بسمه تعالی
توضیح: باستحضار دوستان برسانم که این بنده بعد از اینهمه سالی که از حضرت خالق باری تعالی عمر گرفته بودم از حضرتش شرمسار بودم که یکبار هم نتوانسته بودم بطور عمیقتری همانند تکلیف مدرسه، مصحف شریفش را در کار مطالعه و تدبّر بگیرم و این در واقع ظلم بزرگی بخویشتن بود و خسرانی بسیار بزرگ ... و همانند بسیاری، هر از چند گاهی حسب مورد بدین کتاب شریف مراجعه میکردم و ... بهمین خاطر شروع کردم بمطالعه تفاسیر متعدد از المیزان و برهان و نمونه و ... که این اواخر رسیده ام به تفسیر کشف الاسرار و عده الابرار جناب میبدی یزدی و این شد که این تفسیر را در مطالعه گرفته ام و دقیق از ابتدای آن بمطالعه نشسته و در عین حال تصمیم گرفته ام که بخش بخش بعد از مطالعه متن آنرا برای استفاده علاقمندان منتشر کنم .

بامداد و شامگاه خدا را با تضرع بخوانیم

البته همانطوریکه در اولین پست این مجموعه عنوان داشته ام بجهت اختصار گاهی بعضی از بخشها و بیشتر قسمتهای مربوط به روایات مندرج در متن را که ضعیف یافتم حذف کردم ( با درج سه نقطه ... در متن ).

چنانکه مشاهده میفرمایید هفت سوره نخستین قرآن کریم را که از جهت حجم مطول ترین سوره ها هم بوده اند بر همین سبیل بعد از مطالعه منتشر کرده ام و فعلا رسیده ام به سوره مبارکه انفال که خداوند علیرغم مشکلات و گرفتاریهای فوق العاده زندگی که داشته ام و بخصوص برایم ایجاد کرده اند چند نفر (!) اما این عنایت را از من دریغ نفرموده اند که دست از ادامه مصرانه این کار بردارم.

اما امشب که قصد درج اولین قسمت از این سوره را در پس مطالعه در تارنما داشتم بذهنم متبادر شد که فقط بخش سوم هر قسمت را که تحت عنوان ( نوبه الثالثه ) در این تقسیر درج میباشد را در وبلاگ منتشر نمایم زیرا آنطور که متوجه شده ام دوستانی که مخاطب بوده اند از این بخش بیشتر استقبال میکرده اند.

از طرفی میدانید که جناب میبدی صاحب این تفسیر در تفسیرش روشی خاص را داشته اند که هر چند آیه را بترتیب در سه بخش ( نوبه الاولینوبه الثانیهنوبه الثالثه ) مورد بررسی و تحلیل و تفسیر قرار داده اند که در نوبت اول عین آیات را با ترجمه شیرین بزبان پارسی قدیم و در نوبت دوم ضمن توضیحات کل درباره آیات از شان نزول و انواع قرءآت و همچنین دیدگاههای مفسیرن و علماء و گاها با بیان روایاتی چند در تفسیر اقدام میکردند و النهایه در بخش سوم یا همان نوبه الثاثه با استفاده از متون منتسب به خواجه عبدالله انصاری که تحت عنوان پیر طریقت و امثالهم از او یاد میکند به بیان تفسیری تقریبا عرفانی و ذوقی آیات پرداخته که برای قلوب بسیاری از اهالی تحقیق و تدقیق و مطالعه بسیار ابتهاج آور میباشد و الحق هم زیبا نگارشی داشته اند .

لذا ما از این ببعد، بعد از مطالعه هر سه بخش از این تفسیر، فقط نسبت به انتشار بخش سوم آن یا همان نوبه الثالثه اقدام میکنیم که احساس میکنیم در حوصله همان تعداد از مخاطبین هر چند اندک ما بیشتر بگنجد.

البته سعی میکنم چنانچه در بخش دوم یا همان نوبه الثانیه نکات ضروری یا موارد جالب توجه خاصی بوده را نیز به تناسب در همان بخش اضافه بر نوبه الثالثه منتشر نمایم.
البته اصل آیات و ترجمه آن ( یا همان نوبه الاولی ) که جای خود دارد و نمیتوان از آن گذشت.

خداوند بهمه ما توفیق حشر و نشر بیشتر با قرآن کریم را عنایت بفرماید !
محمود زارع
تیرماه 96 – مازندران


النوبة الثالثة

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
بسم اللَّه معراج قلوب الاولیاء،
بسم اللَّه نور سرّ الاصفیاء،
بسم اللَّه شفاء صدور الأتقیاء،
بسم اللَّه كلمة التقوى و راحة الثكلى و شفاء المرضى.
بسم اللَّه نور دل دوستان است، آئینه جان عارفان است، چراغ سینه موحدان است، آسایش رنجوران و مرهم خستگان است، شفاء درد و طبیب بیمار دلان است،

خدایا!
گرفتار آن دردم كه تو دواى آن دانى،
در آرزوى آن سوزم كه تو سرانجام آنى،
بنده آن ثناام كه تو سزاى آنى،
من در تو چه دانم تو دانى،
تو آنى كه خود گفتى و چنان كه گفتى آنى.

در هجر تو كار بى ‏نظامست مرا
شیرین همه تلخ و پخته خامست مرا
در عالم اگر هزار كامست مرا
بى نام تو سر بسر حرامست مرا


یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ،
اى مهتر عالم و اى سیّد ولد آدم، اى مایه فطرت، اى نقطه سعادت، اى مقصود موجودات و سید كاینات، اى نقطه دایره حادثات،
ترا مى‏پرسند از انفال و حكم آن، تو از وحى ما و از پیغام ما ایشان را جواب ده. قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ ملكا و لرسوله الحكم فیها بما یقضى به امرا و شرعا.
انفال از روى ملك خدایراست و حكم آن چنان كه خواهد مصطفى (ص) راست، بپسندید شما كه بندگانید حكم او، بپذیرید به جان و دل قول او، كه قول او وحى ما است، فعل او حجت ما است، شریعت او ملت ما است، حكم او دین ما است. اتباع او دوستى ما است.

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِكُمْ
تقوى بپناه خویش گیرید كه سر همه طاعتها تقوى است، اصل همه هنرها و مایه همه خیرها تقوى است.
تقواى او آن درخت است كه بیخ او در آب وفا و شاخ او بر هواء رضا، میوه او دوستى خدا.
نه گرماى پشیمانى بدو رسد، نه سرماى سیرى، نه باد دورى، نه هواء پراكندگى.

تقوى سه چیز است:
خوفى كه ترا از معصیت باز دارد
رجایى كه ترا بر طاعت دارد،
رضایى كه ترا بر محبت دارد.

قوله: وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِكُمْ،
با مردم بصلح و آشتى زندگانى كنید و بى ‏آزار زیید، و این نتوانید مگر كه حظ خود بگذارید و حظ دیگران نگاه دارید، اگر توانید ایثار كنید و اگر نه بارى انصاف دهید.

بنگر كه الطاف كرم احدیت آن درویشان را كه راه ایثار رفتند و حظ خود بگذاشتند چه تشریف میدهد و چون مى ‏پسندد كه: وَ یُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ.
...
قوله: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ،
مؤمنان ایشانند كه از خداى ترسند.
درین آیت ترس از شرط ایمان نهاد، هم چنان كه جایى دیگر گفت: وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ
ترس زینهار ایمان است و حصار دین است و شفیع گناهان است،
هر دل كه در آن ترس نیست آن دل خراب است و معدن فتنه و از نظر اللَّه محروم.

درین آیت گفت مؤمنان ایشان ‏اند كه در یاد كرد اللَّه دلهاشان بترسد و بلرزد.
جایى دیگر گفت: الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ
اشارت است كه مؤمنان ایشان ‏اند كه در یاد اللَّه دلهاشان بیاساید و آرمیده گردد، آن نشان مبتدیان است و این وصف الحال منتهیان،
بنده در بدایت روش خویش پیوسته میگرید و مى‏زارد و مى‏نالد چندان از بیم فراق بگرید كه نداء أَلَّا تَخافُوا بسر وى رسد.

از بیم فراق بروح وصال باز آید، در آن مقام بیاساید و بنازد و دلش بیارامد، اینست كه میگوید جل جلاله: تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ.

و گفته ‏اند: وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وصف مرید است، تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ نعت مراد است.
وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ اهل شریعت را شعار است. تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ ارباب حقیقت را دثار است.
وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ مقام روندگان است. تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ نشان ربودگان است.
رونده در راه شریعت بامید نعمت بر مقام خدمت، ربوده بر بساط حقیقت نواخته قربت و زلفت بار از ولى نعمت.

الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ،
در آیت پیش لختى اعمال بر شمرد، چون تقوى و وجل و توكل.
آن گه درین آیت، اعمال ظاهر چون نماز و زكاة در ان پیوست، آن از امارات حقیقت است و این از شرائط شریعت، تا بدانى كه هر دو درهم پیوسته و درهم بسته، حقیقت بى ‏شریعت به كار نیست، و شریعت بى ‏حقیقت راست نیست.

چون هر دو بهم جمع گشت انگه. أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا، اى صدقوا صدقاً و حقّوا حقاً.
مؤمنان بحقیقت ایشان ‏اند كه هم در شریعت درست ‏اند هم در حقیقت،
پس اقامت شریعت را لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ و صدق حقیقت را، وَ رِزْقٌ كَرِیمٌ هو رزق الاسرار بما یكون استقلالها به من المكاشفات و المواصلات،

و گفته ‏اند حقایق عبودیت و منازلات و مكاشفات حقیقت، در وجود خصلتها است كه در این آیت بر شمرد و هو التعظیم للذكر و الوجل عند السماع و لاظهار الزیادة علیهم عند تلاوته، و حقیقة التوكل على اللَّه و القیام بشروط العبودیة على حد الوفاء، فاذ كملت اوصافهم صاروا محققین بالایمان، و قیل أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا اى حقاً انه سبقت لهم من اللَّه الحسنى فصار لهم عند ربهم طوبى و زلفى و حسنى.

قوله وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ، از روى اشارت میگوید:
« بنده تا رنج نبرد بسر گنج نرسد».

پیر طریقت گفت:
من چه دانستم كه مادر شادى رنج است، و زیر یك ناكامى هزار گنج است،
من چه دانستم كه زندگى در مردگى است و مراد همه در بى ‏مرادى است.
زندگى زندگى دل است و مردگى مردگى نفس، تا در خود بنمیرى بحق زنده نگردى.
بمیر اى دوست اگر مى ‏زندگى خواهى. نیكو گفت آن جوان مرد كه :

نكند عشق نفس زنده قبول
نكند باز موش مرده شكار


الهى!
انكس كه زندگانى وى تویى او كى بمیرد؟
وانكس كه شغل وى تویى شغل بسر كى برد؟
اى یافته و یافتنى
نه جز از شناخت تو شادى، نه جز از یافت تو زندگانى،
زنده بى تو چون مرده زندانى،
و صحبت یافته با تو نه این جهانى نه آن جهانى.

گل

متن و ترجمه آیات :
سورة الانفال ( 8 ) – مدنیة - النوبة الاولى
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ بنام خداوند، الرَّحْمنِ فراخ بخشایش، الرَّحِیمِ مهربان.

یَسْئَلُونَكَ مى‏پرسند ترا، عَنِ الْأَنْفالِ از غنیمتها كه از دشمن یاوند بجنگ، قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ گوى یا محمد كه آن غنیمتها خدایراست و رسول را. فَاتَّقُوا اللَّهَ بپرهیزید، وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِكُمْ و با یكدیگر بآشتى زیید. وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و فرمان برید خداى را و رسول را، إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (1) اگر گرویدگان ‏اید.

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ گرویدگان ایشان‏ اند إِذا ذُكِرَ اللَّهُ كه اللَّه یاد كنند و رایشان، وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ بترسد دلهاى ایشان وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ و چون بر ایشان خوانند آیاتُهُ سخنان او، زادَتْهُمْ إِیماناً ایشان را ایمان افزاید، وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ (2) و بخداى خویش پشتى میدارند.

الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ ایشان كه نماز بپاى دارند وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ (3) و از آنچه ایشان را دادیم نفقه میكنند.

أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ایشان‏ اند كه ایشان گرویدگان ‏اند براستى، لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ ایشان را درجه‏ ها است بنزدیك خداوند ایشان، وَ مَغْفِرَةٌ و آمرزش، وَ رِزْقٌ كَرِیمٌ (4) و روزى نیكو.

كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَیْتِكَ بِالْحَقِّ كه خداوند تو ترا بیرون كرد از خانه خویش براستى وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ لَكارِهُونَ (5) و گروهى از مؤمنان آن را كراهیت میداشتند.

یُجادِلُونَكَ فِی الْحَقِّ با تو پیكار میكردند در چیزى كه تو در آن بر حق بودى، بَعْدَ ما تَبَیَّنَ پس آنكه پیدا شد، كَأَنَّما یُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ گویى كه بآن مانست كه ایشان را بمرگ میرانند، وَ هُمْ یَنْظُرُونَ (6) و ایشان مى‏نگرستند.

وَ إِذْ یَعِدُكُمُ اللَّهُ خداى شما را وعده داد، إِحْدَى الطَّائِفَتَیْنِ أَنَّها لَكُمْ كه یكى از دو گروه شما را بود. وَ تَوَدُّونَ آن دوست میدارید شما. أَنَّ غَیْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ كه از درخت بى ‏خار چینید. وَ یُرِیدُ اللَّهُ و اللَّه میخواهد. أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ كه حق پیدا و درست كند بسخنان خویش. وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِینَ (7) و بیخ كافران ببرد.

لِیُحِقَّ الْحَقَّ تا حق را هست كند. وَ یُبْطِلَ الْباطِلَ و باطل را نیست كند. وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ (8) و هر چند كه دشخوار آید آن را كافران.

گل

منتخبی از مباحث بخش مربوط به النوبة الثانیة

بدان كه سورة الانفال مدنى است مگر هفت آیت كه به مكه فرو آمد وَ إِذْ یَمْكُرُ بِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا الى قوله ثُمَّ یُغْلَبُونَ.

جمله سورة پنج هزار و هشتاد (5080) حرف است و هزار و نود و پنج (1095) كلمة است.
...
درین سورة شش آیت منسوخ چنان كه رسیم بآن شرح دهیم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ.
ابن عباس گفت: سبب نزول این آیت آن بود كه روز بدر مصطفى گفت: « من قتل قتیلا فله سلبه و من اسر اسیرا فله كذا»
گفت: هر كه كافرى را بكشد ویراست سلب آن كشته و هر كه اسیرى را گیرد همچنین.
پس چون جنگ در پیوست جوانان و ورنایان فرا پیش شدند و جنگ كردند، قومى را كشتند و قومى را اسیر گرفتند، و پیران و اعیان و وجوه لشكر بنزدیك رایات اسلام ایستاده بودند در حضرت مصطفى (ص) و دفع دشمنان از وى میكردند، و قلب لشكر نگاه میداشتند اما جنگ نمى‏كردند.

پس آن جوانان و نوخاستگان كه جنگ میكردند طمع كردند كه سلبها و غنیمتها مفرد بایشان دهند. یكى انصارى برخاست، نام وى ابو الیسر ابن عم و اخو بنى سلمه، گفت: یا رسول اللَّه اینك هفتاد مرد از دشمن كشتیم و هفتاد دشمن اسیر گرفتیم سلب ایشان همه ما راست چنان كه وعده داده‏ اى، و سعد معاذ در جمله ایشان بود كه بحضرت مصطفى بود ایستاده، و مصاف نگه میداشتند، گفت: یا رسول اللَّه ما نه از بد دلى جنگ میكردیم، لكن نخواستیم كه ترا خالى بگذاریم و چنان كه ایشان ما نیز هم در مصاف بودیم و ایشان را بدفع دشمن یارى میدادیم، پس سلب و غنیمت ایشان را تنها نرسد، سخن در میان ایشان دراز شد.

و سعد بن ابى وقاص برادر وى را عمر كشته بودند بجنگ شد، و سعید بن العاص بن امیه را بكشت و شمشیر وى بستد، شمشیرى نیكو نام آن ذو الكتیفة، آن شمشیر برداشت پیش مصطفى (ص) آورد گفت: « اعطنى هذا»
رسول خدا جواب داد: « ضعه»،
یك بار دیگر گفت «اعطنى هذا»،
رسول جواب داد «ضعه».
سعد را آن ناخوش آمد، دل تنگ شد، و درین معنى گفت و گوى در میان صحابه افتاد، تا جبرئیل آیت آورد: یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ.
مصطفى (ص) بحكم این آیت غنیمتها و سلبها از دست ایشان بیرون كرد و میان ایشان بسویّت قسمت كرد و سعد بن ابى وقاص را بخواند و گفت: یا سعد آن گه نه آن من بود شمشیر، اكنون آن منست بتو دادیم.

یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ و او ضمیر مؤمنان است. یعنى كه مؤمنان ترا مى‏پرسند ازین مال غنیمت.
سؤال بر دو وجه است: سؤال استعلام و سؤال طلب.
و این سؤال استعلام است كه عن در آن پیوسته. میگوید: ترا از انفال میپرسند تا بدانند كه حكم آن چیست، حلال است یا حرام؟ و بكه مى‏باید داد؟

و گفته ‏اند: كه از آن مى‏پرسیدند كه بر امّتهاى‏ گذشته پیش ازین امت حرام بود خوردن آن میخواستند تا بدانند كه بر ایشان هم حرام است یا نه.
قومى گفتند: این سؤال طلب است، و عن زیادت است و دلیل بر این قرائت ابن مسعود است: یسئلونك الانفال بحذف عن. معنى آنست كه مؤمنان انفال از تو طلب مى‏كنند و میخواهند، ...

قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ تعظیم را نام اللَّه در آورد و ابتدا بذكر خویش كرد جل جلاله. معنى آنست كه حكم غنیمت با مصطفى افكندیم، آن وى است، چنان كه او خواهد در آن حكم كند.
ابن جریر گفت:
انفال دیگر است و غنائم دیگر. غنائم آنست كه بعد از جنگ مسلمانان را نصرت و ظفر بود و بمال كافران در رسند و جمع كنند، حكم این غنائم آنست كه اللَّه گفت: وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ... الآیة
و انفال زیادتست، كه بعد از قسمت امام چیزى بكسى دهد زیادت از قسمت براى خویش.

مجاهد و عكرمه گفتند: غنائم روز بدر على الخصوص مصطفى را بود، بحكم این آیت و آن كس را میداد كه خود میخواست، پس رب العزّة آن حكم بخمس منسوخ كرد و بقول ایشان این آیت منسوخ است و ناسخ آنست كه: وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ... الآیة.

ابن زید گفت: آیت محكم است و ثابت، و معنى آنست: قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ و هى لا شك للَّه مع الدنیا بما فیها و الآخرة، و الرسول یضعها فى مواضعها الّتى امر اللَّه بوضعها فیها.
میگوید: انفال و غنائم همه خداى را است و دنیا و آخرت و هر چه در آن همه خداى را است، كس را با وى در آن انبازى نه و رسول راست، یعنى كه رسول بحكم فرمان خدا آنجا نهد و بآنكس دهد كه اللَّه فرماید. این حكم چنین كرد و پس از آن بچهل روز حكم غنائم فرو فرستاد، گفت: فان للَّه خمسه و لكم اربعة اخماسه.
....
حجتى روشن است این آیت بر مرجیان كه زیادت و نقصان را منكراند در ایمان، و رب العالمین صریح میگوید: زادَتْهُمْ إِیماناً، و آن وجهى دیگر كه رب العزة حقیقت ایمان اثبات نكرد الّا باجتماع خصلتهاى نیكو از اعمال ظاهر و باطن، و ایشان حقیقت ایمان بمجرد قول اثبات میكنند.
...
الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ. هر نفقه كه در قرآن با نماز پیوسته است زكاة است.
...
وَ إِذْ یَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَیْنِ
شرح این قصه بقول ابن عباس و سدى و جماعتى مفسران آنست كه كرز بن جابر القرشى بدر مدینه آمد و غارت كرد و چرندگان مدینه جمله براند. خبر به مصطفى (ص) رسید، بر نشست با جماعتى یاران و بر پى وى برفتند و بوى در نرسیدند و باز گشتند، بعد از آن خبر بمدینه آمد كه بوسفیان از شام مى ‏آید و كاروان قریش با وى مالى عظیم و تجارتى فراوان. و هى اللطیمة یعنى قافلة معها الطیب.
رسول خدا مهاجر و انصار را بر خواند و ایشان را خبر داد كه آنك كاروان قریش با مال فراوان رسید بنزدیك بدر، و اگر ما براه ایشان شویم، بخیر و غنیمت باز گردیم. سیصد و سیزده مرد فرا راه بودند و از ایشان دو سوار بیش نبودند و یك شتر میان سه كس بود.
كانوا یتعاقبون علیه، و هیچ ساز جنگ و آلت حرب با ایشان نه، كه ایشان براى كاروان مى‏رفتند نه بقصد جنگ و حرب. در كاروان قریش عمرو بن العاص بود و عمرو بن هشام و مخرمة نوفل الزهرى با چهل سوار بزرگان و سروران قریش.
بو سفیان بدانست كه رسول خدا بیرون آمد با یاران به طلب كاروان. ضمضم بن عمرو الغفارى بمكه فرستاد، قریش را خبر كرد از حال، و گویند كه شیطان بر صورت سراقة بن مالك بن جعثم فرادید آمد و گفت: « ان محمدا و اصحابه قد عرضوا لعیركم و لا غالب لكم الیوم من الناس و انى جار لكم».
 اهل مكه همه خشم گرفتند و آواز بیكدیگر دادند تا جمله بیرون شدند مگر ضعیفان. همه با ساز حرب و سلاح تمام. رسول خدا با یاران از مدینه برفته. و وادیى است كه ذفران خوانند آنجا فرو آمده، جبرئیل آمد، از حضرت عزت این آیت آورد: وَ إِذْ یَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَیْنِ أَنَّها لَكُمْ الطائفتان هاهنا الجند و العیر و ابو جهل مع الجند و ابو سفیان مع العیر. خیّر رسول اللَّه بین ان ینصر على العدو او ینقل عیرهم.
گزین دادند رسول خداى را كه اگر خواهد سپاه دشمن در دست او دهند، و اگر خواهد كاروان و مال. رسول خدا دشمن بگرید كه در دست او دهند، و مؤمنان دوست داشتند كه كاروان با مال در دست ایشان دهند. ایشان را جواب دادند: وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ، شما دوست میدارید كه از درخت بى‏ خار رطب گیرید و اللَّه میخواهد كه حق درست كند و دین بزرگ دارد بسخنان خویش و بیخ كافران ببرد.
مصطفى (ص) با یاران مشورت كرد در كار حرب و آنچه در پیش بود. جماعتى كراهیت نمودند، ...
پس از آنجا برفت رسول خدا تا ببدر فرو آمد و كافران و مشركان مكّه از آن جانب آمدند و ببدر فرو آمدند. هفدهم ماه رمضان و آن جنگ بدر رفت چنان كه در قصه است. ...
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)



           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)






           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره اعراف 40 (301)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.