النوبة الاولى / قوله تعالى:
عذاب نتیجه ستم

وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ أُمَّةٌ از قوم موسى گروهى است یَهْدُونَ بِالْحَقِّ كه با راستى میخوانند وَ بِهِ یَعْدِلُونَ (159) و بآن راستى میروند.

وَ قَطَّعْناهُمُ و ایشان را گروه گروه برگسستیم اثْنَتَیْ عَشْرَةَ أَسْباطاً دوازده گروه أُمَماً امّت امّت جوك جوك با پیغامبر پیغامبر وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ و پیغام دادیم بموسى إِذِ اسْتَسْقاهُ قَوْمُهُ آن گه كه آب خواست ازو قوم او أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ كه بعصا این سنگ را میزن فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَیْناً بگشاد از آن دوازده چشمه قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ هر گروهى از ایشان میدانستند كه آبشخور ایشان كدام است وَ ظَلَّلْنا عَلَیْهِمُ الْغَمامَ ایشان را میغ فرستادیم تا سایه كردید بر ایشان وَ أَنْزَلْنا عَلَیْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‏ و فرو فرستادیم بر ایشان ترنجبین و مرغ سلوى كُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ گفتیم میخورید ازین خورشها كه شما را روزى دادیم وَ ما ظَلَمُونا و ستم نه بر ما كردند وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ (160) لكن ایشان ستم بر خویشتن كردند.

وَ إِذْ قِیلَ لَهُمُ اسْكُنُوا هذِهِ الْقَرْیَةَ و ایشان را گفتند كه در زمین بیت المقدس نشینید و آن را مسكن گیرید وَ كُلُوا مِنْها حَیْثُ شِئْتُمْ و میخورید از آن هر جاى كه خواهید وَ قُولُوا حِطَّةٌ و مى‏گویید چون مى ‏درشوید: گناهان ما از ما فرو نه وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً و پشت خم داده از در در روید نَغْفِرْ لَكُمْ خَطِیئاتِكُمْ تا بیامرزیم شما را گناهان شما سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ (161) آرى نیكوكاران را بر پیوس بیفزائیم.

فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ
بدل كردند آن ستمكاران آن سخن كه گفته بودند ایشان را قَوْلًا غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ دیگر گفتند جز از آنكه ایشان گفته بودند، فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ فرو گشادیم بر ایشان از آسمان عذابى بِما كانُوا یَظْلِمُونَ (162) بآن ستم كه كردند.

وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَةِ و پرس ایشان را از آن شهر الَّتِی كانَتْ حاضِرَةَ الْبَحْرِ بنزدیك دریا إِذْ یَعْدُونَ فِی السَّبْتِ كه از اندازه در میگذشتند و بشنبه كسب میكردند إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتانُهُمْ كه بایشان میآمد ماهیان ایشان یَوْمَ سَبْتِهِمْ آن روز كه شنبه میكردند شُرَّعاً در آب بر روى آب روان هموار وَ یَوْمَ لا یَسْبِتُونَ لا تَأْتِیهِمْ و آن روز كه شنبه نكردندى ماهى نیامدى بایشان كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ ایشان را چنان مى ‏آزمودیم بِما كانُوا یَفْسُقُونَ (163) بآنكه قومى فاسق بودند و از طاعت دارى بیرون.

وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ گروهى گفتند از ایشان: لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً چرا مى ‏پند دهید قومى را اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ كه اللَّه ایشان را هلاك میخواهد كه كند أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِیداً یا میخواهد كه ایشان را عذاب كند عذابى سخت قالُوا جواب دادند و گفتند: مَعْذِرَةً إِلى‏ رَبِّكُمْ عذر ما است بنزدیك خدا در كار ایشان وَ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ (164) و تا مگر هم ایشان بپرهیزند.

فَلَمَّا نَسُوا چون بگذاشتند ما ذُكِّرُوا بِهِ پند گرفتن بآن پند كه ایشان را دادند أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ رهانیدیم ایشان را كه مى ‏باز زدندى از بدى وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا و فرا گرفتیم ایشان را كه بر خویشتن ستم كردند بِعَذابٍ بَئِیسٍ بعذابى سخت بِما كانُوا یَفْسُقُونَ (165) بآن كه قومى فاسق بودند.

فَلَمَّا عَتَوْا چون ناپاكى كردند و گردن كشیدند عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ از آنچه ایشان را باز زدند از آن قُلْنا لَهُمْ ایشان را گفتیم كُونُوا قِرَدَةً كپیان گردید خاسِئِینَ (166) خوار و بى‏عذر و بى‏ سخن و نومید.

وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ و آگاهى بداد خداوند تو لَیَبْعَثَنَّ عَلَیْهِمْ كه بر جهودان مى ‏انگیزاند إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَةِ تا بروز رستاخیز پیوسته مَنْ یَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذابِ كسى كه ایشان را مى ‏رنجاند و عذاب مى ‏چشاند إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِیعُ الْعِقابِ خداوند تو زود توان است عقوبت كردن را وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ (167) و آمرزگار و بخشاینده است تائب را.

وَ قَطَّعْناهُمْ فِی الْأَرْضِ أُمَماً و ایشان را پاره پاره كردیم در زمین پركنده گروه گروه مِنْهُمُ الصَّالِحُونَ هست از ایشان كه مسلمان‏ اند و نیكان وَ مِنْهُمْ دُونَ ذلِكَ و هست از ایشان كه فرود از آن ‏اند و جز از آن وَ بَلَوْناهُمْ و بیازمودیم ایشان را بِالْحَسَناتِ وَ السَّیِّئاتِ بنیكیها و بدیها لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (168) تا مگر باز آیند بتوبه.

فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ از پس در رسید ایشان را پس آمدگان بد وَرِثُوا الْكِتابَ تورات و علم آن میراث بردند از پیشینیان یَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى‏ عرض این جهان میگیرند بآن علم وَ یَقُولُونَ سَیُغْفَرُ لَنا و با اینهمه میگویند كه خداوند ما ما را بخواهد آمرزید وَ إِنْ یَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ و اگر آید بایشان عرض هم چنان از حرام یَأْخُذُوهُ میگیرند آن را. أَ لَمْ یُؤْخَذْ عَلَیْهِمْ مِیثاقُ الْكِتابِ نه پیمان در نامه من بر ایشان گرفته ‏اند أَنْ لا یَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ كه بر اللَّه جز راست نگویند وَ دَرَسُوا ما فِیهِ و آنچه در تورات است خوانده ‏اند و دانسته وَ الدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ و سراى آخرت به لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ ایشان را كه از خشم و عذاب من مى‏ پرهیزند أَ فَلا تَعْقِلُونَ (169) درنمى‏یاوند؟!.

وَ الَّذِینَ یُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ و ایشان كه دست در كتاب زدند وَ أَقامُوا الصَّلاةَ و نماز بپاى داشتند إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ (170) ما ضایع نكنیم مرد نیكوكاران.

وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ و یاد كن بر ایشان آن گه كه ما كوه بگسستیم و بهوا بردیم و در هوا پهن باز داشتیم بالاى ایشان كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ گویى راست چترى بود وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ بدانستند كه اگر تورات نپذیرند آن بر سر ایشان فرو افتد خُذُوا ما آتَیْناكُمْ بِقُوَّةٍ بستانید این كتاب كه بشما دادیم بقوة وَ اذْكُرُوا ما فِیهِ و یاد كنید آنچه در آن است لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (171) تا مگر پرهیزیده آئید.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ
و هى الفرقة الناجیة من الاحدى و سبعین، و ذلك فیما

روى انّ النّبیّ (ص) قال: « تفرّقت امّة موسى على احدى و سبعین ملة، سبعون منها فى النّار و واحدة فى الجنة »، و كان على بن ابى طالب (ع) اذا حدّث بهذا الحدیث قرأ: وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ.
این همان قوم‏ اند كه آنجا گفت: مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ،...قول سدى و ابن جریج و جماعتى مفسران آنست كه: این قومى ‏اند كه مسكن ایشان سوى مغرب است از اقلیم صین برگذشته. روى بقبله اهل اسلام دارند، و مسلمانان اند، و از قوم موسى ‏اند از بنى اسرائیل.

رسول خدا شب معراج ایشان را دیده و با ایشان سخن گفته.
جبرئیل گفت ایشان را: هل تعرفون من تكلمون؟ هیچ میدانید كه با كه سخن مى‏گویید؟
ایشان گفتند: نمیدانیم.
جبرئیل گفت: هذا محمد النبى الامّىّ، فآمنوا به.
پس ایشان گفتند: یا رسول اللَّه! موسى ما را وصیت كرده كه هر كه از ما بتو در رسد سلام موسى برساند.
مصطفى (ص) گفت: «على موسى و علیكم السلام».

آن گه ده سورة از قرآن بر ایشان خواند، از آن سورتها كه به ابتداء اسلام بمكه فرو آمد، و آنكه از احكام و شرائع فریضه نماز و زكاة آمده بود ایشان را فرمود، تا هر دو بپا میدارند، و بر آن باشند.

و سبب افتادن ایشان بآن جایگه آن بود كه بنى اسرائیل پیغامبران را میكشتند، و این یك سبط بودند از جمله دوازده سبط، و طاقت دیدن آن نداشتند، و بر فعل ایشان منكر بودند. از ایشان بیزارى كردند، برگشتند و دعا كردند، تا رب العزّة میان این قوم و بنى اسرائیل جدایى افكند. ربّ العالمین در زیر زمین راهى بر ایشان گشاده كرد، تا در آن راه برفتند، و بدیار مغرب بیرون آمدند، و آنجا مسكن گرفتند.

وَ قَطَّعْناهُمُ یعنى: بنى یعقوب من بنى الاثنى عشر. و الاسباط فى بنى اسرائیل كالقبائل فى بنى اسماعیل.
و اشتقاق سبط از سبط است، نام درختى كه شتران را علف است، و همچنین قبیله نام درختى است، یعنى كه اسماعیل و اسحاق چون اصل درخت ‏اند، و اولاد چون اغصان.
...
وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ إِذِ اسْتَسْقاهُ قَوْمُهُ فى التیه أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ كان للحجر اربعة اوجه، لكلّ وجه ثلاث اعین، لكل سبط عین لا یخالطهم سواهم.
فَانْبَجَسَتْ اینجا در سخن اختصار است، یعنى فضرب موسى بعصاه الحجر فانبجست، اى فانصبّت و انفجرت، الّا ان الانفجار اوسع من الانبجاس فى فیضان الماء.
تفسیر این در سورة البقره رفت، الى قوله: نَغْفِرْ لَكُمْ
مدنى و شامى و یعقوب تغفر بتاء مضمومه و فتح فا خوانند، باقى بنون مفتوحه و كسر فا خوانند. خطایاكم بى ‏همز و بى تا قراءت ابو عمرو است «خطیئتكم» برفع تا بى‏الف قراءت شامى است. «خطیئاتكم» بالف و ضمّ تا قراءت مدنى و یعقوب است. خطیئاتكم بالف و كسر تا قراءت مكى و كوفى است.

فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا الایة مضى تفسیره فى البقرة.

وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَةِ میگوید: پرس ازین جهودان. سؤال توبیخ و تقریع است تا كفر قدیم ایشان بشناسد، و «قریه» ایلة است، قریة بین مدین و الطور، و قیل: هى الطبریة، و قیل: اریحا.

حاضِرَةَ الْبَحْرِ اى عند البحر، شهریست بقرب دریا. میگوید: سلهم عمّا وقع بأهلها. از ایشان پرس كه چه افتاد باهل آن شهر؟ إِذْ یَعْدُونَ فِی السَّبْتِ اى جاوزوا الحقّ یوم السّبت، إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتانُهُمْ جمع حوت است، و هو السّمك، و اضافها الیهم لانّهم ارادوا صیدها، یَوْمَ سَبْتِهِمْ روز شنبه است و اضافت با ایشان از آن است كه ایشان باحكام این روز مخصوص ‏اند، و یوم سبتهم یعنى یوم یسبتون، كه بر عقب گفت: وَ یَوْمَ لا یَسْبِتُونَ. یقال: سبت یسبت سبتا و سبوتا، اذا اعظّم السّبت، و اسبت اذا دخل فى السبت، و قیل: یَوْمَ سَبْتِهِمْ اى یوم راحتهم بترك اعمالهم. كان الكسب یوم السّبت محرما على بنى اسرائیل، و كانوا امروا أن یتفرغوا فیه لعبادة اللَّه. شُرَّعاً اى واردة، و قیل: ظاهرة على الماء، و قیل: رافعة رؤسها، و قیل: متتابعة. وَ یَوْمَ لا یَسْبِتُونَ لا تَأْتِیهِمْ الحیتان.
...
و هم الذین قال تعالى: وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً یعنى: قالوا للفرقة الناهیة لا موهم على موعظة قوم یعلمون انهم غیر مقلعین.
میگوید: جمله آن قوم سه گروه بودند:
یك گروه گنهكاران، و یك گروه ناهیان كه پند میدادند، و یك گروه كه فرا پند دهان
میگفتند: لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ؟
فرقه ناهیه جواب دادند: مَعْذِرَةً إِلى‏ رَبِّكُمْ یعنى معذرة لنا الى ربكم فیه،
ابو عمرو گفت: اى هذه معذرة الى ربكم، و معناه: الامر بالمعروف واجب علینا، فعلینا موعظتهم و نصحهم حتى یكون لنا عذرا عند ربّكم ان لم ینتهوا. قراءة حفص از عاصم «معذرة» بنصب است، اى: نعظهم معذرة الى ربّكم، اى من اجل ذلك، كما قال: «حذر الموت» اى من اجله، و قیل: نعتذر معذرة اى اعتذارا الى ربّكم.

وَ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ این اعذار همانست كه آنجا گفت: فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِی الْأَرْضِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّنْ أَنْجَیْنا مِنْهُمْ.
درین هر دو آیت مصداق سخن مصطفى است كه گفت: «ما من قوم یعمل بین ظهرانیهم بمعاصى اللَّه فلم یغیروا الا عمّهم اللَّه بعذاب».

و هم مصداق اینست آنجا كه گفت: «كانوا لا یتناهون عن منكر فعلوه»، لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ الایة.

فَلَمَّا نَسُوا یعنى تركوا، و النّسیان فى اللغة الترك، «ما ذُكِّرُوا بِهِ» اى: ما وعظوا به من العذاب على صید الحیتان، أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ اى عن العذاب الشدید، فیكون «عن» متّصلا بأنجینا، و یحتمل ان یكون متّصلا ینهون اى عن المعصیة.

وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا اى صادوا فى السّبت و خالفوا امر اللَّه، بِعَذابٍ بَئِیسٍ: شدید. مدنى و شامى بیس بوزن بیر خوانند. ابن عامر بئیس مهموز خواند. ابو بكر بئیس بر وزن فیعل خواند. باقى بئیس بر وزن فعیل، یقال بؤس یبؤس بأسا، اذا اشتدّ، و البأس الشدة. بِعَذابٍ بَئِیسٍ اى وجیع شدید، و هو أنهم صاروا قردة.
...
فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ استكبروا و مردوا على المعصیة، قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ مبعّدین مطرودین. قال بعضهم: خوطبوا بهذا القول، فیكون ابلغ فى النازلة، و قال بعضهم: صیّروا قردة، و هذه القصة ذكرناها مشروحة فى سورة البقرة.

وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ اى: آذن، و معناه: اعلم.
تفعل و أفعل بیك معنى آید، چون توعّده و أوعده. ترضّاه و أرضاه، تیقنه و أیقنه، و قیل: تأذّن امر من الاذن، و قیل: حكم، و قیل اخبر، و قیل: وعد، و قیل: حلف. لَیَبْعَثَنَّ عَلَیْهِمْ إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَةِ
نظم آیت چنین است: لیبعثن علیهم من یسومهم سوء العذاب الى یوم القیمة.
برانگیزاند بر جهودان و برگمارد بر ایشان كسى كه ایشان را رنجاند تا بروز قیامت، و هو محمد (ص) و امته.
یقاتلونهم حتى یسلموا او یعطوا الجزیة.
سعید بن جبیر گفت: هم اهل الكتاب، بعث اللَّه علیهم العرب، یجبونهم الخراج الى یوم القیامة. إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِیعُ الْعِقابِ لمن استحق تعجیله، وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ للمؤمنین رَحِیمٌ بهم.

وَ قَطَّعْناهُمْ فِی الْأَرْضِ أُمَماً بنى اسرائیل را در زمین پركنده گردیم گروه گروه، یعنى نژادانژاد، و جوك جوك، و این از آن است كه ایشان یك قوم بودند یك جوك در یك اقلیم.
اول بمصر، باز به بیت المقدس و بنواحى مدینه، اكنون پراكنده ‏اند و گسسته در جهان،
و قیل: جعلناهم على ادیان مختلفة. مِنْهُمُ الصَّالِحُونَ یعنى من آمن منهم بعیسى و محمد علیهما الصلاة و السلام، وَ مِنْهُمْ دُونَ ذلِكَ یعنى الكفار، و قیل: منهم الصالحون الذین رآهم رسول اللَّه (ص) لیلة المعراج، وَ مِنْهُمْ دُونَ ذلِكَ، اى عاصون مفسدون.
وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّیِّئاتِ و ایشان را بیازمودیم بشادیها و غمها، به نیكها و بدها.
امّا حسنات آنست كه:
« وَ إِذْ فَرَقْنا»، « وَ ظَلَّلْنا»، « وَ أَنْزَلْنا»، « وَ جاوَزْنا»، « فأنجینا»، و سیئات چون حبس ایشان در تیه چهل سال، و قتل نفس توبه را از عبادت گوساله و جز از آن. لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ كى یتذكروا و یعودوا الى الطاعة.

فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ قوم سوء. اشتقاقه من خلف اللّبن اذا طال مكثه فى السقاء، فتغیر، و منه الخلوف.
این خلف جهودان ایّام مصطفى ‏اند و هر كه پس ایشان آمد، تورات میراث بردند از پیشینان.

یَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى‏
ادنى تذكیر دنیا است، یعنى: عرض هذه الدّنیا، و العرض ما یعرض لك من منافع الدنیا، او تعرض لك الحاجة الیه، و قیل العرض بفتح الرّاء متاع الدّنیا اجمع، و باسكان الراء ما كان من المال سوى الدراهم و الدّنانیر،
میگوید: عرض این جهانى میگیرند بآن علم، یعنى میفروشند و بها مى ‏ستانند، و در سورتهاى پیش بچند جایگه شرح این اشتراء رفت وَ یَقُولُونَ سَیُغْفَرُ لَنا و ان لم نستغفر.

این تمنى محال است، چنان كه جاى دیگر گفتند: لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى‏،
و گفتند: نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ، لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَیَّاماً مَعْدُودَةً. وَ إِنْ یَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ یَأْخُذُوهُ اى: و لو اوتوا عرضا مثل العرض الّذى كفروا من اجله بمحمّد، لیكفروا بموسى لكفروا به ارتشوا من سادتهم فكفروا بمحمد، و لو رشوا لیكفروا بموسى لكفروا. و قیل: ان یأت یهود یثرب الّذین كانوا فى عهد رسول اللَّه (ص) عرض من الدّنیا مثله یأخذوه كما اخذ اسلافهم، و قیل: ان یأتهم عرض مثله من الحرام یأخذوه، اى هم مصرون على الذّنب، و لا یشبعهم شى‏ء.

أَ لَمْ یُؤْخَذْ عَلَیْهِمْ مِیثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا یَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ

این همانست كه گفت: وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ، پیمان گرفتند بر ایشان كه بر خدا دروغ و باطل نگویند، و باطل گفتند آنچه گفتند: « سَیُغْفَرُ لَنا»، اذ لیس فى التوراة میعاد المغفرة مع الاصرار،

و گفته ‏اند: أَ لَمْ یُؤْخَذْ استفهام است بمعنى تقریر، اى: امروا ان لا یصفوا الحق الا بنعت الجلال و استحقاق صفات الكمال، و ان لا یتحكموا علیه بما لم یأت منه خبر، و لم یشهد بصحّته برهان و لا نظر. وَ دَرَسُوا ما فِیهِ اى و قرءوا ما فى الكتاب، اى لم یفعلوا عن جهل. وَ الدَّارُ الْآخِرَةُ الجنة خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ الشرك و المعصیة، أَ فَلا تَعْقِلُونَ انّها خیر من العرض الادنى.

وَ الَّذِینَ یُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ اى التوراة، و یحتمل القرآن.
ابو بكر از عاصم یُمَسِّكُونَ بتخفیف خواند. باقى بتشدید خوانند، و هما فى المعنى واحد، اى: یتمسّكون به فیعلمون بما فیه، عبد اللَّه سلام است و اصحاب وى كه در كتاب تحریف و تبدیل نیاوردند، و شرایع و احكام آن پذیرفتند، و بپاى داشتند. عطا گفت: امّت محمداند.

وَ أَقامُوا الصَّلاةَ الّتى شرعها محمد (ص).
إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ یعنى منهم، كقوله: إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا اى اجر من احسن منهم عملا. و المصلح المقیم على الایمان المؤدى فرایضه اعتقادا و عملا، لانّ من كان غیر مؤمن و أصلح فأجره ساقط.
و قیل: المصلحون هم الّذین یمسكون، و الخبر فیه محذوف، و معناه: نعطیهم اجورهم إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ.

وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ النتق فى اللغة یكون قلعا و یكون رفعا، و یكون بسطا، و كل ذلك قد كان من اللَّه عز و جل یومئذ بذلك الجبل، قلعه جبرئیل و رفعه و بسطه فى الهواء فوقهم.

میگوید: یاد كن برین جهودان كه ما كوه بركندیم، یعنى جبرئیل را فرمودیم تا از بیخ بركند و در هوا برد و بر سر ایشان پهن بداشت، كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ اى سقیفة، و هى كل ما اظلّك، وَ ظَنُّوا ایقنوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ أن خالفوا.
« خُذُوا اى، قلنا لهم خُذُوا ما آتَیْناكُمْ بِقُوَّةٍ »
گفتیم بستانید این كتاب را، یعنى جبرئیل گفت ایشان را كه این كتاب بستانید و بپذیرید بجهد و قوت و قدرت كه دارید بگرفتن و پذیرفتن آن، وَ اذْكُرُوا ما فِیهِ اى اعملوا بما فیه و لا تنسوه، لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ لكى تتّقوا النّار، و سبق شرحه فى سورة البقرة.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 27 (288)
تفسیر سوره اعراف 28 (289)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)






           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست
ده صفت کارساز دنیا و آخرت
تفسیر سوره اعراف 28 (289)
تفسیر سوره اعراف 27 (288)
آفرینش آدم
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
زبان بد نشانه نفاق
عید فطر مبارک
امام موسی صدر و پس از عید فطر
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 19 (280)
دعای امام سجاد (ع) براى مرزداران
تفسیر سوره اعراف 18 (279)
تفسیر سوره اعراف 17 (278)
تفسیر سوره اعراف 16 (277)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 14 (275)
تفسیر سوره اعراف 13 (274)
تفسیر سوره اعراف 12 (273)
تفسیر سوره اعراف 11 (272)
اخلاق حکومتی امام علی (ع)
نامه امام علی (ع) به مالک اشتر
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 09 (270)
تفسیر سوره قدر
تفسیر سوره علق
تفسیر سوره اعراف 08 (269)
در وصف حضرت مصطفی (ص)
زینت های الهی را بر مردم حرام نکنید
تفسیر سوره اعراف 07 (268)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
تفسیر سوره اعراف 06 (267)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره انعام 37 (261)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 35 (259)
تفسیر سوره انعام 34 (258)
تفسیر سوره انعام 33 (257)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.