النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ یَتَوَفَّى الَّذِینَ كَفَرُوا... الایة.

پیمان شکن

مرگ چهار قسم است:
مرگ اهانت و لعنت، و
مرگ حسرت و مصیبت، و
مرگ تحفة و كرامت، و
مرگ خلعت و مشاهدت.

مرگ لعنت مرگ كافران است، حسرت مرگ عاصیان است، و مرگ كرامت مرگ مؤمنان است، مرگ مشاهدت مرگ پیغمبران است.

مرگ لعنت را گفت: وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ یَتَوَفَّى الَّذِینَ كَفَرُوا....جایى دیگر گفت: وَ لَوْ تَرى‏ إِذِ الظَّالِمُونَ فِی غَمَراتِ الْمَوْتِ.

یا سید، اگر بینى تو آن كافران را در آن سكرات مرگ، و آن زخم و ضرب فریشتگان عذاب كه از سیاست و هیبت و نهیب ایشان آسمان و زمین میلرزد، آن كافر در میان دود و آتش و بوى ناخوش گرفتار شده و ضربت ملك و قطیعت ملك بر دل آمده، اگر بنالد بر خود درد افزاید و اگر بزارد نداء لا بشرى آید، گرد نوایست بر رویش نشسته و آتش قطیعت در جان افتاده و دوزخ پر زفیر كرده و ملك از وى بیزار گشته، زینهار از قهر قطیعت، زینهار از داغ فرقت.

اما مرگ حسرت مرگ عاصیان است كه روزگار را بغفلت بسر آورده و در طاعات و عبادات تقصیر كرده، ناگاه در قبض ملك الموت اوفتاده و در سكرات مرگ گرفتار شده.

از یك سوى فریشته رحمت بیند شرمش آید كه خیرها كم كرده از دیگر سوى فریشته عذاب بیند بترسد از آنكه بدها و زشتها كرده، آن بنده عاصى بیچاره میان مانده و چشم بر غیب نهاده، تا خود چه آید، از غیب كرامت آید یا اهانت! فضل بیند یا عدل!
پس فریشتگان طاعت و معصیت بر وى عرضه كنند، طاعت اندك، بى‏حرمتى گزاف، كارى فراوان حسرتش بر حسرت بیفزاید و معصیت بر معصیت!
پس آن اعمال وى طاعت اندك و معصیت فراوان هر دو مهر كنند و بگردن وى اندر آویزند، در نعش هم چنان و در لحد هم چنان، و بقیامت هم چنان، چنان كه رب العزه گفت: وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِی عُنُقِهِ.

سه دیگر مرگ تحفه و كرامت است مؤمنان را و نیك مردان را،
فریشتگان رحمت بصد هزاران لطف و كرامت و رفق و راحت و بشرى و بشارت، قبض روح پاك ایشان میكنند و بالطاف و كرم و نواخت بى‏نهایت بشارت میدهند، كه سَلامٌ عَلَیْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.

و مصطفى (ص) گفت‏ تحفة المؤمن الموت. عطاء مؤمن مرگ است، زیرا كه حجاب مؤمن از حق نفس اوست، و مرگ برداشتن آن حجاب است، و عارفان را هیچ عطاى و تحفه بدان نرسد كه راه دوست بریشان گشاده گردد و حجابها برداشته شود.

از این مرگ صورت فكن تا نترسى
از این زندگى ترس كاكنون در آنى‏
از این زندگى زندگانى نخیزد
كه گرگست و ناید ز گرگان شبانى‏


بشر حارث گفت:
شتّان بین قوم و بین قوم، قوم موتى و یحیى القلوب بذكرهم و قوم احیاء قسمت القلوب برؤیتهم.

گویند درویشى این آیت از كسى بشنید كه إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْ‏ءٌ عَظِیمٌ
وقتش خوش گشت سماعش افتاد نعره بزد و گفت آه كى بود كه این روز آید و این درویش از بند بر آید، گفتند ترا چه روى نمود از این؟
گفت: دنیا حجابست و قیامت وقت مشاهدت و دوستان را حجاب بلاست و مشاهدت عطا، كى باشد كه از این حجاب بار رهیم و بدولت و مواصلت رسیم.

كى باشد كین قفس بپردازم
در باغ الهى آشیان سازم‏


چهارم مرگ مشاهدت است، اكرام و اعزاز پیغامبران و نواخت ایشان بنداء لطف بى‏واسطه از حضرت عزت روان كه یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعِی إِلى‏ رَبِّكِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً.
...
آرى مرغ حضرت سر آن دارد كه باز پرد بآشیان عزت مرغى كه پر او عشق پرواز او ارادت، افق او غیب منزل او درد استقبال او جلال. اتیته هرولة. هر گه كه این مرغ حضرتى از قفس بشرى بر افق غیب پرواز كند، كرّوبیان عالم قدس دستها بدیده خویش باز نهند، و رنه برق این جمال دیدهاى ایشان بسوزد.
در وقت مرگ موسى كلیم برقى از سرادقات هیبت در هواى ولایت عشق او بتافت یك چشم عزرائیل از آن برق هیبت او بحال نیستى باز شد. گفتند یا عزرائیل چون بر دوستان ما روى نگر تا بادب باشى و بى ‏دستورى فرا پیش ایشان نروى و زبان حال مشتاق از غیرت دوستى و كمال سوز مهر ازلى همى گوید: یا رب ار فانى كنى ما را به تیغ دوستى هر كه از جام تو روزى شربت عشق تو خورد
 هر فرشته مرگ را با ما نباشد هیچ كار
چون نماند آن شراب او داند آن رنج خمار

كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ
تهدید و وعید مشركان قریش است و كفار عرب. میگوید چشم عبرت باز كنید و در عادت و سیرت رفتگان و گذشتگان نگرید و سرانجام ایشان از آن جهانداران و گردن‏كشان كه بودند بنگرید كه ایشان چه كردند و ما با ایشان چه كردیم و بر سر ایشان چه راندیم.

وَ عاداً وَ ثَمُودَ وَ أَصْحابَ الرَّسِّ وَ قُرُوناً بَیْنَ ذلِكَ كَثِیراً وَ كُلًّا ضَرَبْنا لَهُ الْأَمْثالَ وَ كُلًّا تَبَّرْنا تَتْبِیراً.
اى كفّار عرب، و اى مشركان قریش اگر شما همان كنید كه ایشان كردند، از سیاست قهر ما همان بینید كه ایشان دیدند.

ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَكُ مُغَیِّراً الایه.
سنّت و آئین ما چنان است كه بر بندگان نعمت ریزیم و معیشت فراخ در پیش نهیم، پس اگر شكر آن نگزارند و حقّ آن بر خود بنشناسند، نعمت از ایشان بگردانیم و به نقمت بدل كنیم.
إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ،

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ كَفَرُوا فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ
چه امید ماند در كار ایشان و چه سود دارد اعمال ایشان، بعد از آن كه در ازل عدل خود بر ایشان براند كه: شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ و در ابد این حكم بر ایشان برفت، فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ.

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ
بر زبان تفسیر قوة رمى سهام غازیان است بر وى دشمن و از روى اشارت، سهام سحرگاهى است در عالم غیب بنعت خشوع و خضوع، و رمى القلب الى الحقّ معتمدا علیه و راجعا عمّا سواه.

و گفته ‏اند: این قوة، قوت دل است و ثقت بنصرت و تأیید الهیّت، چنان كه گفت: هُوَ الَّذِی أَیَّدَكَ بِنَصْرِهِ اى هو الّذى بنصره افردك، و بلطفه ایّدك، و عن كلّ سؤل و نصیب طهّرك و عن رق الاشیاء حرّرك و فى جمیع الاحوال كان لك.

أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ. الّف بین قلوب المرسلین بالرّسالة و قلوب الانبیاء بالنبوّة و قلوب الصّدّیقین بالصّدق و قلوب الشهداء بالمشاهدة و قلوب الصالحین بالخدمة و قلوب عامّة المؤمنین بالهدایة، فجعل المرسلین رحمة على الانبیاء و جعل الانبیاء رحمة على الصدّیقین و جعل الصدّیقین رحمة على الشهداء و جعل الشهداء رحمة للعالمین و جعل الصالحین رحمة على عامّة المؤمنین و جعل المؤمنین رحمة على الكافرین.


متن آیات کریم در النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ یَتَوَفَّى الَّذِینَ كَفَرُوا و اگر تو دیدید آن گه كه میرانند كافران را، الْمَلائِكَةُ فریشتگان، یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ میزدند ایشان را بر رویها و پشتها، وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِیقِ. (50) میچشید عذاب آتش.

ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیكُمْ این بآنست كه دست شما پیش فرا فرستاد شما وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ. (51) و خداى ستمكار نیست بندگان را.

كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ بمشركان قریش همان بود كه بآل فرعون بود وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ و ایشان كه پیش از ایشان بودند، كَفَرُوا بِآیاتِ اللَّهِ كافر شدند به پیغامهاى خداوند و نشانهاى او، فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ تا فرا گرفت خداى ایشان را بگناه ایشان، إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ كه خداى سخت‏گیر است شَدِیدُ الْعِقابِ. (52) سخت سرانجام نمودن ایشان را.

ذلِكَ این بآنست، بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَكُ مُغَیِّراً كه خداى نبود آن را كه بگرداند و تغییر كند، نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ نیكویى را و نعمتى را كه بآن نیكویى كرد بر قومى، حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ تا آن گه كه ایشان آن را تغییر كردند و بگردانیدند بخویشتن خویش، وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. (53) و خداى شنوایى است دانا.

كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ هم چنان راست كه آل فرعون را رفت وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ و ایشان كه پیش از ایشان بودند، كَذَّبُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ دروغ زن گرفتند پیغامها و نشانهاى خداوند خویش، فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ تا هلاك كردیم ایشان را بگناهان ایشان، وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ و بآب بكشتیم كسان فرعون را وَ كُلٌّ كانُوا ظالِمِینَ. (54) و همه كه بودند ستمكاران بودند بر خویشتن.

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ بترین همه جنبندگان بنزدیك خدا، الَّذِینَ كَفَرُوا ایشانند كه كافر شدند بیكتایى خداوند خویش، فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ. (55) بنمى گروند

الَّذِینَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ایشان كه پیمان بستى با ایشان. ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی كُلِّ مَرَّةٍ آن گه پیمان خود مى‏شكنند در هر بارى، وَ هُمْ لا یَتَّقُونَ. (56) و از غدر نمى ‏پرهیزند.

فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ هر گه كه ایشان را دریابى و بر ایشان دست ‏یابى فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ نكالى كن بر ایشان كه هر كه از پس ایشان در فراز رسد حذر كند و برمد، لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ. (57) تا مگر بپذیرند.

وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَةً اگر ترسى از قومى كه عهد شكنند فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ اگاهى افكن بایشان عَلى‏ سَواءٍ تا ایشان و تو یكسان باشید إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْخائِنِینَ. (58) كه خداى كژان را و كژ پیمانان را دوست ندارد.

وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا سَبَقُوا و مپندار كه كافران از پیش شدند إِنَّهُمْ لا یُعْجِزُونَ (59). كه ایشان خداى را در خود عاجز نیارند .

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ و میسازید ایشان را مَا اسْتَطَعْتُمْ هر چه توانید، مِنْ قُوَّةٍ از تیر انداختن، وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ و از این اسبان ساخته و بر آخر بسته در تغرها، تُرْهِبُونَ بِهِ تا مى‏ترسانید بآن، عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ دشمن خداى را و دشمن خویش را، وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ و كسانى را كه فرود از ایشان ‏اند، لا تَعْلَمُونَهُمُ كه ایشان را ندانید، اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ داند ایشان را خداى، وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ و هر چه نفقه كنید از چیزى از بهر خدا، یُوَفَّ إِلَیْكُمْ گزارده آید بشما پاداش آن، وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ. (60) و از شما چیزى كاسته نیاید.

وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ و اگر بصلح گرایند دشمنان و صلح جویند، فَاجْنَحْ لَها بآن گراى و صلح جوى، وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ و پشت بخدا باز كن، إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. (61) كه او شنوائیست دانا.

وَ إِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوكَ و اگر خواهند كه بفریبند ترا، فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ پسنده تو است خداى ترا پسنده، هُوَ الَّذِی أَیَّدَكَ بِنَصْرِهِ او است كه ترا نیروى داد بیارى خود، وَ بِالْمُؤْمِنِینَ. (62) و مؤمنان .

وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ و مؤمنانرا و یاران ترا هم دل كرد و نزدیكى داد دلهاى ایشان را با یكدیگر، لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً اگر نفقه كردى تو هر چه در زمین است، ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ ایشان را هم دل نكردید و در دلهاشان الفت ننهادید، وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ لكن خداى میان ایشان الفت نهاد، إِنَّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ. (63) كه او تواناییست دانا.


نکات تفسیری از بخش النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ یَتَوَفَّى الَّذِینَ كَفَرُوا،
جماعتى مفسران گفتند: این آیت در شأن كشتگان روز بدر آمده است كه چون روى به مسلمانان نهادند بوقت جنگ، فریشتگان بر پشتهاى ایشان میزدند.
مردى گفت یا رسول اللَّه! بر پشت بو جهل نشان ضربتها دیدم هم چون دوال. رسول خدا گفت: آن ضرب فریشتگان بوده.

این خبر دلیل است كه مرده در گور سخن زندگان شنود و از احوال ایشان خبر دارد.
و گفته ‏اند این آیت عام است همه كافران را خواهد كه بوقت قبض روح فریشتگان ایشان را زنند.
یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ ما اقبل منهم، وَ أَدْبارَهُمْ ما ادبر منهم، یضربون اجسادهم كلها.

ابراهیم بر ملك الموت رسید گفت: یا ملك الموت! خواهم كه ترا بینم بآن صورت كه قبض روح كافران كنى.
گفت یا ابراهیم: طاقت ندارى.
گفت لا بد است.
پس خویشتن را بآن صورت فراوى نمود. شخصى را دید سیاه و تاریك بوى ناخوش از وى میدمد و مویهاى اندام وى بر پاى شده و جامه سیاه ناخوش پوشیده و دود و آتش از بینى و دهان وى بیرون مى‏آید.
ابراهیم چون وى را دید وى را غشى رسید، چون بهوش باز آمد. ملك الموت با صورت خویشتن شده بود.
گفت: یا ملك الموت آن بدبخت را اگر خود دیدن صورت تو عذاب وى بودى تمام بودى!

و روا باشد كه یتوفى فعل اللَّه باشد كه خداى بحقیقت خلق را میراند، چنان كه گفت: اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها.
و آنكه الْمَلائِكَةُ ابتدا باشد و یَضْرِبُونَ خبر ابتدا. و قول او ظاهرتر است بدلیل قراءت شامى كه «تتوفى» خواند بدو تا.

وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِیقِ. قول اینجا مضمر است. اى و یقولون: وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِیقِ. و عرب قول اضمار فراوان كند از بهر ظهور دلالت بر آن در سخن، و این در قرآن فراوان است، منها قوله:
وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهِیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ الى قوله:
رَبَّنا اى یقولان ربنا.
وَ یَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا اى و یقولون ربنا.

و گفته‏ اند: این عذاب حریق عذاب دوزخ است. چنان كه در آن آیت گفت: كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ... الآیه.

كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ،
فرعون درین آل داخل است. چنان كه مصطفى (ص) در صلوات گفت: كما باركت على ابراهیم.
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ اى كصنیع آل فرعون. ...میگوید: و ایشان كه پیش از ایشان بودند، چون قوم نوح و هود و صالح، كافر شدند بآیات خدا و معجزات انبیا. فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ عاقبهم علیها، إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقابِ لا یغلبه شى‏ء.

ذلِكَ اى هذا الاخذ بسبب بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَكُ مُغَیِّراً مبدلا نعمة انعمها على قوم حَتَّى یُغَیِّرُوا یبدّلوا، ما بِأَنْفُسِهِمْ.
این اهل مكه ‏اند كه خداى ایشان را نعمت داد، چنان كه گفت: أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ، و مصطفى را هم از ایشان بایشان فرستاد به پیغامبرى.
چنان كه گفت: لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِیزٌ.
ایشان آن نعمت بخویشتن بگردانیدند، بجاى شكر كفر نهادند، و شرك آوردند، تا رب العزة آن نعمت از ایشان بستد و بانصار داد، و امن ایشان بخوف بدل كرد تا روز بدر بایشان آن رفت كه رفت.
...
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ من كفار الامم، كَذَّبُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ، فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ‏ بعضا بالرجفة، و بعضا بالخسف، و بعضا بالمسخ، و بعضا بالرّیح و بعضا بالماء. ...
میگوید هر كه را هلاك كردیم، بستمكارى ایشان هلاك كردیم و ما از ستم پاكیم.

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ كَفَرُوا.
این آیت در شأن بنى عبد الدار آمد كه در كفر و عداوت رسول خدا مصرّ بودند و سخت خصومت.
رب العالمین گفت: فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ اى لایؤمنون ابدا. هم چنان كه قوم نوح را گفت: لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ.

و گفته ‏اند: در شأن یهود بنى قریظه آمد كه عهدى با رسول خدا داشتند، نقض كردند و مشركان مكه را بسلاح یارى دادند بر قتال مصطفى (ص) و یاران، پس پشیمان شدند و عذر خواستند و گفتند: نسینا و اخطأنا، و دیگر باره با مصطفى عهد كردند و روز خندق باز پیمان بشكستند، دیگر بار نقض عهد كردند.
...
 میگوید: اكنون كه ایشان نقض عهد كردند، هر گه كه دست‏ یابى بر ایشان، فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ اى افعل بهم من خلفهم، ...

وَ إِمَّا تَخافَنَّ جالب این نون مشدّد ماء زایده است، تقدیره و ان تخف.
این خوف بمعنى علم است. یعنى و ان تعلمنّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَةً نقضا للعهد ...

إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْخائِنِینَ النّاقضین للعهود. و فى الخبر لا دین لمن لا عهد له.

وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا ...
این در شأن قومى آمد از كافران كه از حرب بدر بجسته بودند و به مكه باز شده، ترسیدند كه ایشان را هلاك و عذاب رسد، پس چون ایشان را وقتى عذاب نرسید طاغى و یاغى گشتند. رب العالمین گفت: یا محمد لا تحسبنّهم سبقوا بسلامتهم الآن، فانّهم لا یعجزوننا و لا یفوتوننا فیما یستقبل من الاوقات.
...
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ ...

تُرْهِبُونَ اى تخوّفون غایة التخویف به، اى بالاعداد.
یعقوب ترهّبون بتشدید خواند. میگوید: باین ساختن سلاح و آلات جنگ دشمن خداى را و دشمنان خود را مى‏ترسانید، آن دشمنان كه ایشان را مى‏شناسید و میدانید از مشركان قریش و كفّار عرب و یهود قریظه، وَ آخَرِینَ اى و ترهبون آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تعلمونهم و قومى دیگر از دشمنان كه شما ایشان را مى‏ندانید و خدا ایشان را میداند و میشناسد. هم چنان كه جایى دیگر گفت: وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِكُمْ.

ابن زید گفت: منافقان ‏اند كه با مسلمانان غزو میكردند و كلمت شهادت میگفتند و مسلمانان ایشان را نمیدانستند و از عداوت كه در دل داشتند بى‏خبر بودند. ابن جریر گفت: هم الجنّ لان قوله: عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ یشتمل جمیع الاعداء من الآدمیّین.

قومى گفتند: چنان نیكوتر كه بیان آن نكنند بعد ازان كه خداى گفت: لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ.

وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ ...
وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ ...
درین آیت شرط نهاد كه آن گه كه دشمن صلح جوید تو صلح جوى.
جاى دیگر تفسیر كرد گفت: فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ تو دشمن با صلح مخوان، اگر دشمن صلح جوید با صلح آى.

قتاده گفت: این در ابتداء اسلام بود پس منسوخ گشت بآیت سیف. و قیل هى ثابتة لانّها فى موادعة اهل الكتاب. فَاجْنَحْ لَها، گفت: از بهر آنكه سلم مؤنث است و معنى السلم المصالحة، وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ اى فوّض امرك الیه و اتخذه وكیلا، إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.

...
لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ...
معنى آنست كه اگر هر چه در روى زمین مالست و نعمت تو هزینه كنى و بذل كنى تا میان اوس و خزرج و جز از آن از قبائل متعادى با یكدیگر از عرب كه میان ایشان كارهاى عظیم قدیم بود از ثرات و احن، میگوید: اگر آن همه خرج كنى تا میان ایشان صلح دهى آن كینه و عداوت برگیرى نتوانى، و اسلام آن را همه بسترد و برگرفت، و ایشان را همه برادران كرد، تا میان ایشان نه عداوت ماند نه تنافر. رب العالمین خبر داد درین آیت كه، آن همه من كردم بفضل و رحمت خویش.
إِنَّهُ عَزِیزٌ لا یمتنع علیه شى‏ء حَكِیمٌ علیم بما فعله.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)



           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 04 (305)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 06 (307)





           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:

قاضی و قضات و قضاوت
خطبه 107 نهج البلاغه
آثار وضعی گناه از نگاه امام صادق (ع)
امام حسین (ع) و نهی از مجالست با افراد پست
نحوه رفتار با مردم
ممنوعیت همنشینی با فاجر
سخنانی از امام صادق (ع) درباره ظلم و عدل
ضرورت دوری از اهالی قدرت
موجودات مجرد
تفسیر سوره انفال 05 (306)
توهم خود مرکز پنداری
خطرات شنا در دریا
تفسیر سوره انفال 04 (305)
ارزش دل در قرب بحق
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست
ده صفت کارساز دنیا و آخرت
تفسیر سوره اعراف 28 (289)
تفسیر سوره اعراف 27 (288)
آفرینش آدم
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
زبان بد نشانه نفاق
عید فطر مبارک
امام موسی صدر و پس از عید فطر
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 19 (280)
دعای امام سجاد (ع) براى مرزداران
تفسیر سوره اعراف 18 (279)
تفسیر سوره اعراف 17 (278)
تفسیر سوره اعراف 16 (277)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.