النوبة الاولى / قوله تعالى:
فرمانروای کل عالم الله است

وَ اخْتارَ مُوسى‏ قَوْمَهُ
برگزید موسى از قوم خود سَبْعِینَ رَجُلًا هفتاد مرد لِمِیقاتِنا هنگامى را كه نامزد كرده بودیم فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ چون زلزله و صیحه جبرئیل ایشان را گرفت و مردند قالَ رَبِّ موسى گفت خداوند من! لَوْ شِئْتَ اگر خواستى تو أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ ایشان را در خانه‏ ها هلاك كردى پیش از این، وَ إِیَّایَ و مرا با ایشان أَ تُهْلِكُنا مى هلاك كنى ما را بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا بآنچه نادانى چند كردند از ما إِنْ هِیَ إِلَّا فِتْنَتُكَ نیست این بودنیها كه مى‏بود مگر آزمایش تو تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ گمراه كنى بآن او را كه خواهى وَ تَهْدِی مَنْ تَشاءُ و راه نمایى بآن او را كه خواهى أَنْتَ وَلِیُّنا خداوند مایى مهربان و یار مایى فَاغْفِرْ لَنا بیامرز ما را وَ ارْحَمْنا و ببخشاى بر ما وَ أَنْتَ خَیْرُ الْغافِرِینَ (155) و تو بهتر آمرزگارانى.

وَ اكْتُبْ لَنا و بنویس ما را و واجب كن فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةً درین گیتى نیكویى وَ فِی الْآخِرَةِ و در آن گیتى هم إِنَّا هُدْنا إِلَیْكَ ما بتو باز گشتیم و بر تو باز آمدیم قالَ خداوند گفت: عَذابِی أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ عذاب من آنست كه مى‏رسانم آن بآنكه خود خواهم وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْ‏ءٍ و بخشایش من خود رسیده است بهر چیز فَسَأَكْتُبُها فراهم آرم فرداى قیامت آن رحمت و واجب گردانم لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ ایشان را كه از شرك مى‏پرهیزند و از خشم و عذاب من مى‏ پرهیزند وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ و زكاة مال مى‏دهند وَ الَّذِینَ هُمْ بِآیاتِنا یُؤْمِنُونَ (156) و ایشان كه بسخنان میگروند.

الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ ایشان كه پى مى‏برند باین فرستاده النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ پیغامبر امّى نادبیر الَّذِی یَجِدُونَهُ مَكْتُوباً او كه مییابند اهل كتابین مَكْتُوباً نبشته صفت نام وى عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ بنزدیك ایشان در توراة و انجیل یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ایشان را میفرماید بمعروف وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ مى ‏باز زند ایشان را از منكر وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ و حلال و گشاده میكند ایشان را پاكیها وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ و حرام و بسته میكند بر ایشان پلیدیها وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ و از ایشان فرو مینهد از آن بارهاى گران وَ الْأَغْلالَ الَّتِی كانَتْ عَلَیْهِمْ و آن غلّها و كارهاى سخت كه بر بنى اسرائیل بود پیش ازین (1) فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ ایشان كه بگرویدند باو وَ عَزَّرُوهُ و آزرم دارند او را و بزرگ وَ نَصَرُوهُ و یارى دهند او را وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ و پى برند بآن نور كه فرو آمد با او أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (157) پیروز آمدگان ایشانند.

قُلْ بگوى رسول من! یا أَیُّهَا النَّاسُ اى مردمان! إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكُمْ جَمِیعاً من فرستاده خداام بشما همگان الَّذِی لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فرستاده آن خدایى كه او راست پادشاهى آسمان و زمین لا إِلهَ إِلَّا هُوَ نیست خدایى مگر او یُحیِی وَ یُمِیتُ مرده را زنده میكند و زنده را مى ‏میراند فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ بگروید بخداى و برسول او النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ پیغامبر امّى الَّذِی یُؤْمِنُ بِاللَّهِ او كه بگرویده است بخداى وَ كَلِماتِهِ و بسخنان وى وَ اتَّبِعُوهُ و بر پى او ایستید لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (158) مگر بر راه راست مانید.

.....
1 الف: پیش فا.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ اخْتارَ مُوسى‏ قَوْمَهُ
این نصب میم در قوم خواهى بنزع خافض نه، یعنى: من قومه، فحذف «من»، كقول الفرزدق:
و منّا الّذى اختیر الرّجال سماحة
وجودا اذا هبّ الرّیاح الزّعازع‏
و خواهى كنایت نه از مختاران، و سبعین بدل آن. میگوید:
برگزید موسى عمران از قوم خویش هفتاد مرد، و آن آن بود كه موسى چون با قوم خویش آمد و گفت: كلّمنى ربّى، طائفه ‏اى از ایشان گفتند: لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً، فیكلّمنا جهارا و یشهد لك بتكلمه ایّاك.
موسى ازین گفت ایشان بحق نالید.
ربّ العزّة گفت: اى موسى! از ایشان هفتاد مرد برگزین كه خیار ایشان باشند تا بطور آیند، و سخن ما بشنوند، و وعده ‏اى بر آن نهادند كه كى روند.
پس موسى هفتاد مرد برگزید، و با خویشتن به طور برد، و هارون با وى، و یوشع بن نون را بر بنى اسرائیل گماشت، و خلیفه خود كرد، تا باز آید.
پس چون بطور رسیدند، موسى بفرمان حق بر كوه شد، و میغ گرد كوه درگرفت، چنان كه موسى ناپدید شد، و موسى هر گه كه با حق سخن گفتى، نور بر پیشانى وى افتادى، چنان كه هیچ كس طاقت آن نداشتى كه در وى نگرستى. چون حق جل جلاله با موسى در سخن آمد، ایشان همه بسجود افتادند، و مى ‏شنیدند كلام حق كه با موسى میگفت، و امر و نهى كه مى‏فرمود كه این كن و آن مكن.
پس چون فارغ گشت، آن میغ از سر وى باز شد، و موسى پیش ایشان باز آمد، گفتند: « یا مُوسى‏ لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً». فصاح بهم جبرئیل، فموّتوا عن آخرهم ثمّ احیاهم اللَّه.
گفته‏ اند كه: این هفتاد مرد بسن بالاى بیست سال بودند، و بچهل سال برنگذشته، از آنكه هر چه كم از بیست سال بود هنوز با وى جهل صبى بود و نقص كودكى، و هر چه بالاى چهل است با وى ضعف پیرى بود و نقصان عقل.
كلبى گفت: از آن هفتاد، شصت مرد پیر بودند و بیش از آن پیر بدست نمى‏ آمد. ربّ العزّة وحى كرد بموسى كه ده جوان برگزین از ایشان. موسى ده جوان برگزید، بامداد كه برخاستند همه پیران بودند،
و گفته ‏اند كه: از هر سبطى شش كس برگزیدند، جمله هفتاد و دو بودند. موسى گفت: هفتاد مرد مرا فرموده ‏اند دو كس بجاى مانید، تا هفتاد راست شود، هیچ كس رغبت نكرد كه از ایشان واپس بود و بماند، و باین معنى خلاف كردند و جدال در گرفتند.

موسى گفت: هر آن كس كه نشیند بفرمان و نیاید، ثواب وى هم چندان است كه آید و موافقت كند.
كالب بن یوفنا و یوشع بن نون هر دو بیستادند و نرفتند، و موسى ایشان را فرمود كه روزه دارید، و پاك شوید، و غسل كنید، و جامه ‏ها بشوئید. پس ایشان را بفرمان حق بر آن وعده‏ اى كه از حق یافته بود بطور سینا برد.
اینست كه رب العالمین گفت: وَ اخْتارَ مُوسى‏ قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلًا لِمِیقاتِنا.

ابن عباس گفت: آن هفتاد مرد كه بمیقات اول رفتند و گفتند: لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً دیگراند، و این هفتاد مرد أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ دیگر.

روایت كنند از على بن ابى طالب (ع) ، قال: « انما اخذتهم الرجفة من اجل دعویهم على موسى قتل هارون، و ذلك أن موسى و هارون و شبر و شبیر ابنى هارون انطلقوا الى سفح جبل، فنام هارون على سریر، فتوفاه اللَّه، فلمّا مات دفنه موسى، فلمّا رجع موسى الى بنى اسرائیل قالوا این هارون؟ قال: توفاه اللَّه. فقالوا له: بل انت قتلته حسدا على خلقه و لینه. قال: فاختاروا من شئتم. فاختاروا منهم سبعین رجلا، و ذهب بهم، فلمّا انتهوا الى القبر، قالوا: یا هارون! قتلت ام مت؟! فقال هارون: ما قتلنى احد، و لكن توفانى اللَّه، فقالوا: یا موسى! لن تعصى بعد الیوم. « فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ » و هى الموت، و قیل الزلزلة. و قیل النار، و هى الصاعقة. فقال موسى: یا رب! ما اقول لبنى اسرائیل اذا رجعت الیهم؟ یقولون انت قتلتهم. فأحیاهم اللَّه و جعلهم انبیاء.

و عن على بن ابى طالب (ع) قال: قال رسول اللَّه (ص): « اذا كان یوم الجمعة نزل امین اللَّه جبرئیل الى المسجد الحرام فركز لواه بالمسجد الحرام، و غدا سائر الملائكة الى المساجد الّتى یجمع فیها یوم الجمعة، فركزوا الویتهم و رایاتهم بأبواب المساجد. ثمّ نشروا قراطیس من فضّة و أقلاما من ذهب، ثم كتبوا الاول فالاول من بكر الى الجمعة. فاذا بلغ من فى المسجد سبعین رجلا قد بكروا طووا القراطیس، فكان اولئك السبعون كالذین هم اختارهم موسى من قومه، و الّذین
اختارهم موسى من قومه كانوا انبیاء».
و عن انس، قال: قال رسول اللَّه (ص): «اذا راح منّا الى الجمعة سبعون رجلا كانوا كسبعین من قوم موسى، الذین وفدوا الى ربّهم او أفضل».
قتاده گفت: أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ لانّهم لم یزایلوا فوقهم حین عبدوا العجل، و لم یأمروهم بالمعروف و لم ینهوهم عن المنكر. ابن عباس گفت: اختارهم موسى لیدعوا ربهم، فكان فیما دعوا ان قالوا: اللّهم اعطنا ما لم تعط احدا بعدنا، فكره اللَّه ذلك من دعائهم.
أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ گفته‏اند كه «لو» بمعنى لیت است. میگوید: كاشكى چنان خواستى تو كه ایشان را و مرا بیكبار در خانه هلاك كردى.
سخنى ضجرانه است. موسى به تنگدلى همى گفت. و قیل: لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ اى قبل خروجنا للمیقات، فكان بنو اسرائیل یعاینون ذلك و لا یتهمونى.
...
 أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ
مِنَّا فراء گفت: ایشان در آن رجفه بنمردند، و رجفه نه مرگ است بلكه زلزله است در زمین، و رعده و قلقله در تن، یعنى كه از آن هیبت و از آن بیم لرزه بر اندام ایشان افتاد، و نزدیك بود كه مفاصل ایشان از هم جدا گشتى. موسى چون ایشان را چنان دید بر ایشان رحمت كرد، و از بیم مرگ ایشان برخاست، و گریستن درگرفت، و همى نالید، و دعا همى كرد و همى گفت: أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا؟!

این استفهام بمعنى دعا است، اى: لا تهلكنا بما فعل السفهاء منّا.
ما را هلاك مكن بآنچه تنى چند ازین نادانان كردند.
موسى میدانست كه اللَّه تعالى عادلتر از آن است كه كسى را بجنایت دیگرى گیرد، اما این سخن چنان است كه عیسى گفت: إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ الایة.
و قیل: هذا استفهام یتضمن معنى قوله: وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً، و السفهاء هم الّذین عبدوا العجل.

موسى ظن برده بود كه آن عقوبت رجفه كه بایشان رسید از پرستش گوساله بود، و نه چنان بود، كه آن از گفت قوم بود كه گفته بودند: لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً، یا از آن دعاء مكروه كه گفته بودند: اللهم اعطنا ما لم تعط احدا بعدنا. بان یقول «فَعَلَ السُّفَهاءُ» بمعنى قال است.

إِنْ هِیَ إِلَّا فِتْنَتُكَ یعنى ان الكائنات الا اختبارك. نیست این بودنیها كه مى‏بود مگر آزمایش تو، و قیل: تلك الفتنة الّتى وقع فیها السفهاء لم تكن الا اختبارك و ابتلاؤك.

و روا باشد كه «هى» كنایت از عقوبت نهند، یعنى ما هى الا عذابك. تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدِی مَنْ تَشاءُ من سلم منها فهو سعید، و من بقى فیها فهو شقى.
أَنْتَ وَلِیُّنا مدبر امرنا فَاغْفِرْ لَنا ذنوبنا، وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الْغافِرِینَ.

وَ اكْتُبْ لَنا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةً اى: اوجب لنا فى هذه الدّنیا توفیق الطاعة و اسباغ النعمة، وَ فِی الْآخِرَةِ الجنة و الرؤیة و الثواب.
موسى خیر دو جهانى خواست درین آیت.
همانست كه مصطفى (ص) گفت: «سلوا اللَّه الیقین و العافیة».

وصیتى جامع است، خیر دنیا و آخرت در ضمن آن، فان ملاك امر الآخرة الیقین، و ملاك امر الدّنیا العافیة، فكل طاعة لا یقین معها هدر، و كل نعمة لم تصحبها العافیة كدر.
إِنَّا هُدْنا إِلَیْكَ اى تبنا و رجعنا و ملنا الیك. من هاد یهود، اذا مال، و قیل: من التهود فى السیر و هو التمكث.

قالَ عَذابِی اى قال اللَّه: عذابى، أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ یعنى الكفار، وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْ‏ءٍ اى عمّت فى الدنیا الكفّار و المؤمنین، و خص بها المؤمنون فى العقبى، و هذا معنى قوله: فَسَأَكْتُبُها اى فسأوجبها، لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ، فیجب له الثواب للمتقین من اللَّه، و لا یجب لا حد شى‏ء على اللَّه، یجب منه لصدقه فى قوله، و لا یجب علیه شى‏ء لغیره فى ذاته.

 عطیه گفت: وسعت كل شى‏ء لكن لا تجب الا للذین یتقون
میگوید: رحمت وى بهر چیز رسیده است امّا واجب نگشت مگر متقیان را، كه كافران بطفیل مؤمنان در دنیا روزى میخورند، و ببركت مؤمنان بلاها از ایشان مندفع میشود، و فردا در قیامت رحمت همه مؤمنانرا باشد على الخصوص، و ایشان را واجب گردد، و كافر در عذاب بماند، این چنان باشد كه كسى بچراغ دیگرى میرود، و بآن روشنایى منفعت میگیرد، چون صاحب چراغ آن چراغ ببرد طفیلى در ظلمت بماند.
....
و عن سلمان الفارسى، قال: قال رسول اللَّه (ص): « ان اللَّه تعالى خلق مائة رحمة یوم خلق السماوات و الارض، كل رحمة منها طباق ما بین السماء و الارض، فأهبط منها رحمة الى الارض فبها یتراحم الخلائق، و بها تعطف الوالدة على ولدها، و بها یشرب الطیر و الوحوش من الماء، و بها یعیش الخلائق، فاذا كان یوم القیامة انتزعها من خلقه، ثمّ افاض بها على المتقین، و زاد تسعا و تسعین رحمة». ثم قرأ: وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْ‏ءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ اى: أجمعها و أضمّ جزءها المنزل بین الخلق الى التسعة و التسعین جزءا عنده للذین یتقون
«كتب» نزدیك عرب ضم است، و الكتیبة الجیش المتضامة.
قال ابن عباس: فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ. جعلها اللَّه لامة محمد (ص).

و عن ابو سعید الخدرى انّ النّبی (ص) قال: «افتخرت الجنّة و النار، فقالت النّار: یا ربّ! یدخلنى الجبابرة و الملوك و الاشراف، و قال الجنّة: یا ربّ! یدخلنى الفقراء و الضعفاء و المساكین. فقال اللَّه للنار: انت عذابى اصیب بك من اشاء، و قال للجنّة: انت رحمتى وسعت كلّ شى‏ء، و لكلّ واحدة منكما ملؤها».

ابن جریح گفت و بو بكر هذلى كه: چون این آیت فرو آمد كه: وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْ‏ءٍ ابلیس سر برآورد و شادى نمود و نشاط كرد، گفت: انا من ذلك الشی‏ء.
 رب العالمین ابلیس را وا بیرون كرد بآنچه گفت: فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِینَ هُمْ بِآیاتِنا یُؤْمِنُونَ.

جهودان و ترسایان طمع كردند، گفتند: نحن نتّقى و نؤتى الزكاة و نؤمن ربّنا. ربّ العالمین از ایشان بستد و ایشان را محروم كرد به آنچه گفت: الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ امّت محمد را بآن مخصوص كرد، و بایشان داد.
... فقال اللَّه تعالى: فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ الى قوله: «المفلحون»، فجعلها لهذه الامّة. فقال موسى: یا رب! اجعلنى نبیّهم. فقال: نبیّهم منهم.

قال: یا رب! اجعلنى منهم. فقال: انّك لن تدركهم. فقال موسى: یا رب اتیتك بوفد بنى اسرائیل، فجعلت وفادتنا لغیرنا، فأنزل اللَّه: وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ. فرضى موسى، فقال نوف: الا تحمدون ربّا حفظ غیبكم و أجزل لكم سهمكم، و جعل وفادة بنى اسرائیل لكم.

الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ
یعنى محمدا (ص). امّى نادبیر است كه نه خواند و نه نویسد، و كان نبیّنا (ص) امّیّا لا یكتب و لا یقرأ و لا یحسب. قال اللَّه تعالى: وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِیَمِینِكَ، و قال (ص): «انّا امّة امیة لا نكتب و لا نحسب»، و قیل: منسوب الى ام القرى و هى مكّة.
بعضى مفسران گفتند كه: رسول (ص) از دنیا بیرون نشد تا بنوشت.

الَّذِی یَجِدُونَهُ مَكْتُوباً اى: وصفه و اسمه مكتوبا عندهم فى التوراة و الانجیل.
...
و فى الانجیل ان المسیح (ع) قال للحواریّین: انا اذهب و سیأتیكم الفارقلیط روح الخلق الّذى لا یتكلّم من قبل نفسه، انّه یدبّر لجمیع الخلق، و یخبركم بالامور المزمعة و یمدحنى و یشهد لى.

یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ میگوید: این پیغامبر امّى ایشان را باسلام و شریعت و مكارم الاخلاق میفرماید، و از منكر و فساد و مساوى الاخلاق باز میزند.

وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ و آن حلالها كه اهل جاهلیت بر خود حرام كرده بودند چون بحائر و سوائب و وصائل و حوامى، وى حلال و گشاده میگرداند،
و قیل: یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ اى: ما حرم علیهم فى التوراة من لحوم الإبل و شحوم البقر و الغنم، وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ و آنچه خبائث است چون گوشت خوك و مردار و خون و ربا و جمله محرّمات بر ایشان بسته میدارد و حرام میكند، یعنى كه شریعت وى بر این صفت است.

وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِی كانَتْ عَلَیْهِمْ
بر قراءة شامى «آصارهم» على الجمع، عرب مواثیق را اواصر خوانند، یكى از آن اصرة، معنى آنست كه از ایشان فرو نهند آن عهدهاى گران و بارهاى عظیم كه بر بنى اسرائیل بود كه در تورات بایشان فرموده بودند چون قتل نفس در توبه و بریدن اعضاء كه بوى گناه كردند، و جامه كه پلید شد از میان جامه بر آوردن و بریدن، و در قتلها كه كردند قصاص نه دیت و نه عفو.

این تشدیدها باغلال ماننده كرد، یعنى: للزومها كلزوم الغل فى العنق، چنان كه غلّ در گردن آویخته بود، و از آن جدا نبود، این مواثیق و عهود بر ایشان نهاده بودند و لازم كرده، و گفته‏ اند: اغلال اینجا محرّمات ‏اند و مناهى كه بر بنى اسرائیل بود، كه عیسى مریم گفت: وَ لِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِی حُرِّمَ عَلَیْكُمْ من آن را آمده ‏ام كه بعضى از حرام كرده‏ ها بر شما حلال كنم، و این غل همان است كه عجم میگویند دست فلان كس فرو بستند. دست فلان كس بر گردن بسته، یعنى كه او را از تصرف منع كردند، و از مراد محروم، فَالَّذِینَ آمَنُوا من الیهود بِهِ اى بمحمّد وَ عَزَّرُوهُ اى عظّموه وَ نَصَرُوهُ.
و أصل التعزیر المنع، یعنى نصروه بمنعهم كلّ من اراد كیده، وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ اى القرآن. و سمّاه نورا لانّه یبین للنّاس امور دینهم و دنیاهم و آخرتهم و عقباهم، و «مع» یدلّ على البقاء، اى انزل علیه و بقى معه، أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ الظّافرون بالامانى، الباقون فى النعیم.

قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكُمْ جَمِیعاً این خطاب با عرب است، و اهل كتاب و عجم داخل است در جمیع. میگوید: اى جهانیان! من رسول خداام بشما همگان.
قال ابن عباس: بعث اللَّه محمدا الى الاحمر و الاسود، فقال یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكُمْ جَمِیعاً، و قال رسول اللَّه (ص): «بعثت الى النّاس كافة»، و كان النّبی یبعث الى قومه خاصة.

و عن ابى ذر، قال: قال رسول اللَّه (ص): «اعطیت خمسا لم یعطهنّ احد قبلى: نصرت بالرّعب من مسیرة شهر، و جعلت لى الارض مسجدا و طهورا، و احل لى المغنم و لم یحلّ لاحد قبلى، و بعثت الى الاحمر و الاسود، و قیل لى سل تعطه».

الَّذِی لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ اى سلطانها و ما فیها، و تصریف ذلك و تدبیره، لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لا ینبغى ان تكون الالوهیّة و العبادة الا له، دون سائر الانداد و الاوثان. یُحیِی وَ یُمِیتُ یقدر على انشاء خلق كلّ ما یشاء و احیائه و افنائه اذا یشاء.

فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ الَّذِی ینبئ عن اللَّه ما كان و ما یكون. یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ التوراة و الانجیل، و سائر كتب اللَّه، وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ.
...
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 27 (288)
تفسیر سوره اعراف 28 (289)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)





           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست
ده صفت کارساز دنیا و آخرت
تفسیر سوره اعراف 28 (289)
تفسیر سوره اعراف 27 (288)
آفرینش آدم
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
زبان بد نشانه نفاق
عید فطر مبارک
امام موسی صدر و پس از عید فطر
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 19 (280)
دعای امام سجاد (ع) براى مرزداران
تفسیر سوره اعراف 18 (279)
تفسیر سوره اعراف 17 (278)
تفسیر سوره اعراف 16 (277)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 14 (275)
تفسیر سوره اعراف 13 (274)
تفسیر سوره اعراف 12 (273)
تفسیر سوره اعراف 11 (272)
اخلاق حکومتی امام علی (ع)
نامه امام علی (ع) به مالک اشتر
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 09 (270)
تفسیر سوره قدر
تفسیر سوره علق
تفسیر سوره اعراف 08 (269)
در وصف حضرت مصطفی (ص)
زینت های الهی را بر مردم حرام نکنید
تفسیر سوره اعراف 07 (268)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.