سورة التوبة – مدنیة
النوبة الثالثة
عذاب دنیوی و اخروی الهی
قوله تعالى: بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ.
و عید كافران است و تهدید بیگانگان،
و سرانجام كفر ایشان فراق جاویدان و حسرت بیكران،
درخت نومیدى ببر آمده و اشخاص بیزارى بدر آمده،
چه سود دارد اكنون زارى، كه خداى حكم كرد به بیزارى،
اینست فضیحت و رسوایى، ماتم بیگانگى و مصیبت جدایى،
امروز خسته زخم قطیعت، فردا سوخته آتش عقوبت،
امروز عذاب و خزى، وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِی الْكافِرِینَ و فردا حسرت، اخْسَؤُا فِیها وَ لا تُكَلِّمُونِ،
امروز سیاست، فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِینَ، و فردا زقوم و حمیم و غسلین.

مسكین آدمى كه پیوسته در غفلت است یا در طاعت یا فترت است، نداند كه سرانجام كار وى چیست.
آشنایى است یا بیگانگى در غفلت و معصیت مى‏زید، و این نشان بدبختى است، حرام میخورد و بخسران دین رضا میدهد، و این نشان بیزارى است، در فرمان شرع سستى و با نهى حقّ ناپاكى، و این نشان شوخى است.

بیچاره آدمى بیدار آن گه شود كه نبود هر چه بودنى است،
پند آن گه پذیرد كه باو رسد هر چه رسیدنى است،
نمیداند كه هر چه كشت رستنى است، و هر چه رست درودنى است،
یموت الرّجل على ما عاش علیه و یحشر على ما مات علیه.

قوله: فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ.
درین آیت اسباب قهر دشمن و انواع معالجه قتال بر شمرد،
یكى اقتلوهم، دوم خذوهم، سوم احصروهم چهارم وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ.
در جنگ كهین با كمینه دشمن معالجت باید تا مغلوب و مقهور شود.

از روى اشارت میگوید:
در جهاد مهین با مهینه دشمن و هى النّفس الامّارة، انواع ریاضات و فنون مجاهدات باید تا مقهور گردد، و درین باب هیچ مجاهده بآن نرسد كه نفس را از شهوات و مألوفات بازدارد، و برخصها و تأویلات سر فرونیارد و آنچه بر وى دشخوارتر و صعبتر بر دست گیرد تا مقهور شود.

ابو سعید خرّاز گفت: ما در قهر نفس خویش چندان برفتیم كه هر مجاهدت و ریاضت كه در وسع آدمى آید، و شنیدم كه كسى كرد، من آن كردم و بجاى آوردم تا آن حدّ كه شنیدم كه خداى را فریشتگان‏ اند كه عبادت ایشان بر درگاه عزّت آنست كه سرهاى خویش بزیر كنند و پایها ببالا، روزگارى آن كردیم، این چنین مجاهدات و ریاضات با نفس خود بر دست گرفتیم و هنوز از شرّ وى ایمن نشدیم.

حسن بصرى گفت: عیسى (ع) پلاس درشت پوشیدى و برگ و پوست درختان و گیاه زمین خوردى و هر كجا شب در آمدى هم آنجا بخفتى كه خود را وطنى نساخته بود، تا مى‏آید كه شبى باران مى‏آمد و رعد و برق و صواعق و باد سرد و سرماى سخت بود، و وى در میان بیابان در آن صواعق بماند، از دور غارى بدید، قصد آن غار كرد تا آن را پناه خودسازد، چون بدر غار رسید، دد بیابانى در آن غار خفته بود و وى را در آن جاى نبود، از آنجا برگشت و گفت: ان لابن آوى ماوى، و لیس لابن مریم مأوى، دد بیابانى را مأوى است و پسر مریم را مأوى نیست. از حضرت عزت ندا آمد كه: انا مأوى من لا مأوى له.

در همه جهان وى را خود قصعه‏ اى معلوم بود كه از آن آب خوردى روزى یكى را دید كه بدست آب همى‏ خورد، زان پس قصعه بگذاشت، و نیز بر نداشت و گفت: خداى مرا خود قصعه داد كه بوى آب خورم و من ندانسته بودم.

در خبر میآید كه روز قیامت درویشان را بیارند و حقّ خدا از ایشان طلب كنند، ایشان گویند: ما را درویش و بیمال آفریدى و از درویشى بحقّ تو نپرداختیم، عیسى را بیارند و بر ایشان حجّت كنند كه وى در دنیا آمد و بیرون شد و در دنیا وى را ملك و مال نبود و در گزارد حق خداى تقصیر نكرد.

همچنین لقمان را بر بردگان حجّت كنند، و یوسف صدیق را بر نیكو رویان حجّت كنند، و سلیمان بن داود را بر ملوك و توانگران حجّت كنند.

فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ... الآیه.
حقیقت توبه پشیمانى است كه در دل پدید آید، دردى كه از درون سینه سر برزند، آتش خجل در دل وى افتد، آب حسرت از دیده فرو ریزد، نه بینى شاخى كه در یك سر آن آتش زنى، از آن دیگر سر، آب قطره قطره میچكد. مصطفى (ص) گفت: من اذنب ذنبا فندم علیه فهو توبة.

فضیل عیّاض براهزنى معروف بود، پیوسته با صد مرد در كمین مكابره نشسته بود، شبى بر سر سنگى نماز میكرد، ناگاه از كمین‏گاه غیب این تیر قهر كه أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏؟
بر جان و دل او زدند.
فضیل را چنان اسیر كرد كه در نماز نعره بزد و بیفتاد، كارش بجایى رسید كه پیر عالمى گشت.

اى جوانمرد،
صد هزاران ماهرویان فردوس از راه نظاره در بازار كرم منتظر ایستاده ‏اند مگر عاصیى از پرده عصیان بیرون آید و قدم بر بساط توبه نهد تا ایشان جانها و دلها را در صدق قدم وى بر افشانند و بشارت بسمع وى رسانند، كه: وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ.

وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِینَ اسْتَجارَكَ...
گل

متن و ترجمه آیات در النوبة الاولى
قوله تعالى: بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ این بیزارى است از خدا و رسول او، إِلَى الَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِینَ (1) بایشان كه پیمان بستید با ایشان از مشركان.

فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ میروید در زمین چهار ماه، وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ و بدانید كه شما خداى را در خود عاجز نیارید، وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِی الْكافِرِینَ (2) و بدانید كه خداى خجل كننده و كم آورنده و رسوا كننده مشركان است.

وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ و این آگاهى در ایشان است از خدا و از رسول وى بمردمان، یَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ روز حج مهین، أَنَّ اللَّهَ بَرِی‏ءٌ مِنَ الْمُشْرِكِینَ كه خداى بیزار است از مشركان، وَ رَسُولِهِ و رسول او از ایشان بیزار، فَإِنْ تُبْتُمْ اگر باز گردید از شرك، فَهُوَ خَیْرٌ لَكُمْ آن به شما را، وَ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ و اگر برگردید، فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ بدانید كه شما نه آنید كه عاجز آرید خداى را از خویشتن یا از وى پیش شید، وَ بَشِّرِ الَّذِینَ كَفَرُوا و بشارت ده ایشان را كه كافر شدند، بِعَذابٍ أَلِیمٍ (3) بعذابى دردنماى.

إِلَّا الَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِینَ مگر آن گروهان از مشركان كه با ایشان پیمان بسته‏ اید ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوكُمْ شَیْئاً و از شرطها كه در عهد با شما كردند چیزى بنكاسته‏ اند، وَ لَمْ یُظاهِرُوا عَلَیْكُمْ أَحَداً و هیچ دشمن را از آن شما، شما را یارى نداده ‏اند، فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ؟ برید ایشان را پیمان كه با ایشان كردید، إِلى‏ مُدَّتِهِمْ تا بآن درنگ كه ایشان را نامزد كرده ‏اند، إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ (4) كه خداى دوست دارد پرهیزكاران از بد عهدى.

فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ كه ماههاى حرام بگذرد، فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِینَ مشركان را میكشید از آن گاه، حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ هر جاى كه یابید ایشان را، وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ و مى‏گیرید و مى ‏پناوید، وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ و ایشان را مى ‏نشینید بهر دیده ‏اى و مى‏جوئید، فَإِنْ تابُوا اگر باز گردند از شرك خویش، وَ أَقامُوا الصَّلاةَ و نماز را بپاى دارند، وَ آتَوُا الزَّكاةَ و زكاة دهند، فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ ایشان را ایمن دارید و راه ایشان باز دهید، إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (5) كه خداى آمرزگار است و بخشاینده.

وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِینَ اسْتَجارَكَ و اگر كسى از مشركان زینهار جوید ازین كه تا در مسجد آید تا نزدیك تو آید، فَأَجِرْهُ زینهار ده وى را، حَتَّى یَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ تا بشنود سخن خداى، ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ آن گه او را بجاى بى ‏بیمى وى رسان، ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْلَمُونَ (6) از بهر آنكه ایشان قومى ‏اند كه نمیدانند تا بشنوند.

كَیْفَ یَكُونُ لِلْمُشْرِكِینَ عَهْدٌ انباز گیرندگان با خداى چه عهد بود و چه زینهار، عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ بنزدیك خداى و نزدیك رسول او، إِلَّا الَّذِینَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ مگر ایشان كه با ایشان پیمان بسته ‏اید بنزدیك مكه روز حدیبیه، فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ تا شما را بر وفا و شرط مى‏پایند، فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ شما ایشان را بر زینهار مى‏پائید، إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ (7) كه خدا دوست دارد باز پرهیزندگان از غدر.

كَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْكُمْ كى بود ایشان را پیمان و ایشان آنند كه اگر بر شما قادر شوند و دست یاوند، لا یَرْقُبُوا فِیكُمْ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً هرگز بر شما نه آزرم خویشاوندى دارند و نه سوگند و نه زینهار، یُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ شما را بسخن خویش خشنود كنند، وَ تَأْبى‏ قُلُوبُهُمْ و دلهاى ایشان مى‏سرباز زند، وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ (8) و بیشتر آنند از ایشان كه در علم من فاسقان ‏اند كه مسلمانى را هرگز نیستند.

اشْتَرَوْا بِآیاتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِیلًا بسخنان خداى بهاى اندك میخرند ازین جهان، فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِهِ تا از راه وى بر میگردند و میگردانند، إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا یَعْمَلُونَ (9) بدكار كه ایشان مى‏كنند.

لا یَرْقُبُونَ فِی مُؤْمِنٍ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً در هیچ مؤمن نه آزرم خداى كوشند و نه زینهار و نه پیمان كه نهادند، وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ (10) و ایشان‏ اند كه اندازه درگذارانند و پیمان شكنان.

فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ و اگر باز گردند و نماز بپاى دارند، وَ آتَوُا الزَّكاةَ و زكاة دهند، فَإِخْوانُكُمْ فِی الدِّینِ آن گه برادران شما اند در دین، وَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ و گشاده مى‏فرستیم و مى‏رسانیم سخنان خویش، لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (11)ایشان را كه بدانند.
گل

نکات تفسیری در النوبة الثانیة
قوله تعالى: بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ.
این سورة را شش نام است:
سورة التّوبة و المبعثرة و المنقرة و المثیرة و البحوث.
صد و بیست و نه (129) آیت است و چهار هزار و نود و هشت كلمت (4098) و ده هزار و چهار صد و هشتاد و هشت (10488) حرف  است، و پسین سورة كه از آسمان بزمین آمد در مدینه بیكبار تمام این سورة است...


و گفته ‏اند میان روز حدیبیه و فتح مكه فرود آمد. رسول خدا ابو بكر را به حج فرستاد در آن سال ... و على بن ابى طالب (ع) را بر پى وى بفرستاد، تا این سورة به منا روز نحر بر خلق خواند و بچهار سخن ندا كرد: لا یدخل الجنة الا نفس مسلمة و لا یحج بعد العام مشرك و لا یطوف بالبیت عریان و من كان بینه و بین رسول اللَّه عهد فعهده الى مدته.

در ابتداء این سورة بِسْمِ اللَّهِ ننوشتند، از بهر آنكه بنزدیك عثمان چنان بود كه انفال و برائت یك سورة است و فصل در میانه آن را كرده است كه قومى از صحابه بر آن بودند كه دو سورة است تا میان هر دو قول جمع كرده آید، و صحابه این را بپسندیدند و هر دو سورة را قرینتین نام نهادند.
...
و گفته‏ اند كه بِسْمِ اللَّهِ زینهار است و افتتاح خیر و اوّل این سورة و عید است و نقض عهد و برداشت زینهار، ازین سبب این ننوشتند. و درین سورة نه آیت منسوخ است چنان كه بآن رسیم، بیان كنیم ان شاء اللَّه تعالى و تقدّس.

قوله: بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ.
این آیت بآن آمد كه مشركان عهدى كه با رسول خدا و با مؤمنان كرده بودند و پیمانى كه بسته بودند، آن را نقض كرده بودند. پس رب العالمین مصطفى (ص) را و مؤمنانرا فرمود كه چون ایشان پیمان بشكستند و بحرب شما بیرون آمدند، شما نیز عهدها كه با ایشان كرده‏ اید نقض كنید و زینهار بردارید ...
و معنى برائة انقطاع عصمت است. میگوید: ایشان را عصمت نماند و عهدى و زینهارى كه داشتند تا امروز منقطع گشت. آن گه سخن با معاهدان گردانید، ایشان را گفت: فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ چهار ماه در زمین مى‏آئید و میروید، چنانك خواهید از اوّل شوال تا آخر محرم، و گفته ‏اند از روز عرفه تا دهم ربیع الآخر.

و این معاهدان دو قوم بودند، قومى عهد داشتند از مصطفى (ص) كم از چهارماه، رب العزة درین آیت بچهار ماه برد، و قومى عهد داشتند بیش از چهارماه، رب العالمین فرمود، تا آن مدت بسر بردند، چنان كه گفت: فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى‏ مُدَّتِهِمْ.

و گفته ‏اند دو گروه بودند آن معاهدان، گروهى كم از چهارماه عهد داشتند و گروهى عهد داشتند امّا مدتى نامزد نكرده بودند. رب العالمین مدّت عهد هر دو گروه بچهار ماه باز آورد.

و بقول بعضى مفسران، این تأجیل ایشانراست كه نقض كردند، میگوید: این چهار ماه دیگر ایشان را زمان دهید و پس از آن ایشان را عهد نیست، میكشید ایشان را و مى‏گیرید، و هر كه نقض عهد نكرد بر سر عهد خویش است و هر كه خود عهد نداشت، از مشركان پنجاه روز وى را زمانست، یعنى از دهم ذى الحجه تا آخر محرم،

و گفته ‏اند ابتداء چهار ماه بیستم ذى القعده بود و در این سال درین روز حج نبود بحكم جاهلیّت و دیگر سال حجة الوداع بود هم ذى الحجة چنان كه امروز است.

وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ ...
زجاج گفت: كه این از خداى تعالى ضمان است كه مؤمنانرا بر كافران نصرت دهد.
وَ أَذانٌ، این عطف بر برائة است، اى و اعلام مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یعنى الى العرب، یَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ روز عید نحر است، بقول جماعتى صحابه چون عمر و على و ابن عباس و ابو هریره و خلقى از تابعین،
و بقول بعضى روز عرفه است. و حج اكبر وقوف است بعرفه و حج اصغر عمره و اجماع است كه هر كه وقوف بعرفه ازو فائت شد حج از وى فائت شد، و قیل الحج الاكبر القران و الاصغر الافراد.
قومى گفتند: آن روز را حج اكبر نام كردند از بهر آن كه عیدهاى اهل ملك ترسایان و جهودان و گبران در آن روز همه بهم آمده بود و این قول پسندیده نیست كه در آن تعظیم و آئین كفر و كافران است و این روا نیست و از حج اكبر درین هیچ چیز نیست.
قومى گفتند حج اكبر آن روز بود و بس، ...

أَنَّ اللَّهَ بَرِی‏ءٌ مِنَ الْمُشْرِكِینَ اى من عهودهم، وَ رَسُولِهِ اى هو و رسوله.
رب العالمین درین آیت مصطفى را فرمود تا مشركان عرب را خبر دهد در روز حج اكبر كه خداى از ایشان بیزار است و رسول وى، و این آن بود كه على (ع) را بفرستاد بموسم سنة تسع، تا از اول سوره برائة ده آیت و بقولى هشده و بقولى چهل و بقولى همه سوره بر ایشان خواند، و مصطفى (ص) گفت: « لا یبلغ عنّى الّا رجل منى »
...
فَإِنْ تُبْتُمْ اى رجعتم عن الكفر و اخلصتم التّوحید، فَهُوَ خَیْرٌ لَكُمْ من الاقامة على الكفر وَ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ عن الایمان، فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ اى لا تعجزونه هربا. آن گه ایشان را بعذاب آخرت بیم داد گفت: وَ بَشِّرِ الَّذِینَ كَفَرُوا بِعَذابٍ أَلِیمٍ آن گه قومى را از برائة عقود مستثنى كرد،...

إِلَّا الَّذِینَ عاهَدْتُمْ، این استثنا پیوسته بآنست كه أَنَّ اللَّهَ بَرِی‏ءٌ مِنَ الْمُشْرِكِینَ وَ رَسُولُهُ، إِلَّا الَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوكُمْ من شرط العهود شَیْئاً مگر آن گروهان از مشركان كه با ایشان پیمان بسته‏ اید به حدیبیة، و از آن شرطها كه در عهد با شما كردند، از آن چیزى بنه كاسته‏ اند و هیچ دشمن را از آن شما بر شما یارى نداده ‏اند و ایشان بنو ضمره و بنو كنانه ‏اند و نه ماه از مدّت عهد ایشان را مانده بود، رب العالمین گفت: فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى‏ مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ الّذین یتّقون نقض العهد.

فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ و هى رجب و ذو القعدة و ذو الحجّة و المحرّم، و قیل هى الاربعة الاشهر الّتى هى مدّة التّأجیل.
میگوید: چون مدّت تأجیل بسر آید مشركان را بكشید هر جاى كه بر ایشان دست یابید در حلّ و در حرم، وَ خُذُوهُمْ بالاسر، وَ احْصُرُوهُمْ ان تحصنوا، وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ اى على كلّ مرصد، یعنى خذوا علیهم الطّرق.
علما را در نسخ این آیت سه قول است، بیك قول منسوخ است بآن آیت كه خداى گفت: فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً و لا یحلّ قتل اسیر صبرا،
و بیك قول منسوخ نیست، بل كه ناسخ است این آیت را كه گفت: فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً، فلا یؤخذ من الاسیر الفداء و لا یمنّ علیهم انما هو السیف او الایمان.
و همچنین در قرآن صد و بیست و چهار آیت باین آیت منسوخ شده.

قول سوم آنست كه هر دو آیت محكم‏ اند، همان كه گفت: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِینَ، و همان كه فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً و الامر فى ذلك الى الایمان، فَإِنْ تابُوا عن الشّرك، وَ أَقامُوا الصَّلاةَ!! ...

وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِینَ اسْتَجارَكَ ...
این آیت حجّت روشن است و دلیلى قاطع بر لفظیان كه گویند: الفاظنا بالقرآن مخلوقة، و معلوم است كه آن مستجیر كه قرآن مى‏شنید از لفظ رسول مى‏شنید یا از لفظ صحابى و قرائت و لفظ وى سماع كرد و بجز از لفظ وى شنیدن سماع قرآن وى را ممكن نبودى، اگر آن لفظ و قرائت كه مى‏شنید مخلوق است پس حَتَّى یَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ معنى ندارد، چون خداى سماع وى كلام خود را تحقیق كرد روشن شد و معلوم گشت كه لفظ خواننده بقرآن مخلوق نیست.

كَیْفَ یَكُونُ لِلْمُشْرِكِینَ عَهْدٌ
این پیوسته است باوّل سورت و قوله: بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِینَ، كَیْفَ یَكُونُ لِلْمُشْرِكِینَ عَهْدٌ ...  إِلَّا الَّذِینَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ و هم الّذین استثناهم اللَّه من البراءة و هم بنو ضمرة بن بكر و بنو كنانة.
و گفته ‏اند: این استثناء منقطع است، اى لكن من عاهدتموهم عند المسجد الحرام فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ على وفاء العهد. فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ على الوفاء. قتاده گفت این عهد روز حدیبیه است، و مشركان نقض آن عهد كردند و بنى بكر را بر خزاعة كه خلفاء رسول خدا بودند یارى دادند. رب العالمین گفت تا ایشان بر وفاى عهد باشند، شما نیز بر وفاى عهد باشید چون ایشان نقض كردند و پیمان شكستند قتال و حرب با ایشان حلال است. إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ الّذین یتّقون الغدر.

كَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْكُمْ اى كیف لا تقتلونهم و كیف یكون لهم عهد و هم ان یظفروا بكم و یقدروا علیكم، لا یَرْقُبُوا فِیكُمْ اى لا یحفظوا فیكم، إِلًّا وَ لا ذِمَّةً.

الّ بنزدیك عرب قرابت است و سوگند است و عهد است، و گفته ‏اند نامى است از نامهاى خداوند جلّ جلاله، ...

و ذمّة عهد است و پیمان و اصله من الذّم، اى ما یخاف الذّم و العیب فیه. لا یَرْقُبُوا فِیكُمْ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً، معنى آنست كه اگر ایشان بشما دست یابند هیچ ابقا نكنند، نه حقّ قرابت خویش بجاى آرند، نه بوفاى عهد و پیمان باز آیند.

یُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ بالوعد بالایمان و الطّاعة و الوفاء بالعهد، وَ تَأْبى‏ قُلُوبُهُمْ الّا الكفر و العصیان و الغدر، وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ ...

لا یَرْقُبُونَ فِی مُؤْمِنٍ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً.
این مشركان ‏اند كه نقض عهد كردند، و گفته ‏اند جهودان ‏اند.
پس الّ اینجا بمعنى قرابت نتوان بود كه میان عرب و جهود قرابت نیست. پس الّ اینجا خدا است جلّ جلاله و الایل هو اللَّه عزّ و جلّ. قال محمد بن الفضل: حرمة المؤمن افضل الحرمات و تعظیمه اجلّ الطّاعات، یقول اللَّه عزّ و جلّ.

لا یَرْقُبُونَ فِی مُؤْمِنٍ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً، وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ المجاوزون للحلال الى الحرام بنقض العهد.

 فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ اى فهم اخوانكم فِی الدِّینِ لا فى النّسب.
دین اسمى است ملّت حنیفى را از روى شرع، امّا از روى لغت آن را چند معنى است:
یكى جزا است و قصاص، چنان كه گفت: مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ اى یوم الجزاء و القصاص، ...
وَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ اى نبیّن آیات القرآن، لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ انّها من عند اللَّه.
قال ابن عباس: حرّمت هذه الایة دماء اهل القبلة.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 04 (305)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)




           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:

تفسیر سوره انفال 07 (308)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
قاضی و قضات و قضاوت
خطبه 107 نهج البلاغه
آثار وضعی گناه از نگاه امام صادق (ع)
امام حسین (ع) و نهی از مجالست با افراد پست
نحوه رفتار با مردم
ممنوعیت همنشینی با فاجر
سخنانی از امام صادق (ع) درباره ظلم و عدل
ضرورت دوری از اهالی قدرت
موجودات مجرد
تفسیر سوره انفال 05 (306)
توهم خود مرکز پنداری
خطرات شنا در دریا





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.