النوبة الثالثة
قوله تعالى و تقدس: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ... الآیة،

خیر گوش دادن

استجابت بر لسان اهل اشارت بر دو وجه است: یكى استجابت توحید، دیگر استجابت تحقیق.
توحید یكتا گفتن مؤمنان است و تحقیق یكتا بودن عارفان،
توحید صفت روندگان است و تحقیق حال ربودگان.
آن صفت خلیل است و این صفت حبیب،
خلیل رونده بود بر درگاه عزت بر مقام خدمت ایستاده كه: وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً.
جیب ربوده، در صدر دولت بحرمت نشسته، كه خطاب آمد از حضرت لم یزل كه: « السلام علیك ایّها النّبی و رحمة اللَّه و بركاته»
روش سالكان در استجابت ظواهر است بر متابعت رسول
و كشش ربودگان در استجابت سرائر است بر مشاهده علّام الغیوب،

اینست كه عالم طریقت گفت: استجیبوا للَّه بسرائركم، و للرسول بظواهركم اذا دعاكم لما یحییكم، حیاة النفوس بمتابعة الرّسول و حیاة القلوب بمشاهدة الغیوب....

هیچ كس را از اهل آفرینش بحقیقت حیاة مسلم نیست، بى ‏اجابت توحید و بى توقیع تحقیق، تا از حضرت نبوت این نداء عزت مى ‏آید كه: امرت ان اقاتل النّاس حتى یقولوا لا اله الّا اللَّه.

إِذا دَعاكُمْ لِما یُحْیِیكُمْ،
اهل زندگى و زندگان بحقیقت ایشان ‏اند كه از تراجع پاك ‏اند و از تهمت دور، و بدوستى مشهور،
از سلطان نفس رسته و دلهاشان با مولى پیوسته، و سرهاشان باطلاع حق آراسته،
به نسیم انس زنده و یادگار ازلى یافته و بدوست رسیده.

پیر طریقت گفت:
الهى
نه جز از شناخت تو شادیست، نه جز از یافت تو زندگانى،
زنده بى ‏تو چون مرده زندانى است،
زندگانى بى ‏تو مرگیست، و زنده تو زنده جاودانى است.

یا حیاة الرّوح مالى لیس لى علم بحالى
تلك روحى منك ملى‏ء و سوادى منك خالى‏

بى ‏جان گردم كه تو زمن پرگردى
اى جان جهان تو كفر و ایمان منى‏


وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ،
سالكان راه حقیقت دو فرقه ‏اند: عالمان ‏اند و عارفان.
فالعالمون وجدوا قلوبهم لقوله تعالى: إِنَّ فِی ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ
و العارفون فقدوا قلوبهم لقوله تعالى: وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ.

رمزى غریب است و اشارتى عجیب، دل راه است و دوست وطن، چون بوطن رسید او را چه باید راه رفتن،
در بدایت از دل ناچار است و در نهایت دل حجاب است، تا با دل است مرید است و بى ‏دل مراد است.

از اول دل باید كه بى ‏دل راه شریعت بریدن نتوان، اینجا گفت: لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ
و در نهایت با دل بماندن دوگانگى است و دوگانگى از حق دورى است.
ازینجا گفت: یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ،

و گفته ‏اند: صاحب دل چهار كس ‏اند،
زاهد است دل او بشوق خسته،
خائف است دل او با شك شسته،
مرید است دل او بخدمت كمر بسته،
محب است دل وى بحضرت پیوسته.

به داود پیامبر وحى آمد كه: یا داود طهر لى بیتا اسكنه،
یا داود خانه كه میدان مواصلت ما را شاید پاك كن و از غیر ما با ما پرداز.
داود گفت: خداوندا! و آن كدام خانه است كه جلال و عظمت ترا شاید،
گفت: دل بنده مؤمن، یا داود: انا عند القلوب المحمومة.

هر كجا خرمن سوخته را بینى در راه جست و جوى ما كه با سوز عشق ما را میجوید آنجاش نشان ده، كه خرگاه قدس ما جز بفناء دل سوختگان نزنند
دل بنده مؤمن خزینه بازار ما است، منزلگاه اطلاع ماست، محراب وصال ماست، خیمه اشتیاق ماست، مستقر كلام ماست، گنج خانه اسرار ماست، معدن دیدار ماست،
هر چیزى كه بسوزند بى ‏قیمت گردد و دل كه بسوزد قیمت گیرد.

مصطفى (ص) گفت : ... دلهاى عاشقان امت، جامهاى شراب مهر ربوبیت است، هر دل كه از مكوّنات صافى‏تر و بر مؤمنان رحیم‏تر، آن دل بحضرت عزت عزیزتر، زینهار تا عزیز دارى و روى وى از كدورات هوا و شهوت نگاه ‏دارى، كه آن لطیفه است ربّانى و نظر گاه سبحانى.
مصطفى (ص) گفت: ان اللَّه لا ینظر الى صوركم و لا الى اعمالكم و لكن ینظر الى قلوبكم،.

گفتا: رویها را میارائید كه آراستن روى را بحضرت عزت افتخار نیست، مویها را پرتاب مكنید كه موى پرتاب و گره گیر را بران درگاه اعتبار نیست، بصورتها بس منازید كه صورت را قدر و مقدار نیست، كارى كه هست جز با دل‏هاى پر درد نیست.

پیر طریقت گفت:
این كار را مردى بباید با دلى پردرد، اى دریغا كه نه در جهان درد ماند و نه در دلها درد.
...
وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً از روى اشارت میگوید:
پیشروان و سران قوم را كه از آن فتنه بپرهیزید كه بعد از آنكه شما بعقوبت رسید پس روان و پروردگان شما بى‏گناه بعقوبت رسند و این چنان باشد كه پیروان در راه طریقت چون راست روند و در اوراد و اوقات خویش بكوشند و ضایع نكنند و در تعظیم شریعت فترت نیارند و شفقت از مریدان باز نگیرند، آن مریدان و پس‏روان ایشان در سایه ایشان و بركت همت ایشان زندگانى كنند، و از فتنه دل برآسوده باشند، باز چون مهتران و پیران بدنیا گرایند و در حظوظ نفس بكوشند و در اوراد فترت آرند، آن بركات از ایشان منقطع گردد، و آن فراغ بشغل بدل شود، آن فتنه بایشان تعدى كند، و از سر وقت و ورد خود بیفتند.

همچنین تا نفس بنده در طاعت است دل در صفاوت است، و سر در مشاهده،
چون نفس در زلت افتد فتنه وى تعدى كند، دل از صفاوت بغفلت افتد،
چون دل همت معصیت كند فتنه وى بسر تعدّى كند سر از مشاهده در حجب افتد،
و نعوذ باللّه من الغفلة و القسوة.

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ خیانة اللَّه فى الاسرار من حبّ الدنیا و حبّ الرّیاسة و الاظهار خلاف الاضمار، و خیانة الرّسول فى آداب الشریعة و ترك السنن و التهاون بها، و خیانة الامانة فى المعاملات و الاخلاق، و معاشرة المؤمنین و ترك النصیحة لهم.

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً
مؤمنانرا میگوید كه اگر براه تقوى میروید و بهمه حال تقوى پناه خویش گیرید، شما را فرقانى دهد از علم و الهام كه بوى حق و باطل از هم جدا كنید، و راست‏راهى و گمراهى از هم بشناسید، شما كه عالمان ‏اید بعلم تمام، و شما كه عارفان‏ اید بالهام درست، فرقان‏ عالم ادلّه شرع است و برهان روشن ببذل مجهود و كسب بندگى، و فرقان عارف نورى است غیبى، و آئینه روشن بموهبت الهى، و الهام ربّانى،

رمزى دیگر گفته ‏اند درین آیت و لطیفه نیكو، میگوید:
این شما كه اصل درخت ایمان كشتید اگر آن را بتقوى پرورش دهید، سه ثمره بیرون دهد،
یكى فرقان چنان كه گفت: یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً،
دیگر تكفیر وَ یُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ،،
سوم مغفرت وَ یَغْفِرْ لَكُمْ.

فرقان تعریف است، و تكفیر تخفیف است، و مغفرت تشریف،
تعریف بسزا و تخفیف نیكو و تشریف تمام.

وَ إِذْ یَمْكُرُ بِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا... الآیه
مكر تلبیس ساختند، و اللَّه مكر هلاك بر ایشان گماشت.
شبلى گفت: المكر فى النّعم الباطنة و الاستدراج فى النعم الظاهره.

مكر در راه اهل خصوص آید چون بطاعت خود باز نگرند و آن را بزرگ دانند و
استدراج عامه خلق را گیرد، آن گه كه نعمة دنیا با ایشان روى نهد و تكیه بر آن كنند،

اى عالمان و اى عابدان!
زینهار كه بعلم و عبادت خویش غره نشوید، كه ابلیس را علم و عبادت بود و دید آنچه دید، أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِینَ،

اى دنیاداران، اى خواجگان،
بدنیا غره مشوید و تكیه بر آن مكنید كه قارون ازین دنیا بسى جمع كرد و رسید بآنچه رسید، فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ،

مصطفى (ص) به على (ع) گفت:
 اذا رایت الناس یشتغلون بالفضائل، فاشتغل انت بالفرائض، و اذا رأیت الناس یشتغلون بعمارة الدّنیا فاشتغل انت بعمارة العقبى، و اذا رأیت الناس یشتغلون برضاء الخلق فاشتغل انت برضاء الحق، و اذا رأیت الناس یشتغلون الدنیا فاشتغل انت بعمارة القلب، و اذا رأیتهم یشتغل بعضهم بعیوب بعض، فاشتغل انت بعیوب نفسك‏ .

گل

النوبة الاولى
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدید، اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ پاسخ نیكو كنید خدا و رسول را، إِذا دَعاكُمْ آن گه كه شما را خواند، لِما یُحْیِیكُمْ چیزى را كه شما را زنده كند، وَ اعْلَمُوا و بدانید، أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ كه خداى میان مرد و دل اوست، وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ. (24) و بدانید كه شما را انگیخته با او خواهند برد.

وَ اتَّقُوا فِتْنَةً و بپرهیزید از فتنه، لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً كى نه راست به گناه كار افتد و ببدان از شما، وَ اعْلَمُوا و بدانید، أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ. (25) كه اللَّه سخت ‏گیر است.

وَ اذْكُرُوا و یاد دارید و یاد كنید، إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ آن گه كه شما اندك بودید، مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ زبون گرفتگان بودید در زمین، تَخافُونَ مى‏ترسیدید همواره، أَنْ یَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ كه مردمان شما را بربایند، فَآواكُمْ شما را جایگاه ساخت، وَ أَیَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ و شما را پیروزى داد بیارى دادن خویش، وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ و شما را روزى داد از خوشیها، لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (26)، تا مگر آزادى كنید.

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اى گرویدگان، لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ كژ مروید با خداى و رسول، وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ و در امانتها شما خیانت مكنید، وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (27) و شما میدانید.

وَ اعْلَمُوا و بدانید، أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ كه فرزندان شما و سود زیانهاى شما آزمایش ‏اند بنزدیك شما، وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ‏. (28) و بدانید كه مزد بزرگوار بنزدیك اللَّه است.

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اى گرویدگان، إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ اگر از خشم و عذاب خداى بپرهیزید، یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً شما را جداى سازد، وَ یُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ و ناپیدا كند و بسترد از شما گناهان شما، وَ یَغْفِرْ لَكُمْ و بیامرزد شما را، وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ. (29) و اللَّه با فضل بزرگوار است.

وَ إِذْ یَمْكُرُ بِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا و آن گه كه سازها ساختند كافران ترا، لِیُثْبِتُوكَ تا ترا ببندند و استوار كنند، أَوْ یَقْتُلُوكَ یا ترا بكشند، أَوْ یُخْرِجُوكَ یا ترا از شهر بیرون كنند، وَ یَمْكُرُونَ و در نهان مى ‏سازند، وَ یَمْكُرُ اللَّهُ و اللَّه در نهان مى‏سازد، وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماكِرِینَ. (30) و اللَّه به سازتر همه سازندگان است.

وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَیْهِمْ آیاتُنا و آن گه كه بر ایشان خوانند سخنان ما، قالُوا قَدْ سَمِعْنا گویند شنیدیم، لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا اگر ما خواهیم همچنین گوئیم، إِنْ هذا إِلَّا أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ. (31) نیست این مگر افسانه و داستان پیشینیان.

وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ و آن گه گفتند خدایا، إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ اگر راست است از نزدیك تو، فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ بر ما سنگ بار از آسمان، أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِیمٍ. (32) یا بما عذابى آر دردنماى.


گل

نکاتی از بخش مربوط به  النوبة الثانیة

قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ، استجابت و اجابت یكى است، همچون اوقد و استوقد

لِما یُحْیِیكُمْ یعنى الى ما یحییكم، میگوید اجابت كنید و طاعت دارید، حق شما را خواند بآن چیز كه شما را زنده كند، و آن قرآن است كه قبول آن دل زنده مى‏كند.

رب العزه كافر را مرده خواند آنجا كه گفت أَ وَ مَنْ كانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ شبّه الكافر بالمیّت لانّه لا ینتفع بحیوته. ابن اسحاق گفت: إِذا دَعاكُمْ یعنى الى الجهاد، لانّه یحیى امرهم و یقوّى، و لانّه سبب الشّهادة. و الشّهداء احیاء عند ربهم یرزقون. و لانّه سبب الحیاة الدایمة فى الجنّة، و قیل لما یحییكم یعنى العلم فانّه سبب الحیاة الطیّبة. یقول اللَّه تعالى فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً.

وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ
قال انس بن مالك: ... میگوید اللَّه جدایى افكند میان مرد و دل او تا بحول و قوّت خود هیچ نتواند و بهیچ چیز راه نبرد، اگر ایمان آرد یا كفر بتوفیق و خذلان بود بقضا و تقدیر اللَّه. گرداننده دلها اوست و میان بنده و دل او بحال گردانى خود اوست چنان كه خواهد آن دلها مى‏گرداند، یكى راست میدارد تا ایمان مى‏آرد، یكى كژ میدارد تا كافر میگردد. اینست كه مصطفى (ص) گفت: یقلّبه كیف یشاء، ان شاء اقامه و ان شاء ازاغه.

ابن عباس گفت یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ ... كراهیت دارد از كافر طاعت او چنان كه كراهیت دارد از مؤمن معصیت او، پس جدایى افكند میان معصیت و روشنایى دل مؤمن، و جدایى افكند میان طاعت و تاریكى دل كافر.

طاعت كافر را میگوید: وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً.
و معصیت مؤمن را میگوید: فَأُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ،

مردم امل دراز در پیش نهد، و ساختن ساز راه آخرت در تأخیر و تسویف مى ‏افكند، كه آرى تا فردا او دل در ان بسته كه روزگار دراز او را عمر خواهد بود و هر چه ساختنى است بتضاعیف روزگار میسازد، و خود از مرگ یاد نیارد، و بخاطر وى نگذرد، تا ربّ العزّه ناگاه او را گیرد، روزگارش برسد و عمرش نماند، و از ان مرادها همه باز ماند و ناساخته و توبه از معصیت ناكرده و عذر ناخواسته از دنیا بیرون شود. اینست كه میگوید یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ جایى دیگر میگوید: وَ حِیلَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ ما یَشْتَهُونَ.

گفتى بكنم كار تو بنوا فردا
و آن كیست ترا ضمان كند تا فردا


مصطفى (ص) گفت: بر هیچ چیز از شما چنان نترسم كه از دو خصلت:
یكى از پس هوا فروشدن و
دیگر امّید زندگانى دراز داشتن.


عبد اللَّه مسعود گفت رسول خدا خطّى مربّع كشید و در میان آن مربع خطّى راست كشید و از هر دو جانب خطّهاى خرد كشید و آن گه بیرون مربع خطّى دیگر كشید، گفت: این خطّ كه در درون مربع كشیدم آدمى است و این خطّ مربّع اجل است گرد وى فرو گرفته، كه ازان نجهد. و آن خطهاى خرد از هر دو جانب آفتها است و بلاها كه در راه وى آمده، اگر از یكى برهد ازان دیگر نرهد، تا آن گه كه مرگ آید و این خطّ كه بیرون مربع كشیدم امل دراز وى است، كه همیشه در كارى اندیشه میكند كه آن كار پس از مرگ وى خواهد بود...

و گفته ‏اند این آیت بدان آمد كه ایشان را بقتال و جهاد فرمودند و ایشان در آن حال ضعیف بودند، خود را اندك میدیدند و دشمن فراوان، بترسیدند و از قتال بد دل گشتند و ظنّ بد بردند، ربّ العالمین در آن حال فرمان داد: قاتلوا فى سبیل اللَّه و اعلموا ان اللَّه یحول بین المرء و بین ما فى قلبه، فیبدل بالخوف امنا و بالجبن جرأة « وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ » اى و اعلموا انّه الیه تحشرون، فیجازیكم وفق اعمالكم.

وَ اتَّقُوا فِتْنَةً
میگوید بترسید و بپرهیزید از عقوبت فتنه‏ اى كه چون فرو آید و در گیرد در گناه كار و بى‏ گناه گیرد، و شومى آن بصالح و طالح رسد، صالح را تطهیر و تمحیص باشد و گناه كار و ظالم را عقوبت و عذاب بود.
و این فتنه بقول بعضى مفسّران آنست كه منكرى بیند و آن را بنگرداند و نهى نكند و بآن در گذرد.

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یعنى ... میگوید اگر خداى را یكتا دانید و از خیانت و راه كژ رفتن در اداء فرائض و سنن بپرهیزید، خداى جدایى افكند میان شما و میان هر چه از آن مى‏ترسید، تا نیز نترسید و از همه بدها برهید.

و قیل: یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً، ...
ابن عباس گفت و جماعتى مفسران كه: سبب نزول این آیت آن بود كه رؤساء و مهتران و سروران قریش در دار الندوة بهم آمدند.
و دار الندوة سراى امیر شهر بود كه هر تدبیر كه میكردند و ساز و كید كه میساختند آنجا میساختند، و ایشان پنج مرد بودند كه آنجا حاضر شدند، و بیك روایت نه مرد، و درست‏تر آنست كه پنج تن بودند، عتبه و شیبه پسران ربیعة و ابو البحترى بن هشام و العاص بن وائل و ابو جهل، این جمع همه بهم آمدند و در كار محمد با یكدیگر مشورت كردند و كید و مكر ساختند. ابلیس بصورت پیرى در میان ایشان شد، عصائى در دست و گلیمى درشت پوشیده، ابو جهل گفت: ما بتدبیرى همى شویم تو بیگانه در میان ما چكنى؟ گفت: من مردى ‏ام روزگار دیده و تجربتها افتاده و شغلهاى عظیم پیش من آمده ممكن بود كه مرا رائى باشد كه شما را از آن فایده بود. پس عتبه گفت: نَتَرَبَّصُ بِهِ رَیْبَ الْمَنُونِ مرگ ناچار است صبر باید كرد كه این محمد آخر روزى بمیرد و ما از وى باز رهیم. ابلیس روى بوى ترش كرد، گفت: ترا شبانى باید كرد، تو مصالح كارها چه دانى! تا محمد بمیرد همه عالم دین وى گرفتند. شیبه گفت: او را در خانه كنیم تا از گرسنگى بمیرد. ابلیس گفت نتوان كرد كه عرب بر شما دشمن شوند چون عم زاده خویش را بینند بگرسنگى كشته. ابو البحترى گفت: او را در خانه كنیم و در بوى برآریم و هر روز قرصى بوى فرو مى‏اندازیم. ابلیس گفت: وى قرابت بسیار دارد و میان شما عداوت افتد. عاص گفت: او را بر اشترى بنهیم و تنها در بادیه و صحرا گذاریم تا هلاك شود. ابلیس گفت: این صواب نیست كه وى روى نیكو دارد و سخنى ملیح، هر كه وى را بیند او را خریدارى كند، ابو جهل گفت: از هر بطنى از بطون عرب مردى آریم با تیغ، و آن گه همه بهم او را بكشند تا كشنده وى را ندانند و از همه عرب ثار وى خواستن طمع ندارند. ابلیس گفت: این تدبیر عین صواب است و مقصود ابلیس آن بود تا باین تدبیر همه با وى بدوزخ شوند.
پس باین قرار دادند و متفرق گشتند. جبرئیل (ع) از آسمان فرود آمد و مصطفى را از آن ساز و كید ایشان خبر داد و آیت آورد: وَ إِذْ یَمْكُرُ بِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا لِیُثْبِتُوكَ ...
پس جبرئیل بفرمان حق او را فرمود كه امشب از خوابگاه خویش برخیز، رسول خدا برخاست و على (ع) را آن شب بخوابگاه خویش بخوابانید و گفت: تسبّح ببردى‏ فانّه لن یخلص الیك منهم امر تكرهه.

و كافران آن شب بدر سراى رسول بخفتند، و ابلیس با ایشان در خواب شد و هرگز پیش از آن نخفته بود، و نه پس از آن خسبید. رسول خدا بیرون آمد و هر یكى را كفى خاك بر سر كرد و بگذشت، و در بعضى روایات ایشان بیدار بودند، اما رسول را ندیدند كه رسول این آیت همیخواند: وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا.

و رب العزة او را ازان بپوشید. پس ابلیس بیدار شد و گفت: یا قوم خبر دارید كه محمد بیرون آمد و گذشت و خاك بر سر همگان كرد. دستها بسر خویش بردند و خاك دیدند، پس در خانه شدند مضجع وى هم چنان دیدند گفتند: خاك دلیل رفتن است؟ امّا در خواب‏گاه او كسى خفته است، چون بدیدند على بود، گفتند: محمد كجا رفت. گفت: تا من با وى بودم وى با من بود. پس همه نومید بازگشتند. اینست كه رب العالمین گفت: وَ یَمْكُرُونَ وَ یَمْكُرُ اللَّهُ قیل: امره تعالى ان اخرجهم الى بدر فقتلوا.
وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماكِرِینَ المجازین على المكر.

وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَیْهِمْ آیاتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا
این آیت در شأن ایشان آمد كه در دار الندوه بهم آمدند و در كار مصطفى مكر ساختند. و گفته ‏اند كه در شأن نضر بن الحارث آمد، و هو النضر بن الحارث بن علقمة بن كلده من بنى عبد الدار، مردى كافر دل كافر دین بود، و در عداوت مصطفى متعصب و بد زبان، و در قرآن آیات فراوان در شأن وى آمده. رب العزة میگوید: چون قرآن كلام ما و سخنان ما برو خوانند. او باستهزا گوید: كه شنیدیم این و ما نیز اگر خواهیم مانند این قرآن بگوئیم، و این از آن گفت: كه وى مردى بازرگان بود بدریاى فارس و نواحى حیره بسى گشته بود و اخبار عجم خوانده و احادیث كلیله و امثال آن بدست آورده و با مستهزیان قریش بنشستیدى و آن اخبار عجم خواندن گرفتى. پس چون مصطفى قرآن خواندى و ذكر قصه پیشینیان و امتهاى گذشته در آن بودى، این نضر گفتى: من نیز مانند این كه محمد میخواند بیارم و بگویم كه این هم چون احادیث كلیله و دمنه است و افسانه پیشینیان، و این سخن بر معانده و مكابره و شوخى میگفت، كه بارها در قرآن با ایشان گفته بودند: فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ، فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ، فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ، و ایشان از آوردن مثل آن عاجز گشتند و نتوانستند.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)



           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 03 (304)





           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست
ده صفت کارساز دنیا و آخرت
تفسیر سوره اعراف 28 (289)
تفسیر سوره اعراف 27 (288)
آفرینش آدم
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
زبان بد نشانه نفاق
عید فطر مبارک
امام موسی صدر و پس از عید فطر



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.