النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ إِنْ نَكَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ... الآیة.

خدا سرور ماست

یك قول آنست كه اینان اهل بدعت و اهواء اند كه كتاب خدا و سنّت مصطفى واپس داشتند و آن را سست دیدند، و صواب دید رأى خویش و مستحسنات عقول فرا پیش داشتند و بچشم تعظیم در آن ننگرستند تا اسیر تهمت و شبهت گشتند، نه اعتقاد بر بصیرت دارند نه سخن بر بیّنت نه طریق كتاب و سنّت، راست چون درختى كه بیخش بدعت، ساقش ضلالت، شاخش لعنت، برگش عقوبت، شكوفه ‏اش ندامت، میوه ‏اش حسرت.

فرمان است از درگاه عزّت بحكم این آیت: فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ.
این درخت از بیخ بر آرید و اصل این شاخها ببرید،
امامان كفر و بدعت را زینهار مدهید و از ایشان هرگز ایمن مباشید كه ایشان دزدان ‏اند و شما پاسبان.
دزد پاسبان را كى دوست دارد و از وى كى ایمن باشد؟!

ائمة الكفر باین قول كه گفتیم بشر المریسى است با دین تلبیسى و طریق ابلیسى، شیطان الطّاق آن زراق باتفاق بسر بود و او كه قرآن را مخلوق، گفت، براى و مراد جعد درهم كه فردا در دوزخ با فرعون خواهد بود بهم غیلان قدرى كه وى زنده كرده است دین گورى جهم صفوان كه در دین بوى اقتدا كردن نتوان.

این مبتدعان و پیشروان كفر و ضلالت در آخر عهد صحابه پدید آمدند و فتنها در دین آشكارا كردند و روى از منهج راستى بر تافتند تا ربّ العزّة قومى را از پیش‏روان اهل سنّت بر ایشان مسلّط كرد...

قاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیكُمْ وَ یُخْزِهِمْ وَ یَنْصُرْكُمْ عَلَیْهِمْ.
سماع نصرت بار قتال بر ایشان سبك كرد و وعده ظفر كار خطرناك بر ایشان خوش كرد. اینست سنّت خداوند جل جلاله كه بر هر تكلیفى تخفیفى داشته و با هر عسرى یسرى روان كرد.

وَ یَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ
هر كسى را باندازه بیمارى وى شفا داد،
یكى بیمار از كید شیطان، شفاء وى در قهر دشمن است
یكى بیمار از شهوت نفس، شفاء وى در قهر نفس
یكى بیمار از تاریكى دل، شفاء وى در نور معرفت است
یكى بیمار از محبّت، شفاء وى در مشاهده است.

جعفر بن محمد از اینجا گفته است: لبعضهم شفاء المعرفة و الصفا، و لبعضهم شفاء التّسلیم و الرضا، و لبعضهم شفاء التوبة و الوفا و لبعضهم شفاء المشاهدة و اللّقاء.

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا...
كار حقیقت معنى دارد نه صورت دعوى،
هموار مال اندر دست منكر باشد و باد اندر دست مدعى، و بحكم شرع منكر را قول قول است و مدعى اگر بیّنت ندارد قولش هذیان،
دنیاى خسیس بدعوى نتوان یافت، حقیقت حق بدعوى كى توان یافت،
آنچه زیر حكم مخلوق در آید بدعوى حاصل نیاید، پس آنچه خود در حكم مخلوق نیاید بدعوى كى حاصل آید.

پیر طریقت گفت:
الهى!
اگر این آه از ما دعوى است سزاى آنى،
ور لاف است بجاى آنى، ور صدق است وفاى آنى

الهى!
اگر دعوى است سخن راست است،
ور لاف است ناز راست است، ور صدق است كار راست است،
ار دعوى است نه بیداد است ور لاف است از آن است كه دل شاد است،
ور صدق است از تاوان آزاد است

الهى!
تو دانى كه كدام است، اگر دعوى بر كرم عرض كنى ناز مرا ضرورت است.

قوله: ما كانَ لِلْمُشْرِكِینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ
عمارت مسجد در عبادت متعبّدان است و اخلاص مخلصان، و مشرك نه در شمار متعبّدان است نه در غمار مخلصان، عمارت مسجد كار مؤمنانست و عادت ایشان.

خداى میگوید: إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ.
و گفته ‏اند مساجد اعضاء بنده است كه بوقت سجود بر زمین نهاد، و عمارتش آنست كه آن را بادب شرع دارند و بزیور حرمت بیارایند، و هرگز پیش مخلوق از بهر دنیا بر زمین ننهند و جز خداى را جل جلاله استحقاق سجود ندانند.

پیر طریقت گفت:
الهى!
از سه چیز كه دارم در یكى نگاه كن:
اول سجودى كه جز ترا از دل برنخاست
دیگر تصدیقى كه هر چه گفتى گفتم كه راست
سه دیگر چون با ذكرم خاست دل و جان جز ترا نخواست.

آن گه از سرانجام كار مؤمنان و درجات ثواب مخلصان خبر داد، گفت:
یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ‏.

بشارت بر دو قسم است:
یكى بواسطه ملك در آخر عهد دنیا كه بنده روى بآخرت نهد بشارت دهد كه: أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كُنْتُمْ تُوعَدُونَ
یكى بیواسطه قول ملك جلّ جلاله در انجمن قیامت بوقت محاسبت یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ

یكى را بشارت بود بنعمت جنّت
یكى را بشارت بود بدوام مشاهدت و راز ولى نعمت و شتان ما هما،

گل
متن و ترجمه آیات در النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ إِنْ نَكَثُوا أَیْمانَهُمْ از بس دروغ كنند سوگندان خویش، مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ از پس ایمان خویش، وَ طَعَنُوا فِی دِینِكُمْ و طعن كنند و عیب گویند بسته یا گشاده دین شما را، فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ كشتن كنید با پیشوایان كفر، إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ ایشان آنند كه ایشان را سوگندان نیست، لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ (12) تا مگر با پس آیند.

أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً كشتن نكنید با قومى، نَكَثُوا أَیْمانَهُمْ كه دروغ كردند سوگندان خویش، وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ و آهنگ بیرون كردن رسول كردند، وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ و ایشان پیشى كرده ‏اند در بد كرد، أَ تَخْشَوْنَهُمْ مى‏ترسید شما از ایشان؟ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ خدا سزاوارتر است كه ازو ترسید، إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (13) اگر گرویدگان ‏اید.

قاتِلُوهُمْ كشتن كنید با ایشان، یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیكُمْ تا عذاب كند خداى ایشان را بدستهاى شما، وَ یُخْزِهِمْ و كم آرد ایشان را و خجل كند، وَ یَنْصُرْكُمْ عَلَیْهِمْ و یارى دهد شما را ور ایشان، وَ یَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ (14) و آسانى آرد دلهاى گروهى را از گرویدگان.

وَ یُذْهِبْ غَیْظَ قُلُوبِهِمْ و آن درد خشم كه در دل دارند از ایشان از روزگار وابرد، وَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ و توبه دهد خداى آن را كه خواهد، وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ (15) و خداى دانایى است راست دان.

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا مى‏پندارید كه شما را گذارند ایدر برین كه شما اید؟ وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جاهَدُوا مِنْكُمْ و خداى آن نیز بندیده كه ایشان كه اند از شما كه جهاد كنند در سبیل وى؟ وَ لَمْ یَتَّخِذُوا و نه گیرند، مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لَا الْمُؤْمِنِینَ‏ فرود از خدا و رسول او و گرویدگان باو، وَلِیجَةً دوستى بیگانه نهانى، وَ اللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ (16) و خداى آگاه است و دانا بآنچه شما میكنید.

ما كانَ لِلْمُشْرِكِینَ روا نیست و سزا نیست مشركان را، أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ كه عمّار و سكان باشند مسجدهاى خداى را، شاهِدِینَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ بر خویشتن گواهى دهان بكفر، أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ ایشان آنند كه آنچه كردند پیش از حج و خدمت خانه آن تباه گشت همه و باطل، وَ فِی النَّارِ هُمْ خالِدُونَ (17) و فردا در آتش ‏اند جاویدان.

إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ در مساجد او باشد و آن را سازد، مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ او كه ایمان دارد بخدا و بروز رستاخیز، وَ أَقامَ الصَّلاةَ و نماز بپاى دارد، وَ آتَى الزَّكاةَ و زكاة دهد، وَ لَمْ یَخْشَ إِلَّا اللَّهَ و جز خداى كس را خداى نخواند، فَعَسى‏ أُولئِكَ أَنْ یَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ (18) مگر كه ایشان‏اند كه بر راه راست‏ اند.

أَ جَعَلْتُمْ سِقایَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ آب دادن حاج از زمزم و عمارت مسجد حرام و سدانة كعبه مى‏برابر دارید؟ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ با ایشان كه بخداى ایمان آوردند و بروز رستاخیز، وَ جاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ و جهاد كرد در سبیل خداى، لا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ یكسان نیستند بنزدیك خداى عز و جلّ، وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (19) و خداى پیش برنده كار بیدادگران نیست.

الَّذِینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا و ایشان كه بگرویدند و هجرت كردند، وَ جاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ و جهاد كردند در سبیل خدا، بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ بمالهاى خویش و تنهاى خویش، أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ ایشانند بهینه خلق و بزرگ درجه‏تر به نزدیك خداى، وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ (20) و ایشانند رستگاران و پیروز آمدگان.

یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ شادى میكنند ایشان را خداوند ایشان، بِرَحْمَةٍ مِنْهُ ببخشایشى ازو خرد، وَ رِضْوانٍ و خشنودى، وَ جَنَّاتٍ و بهشت هایى، لَهُمْ فِیها نَعِیمٌ مُقِیمٌ (21) ایشان راست در آن نازى پاینده

خالِدِینَ فِیها أَبَداً جاوید در آن همیشه، إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ (22) كه بنزدیك خداى است مزدى بزرگوار.

گل

بعضی نکات تفسیری در بخش النوبة الثانیة
فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ.
میگوید اگر عهدى كه میان شما است و میان ایشان نقض میكنند و در دین اسلام طعن میكنند و نمى‏پسندند و رسول خداى را دروغ زن میدارند، پس شما كشتن كنید با رؤساء و مهتران و سروران ایشان كه اصل فساد و بیخ شر ایشانند: ابو سفیان بن الحرب و امیة بن خلف و بو جهل هشام و عتبة بن ربیعه و سیل بن عمرو و الحرث بن هشام و عكرمة بن ابى جهل.

لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ
پس مؤمنانرا بر قتال تحریض كرد، گفت: أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَیْمانَهُمْ نقضوا العهود و حنثوا فى ایمانهم!
این نقض عهد آن بود كه بنى بكر خزاعة را یارى دادند و این بنو بكر قومى بودند كه در عهد و امان قریش بودند، و بنو خزاعة در عهد و امان رسول خدا بودند، و پیش از مبعث رسول میان ایشان پیوسته عداوت بودى كه بنو خزاعة یكى را از بنو بكر كشته بودند و بآن سبب بنوبكر عداوت و كینه در دل داشتند، چون صلح افتاد روز حدیبیه میان رسول خدا و میان ایشان، همه از یكدیگر ایمن شدند. رسول خدا به مدینه باز شد و مكّیان به مكه باز شدند و سلاح بنهادند.

روزگارى بر آمد، و این بنو بكر از ابو سفیان و عكرمه و صفوان یارى خواستند تا با خزاعه جنگ كنند، ایشان یارى دادند و از خزاعه قومى كشته شدند.
پس رب العالمین مصطفى را خبر داد كه ایشان نقض عهد كردند و با خزاعه كه در عهد و امان شما بودند قتال كردند، شما نیز با ایشان قتال كنید، اینست كه خداى گفت: أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَیْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ اى بقتل محمد حین خلوا و ایتمروا به فى دار الندوة على ما سبق ذكره فى قوله: وَ إِذْ یَمْكُرُ بِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا،

و گفته ‏اند: وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ جهودان قریظه‏ اند كه با رسول خدا عهد داشتند و روز احزاب نقض عهد كردند و بو سفیان و مشركان مكه را یارى دادند، و همّت كردند كه رسول خدا را از مدینه بیرون كنند، تا رب العالمین كید ایشان باطل كرد و مسلمانان را روز احزاب نصرت داد و جهودان مقهور گشتند و مغلوب.

وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ بالقتال، أَوَّلَ مَرَّةٍ حین قاتلوا خلفاءكم.
خزاعه میگوید: چون ایشان خلاف كردند رخصت یافتید بقتال كه خداى پیش از این گفته بود:
لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى یُقاتِلُوكُمْ فِیهِ. میگوید: اكنون كه ایشان قتال كردند رخصت یافتید قتال كنید و ازیشان مترسید.
أَ تَخْشَوْنَهُمْ فلا تقاتلونهم، از ایشان مى‏بترسید كه با ایشان قتال نمیكنید، فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ و خداى سزاتر كه از عذاب و عقوبت وى بترسید، إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ مصدّقین بعذابه و ثوابه.

قاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیكُمْ اى یقتلهم بسیوفكم و رماحكم، وَ یُخْزِهِمْ و یذلّهم بالفقر و الاسر، یَنْصُرْكُمْ عَلَیْهِمْ اى ان تقاتلوهم فالظّفر لكم، و عده ‏اى است كه خداى تعالى مؤمنانرا داد بنصرت.

وَ یَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ یعنى بنى خزاعه، ایشان را شفا دهد از آنچه در دل دارند از بنى بكر، وَ یُذْهِبْ غَیْظَ قُلُوبِهِمْ حزنها و كربها بما فعل بهم. این دلیل است بر تثبیت نبوت مصطفى و صدق رسالت وى، چنان كه بگفت و خبر داد چنان آمد و خلاف آن نبود.

وَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ من المشركین، كابى سفیان و عكرمة بن ابى جهل و سهیل بن عمر و هداهم للاسلام. وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ.

أَمْ حَسِبْتُمْ یعنى أ حسبتم أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الف صلت است، یعنى و لم یعلم اللَّه.
گفته ‏اند كه این خطاب با مؤمنان است، قومى كه فرمان، بقتال ایشان را، دشخوار آمد و كراهیّت داشتند. رب العالمین گفت: ا حسبتم ان تتركوا على الایمان فلا تؤمروا بالجهاد؟!
ابن عباس گفت: خطاب با منافقان است.

وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ این علم بمعنى رؤیت است
معنى آیت آنست كه شما را چنین فرونگذارند، نه مؤمنانرا بر ایمان مجرّد و نه منافقان را بر كتمان نفاق تا قتال بر شما فریضه كنند، و خداى بیند از شما كه منافق كیست و موافق كیست، و ببیند كه با خداى و رسول و مؤمنان دوستى، كه دارد و با منافقان كه دارد، و خداى در ازل بعلم قدیم خود دانا بود، دانست كه موافق كیست و منافق كیست، خواست كه ایشان عمل كنند بر وفق علم وى تا ایشان را بآن عمل جزا دهد، اگر خیر كنند ایشان را ثواب دهد و اگر شر كنند ایشان را عقوبت دهد، چنان كه لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ یَجْزِیَ الَّذِینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى.

ما كانَ لِلْمُشْرِكِینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ.
این در شأن بنى عبد الدّار آمده است كه ایشان ولاة و سدنه كعبه بودند، طمع میداشتند كه ایشان را از بهر سدانت دارند تا بر شرك خویش مى‏باشند و از ایشان آزرم دارند. رب العالمین گفت: ما كانَ لِلْمُشْرِكِینَ اى ما یحلّ و ما ینبغى لهم، أَنْ یَعْمُرُوا یعنى ان یاهلوا، مَساجِدَ اللَّهِ.

أَ جَعَلْتُمْ سِقایَةَ الْحاجِّ. این خطاب با بنى هاشم بن عبد المطلب است، و عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ با بنى عبد الدار است، سقایة بنى هاشم داشتند و عمارة بنى عبد الدار. میگوید: آب دادن حاج از زمزم. و قیل: كانوا یسقون الحاج الشّراب و العسل و السّویق و الماء، شراب دادن حاج و سدانة كعبه مى ‏برابر كنید با ایمان آن كس كه ایمان آورد، یعنى كایمان من آمن باللّه؟ كقوله: وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ اى و لكنّ البرّ برّ من آمن باللّه.
لا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ میگوید برابر مكنید، كه ایشان نزدیك خدا هر دو یكسان نه ‏اند.
...میگوید: آب دهان حاج و خدمتكاران كعبه مى‏برابر كنید با ایشان كه ایمان آوردند بخدا و روز رستاخیز و جهاد كردند؟
لا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ لا یرشدهم، الَّذِینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا... الآیة.

یُبَشِّرُهُمْ
..
و بدان كه در قرآن سه قوم را بشارت دادند بعذاب و عقوبت، و
ده قوم را بشارت داده ‏اند بثواب و رحمت.

امّا ایشان را كه بشارت داده ‏اند بعذاب:
یكى مشركانند چنان كه گفت: بَشِّرِ الَّذِینَ كَفَرُوا بِعَذابٍ أَلِیمٍ
دیگر منافقان‏ اند: بَشِّرِ الْمُنافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً
سدیگر قوم مانعان زكاة اند: وَ الَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ.

امّا آن ده نفر كه بشارت ایشان بكرامت و مثوبت است:
مؤمنان‏ اند چنان كه خداى گفت: وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِیراً، وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ
دوم محسنان ‏اند: وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنِینَ
سوم منیبان ‏اند: وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى‏
چهارم مخبتان ‏اند: وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ اى المتواضعین
پنجم اولیاء و دوستان ‏اند: أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ، قوله‏هُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ
 ششم مستقیمان ‏اند در راه حقّ: إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ
هفتم مستمعان كلام حقّ ‏اند: فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ
هشتم متّقیان ‏اند: لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ
نهم صابران‏ اند: وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ
دهم مجاهدان ‏اند در سبیل خدا: یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ
درین جهان ایشان را خبر میدهد كه در آن جهان چه ساخته از بهر ایشان، رحمت و رضوان و نعیم و جنان و كرامت جاودان.
خالِدِینَ فِیها أَبَداً دائما سرمدا، الابد، الدّهر المستقبل من غیر آخر قطّ الماضى و جمع الابد آباد و ابید. یقال: لا افعل ابدا الأبید و ابدا الاباد و ابد الابدین. إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ لا ینقطع.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 04 (305)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 02 (310)




           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره انفال 07 (308)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
قاضی و قضات و قضاوت
خطبه 107 نهج البلاغه
آثار وضعی گناه از نگاه امام صادق (ع)
امام حسین (ع) و نهی از مجالست با افراد پست
نحوه رفتار با مردم
ممنوعیت همنشینی با فاجر
سخنانی از امام صادق (ع) درباره ظلم و عدل
ضرورت دوری از اهالی قدرت
موجودات مجرد
تفسیر سوره انفال 05 (306)
توهم خود مرکز پنداری
خطرات شنا در دریا
تفسیر سوره انفال 04 (305)
ارزش دل در قرب بحق
تفسیر سوره انفال 03 (304)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.