى مردم میخورند و میبرند بباطل و ناشایست یعنى كه حكم میكنند و در حكم، رشوت مى‏ستانند. مصطفى (ص) گفت: لعن اللَّه الرّاشى و المرتشى فى الحكم‏

وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ ...
وَ الَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ... الآیة.
در تفسیر آورده‏ اند كه در سبب نزول این آیت میان معاویه و ابو ذر در شام مناظره رفت.
معاویه گفت: نزل فى اهل الكتاب.
بو ذر گفت: نزل فى اهل الاسلام.
قال ابو ذر فكتب معاویة الى عثمان ان هذا یفسد النّاس و كتب الىّ عثمان فقدمت المدینة فانجفل النّاس ینظرون الىّ كانّهم لم یرونى قط. فقال لى عثمان و انعظف و قال ارتحلت الى الرّبذة فارتحلت الى الرّبذة. و بیشترین مفسران بر آنند كه در مانعان زكاة فرو آمد.

ابن عباس گفت: هر مال كه زكاة آن ناداده است هر چند كه بر روى زمین است كنز است، و هر مال كه زكاة آن داده است و در زیر زمین است نه كنز است. ...
...
قال على (ع): اربعة آلاف فما دونها نفقة و ما فوقها كنز
...
و گفته ‏اند این آیت اهل كوفه را حجّت است كه زكاة بر پیرایه زنان واجب دانند كه خداى نگفت: الّذین یكنزون الدّنانیر و الدّراهم، بل گفت: الذّهب و الفضّة.
...
یَوْمَ یُحْمى‏ عَلَیْها اى على الكنوز فى نار جهنّم یوقد النار علیها، یعنى یدخل كنوزهم النّار حتّى تحمر و تشدّ حرارتها.
...
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ ...
و اللَّه اعلم. قوله: فى كتاب اللَّه یعنى فى الایام الّذى عند اللَّه كتبه یوم خلق السماوات و الارض و هو اللوح المحفوظ، و قیل فى كتاب اللَّه یعنى فى حكمه و دینه مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ واحد فرد و هو رجب مضر بین جمادى و شعبان و ثلاثة متتابعة ذو القعده و ذو الحجّة و المحرّم.

ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ ...
درست است خبر از مصطفى (ص) كه در حجة الوداع خطبه كرد و در خطبه گفت ...
میگوید آگاه باشید و بدانید كه روزگار بازگشت بروزگار كه در گذشت و بآن نهاد آمد كه خداى نهاد آن روز كه آسمان آفرید و زمین. و معنى آنست كه در عرب در زمان جاهلیت ماه حج تبدیل كرده بودند در هر ماهى از ماههاى سال دو حج میكردند دو سال در ذو الحجّه و دو سال در محرم و دو سال در صفر هم چنین در هر ماهى از ماههاى سال دو حج میكردند.

آن سال كه مصطفى حج كرد دور حج ایشان با ذو الحجه رسیده بود بر میقات راست آن قد استدار كه مصطفى گفت آنست، آن گه بفرمان خدا و رسول بر ذو الحجة آرام گرفت و نهاد اوّل تا روز رستاخیز ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ اى الحساب المستقیم اینست شمار راست كه سالى دوازده ماه بود و چهارماه كه مسمّى است از آن حرام بود و ماه حج ذو الحجه بود.

فَلا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَكُمْ
آن را بتحذیر مخصوص‏تر كرد از آن كه گناه در آن عظیم‏تر است و گناه كار اثیم‏تر.
... و گفته‏ اند كه باین آیت مباح گشت قتال در ماه حرام و آنچه گفت: قُلْ قِتالٌ فِیهِ كَبِیرٌ به این منسوخ شد.
عطا گفت: «قُلْ قِتالٌ فِیهِ كَبِیرٌ» محكم است نه منسوخ و قتال در ماه حرام روا نیست مگر كه ایشان كه دشمن‏ اند ابتدا كنند گفتا و تقدیر آیت آنست كه ان بدأوكم فقاتلوهم و قول اوّل درست است و اجماع علماء دین است، و مصطفى در ماه حرام حصار طائف داد و قتال كرد.
...
إِنَّمَا النَّسِی‏ءُ ...
آن كسى كه نسى‏ء نهاد خواست كه قومى را از دشمنان خویش مقهور كند و در ماه محرم كه ایمن نشسته باشند بر غرّت و غفلت ایشان بر سر ایشان شود با قوم خویش و قتل كنند و دانستند كه محرم ماه حرام است با حرمت و آزرم و قتل در آن روا، نه. از حرمت ماه محرم با صفر برد، بر هوا و مراد خود و صفر بجاى محرم بنهاد، در حرمت و آزرم تا مقصود خویش در محرم حاصل كرد، پس قبیله‏هاى عرب بنو مالك بن كنانه و بنو سلیم و غطفان و هوازن آن را سنتى نهادند و بر آن عادت میرفتند، سالى محرم را ماه حرام نهادند و صفر نه، و سالى صفر را ماه حرام نهادند و محرم نه،... این بو ثمامه در آن موسم ندا كردى گفتى امسال ماه صفر است عرب آن بشنیدندى و چنان اعتقاد كردندى و از آن در نگذشتندى اینست كه رب العالمین گفت: إِنَّمَا النَّسِی‏ءُ تأخیر حرمة المحرم الّذى حرمه اللَّه الى صفر الّذى لم یحرمه اللَّه.
...
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِیلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ.
این آیت تحریض مؤمنان است بر غزاى تبوك از جانب روم. رسول خدا بعد از فتح مكه و بعد از جنگ طایف و غزو حنین به مدینه باز شد و از ذو الحجه تا رجب در مدینه همى بود تا او را جهاد فرمودند با اهل شام و روم، و رسول خدا بهر غزوى كه رفتى اول آشكارا بنه گفتى، راه دور بود و گرما سخت و دشمن بسیار. و مردم را آن وقت قحط دنیا رسیده و دست تنگ شده، صریح بگفت، كه كجا میرویم، تا ساز و برگ آن را و آن قتال بتمامى بسازند و بر یاران صعب آمد و دشخوار كه در مدینه آن وقت خرما و میوه رسیده بود و نمى‏خواستند از سر آن برخاستن و بگرماء گرم بیرون رفتن. چون رسول خدا ایشان را از آن غزو خبر داد سه فرقت شدند: قومى بجان و دل قبول كردند و بخوش دلى پیش آمدند و رفتن را بر ایستادند و هم المهاجرون و الانصار.
و فرقتى آن بودند كه بر ایشان آن فرمان دشخوار آمد اما طاعت خداى و رسول ایثار كردند بر هوا و مراد خویش و فرمان را گردن نهادند و عزم رفتن كردند.
سوم فرقت با مراد و هواء خویش بر نیامدند و دستورى تخلف خواستند و رسول خدا ایشان را دستورى داد. در شان ایشان این آیت آمد ما لَكُمْ استفهام انكار است یعنى اى شى‏ء لكم: چه بودست شما را و چه رسید كه چون شما را بغزو فرمودند اثَّاقَلْتُمْ، اى تثاقلتم و تباطأتم و ملتم الى الاقامة بالمدینه.
این چنان است كه كسى گران خیز را گویند زمین وى را بگرفت. ... آن گه ایشان را در آن تخلف كه كردند بیم داد و تهدید كرد گفت. إِلَّا تَنْفِرُوا نفیر نامى است سپاه را، میگوید: اگر شما با این سپاه اسلام بیرون نشوید بجنگ روم خداى شما را عذاب كند ...

لا تَضُرُّوهُ شَیْئاً. این ‏ها، گفته ‏اند كه با خداى شود و گفته ‏اند كه با رسول شود.
وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ من التبدیل و التغییر قَدِیرٌ. ابن عباس گفت: این آیه منسوخ است بآنچه گفت: وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا كَافَّةً، و جماعتى مفسران بر آنند كه منسوخ نیست و هر دو بجاى خویش محكم‏ اند.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 04 (305)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 02 (310)
تفسیر سوره توبه 03 (311)
تفسیر سوره توبه 04 (312)



           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:

تفسیر سوره توبه 03 (311)
تفسیر سوره توبه 02 (310)
تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره انفال 07 (308)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
قاضی و قضات و قضاوت
خطبه 107 نهج البلاغه
آثار وضعی گناه از نگاه امام صادق (ع)
امام حسین (ع) و نهی از مجالست با افراد پست
نحوه رفتار با مردم
ممنوعیت همنشینی با فاجر
سخنانی از امام صادق (ع) درباره ظلم و عدل
ضرورت دوری از اهالی قدرت
موجودات مجرد
تفسیر سوره انفال 05 (306)
توهم خود مرکز پنداری
خطرات شنا در دریا
تفسیر سوره انفال 04 (305)
ارزش دل در قرب بحق
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.