النوبة الاولى .
گمراه کرده خدا هدایت نمیشود

قوله تعالى: خُذِ الْعَفْوَ آسان فرا گیر كار مردمان وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ و بنیكوكارى فرماى ایشان را وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ (199) و روى گردان و فرو گذار نادانان.

وَ إِمَّا یَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیْطانِ و هر گه كه بسر بردارا از دیو ترا نزع بسر برداشتنى و سبكسار كردنى فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ فریاد خواه بخداى إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (200) كه او شنوایى است دانا.

إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا ایشان كه گرویدگان ‏اند و آزرم دارندگان از خداى إِذا مَسَّهُمْ كه (1) بایشان رسد طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ دیو گرفتنى از دیو تَذَكَّرُوا حق را یاد كنند و در یاد آرند فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ (201) تا از آن حیرتى كه دیو نمود بیرون آیند و حق بینند و با صواب آیند.

وَ إِخْوانُهُمْ و برادران ایشان یَمُدُّونَهُمْ فِی الغَیِّ ایشان را در گمراهى میكشند و در آن میروانند و میدارند ثُمَّ لا یُقْصِرُونَ (202) و هیچ فرو نایستند.

وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ و هر گه كه پیغامى كه از تو خواهند نیارى، قالُوا میگویند لَوْ لا اجْتَبَیْتَها چرا آخر سر سخن نگزینى و نه آرى قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما یُوحى‏ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی گوى من پى بآن مى‏برم كه پیغام دهند بمن از خداى من هذا بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ این نامه دیده ‏وریها است از خداوند شما وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ و راهنمونى و بخشایشى لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (203) ایشان را كه میگروند بآن.

وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ و هر گه كه قرآن خوانند فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا خاموش ایستید و گوش بآن دارید لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (204) تا مگر بر شما ببخشایند.

وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِی نَفْسِكَ خداوند خویش را یاد كن در دل خویش تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً بزارى و بیم وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ و یاد كن خداوند خویش بآوازى فروتر از بانگ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ ببامدادها و شبانگاهها وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِینَ (205) و نگر از غافلان نباشى.

إِنَّ الَّذِینَ عِنْدَ رَبِّكَ ایشان كه بنزدیك خداوند تواند لا یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ گردن نمیكشند از بندگى كردن او را وَ یُسَبِّحُونَهُ و مى‏ستایند بپاكى و بى‏عیبى او را وَ لَهُ یَسْجُدُونَ (206) و وى را یگانه سجود مى‏كنند.
................
1 یعنى چون.



النوبة الثانیة
قوله تعالى: خُذِ الْعَفْوَ
علماء دین و ائمّة شرع متفق‏ اند كه در قرآن آیتى نیست مكارم الاخلاق را جامع‏تر ازین آیت.
آن روز كه این آیت فرو آمد مصطفى (ص) گفت: « یا جبرئیل! ما هذا»؟
قال: لا ادرى حتى اسأل.
فذهب ثمّ رجع، فقال: یا محمّد! انّ ربّك یأمرك ان تصل من قطعك، و تعطى من حرمك، و تعفو عمّن ظلمك.

آن گه مصطفى (ص) گفت: « بعثت لیتمّم بى مكارم الاخلاق ».
و فى معناه انشدوا:
مكارم الاخلاق فى ثلاثة
من كملت فیه فذلك الفتى‏
اعطاء من یحرمه، و وصل من
یقطعه، و العفو عمن اعتدى.


 و قال رسول اللَّه (ص):
« اوصانى ربّى بتسع: اوصانى بالاخلاص فى السّرّ و العلانیة، و العدل فى الرّضا و الغضب، و القصد فى الغنى و الفقر، و أن اعفو عمّن ظلمنى، و أصل من حرمنى، و أن یكون صمتى تفكرا، و منطقى ذكرا و نظرى عبرا».

خُذِ الْعَفْوَ قیل هو العفو عن المذنب، اى اترك عقوبته.
باین قول عفو عفو گنهكار است، فرا گذاشتن گناه از وى و عقوبت ناكردن، و این در ابتداء اسلام بود پس بآیت قتال منسوخ شد. و قیل: معناه خذ العفو من اموالهم. اى ما فضل من العیال، و طاب و سهل و أتوك به عفوا بغیر كلفة فخذه، و لا تسئلهم ما وراء ذلك.
من قوله تعالى: یَسْئَلُونَكَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ، و هو منسوخ بآیة الزّكاة.
مجاهد گفت: خُذِ الْعَفْوَ اى ما عفا لك و ظهر و تیسّر من اخلاق الناس، و لا تستقص علیهم، و لا تبحث عنهم.
میگوید: سرسرى فراگیر كار مردمان، و آسان فرارو با ایشان، فرا گذار بر نهان ایشان، و مجوى پوشیده‏ هاى ایشان.

« وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ » اى بالمعروف. و المعروف و العارفة و العرف كل خصلة حمیدة ترضیها العقول، و تطمئنّ الیه النّفوس.
...
چون این آیت فرو آمد مصطفى (ص) گفت: «كیف یا ربّ و الغضب»؟
بار خدایا چون توانم؟ و این غضب را چه كنم كه در سرشت ما است؟
جبرئیل آمد و آیت آورد.
وَ إِمَّا یَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ اى یعتریك و یعرض لك من الشّیطان عارض من وسوسة و فساد و غضب، فَاسْتَعِذْ اى فاستجر، بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ من مكائده، و استغث به.
...
یقول: ان نالك من الشیطان ادنى وسوسة. معنى آیت آنست كه: اگر شیطان ترا خلاف آن گوید و نماید كه ما فرمودیم در این آیت از مكارم الاخلاق، تو وى را دفع كن باستعاذت، بگوى: اعوذ باللّه منه، كه اللَّه شنواست، و از ضمیر تو آگاه و دانا.
...
إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا یعنى المؤمنین، إِذا مَسَّهُمْ اصابهم، «طیف» بى الف قراءت مكى و بصرى و كسایى است. باقى «طائف» خوانند ...

وَ إِخْوانُهُمْ این اخوان شیاطین‏ اند، و «هم» ضمیر مشركان است، و روا باشد كه اخوان مشركان ‏اند، و «هم» ضمیر شیاطین نهند.
یَمُدُّونَهُمْ من المدد، و هو الزّیادة، و من المدّ و هو الجذب. قراءت مدنى یمدونهم بضمّ یا و كسر میم است.

هر چه در قرآن آید از پسند «امددت» گوید، چنان كه أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِینَ، وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ، أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ، و هر چه آید از ذم و ناپسند «مددت» گویند، چنان كه وَ یَمُدُّهُمْ فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ‏.

و در قرآن، اند جاى اللَّه كافران را برادران دیو خواند بمعنى همسازان، و معنى الایة: أنّ الشّیاطین یزیّنون لهم الكفر و المعاصى، و یغرونهم و یعینونهم فى الضّلال و الهلاك. ثُمَّ لا یُقْصِرُونَ لا یقلعون و لا ینتهون. یقال: اقصر یقصر و قصّر یقصّر، اذا كفّ.

وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ یا محمد! یعنى المشركین بِآیَةٍ ممّا اقترحوا علیك.

و قیل: بآیة من القرآن، قالُوا لَوْ لا اجْتَبَیْتَها اى هلّا تقوّلتها من نفسك؟ و اخترعتها من عندك؟ تقول: اجتبیت الشّى‏ء و اخترعته و اختلقته بمعنى. مشركان این بمصطفى از بهر آن میگفتند كه ایشان چنین میگفتند كه: این سخن محمّد از خویشتن میسازد و مینهد، چنان كه جاى دیگر گفت: إِنْ هَذا إِلَّا إِفْكٌ افْتَراهُ، أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ.

حسن گفت: هى الایة من القرآن اذا جاءت كذّبوا بها، و اذا تأخّرت طلبوها استهزاء.
پس ربّ العالمین گفت: یا محمّد! ایشان را جواب ده، گوى:
إِنَّما أَتَّبِعُ ما یُوحى‏ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی، آنچه شما میخواهید نه از قبل منست و نه بخواست من، كه آن ز قبل خدا است و بخواست خدا، تا از اللَّه پیغام بمن نیاید من بشما نگویم.
ربّ العالمین تصدیق وى كرد آنجا كه گفت: وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحى‏.

جاى دیگر گفت: وَ ما هُوَ عَلَى الْغَیْبِ بِضَنِینٍ. هذا بَصائِرُ اى هذا القرآن الّذى اتیت به بصائر مِنْ رَبِّكُمْ بیان ظاهر و برهان واضح، و أى آیة اعظم منه؟ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ.

وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ
این آیت بقول سه گروه از مفسران در سه سبب است:
قومى گفتند: این جواب آنست كه مشركان قریش یكدیگر را گفتند: « لا تسمعوا لهذا القرآن و الغوا فیه » هر گه كه محمّد قرآن خویش را خواندن گیرد، شما در برابر وى شنعت و نابكار گفتن درگیرید، تا بآن خویش وى را باز شكنید. این آیت جواب آنست.

 قومى گفتند: این در نماز آمده، كه مسلمانان در نماز پس رسول خداى با وى قرآن میخواندند بآواز. رسول خدا گفته بود ایشان را: «لا تنازعونى فى القرآن فاذا قرأت فأنصتوا»، و فى روایة: فلا تقرؤا خلفى الا بأم القرآن،
و قومى گویند: این در خطبه است. این قرآن خواندن اندر خطبه خواهد، و از بهر آن خطبه را قرآن خواند كه خطبه بى ‏چیزى از قرآن نه روا است، مردمان را باستماع خطبه فرمود و بخاموشى.
...
عمر بن عبد العزیز گفت: فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا معنى آنست كه هر واعظ كه از خدا و رسول سخن گوید، و خلق را پند دهد، بنیوشید، و گوش بآن دارید، و تا آن مى‏شنوید هیچ سخن مگویید.
ابن مسعود و ابو هریره گفتند: در ابتداء اسلام سخن گفتند در نماز روا بود، چنان كه یكدیگر را سلام میكردند، و جواب مى‏دادند، و یكى میگفت: كم صلّیتم؟ دیگرى جواب مى‏داد كه: صلّینا كذا و كذا. پس این آیت فرو آمد و سخن گفتن در نماز حرام گشت مگر تسبیح و تحمید و دعا و ذكر...

وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِی نَفْسِكَ
ابن عبّاس گفت: ذكر اینجا قراءت است در نماز، فِی نَفْسِكَ اى فى صلوتى الاسرار، الظهر و العصر. وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ یعنى الفجر و العشائین، اى: ارفع الصوت وسطا. وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِینَ بقلبك و لسانك.

 خطاب با مصطفى است، و مراد بآن همه مؤمنان ‏اند.
ایشان را درین آیت بپنج نماز میفرماید، نمازى با خضوع و خشوع و ترك غفلت، هم چنان كه جاى دیگر گفت: أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِی.

و مصطفى (ص) گفت بروایت ابن عباس ازو: «انّ اللَّه تبارك و تعالى یقول: انما اتقبل صلاة من تواضع لعظمتى، و قطع نهاره بذكرى، و كفّف نفسه من الشهوات ابتغاء مرضاتى، و لم یتعاظم على خلقى، و لم یبت مصرّا على خطیئته، یطعم الجائع و یؤوى الغریب، و یرحم الضعیف، و یك سو العارى،فذلك الّذى یضی‏ء نور وجهه كما یضی‏ء نور الشّمس. یدعونى فألبّى، و یسألنى فأعطى. مثله عندى كمثل الفردوس فى الجنان، لا یشتا ثمرها و لا یتغیر حالها».

... معنى غدوّ بامداد كردن بود، امّا اینجا مراد بامداد است، چنان كه گفت: فالِقُ الْإِصْباحِ اصباح بامداد كردن بود، و مراد بامداد است، و در قرآن جایها تنزیل گفت بمعنى منزل، همچنین مراد باین غدو غدوات است.

إِنَّ الَّذِینَ عِنْدَ رَبِّكَ یعنى الملائكة فى السّماء. و عند للقربة و الزّلفة لا یَسْتَكْبِرُونَ اى لا یتعظّمون عَنْ عِبادَتِهِ وَ یُسَبِّحُونَهُ ینزّهونه عمّا لا یلیق به، و یقولون سبحان اللَّه. و قیل: یسبّحونه یصلّون له، من السّبحة و هى الصّلاة.

این آیت آن گه فرو آمد كه كافران گفتند: و ما الرحمن أ نسجد لما تأمرنا؟ سروا زدند و خداى را عزّ و جلّ سجود نكردند، و گردن كشیدند. معنى آنست كه: فریشتگان و مقرّبان ملأ اعلى با منزلت و رتبت و درجه ایشان خداى را مى‏ سجود كنند، و عبادت بى ‏فترت مى‏آرند.

یُسَبِّحُونَهُ ینزّهونه عن السّوء و یذكرونه، وَ لَهُ یَسْجُدُونَ اى: یصلّون.
...
و قال صلّى اللَّه علیه و سلّم: « اكثر من السّجود فانه لا یسجد عبد للَّه سجدة الّا رفعه اللَّه بها درجة، و حطّ بها عنه خطیئة».
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 27 (288)
تفسیر سوره اعراف 28 (289)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)







           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:

تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست
ده صفت کارساز دنیا و آخرت
تفسیر سوره اعراف 28 (289)
تفسیر سوره اعراف 27 (288)
آفرینش آدم
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
زبان بد نشانه نفاق
عید فطر مبارک
امام موسی صدر و پس از عید فطر
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 19 (280)
دعای امام سجاد (ع) براى مرزداران
تفسیر سوره اعراف 18 (279)
تفسیر سوره اعراف 17 (278)
تفسیر سوره اعراف 16 (277)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 14 (275)
تفسیر سوره اعراف 13 (274)
تفسیر سوره اعراف 12 (273)
تفسیر سوره اعراف 11 (272)
اخلاق حکومتی امام علی (ع)
نامه امام علی (ع) به مالک اشتر
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 09 (270)
تفسیر سوره قدر
تفسیر سوره علق
تفسیر سوره اعراف 08 (269)
در وصف حضرت مصطفی (ص)
زینت های الهی را بر مردم حرام نکنید
تفسیر سوره اعراف 07 (268)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
تفسیر سوره اعراف 06 (267)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.