النوبة الاولى
توبه و آمرزش

وَ كَتَبْنا لَهُ فِی الْأَلْواحِ
نبشتیم موسى را در تخته‏ها مِنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ مَوْعِظَةً از همه چیزى پندى وَ تَفْصِیلًا لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ و تفصیل دادن هر چیز از حلال و حرام فَخُذْها بِقُوَّةٍ گیر آن را بزور وَ أْمُرْ قَوْمَكَ و فرماى قوم خویش را یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها تا بگیرند بنیكوتر فرمان كه در آن ‏اند سَأُرِیكُمْ دارَ الْفاسِقِینَ (145) آرى نمایم شما را فردا سراى و منزل ایشان كه از فرمان و طاعت بیرون شدند.

سَأَصْرِفُ عَنْ آیاتِیَ آرى باز گردانم از سخنان خویش الَّذِینَ یَتَكَبَّرُونَ فِی الْأَرْضِ ایشان را كه گردن میكشند در زمین بِغَیْرِ الْحَقِّ به بى حق وَ إِنْ یَرَوْا كُلَّ آیَةٍ و اگر بینند هر نشانى كه نمائیم لا یُؤْمِنُوا بِها بنگروند بآن وَ إِنْ یَرَوْا سَبِیلَ الرُّشْدِ و اگر راه راستى بینند لا یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا آن را راه نگیرند وَ إِنْ یَرَوْا سَبِیلَ الغَیِّ و اگر راه بى‏راهى بینند یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا آن را راه گیرند ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآیاتِنا آن بآن است كه ایشان سخنان ما دروغ شمردند وَ كانُوا عَنْها غافِلِینَ (146) و از آن چو ناآگاهان غافل نشستند.

وَ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیاتِنا و ایشان كه سخنان ما دروغ شمردند و بآن دروغ زن گرفتند وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ و بدیدار آخرت كافر شدند حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ تباه گشت كردار ایشان كه درین جهان كردند هَلْ یُجْزَوْنَ إِلَّا ما كانُوا یَعْمَلُونَ (147) و پاداش دهند ایشان را مگر آنچه میكردند؟

وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى‏ و قوم موسى ساختند و كردند مِنْ بَعْدِهِ از پس غائب شدن موسى به طور مِنْ حُلِیِّهِمْ از آن پیرایه ‏هاى ایشان كه از آل فرعون بعاریت خواسته بودند عِجْلًا گوساله ‏اى جَسَداً كالبدى بیجانى لَهُ خُوارٌ بانگى درو أَ لَمْ یَرَوْا أَنَّهُ لا یُكَلِّمُهُمْ نمى ‏بینند كه او با ایشان سخن نمیگوید؟ وَ لا یَهْدِیهِمْ سَبِیلًا و ایشان را بهیچ راه نمى ‏نماید؟ اتَّخَذُوهُ وَ كانُوا ظالِمِینَ (148) بخدایى گرفتند آن را و در آن ستمكار بودند بر خود.

وَ لَمَّا سُقِطَ فِی أَیْدِیهِمْ و چون پشیمان گشتند از پرستیدن گوساله وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا و دیدند كه از راه بیراه گشتند قالُوا گفتند: لَئِنْ لَمْ یَرْحَمْنا رَبُّنا وَ یَغْفِرْ لَنا اگر نبخشاید بر ما خداوند ما و نیامرزد ما را لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ (149) ناچار كه از زیانكاران باشیم و از نو میدان.

وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى‏ إِلى‏ قَوْمِهِ و چون موسى از طور با قوم خویش آمد غَضْبانَ أَسِفاً و وى خشمگین و بغایت اندوهگن قالَ گفت: بِئْسَما خَلَفْتُمُونِی مِنْ بَعْدِی بد خلیفتان بودید مرا از پس غیبت من! أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ دیر آمد شما را وعده‏ اى كه خداوند شما نهاده بود شما را وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ و تخته‏ ها بیفكند وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِیهِ یَجُرُّهُ إِلَیْهِ او را فرا خود كشید موى و محاسن گرفته قالَ گفت: ابْنَ أُمَّ اى پسر مادر من! إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی قوم مرا بیچاره و اندك دیدند و بیچاره گرفتند وَ كادُوا یَقْتُلُونَنِی و كاستندى مرا بكشتندى فَلا تُشْمِتْ بِیَ الْأَعْداءَ دشمنان بمن شاد مكن وَ لا تَجْعَلْنِی مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (150) و مرا در عداد مجرمان منه و با گناهكاران یكسان مكن.

قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِأَخِی گفت: خداوند من! بیامرز مرا و برادر مرا وَ أَدْخِلْنا فِی رَحْمَتِكَ و درآر ما را در بخشایش خویش وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ (151) و تو مهربانتر مهربانانى.

إِنَّ الَّذِینَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ ایشان كه گوساله را خداى گرفتند سَیَنالُهُمْ آرى بایشان رسد غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ خشمى از خداوند ایشان وَ ذِلَّةٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا و خوارى درین جهان وَ كَذلِكَ نَجْزِی الْمُفْتَرِینَ (152) و همچنین پاداش دهیم نو آورندگان را در دین رسول پس مرگ او.

وَ الَّذِینَ عَمِلُوا السَّیِّئاتِ و ایشان كه گناهان كردند ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِها و باز گشتند پس از آن وَ آمَنُوا و بگرویدند إِنَّ رَبَّكَ خداوند تو مِنْ بَعْدِها پس گناهان ایشان لَغَفُورٌ رَحِیمٌ (153) حقّا كه آمرزگار است و بخشاینده‏

وَ لَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ و چون خاموش ایستاد از موسى خشم و بیارامید أَخَذَ الْأَلْواحَ تخته ‏ها برگرفت وَ فِی نُسْخَتِها هُدىً وَ رَحْمَةٌ و در نسخت آن راهنمونى است و بخشایشى لِلَّذِینَ هُمْ لِرَبِّهِمْ یَرْهَبُونَ (154) ایشان را كه از خداوند خویش میترسند.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ كَتَبْنا لَهُ فِی الْأَلْواحِ ...
الواح جمع لوح است، و هو ما یلوح المكتوب فیه فوق غیره. میگویند:
ده بودند این الواح، و بقولى هفت، و باندازه قد و بالاى موسى بودند.
و روى على بن ابى طالب (ع) قال: قال رسول اللَّه (ص): « الالواح الّتى انزلت على موسى كانت من سدرة الجنّة. كان طول اللّوح اثنى عشر ذراعا»
...
حسن گفت درین آیت: وَ كَتَبْنا لَهُ فِی الْأَلْواحِ گفت: این آیت در تورات هزار آیت است، یعنى و اللَّه اعلم كه آنچه درین آیت جمع است از فرائض و فضائل در تورات بهزار آیت جمع است، تا بدانى كه قرآن جوامع الكلم است، چنان كه مصطفى (ص) گفت: «بعثت بجوامع الكلم».
...
قالَ یا مُوسى‏ إِنِّی اصْطَفَیْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِی وَ بِكَلامِی فَخُذْ ما آتَیْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِینَ اى: یجد و محافظة ان تموت على حب محمد.
قال موسى: یا رب و من محمد؟
قال: احمد الذى اثبت اسمه على عرشى من قبل ان اخلق السّماوات و الارض بألفى عام، انّه نبیّى و حبیبى و صفیّى و خیرتى من خلقى، و هو احبّ الىّ من جمیع خلقى، و جمیع ملائكتى.
قال موسى: یا رب! ان كان محمّد احب الیك من جمیع خلقك، فهل خلقت امة اكرم علیك من امتى؟
قال اللَّه: یا موسى! انّ فضل امّة اكرم علیك من امتى؟
قال اللَّه: یا موسى! انّ فضل امّة محمد على سائر خلقى كفضلى على جمیع خلقى.
قال: یا رب! لیتنى رأیتهم،
قال یا موسى! انّك لن تراهم، و لو اردت ان تسمع كلامهم لسمعت.
قال: یا رب! فانى ارید ان اسمع كلامهم.
قال اللَّه تعالى: یا امة محمّد؟ فاجبنا كلّنا من اصلاب آبائنا و ارحام امهاتنا: لبیك، اللّهمّ لبّیك، لبّیك، ان الحمد و النعمة لك، و الملك لا شریك لك.
قال اللَّه تعالى: یا امّة محمد! انّ رحمتى سبقت غضبى، و عفوى عقابى، قد اعطیتكم من قبل ان تسئلونى، و قد اجبتكم من قبل ان تدعونى، و قد غفرت لكم من قبل ان تعصونى. من جاءنى یوم القیامة بشهادة ان لا اله الا اللَّه و انّ محمّدا عبدى و رسولى، دخل الجنة، و ان كانت ذنوبه اكثر من زبد البحر».
...
 وَ كَتَبْنا لَهُ فِی الْأَلْواحِ
میگوید جل جلاله و تقدست اسماؤه: ما بنوشتیم موسى را در آن تخته ‏ها، من كلّ شى‏ء احتاج الیه فى بیان الدین. هر چه موسى را و قوم وى را بدان حاجت بود از كار دین و روشن داشتن راه دین،
مَوْعِظَةً وَ تَفْصِیلًا لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ من الحلال و الحرام و الاوامر و النواهى و القصص و الاخبار و ما كان و سیكون.
و قیل: مِنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ اى من كل مكروه منهاة، و لكلّ حكم تفصیلا، و لكل مندوب بیانا،
یعنى از هر ناشایستى باز زدن، و هر حكمى را تفصیل دادن، و هر چه پسندیده شرع است ایشان را نمودن، و بر ایشان روشن داشتن.

فَخُذْها بِقُوَّةٍ
اى بقوة نفس و تسلیم و اذعان.
اى موسى! بقوت نفس و صحت عزیمت و تن فراكار دادن، و خویش را بحق سپردن، و بر طاعت مواظبت نمودن بگیر این الواح را، و در خود پذیر این احكام را، و كار بند باش. قال: فأعطاه یدا بید.

وَ أْمُرْ قَوْمَكَ یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها
گفته ‏اند كه: احسن ملت است، و المعنى یأخذوا بها، بفرماى قوم خود را تا بگیرند آن را، و در پذیرند، و آن را كار بند باشند. و قیل: بأحسنها، اى: بحسنها، و كلّها حسن، كقوله: أَحْسَنُ مَقِیلًا، و كقوله: « وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ ». ...
زجاج گفت: این هم چنان است كه اللَّه گفت: و لمن انتصر بعد ظلمه فمن عفا و أصلح فأجره على اللَّه و لمن صبر و غفر. قصاص نیكو است اما عفو نیكوتر. انتصار نیكوست، صبر نیكوتر.

سَأُرِیكُمْ دارَ الْفاسِقِینَ
یعنى سأورثكم و أعطیكم ارض مصر.
این دلیل آن كس است كه گفت: ارنى در موضع «هات» است. میگوید: آرى بشما دهم زمین مصر و سراى فرعون و قوم وى، و همچنین كرد رب العزه كه گفت جل جلاله: كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ‏، الى قوله: كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِینَ،
و در سورة الشعراء گفت: فَأَخْرَجْناهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ الى قوله « كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها بَنِی إِسْرائِیلَ».
و گفته‏ اند: « دار» ایدر بمعنى هلاك است، و جمعه ادوار، اى: اریكم هلاك الفاسقین. ...

سَأَصْرِفُ عَنْ آیاتِیَ الَّذِینَ یَتَكَبَّرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ
قومى گفتند: حكم این آیت مخصوص است بر اهل مصر و كسان فرعون ... و ذلك فى قوله تعالى: وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسى‏ تِسْعَ آیاتٍ بَیِّناتٍ، و بیشترین مفسّران بر آنند كه حكم این آیت بر عموم است، و آیات دلائل وحدانیت است در خلق آسمان و زمین.
كافران و مشركان را میگوید بر عموم، كه بر دین حق تكبر آوردند، و از ایمان و اسلام روى گردانیدند، ما در جزاء آن تكبر ایشان را از راه تفكر و اعتبار برگردانیدیم، تا براه هدى راه نبردند، و بدبخت بماندند!

و قیل: سَأَصْرِفُ عَنْ آیاتِیَ، اى: عن فهم خطابى و معرفة كلامى. قال ذو النون: ابى اللَّه ان یكرم البطالین بمكنون حكمة القرآن، و قال سهل: هو أن یحرمهم فهم القرآن و الاهتداء بالرسول (ص).

وَ إِنْ یَرَوْا كُلَّ آیَةٍ اى كل معجزة، لا یُؤْمِنُوا بِها.
هذه كقوله: وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ، وَ إِنْ یَرَوْا سَبِیلَ الرُّشْدِ اى: طریق الهدى و البیان لا یتخذوه طریقة و دینا.
حمزه و كسایى سَبِیلَ الرُّشْدِ بفتح را و شین خوانند باقى بضم راء و سكون شین. سَبِیلَ الرُّشْدِ و رشد و رشد هر دو یكسان است همچون سقم و سقم و حزن و حزن و بخل و بخل. ابو عمر فرق كرد، گفت: الرّشد الصلاح فى الامر، دلیله: فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً، و الرشد الاستقامة فى الدین. حلال زاده را گویند: هذا عن رشدة، و حرام زاده را گویند: هذا عن غیر رشدة. وَ إِنْ یَرَوْا سَبِیلَ الغَیِّ اى: طاعة الشیطان، یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا. غىّ از راه بیفتادن است، غىّ و غوایت یكى است. ذلِكَ بِأَنَّهُمْ اى بسبب أنهم، كَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِینَ غیر ناظرین فیها، و لا یتّعظون بها.

وَ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیاتِنا جحدوا بالایمان وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ الثّواب و العقاب و البعث و الحساب، و قیل: « كذبوا بالآخرة» اى بلقاء اللَّه فى الآخرة، حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ اى بطلت.
هَلْ یُجْزَوْنَ فى العقبى إِلَّا ما كانُوا یَعْمَلُونَ یعنى جزاء ما كانوا یعملون فى الدنیا.

این و نظائر این در قرآن هر جایى كه مقید است كافر راست، چنان كه گفت: وَ هَلْ نُجازِی إِلَّا الْكَفُورَ، مگر جایى كه مبهم است، چنان كه وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‏ الى قوله: « ثُمَّ یُجْزاهُ ».

وَ اتَّخَذَ اى صنع و صاغ قَوْمُ مُوسى‏ یرید السامرى و من اعانه على ذلك و من رضى به و من صدّقه، مِنْ بَعْدِهِ اى من بعد انطلاقه للمیقات و هو العشر الّذى تمّم اللَّه به المیقات، مِنْ حُلِیِّهِمْ بفتح حا و سكون لام و تخفیف یا قراءت یعقوب است بر لفظ واحد، و هو الواحد الحلىّ ككعب و كعوب و فلس و فلوس.
...
در قصه آورده‏ اند كه: بنى اسرائیل از قبطیان پیرایه‏ هاى ایشان بعاریت خواستند روز عید را كه در پیش بود، و این بنى اسرائیل در دست قبطیان همچون اهل جزیت بودند در میان اسلامیان، پس رب العالمین فرعون را و قبطیان را هلاك كرد، و آن پیرایه ‏ها و زرّینه ‏ها در دست بنى اسرائیل بماند، و بر ایشان حرام بود خرج كردن آن.
هارون بفرمود تا ندا كردند، و هر كس كه از آن پیرایه چیزى داشت بیرون داد، و همه بسامرى سپردند، و سامرى زرگر بود، از آن گوساله ‏اى بساخت، جسد بیروح، تمثالى مجوّف، چون ساخته بود از وى یك بانگ بیامد، و نیز هیچ بانگ نكرد.
...
و گفته ‏اند: جسد از جساد است، و هو الزّعفران، یعنى عجلا اصفر له خوار.
قومى گفتند: جسد لحم و دم است، و بانگ در وى ظاهر است، و بعید نیست.
قومى گفتند: تمثالى بود از زر برنگ زر مجوف، و بانگ در وى از روى تلبیس بود و حیلت، و الاول اصح.

أَ لَمْ یَرَوْا نمى ‏بینند این گوساله پرستان أَنَّهُ لا یُكَلِّمُهُمْ كه این گوساله با ایشان سخن نمیگوید؟!
این دلیل است كه خداى ناگویا نبود. وَ لا یَهْدِیهِمْ سَبِیلًا یعنى لا یأمرهم و لا ینهاهم اتَّخَذُوهُ اى عبدوه و اتخذوه الها وَ كانُوا ظالِمِینَ واضعین العبادة غیر موضعها.

وَ لَمَّا سُقِطَ فِی أَیْدِیهِمْ

جمهور مفسّران بر آنند كه این كلمه عبارت است از پشیمانى، و هر چند پشیمانى در دل باشد، اما نسبت آن با دست از آن جهت است كه نسبت ملك و محبوب و مكروه با دست كنند، یقال: فى یده ملك، و فى یده محبوب، و حصل فى یده مكروه،
و گفته ‏اند: هر كس كه از كارى پشیمان شود دست بر سر مى ‏نهد و بر آن تحسر میخورد، از این جهت نسبت ندم باید كرد،
و قیل: انّ الانسان اذا حزبه امر عظیم مسح كفّه بكفّه و حولق.

وَ رَأَوْا این رؤیت بمعنى علم است، اى علموا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا بعبادة العجل.
میگوید: چون موسى از میقات باز آمد، و ایشان را بر آن صفت دید، و خشم راند، و با ایشان سخن درشت گفت، ایشان از آن كرده پشیمان شدند، و بدانستند كه از راه راستى بیفتادند،
گفتند: لَئِنْ لَمْ یَرْحَمْنا رَبُّنا وَ یَغْفِرْ لَنا
حمزه و كسایى ترحمنا و تغفر لنا بتا خوانند، و رَبُّنا بنصب بر معنى دعا، یعنى: یا ربّنا. لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ بالعقوبة و فوت الثواب.

وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى‏ من الطور إِلى‏ قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً اى غضبان حزینا.
اسف غایت خشم است ایدر و آنجا كه گفت: فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ، و غایت اندوه است آنجا كه گفت: « یا أَسَفى‏ عَلى‏ یُوسُفَ ». الآسف و الاسف و الاسیف یكى است.

قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِی مِنْ بَعْدِی اى بئس ما نبتم عنّى و قمتم مقامى بعد انطلاقى! أَ عَجِلْتُمْ اى تركتم أَمْرَ رَبِّكُمْ؟ و قیل تجاوزتم امر ربّكم، و قیل: استبطأتم موعد ربّكم.
موسى چون بمیقات مى‏شد ایشان را وعده داد كه تا چهل روز باز آیم. چون بیست روز برآمد سامرى گفت: بیست روز و بیست شب گذشت، این چهل باشد تمام، و ظن بردند كه موسى خود نمانده است. پس چون موسى و از آمد گفت: ا عجلتم وعد ربّكم الّذى وعدنیه من الاربعین لیلة؟
زجاج گفت: عجلته اى سبقته.
وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ الّتى فیها التوراة غضبا على قومه حین عبدوا العجل.
...
مفسّران گفتند: تورات هفت سبع بود. چون موسى الواح بر زمین زد و بشكست، اثر مكتوب از آنكه بشكست ناپیدا شد. شش سبع از آن برداشتند، و بآسمان باز بردند، و یك سبع بماند، و كان فیما رفع تفصیل كلّ شى‏ء و فیما بقى الهدى و الرّحمة.
...
از بس كه فضائل امّت محمّد شنید از حق جلّ جلاله، الواح بیفكند و گفت: خداوندا مرا از امّت محمّد كن، « وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِیهِ یَجُرُّهُ إِلَیْهِ » اى اخذ بشعر رأسه و لحیته، تقول العرب: فلان حسن الرّأس اى الشعر.
جاى دیگر گفت: تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَ لا بِرَأْسِی .

هارون از موسى بسنّ مهتر بود بسه سال. بنى اسرائیل او را دوست‏تر داشتندى كه لیّن الغضب بود.
خشم بسیار نراندى، و موسى گرم و تیز بود و بسیار خشم، چون باز آمد برادر را بخشم فرا خود كشید، موى گرفته، كه چرا از پس من نیامدى و مرا از حال بنى اسرائیل و فعل ایشان خبر نكردى؟!
همانست كه جاى دیگر گفت: ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَیْتَ أَمْرِی؟!

قالَ ابْنَ أُمَّ
قراءت اهل كوفه ابن ام بكسر میم است و اصله ابن امّى، فحذف یاء الاضافة لأنّ مبنى النّداء على الحذف، و بقیت الكسرة فى المیم لتدلّ على الاضافة، كقوله تعالى: « یا عِبادِ ». باقى بفتح میم خوانند، یعنى: یا ابن امّاه، فحذف الالف مقصورا على نیة الترخیم.
چون بكسر خوانى، میگوید: اى پسر مادر من! و چون نصب خوانى: اى پسر مادرا! و هارون و موسى از یك مادر و یك پدر بودند، اما ذكر مادر كرد تنها، لیرقّقه علیه.

گفته ‏اند كه: موسى حق مادر عظیم گزاردى، و دل وى نیكو نگه داشتى تا آن حدّ كه هر گه خشمگین بودى، كسى نام مادر وى بردى از آن خشم ساكن شدى، و خوش گشتى، گفتى: مادر بهشت است، و در بهشت رنج و خشم نبود. هارون ازین جهت نام مادر برد بنزدیك وى در حال خشم.

إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی اى: وجدونى ضعیفا لوحدتى، وَ كادُوا یَقْتُلُونَنِی اى هموا و قاربوا ان یقتلونى لانكارى علیهم، فَلا تُشْمِتْ بِیَ الْأَعْداءَ شماتت نامى است شادى كردن را ببد كسى، و در خبر است: «نعوذ بك من شماتة الاعداء».

میگوید: دشمنان را بمن شادى مكن بدانكه مرا خوار كنى یا بزنى.
وَ لا تَجْعَلْنِی مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ الّذین عبدوا العجل، و مرا با ایشان یكسان مكن كه این جرم ایشان كرده ‏اند نه من.

پس چون موسى عذر برادر دانست و بیگناهى وى، گفت: رَبِّ اغْفِرْ لِی ما صنعت بأخى، و قیل بالقاء الالواح، وَ لِأَخِی حین لم یمنعهم و لم یلحق بى وَ أَدْخِلْنا فِی رَحْمَتِكَ انعم علینا بفضلك وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ ارحم بنا منّا بأنفسنا و ارحم بنا من الأبوین.

إِنَّ الَّذِینَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ الها یعنى فى ایّام موسى، سَیَنالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ فى الآخرة وَ ذِلَّةٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا و هى ما امروا به من قتل انفسهم، فكان الأب یقتل ابنه و الابن اباه. ...

النّبی (ص)، غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ فى الآخرة و فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا و هى ما اصاب بنو قریظة و النضیر من القتل و الجلاء، و قیل الجزیة، وَ كَذلِكَ نَجْزِی الْمُفْتَرِینَ اى الكاذبین.
...
فضیل عیاض گفت: وَ كَذلِكَ نَجْزِی الْمُفْتَرِینَ اى المبتدعین.

مالك بن انس گفت:  ما من مبتدع الا و تجد فوق رأسه ذلة، ثمّ قرأ: إِنَّ الَّذِینَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَیَنالُهُمْ الایة.

وَ الَّذِینَ عَمِلُوا السَّیِّئاتِ و هى الشّرك ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِها اى من بعد السّیّئات وَ آمَنُوا صدّقوا انّه لا اله غیره إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها اى من بعد التّوبة لَغَفُورٌ رَحِیمٌ.

وَ لَمَّا سَكَتَ یعنى سكن. زر و سیم را صامت خوانند از آنكه بى‏جانست، وَ لَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ چون خاموش ایستاد از موسى خشم، یعنى بیارامید و خشم از وى باز شد، بسبب آنكه هارون عذر داد، و بنى اسرائیل از كفر توبه كردند آن تخته‏ ها كه بیفكنده بود برگرفت.
شش سبع از وى برفته، وَ فِی نُسْخَتِها اى و فیما نسخ منها، و قیل فیما بقى منها و لم یذهب : هُدىً وَ رَحْمَةٌ.
و قیل: اراد بها الالواح لانّها نسخت من اللوح المحفوظ، و قیل: انّ موسى لمّا القى الالواح تكسّرت فنسخ منها نسخة اخرى فهى المراد.

ابن عباس گفت: موسى چهل روز روزه داشت. چون الواح بیفكند و بشكست، چهل روز دیگر روزه داشت، تا آن با وى دادند در دو لوح بجاى آن شكسته. هُدىً وَ رَحْمَةٌ اى هدى من الضلالة و رحمة من العذاب.
لِلَّذِینَ هُمْ لِرَبِّهِمْ یَرْهَبُونَ یخشون فیعملون بها.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 27 (288)





           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
آفرینش آدم
تفسیر سوره اعراف 26 (287)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
زبان بد نشانه نفاق
عید فطر مبارک
امام موسی صدر و انسان پس از عید فطر
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 19 (280)
دعای امام سجاد (ع) براى مرزداران
تفسیر سوره اعراف 18 (279)
تفسیر سوره اعراف 17 (278)
تفسیر سوره اعراف 16 (277)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 14 (275)
تفسیر سوره اعراف 13 (274)
تفسیر سوره اعراف 12 (273)
تفسیر سوره اعراف 11 (272)
اخلاق حکومتی امام علی (ع)
نامه امام علی (ع) به مالک اشتر
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 09 (270)
تفسیر سوره قدر
تفسیر سوره علق
تفسیر سوره اعراف 08 (269)
در وصف حضرت مصطفی (ص)
زینت های الهی را بر مردم حرام نکنید
تفسیر سوره اعراف 07 (268)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
تفسیر سوره اعراف 06 (267)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره انعام 37 (261)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 35 (259)
تفسیر سوره انعام 34 (258)
تفسیر سوره انعام 33 (257)
تفسیر سوره انعام 32 (256)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 30 (254)
تفسیر سوره انعام 29 (253)
تفسیر سوره انعام 28 (252)
فاصله از صاحبان قدرت شرط سلامت
تفسیر سوره انعام 27 (251)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.