النوبة الثالثة
قوله تعالى و تقدس: إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّكُمْ.

ما رمیت اذ رمیت

استغاثت سه قسم است:
یكى از حق بخلق، نشان بیگانگى است و از اجابت نومیدى
یكى از خلق بحق، راه مسلمانى است و شرط بندگى
یكى از حق بحق وسیلت دوستى است و اجابت دستورى.
او كه از حق بخلق نالد درد افزاید، او كه از خلق بحق نالد درمان یابد، او كه از حق بحق نالد حق بیند.

پیر طریقت شبلى رحمة اللَّه علیه در منازلات خویش بنعت حیرت از روى استغاثت ازو عز سبحانه هم باو عز جلاله این كلمات میگفت:
الهى ان طلبتك طردتنى و ان تركتك طلبتنى. فلا معك قرار و لا منك فرار، المستغاث منك الیك!
الهى!
ارت بخوانم برانى، ور بروم بخوانى، پس من چه كنم بدین حیرانى؟
نه با تو مرا آرام، نه بى تو كارم بسامان،
نه جاى بریدن، نه امید رسیدن!
فریاد از تو كه این جانها همه شیداى تو و این دلها همه حیران تو!

هم تو مگر سامان كنى
راهم بخود آسان كنى‏
درد مرا درمان كنى
زان مرهم و احسان تو


الهى!
این سوز ما امروز درد آمیز است، نه طاقت بسر بردن و نه جاى گریز است.
سرّ وقت عارف تیغى تیز است. نه جاى آرام و نه روى پرهیز است.

إِذْ یُغَشِّیكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ
رب العالمین، چون خواست كه ایشان را نصرت دهد نخست ایشان را در خواب كرد در آن معركه، تا از حول و قوت خویش متبرى گشتند و از بود خویش ناآگاه شدند، تا بدانند كه نصرت از كرامت حق است نه از قوت و جلادت ایشان.

وَ یُنَزِّلُ عَلَیْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَكُمْ بِهِ
از آسمان باران فروگشادند تا از حدث و جنابت پاك شدند. و از چشمه معرفت آب یقین در دل ایشان گشادند تا از وساوس شیطان و هواجس نفس بیزار گشتند.

وَ لِیَرْبِطَ عَلى‏ قُلُوبِكُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ
ربطه عصمت بر دل ایشان بستند، و بقید تثبیت باطنهاى ایشان استوار كردند، و بشمع عنایت سرهاشان بیفروختند تا بمقصود رسیدند.

وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏
اذ رمیت فرق است، و لكن اللَّه رمى جمع است.

فرق صفت عبودیت است و جمع نعت ربوبیت.
فرق بى جمع بكار نیست و جمع بى ‏فرق راست نیست.
...
وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ اشارت بحقیقت افراد است و طریق اتحاد.
میگوید مرادان دیگر همه بگذار، گرفتار مهر ما را با غیر ما چه كار؟
یا محمد بكردار خود بر ما منت منه توفیق ما بین،
بیاد خود مناز تلقین ما بین، از نشان خود بگریز، یكبارگى مهر ما بین.

طریق اتحاد یگانگى است، و با خود بیگانگى است، از من و ما نشان دادن دوگانگى است، و دوگانگى دلیل بیگانگى است.

دوگانگى آنجاست كه امروز و فرداست. موحد از امروز و فردا جداست. تا موحد سایه خورشید وجود نیافت از خود وانرست، و تا از خود وانرست حق را نیافت.

إِذْ رَمَیْتَ صفت مرید است بر راه تلوین نشسته و از حق با خود مى‏نگرد.
وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ نعت مرادست از خویشتن برخاسته تمكین یافته و از حق بحق مى‏نگرد.

پیر طریقت گفت:
مخلص همه ازو بیند، عارف همه باو بیند، موحّد همه او بیند،
هر هست كه نام برند عاریتى است، هست حقیقى اوست، دیگر تهمتى است،
مرید مزدور است، و مراد همان مهمان،
مزد مزدور در خور مزدور است و نزل مهمان در خور میزبان،
مهمان بسته كاریست كه در سر آنست
دیده او در دیده‏ ورى عیان است، جان او در سر مهر او تاوان است،
جان او همه چشم سرّ او همه زبان است، آن چشم و زبان در نور عیان ناتوانست.

وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً

... هر كرا كارى رسد و آن كار او را سزد آن از وى نكوست.
هر چه از حق آید و بر بنده خویش راند، از نعمت یا محنت راحت یا شدت، همه نیكوست، كه خداوند همه اوست.
كس را بر وى چرا و چون نیست، و آنچه وى كند به آفریده خویش از وى ستم نیست.
و فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ، در هر چه اللَّه كند وى را حجت تمام است كه آفریدگار و كردگار جهان و جهانیان است، از نیست هست كننده و پدید آورنده و پادشاه بر بنده.

إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ
یك قول آنست كه این خطاب با مؤمنان است، و از خدا منت بر ایشان است.
میگوید: نصرت خواستید بر دشمن نصرت دادم، كار فرو بسته بر شما بگشادم.
دعا كردید نیوشیدم، عطا خواستید بخشیدم، كردار شما را پسندیدم، و عیبها پوشیدم.

همانست كه در آن اثر بیامد نادیتمونى فلبیتكم، سألتمونى فاعطیتكم، بارزتمونى فامهلتكم، تركتمونى فرعیتكم، عصیتمونى فسترتكم، فارجعتكم الى قبلتكم، و ان ادبرتم عنى انتظرتكم، انا اكرم الاكرمین و ارحم الراحمین.

وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِیهِمْ خَیْراً لَأَسْمَعَهُمْ الایة...
آه از قسمتى در ازل رفته، قسمتى نه فزوده نه كاسته،
یكى رانده و حبلش گسسته، یكى شسته و كردار او شایسته، این بایسته و آن نابایسته!
چه توان قاضى در ازل چنین خواسته!؟

آه از فردا روز كه نابایسته را درخت نومیدى ببر آید، و اشخاص بیزارى بدر آید، و از هدم عدل گرد نوایست بر آید.
آنت فضیحت و رسوایى، ماتم بیگانگى، و مصیبت جدایى، و این شادى آن روز بیزارى كه بایسته را آفتاب دولت بر آید، و ماه روى كرامت در آید، كار او از هر كس نیكوتر آید، درخت امید ببر آید، اشخاص فضل بدر آید، شب جدایى فرو شود و روز وصل بر آید، او را بعنایت بر آراید، و بفضل بار دهد، و بمهر خلعت بپوشاند و بكرم دیدار دهد،
گاه مهر پرده بردارد، تا رهى بعیان مى ‏نازد، گاه غیرت پرده فرو گذارد، تا رهى در آرزوى عیان مى‏زارد و میگوید:
كریما گر زارم در تو زاریدن خوش است!
ور نازم بفضل تو نازیدن خوش است!
هر خانه‏ اى كه حد آن وا تو است آبادان است.
هر دل كه در آن مهر تست شادان است.
آزاد آن نفس كه بیاد تو یازان است،
شاد آن دلى كه بمهر تو نازان است!

مهر ذات تست الهى، دوستان را اعتقاد
یاد وصف تست یا رب غمگنان را غمگسار


گل

النوبة الاولى
قوله تعالى: إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّكُمْ آن هنگام كه فریاد میخواستید بخداوند خویش، فَاسْتَجابَ لَكُمْ پاسخ نیكو كرد شما را، أَنِّی مُمِدُّكُمْ شما را مدد مى ‏پیوندم، بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ بهزار تن از فریشتگان، مُرْدِفِینَ (9) پس خود فراكردگان.

وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى‏ نكرد خداى تعالى مگر شادى شما را، وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ و آن را تا دلهاى شما آرام گیرد، وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ و یارى دادن نیست مگر از نزدیك خداى، إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ (10) كه اللَّه توانایى دانا.

إِذْ یُغَشِّیكُمُ النُّعاسَ آن گه كه خواب در سر شما مى ‏كشد، أَمَنَةً مِنْهُ از خداى عز و جل بعطا، وَ یُنَزِّلُ عَلَیْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً و مى ‏فرو فرستد بر شما از آسمان باران، لِیُطَهِّرَكُمْ بِهِ تا شما را بآن پاك گرداند، وَ یُذْهِبَ عَنْكُمْ و از شما ببرد، رِجْزَ الشَّیْطانِ وساوس شیطان، وَ لِیَرْبِطَ عَلى‏ قُلُوبِكُمْ و آن را تا قوى گرداند دلهاى شما، وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ (11) و بر جاى بدارد پایها.

إِذْ یُوحِی رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ آن گه كه پیغام داد خداوند بفریشتگان، أَنِّی مَعَكُمْ كه من با شماام، فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا دل دهید مؤمنانرا و بر جاى دارید، سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ كَفَرُوا الرُّعْبَ آرى من در افكنم در دلهاى كافران از شما بیم، فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ شما بر زبر گردنها مى ‏بزنید، وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ (12) و از ایشان دستها مى‏ زنید.

ذلكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ‏ آن از بهر آنست كه خلاف كردند با خداى و رسول او، مَنْ یُشاقِقِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ‏ و هر كه خلاف كند با خداى و رسول او،إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ‏ (13) اللَّه سخت عقوبت است.

ذلِكُمْ فَذُوقُوهُ اینست عذاب او این جهانى چشید آن را، وَ أَنَّ لِلْكافِرِینَ عَذابَ النَّارِ (14) و كافران راست عذاب آتش.

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند، إِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ كَفَرُوا زَحْفاً هر گه كه ببینید كافران را كه روى بشما نهند در جنگ، فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ (15) پشتهاى خود ور ایشان مگردانید.

وَ مَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ و هر كه روز جنگ پشت خود برگرداند بر دشمن، إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ مگر كه برگردد ساز جنگ را أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلى‏ فِئَةٍ یا پناه جوى بقومى هم از مسلمانان، فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ باز گشت و خشم خداى برو، وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ و بازگشتن ‏گاه او دوزخ، وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ (16) و بد جایگاه كه آنست.

فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ و نه شما كشتید ایشان را، وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ و لكن خداى كشت ایشان را، وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ و نه تو انداختى آن گه كه انداختى، وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ و لكن خداى انداخت، وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً آن را كرد تا مؤمنانرا آزمون نیكو آزماید، إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (17) كه اللَّه شنوایى است دانا.

ذلِكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ این همه هست بدرستى كه خداى، مُوهِنُ كَیْدِ الْكافِرِینَ (18) پست كننده و سست كننده است ساز كافران را.

إِنْ تَسْتَفْتِحُوا اگر برگزاردن و برگشادن میخواهید، فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ‏ اینك برگزاردن و برگشادن آمد بشما، وَ إِنْ تَنْتَهُوا و اگر باز شدید شما فَهُوَ خَیْرٌ لَكُمْ آن شما را بهتر است، وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ و اگر باز گردید بازگردیم، وَ لَنْ تُغْنِیَ عَنْكُمْ و سود ندارد شما را، فِئَتُكُمْ شَیْئاً بهم بودن شما و انبوهى شما هیچ چیز، وَ لَوْ كَثُرَتْ و هر چند كه فراوان آید، وَ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ (19) و اللَّه با گرویدگان است.

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اى گرویدگان، أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فرمان برید خدا را و رسول را، وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ و از رسول او بر مگردید، وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) شما مى‏شنوید.

وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِینَ قالُوا سَمِعْنا و چون ایشان مباشید كه گفتند شنیدیم وَ هُمْ لا یَسْمَعُونَ (21) و نمى ‏شنوند و نمى ‏پذیرند.

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ بدترین همه جنبندگان و جانوران بنزدیك خداى، الصُّمُّ الْبُكْمُ آن كرانند، گنگان ‏اند، الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ (22) خرد ندارند كه دریاوند.

وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِیهِمْ خَیْراً و اگر اللَّه خیرى دانستى در ایشان بدانش خویش لَأَسْمَعَهُمْ ایشان را حق شنوانیدند. وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ و هر چند كه ایشان بشنواند. لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ (23) برگردند و روى گردانند.

گل

نکاتی از بخشش النوبة الثانیة

مصطفى (ص) چون قوم خود اندك دید و كافران را جمعى دید فراوان دعا كرد و نصرت خواست تا اللَّه تعالى وى را نصرت داد و دعاى وى اجابت كرد. چنان كه گفت: فَاسْتَجابَ لَكُمْ .

اجابت و استجابت یكى است. و قیل: الاستجابة ما تقدمها امتناع، و الاجابة ما لم یتقدمها امتناع.

وَ یُنَزِّلُ عَلَیْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَكُمْ بِهِ
روز بدر كافران پیش از مسلمانان بسر آب رسیدند و آنجا فرو آمدند، و مسلمانان از آب بازماندند و به ریگستانى فرو آمدند كه چهار پایان را پاى به ریگ فرو مى‏شد. در خبر است كه: « ناموا حتى احتلم اكثرهم فاصبحوا مجنبین»، در آن حال مسلمانان فروماندند، و شیطان ایشان را وسوسه كرد كه چه امید دارید بظفر؟ و چه ظن برى؟ كه آب ایشان دارند و جاى خوش و هامون ایشانراست و قوت و شوكت و كثرت ایشان راست و شما مى‏گویید كه اولیاء خدائیم و رسول خدا با ماست و آن گه با جنابت و حدث نماز میكنید و بتشنگى روز و شب میگذارید.

این چنین وسوسه‏ ها در دل ایشان افكند، تا رب العالمین بجلال عزت خویش و كمال مهربانى خویش میغ و باران با ایشان فرو گشاد، و بسیار ایشان را باران بارید و مسلمانان از ان بخوردند و غسل بكردند، و راویه‏ ها و مطهره ‏ها از ان پر كردند، و گرد از جامه خویش پاك فرو شستند، و آن زمین ریگستان بباران سخت گشت، و چهارپایان مردمان در آن روان شدند و آن وسوسه شیطان در دل ایشان برخاست، و خوش ‏دل گشتند.
این است كه رب العالمین گفت: وَ یُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ اى وسوسته ...

إِذْ یُوحِی رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ این بدل است از وَ إِذْ یَعِدُكُمُ اللَّهُ و إِذْ تَسْتَغِیثُونَ و إِذْ یُغَشِّیكُمُ آن همه اشارت ‏اند از یك هنگام.

قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ كَفَرُوا زَحْفاً یعنى راجعین الیكم.
 زحف رفتن جنگى است پاره‏ پاره روى بیكدیگر، هم خزیدن طفل، التزاحف و التّدانى و التّقارب واحد، و الزحف مصدر لذلك لم یجمع كقولهم عدل و صوم. فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ فتنهزموا عنهم و لكن اثبتوا لهم.

وَ مَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ یوم حربهم دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ، میگوید: هر كه روز جنگ پشت برگرداند بر دشمن مگر كه برگردد ساز جنگ را از بهر كشیدن كمان یا بر كشیدن تیغ یا سلاح نگه ‏داشتن را در جنگ یا پس ‏تر آید نه ادبار هزیمت را، أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلى‏ فِئَةٍ، اى یكون منفرداً فینجاز لان یكون مع المقاتلة. مشتق من حزت الشی‏ء اذا جمعته و اصله متحیوز فادغمت الیاء فى الواو. فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ.

مفسران را در حكم این آیت سه قول است:
یكى قول حسن و قتادة، گفتند: كه این مخصوص است باهل بدر كه پشت بدادن بجنگ آن روز از كبائر بود و موجب عقوبت و غضب حق، نه بینى كه روز احد را گفت عز جلاله إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ، و غزاء حنین بعد از بدر بود بهفت سال و رب العالمین مى‏گوید: وَلَّیْتُمْ مُدْبِرِینَ الى ان قال ثُمَّ یَتُوبُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ.
قول عطا و جماعتى آنست كه این آیت منسوخ است بآن آیت كه گفت: حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتالِ.
قول سوم قول ابن عباس و جماعتى مفسران، گفتند: آیت محكم است و حكم آن عام است و الفرار من الزحف من الكبائر.

فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ.
مجاهد گفت: سبب نزول این آیت آن بود كه چون كافران بهزیمت شدند و مسلمانان را برایشان نصرت بود قومى كشته شدند و قومى را اسیر گرفتند، جماعتى مسلمانان پنداشتند كه آن از قوّت و شوكت ایشان بود، یكى مى ‏گفت من فلان را كشتم یكى میگفت من فلان را اسیر گرفتم.
رب العالمین آیت فرستاد فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ آن نه شما كشتید ایشان را بقوت خویش، كه اللَّه كشت ایشان را، یعنى كه اللَّه بیم و رعب در دل ایشان افكند و فرشتگان را فرستاد تا جنگ كردند و كافران را در دست مسلمانان مى‏نهادند.

وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ مراد نه نفى رمى است از مصطفى (ص)، بل كه خبر میدهد جلّ جلاله كه آن یك كف خاك كه تو افكندى رمى از تو بود و رسانیدن از ما، و گر نه كجا صورت بندد؟ و چه ممكن شود كه بشرى مشتى خاك بر روى لشكرى بدان انبوهى زند و باندازه یك ذره از آن خطا نشود كه همه در چشمهاى ایشان شود؟ این جز در قدرت آفریدگار جلّ جلاله نیست.

اهل معانى گفتند: كه اللَّه تعالى اضافت قتل و رمى با خود كرد از روى ایجاد و اختراع نه از روى مباشرت فعل و تحریك اعضاء. مذهب اهل حق آنست كه افعال و حركات بندگان از روى آفرینش تعلق بقدرت قدیم دارد جلّ جلاله، همه آفریده اوست و بارادت و مشیت اوست. یقول اللَّه تعالى اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَیْ‏ءٍ، وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ. و از روى اكتساب تعلق به بنده دارد.
كه ربّ العزّة در وى قدرت و حركت و اختیار آفرید تا بان قوت و قدرت محدث كه در وى آفریده از روى كسب آن فعل حاصل كرد. و شرح این مسئله دراز است و درین موضع بیش ازین احتمال نكند.

قوله: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ كل ما دبّ على الارض فهو دابّة.
و لا یطلق على الانسان الّا ذمّا. میگوید: این مشركان و كافران هم چون چارپایان‏ اند كه حق نمى ‏شنوند، یعنى بگوش مى ‏شنوند و نمى ‏پذیرند، و در عداوت و بغضا میكوشند. پس هم چون ایشان ‏اند كه حق نمى‏شنوند و در نمى ‏یابند.
وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِیهِمْ خَیْراً لَأَسْمَعَهُمْ
خیر درین آیت سزاوارى آشنایى است. میگوید: ایشان سزاى آشنایى در ازل نبودند و حكم اللَّه در ایشان بكفر رفت، لا جرم حق نشنیدند كه اللَّه ایشان را حق نشنوانید، چنان كه آنجا گفت: وَ كانُوا لا یَسْتَطِیعُونَ سَمْعاً و ما كانُوا یَسْتَطِیعُونَ السَّمْعَ إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)



           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 02 (303)





           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست
ده صفت کارساز دنیا و آخرت
تفسیر سوره اعراف 28 (289)
تفسیر سوره اعراف 27 (288)
آفرینش آدم
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
زبان بد نشانه نفاق
عید فطر مبارک
امام موسی صدر و پس از عید فطر
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 19 (280)
دعای امام سجاد (ع) براى مرزداران
تفسیر سوره اعراف 18 (279)
تفسیر سوره اعراف 17 (278)
تفسیر سوره اعراف 16 (277)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 14 (275)
تفسیر سوره اعراف 13 (274)
تفسیر سوره اعراف 12 (273)
تفسیر سوره اعراف 11 (272)
اخلاق حکومتی امام علی (ع)
نامه امام علی (ع) به مالک اشتر
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 09 (270)
تفسیر سوره قدر
تفسیر سوره علق
تفسیر سوره اعراف 08 (269)
در وصف حضرت مصطفی (ص)
زینت های الهی را بر مردم حرام نکنید
تفسیر سوره اعراف 07 (268)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.