النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ ...
لن ترانی

هر كه را روزى از بهر خدا خاك مذلت بر سر آید، عن قریب او را تاج كرامت بر فرق نهند.
هر كه رنج برد روزى بسر گنج رسد.
هر كه غصه محنت كشد شراب محبت چشد.

آن مستضعفان بنى اسرائیل كه روزگارى در دست قهر فرعون گرفتار بودند، ببین تا سرانجام كار ایشان چون بود؟!
و بر ولایت و نواحى فرعونیان چون دست یافتند، و بسراى و وطن ایشان نشستند؟!

اینست كه میگوید جلّ جلاله: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ كانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا.
آن گه گفت: بِما صَبَرُوا این بآن دادیم ایشان را كه در بلیّات و مصیبات صبر كردند.
دانستند كه صبر كلید فرج است، و سبب زوال ضیق و حرج است،
صبر تریاق زهر بلا است، و كلید گنج و مایه تقوى و محل نور فراست.

صبر همه خیر است، كه میگوید عزّ جلاله: وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَیْرٌ لَكُمْ
صبر از حق است و بحق است كه میگوید: وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ.

 « وَ اصْبِرْ» فرمان است بعبودیت « وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ» اخبار است از حق ربوبیت.
« وَ اصْبِرْ» تكلیف است « وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ» تعریف است.
« وَ اصْبِرْ» تعنیف است «وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ» تخفیف است.

وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِینَ لَیْلَةً
چه عزیز است وعده دادن در دوستى!
و چه بزرگوار است نشستن بوعده‏ گاه دوستى!
چه شیرین است خلف وعده در مذهب دوستى!

پیر طریقت گفت در رموز این آیت: مواعید الا حبّة ان اخلفت فانها تونس. ثمّ قال:
امطلینى و سوّفى / و عدینى و لا تفى

وعده واپس داشتن و روزها در پیش وعده افكندن نپسندیده ‏اند الا در مذهب دوستى، كه در دوستى بى ‏وفایى عین وفاست، و ناز دوستى.

نبینى كه رب العالمین با موسى كلیم این معاملت كرده او را سى روز وعده داد. چون بسر وعده رسید، ده روز دیگر درافزود.
از آن درافزود كه موسى در آن خوش مى ‏بود. موسى آن سى روز سرمایه شمرد و این ده روز سود، گفت: بارى نقدى یك بار دیگر كلام حق شنیدم چون آن مى‏افزود ...

موسى (ع) درین سفر سى روز در انتظار بماند كه طعام و شرابش یاد نیامد، و از گرسنگى خبر نداشت، از آن كه محمول حق بود، در سفر كرامت، در انتظار مناجات.
باز در سفر اول كه او را به طالب علمى بر خضر فرستادند یك نیم روز در گرسنگى‏ طاقت نداشت، تا مى‏گفت: « آتِنا غَداءَنا »، از آن كه سفر تأدیب و مشقت بود، و در بدایت روش بود متحملا لا محمولا. از رنج خود خبر داشت كه با خود بود، و از گرسنگى نشان دید كه در راه خلق بود.

وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخِیهِ هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی
چون قصد مناجات حق داشت هارون را در قوم بگذاشت، و تنها رفت، كه در دوستى مشاركت نیست، و صفت دوستان در راه دوستى جز تنهایى و یكتایى نیست:

گر مشغله‏ اى ندارى و تنهایى
با ما بوفا درآ كه ما را شائى‏


پس چون بر فرعون میشد، صحبت هارون بخواست، گفت: أَشْرِكْهُ فِی أَمْرِی، از آنكه رفتن بخلق بود، و با خلق همه وحشت است و نفرت، و در كشش بار وحشت نگریزد از رفیق و صحبت.

پس چون موسى از مناجات باز گشت، و بنى اسرائیل را دید سر از چنبر طاعت بیرون برده، و گوساله پرست شده، عتابى كه كرد با هارون كرد نه با ایشان كه مجرم بودند، تا بدانى كه نه هر كه گناه كرد مستوجب عتاب گشت. عتاب هم كسى را سزد كه از دوستى بر وى بقیتى مانده بود، از بیم فراق كسى سوزد كه عز وصال شناسد:

عشق جانان باختن كى در خور هردون بود
مهر لیلى داشتن هم بابت مجنون بود


وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‏ لِمِیقاتِنا
موسى را دو سفر بود:
یكى سفر طلب،
دیگر سفر طرب.

سفر طلب لیلة النار بود، و ذلك فى قوله تعالى: آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً،
و سفر طرب این بود كه: وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‏ لِمِیقاتِنا، موسى آمد از خود بیخود گشته، سر در سر خود گم كرده، از جام قدس شراب محبت نوش كرده، درد شوق این حدیث در درون وى تكیه زده، و از بحار عشق موج ارنى برخاسته.

بر محلتهاى بنى اسرائیل مى‏گشت، و كلمتها جمع میكرد از پیغام و رسالت و مقاصد ایشان، تا چون بحضرت شود سخنش دراز گردد:

حرام دارم با دیگران سخن گفتن
كجا حدیث تو گویم سخن دراز كنم‏



پس چون بحضرت مناجات رسید مست شراب شوق گشت. سوخته سماع كلام حق شد. آن همه فراموش كرد. نقد وقتش این برآمد كه: أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْكَ.

فریشتگان سنگ ملامت در ارادت وى میزدند كه:
یا ابن النّساء الحیّض! أ تطمع أن ترى رب العزة؟ ما للتّراب و لربّ الارباب؟!
خاكى و آبى را چه رسد كه حدیث قدم كند!
لم یكن ثمّ كان را چون سزد كه وصال لم یزل و لا یزال جوید!

موسى از سرمستى و بیخودى بزبان تفرید جواب مى‏دهد كه:
معذورم دارید كه من نه بخویشتن اینجا افتادم.
نخست او مرا خواست نه من خواستم.
دوست بر بالین دیدم كه از خواب برخاستم.

من بطلب آتش میشدم كه اصطناع پیش آمد كه:
« وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِی»،
بى‏خبر بودم كه آفتاب تقریب برآمد كه:
« وَ قَرَّبْناهُ نَجِیًّا»:

ز اوّل تو حدیث عشق كردى آغاز
اندر خور خویش كار ما را مى ‏ساز


فرمان آمد بفریشتگان كه:
دست از موسى بدارید كه آن كس كه شراب « وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِی » از جام « وَ أَلْقَیْتُ عَلَیْكَ مَحَبَّةً مِنِّی» خورده باشد، عربده كم ازین نكند.

موسى در آن حقائق مكاشفات از خم خانه لطف شراب محبت چشید. دلش در هواى فردانیّت بپرید.
نسیم انس وصلت از جانب قربت بر جانش دمید.
آتش مهر زبانه زد، صبر از دل برمید، بى‏طاقت شد، گفت:
أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْكَ،
آخر نه كم از نظرى:

گر زین دل سوخته برآید شررى
در دائره ثرى نماند اثرى‏
گر پیش توام هست نگارا خطرى
بردار حجاب هجر قدر نظرى‏


پیر طریقت گفت:
هر كس را امیدى، و امید عارف دیدار.
عارف را بى ‏دیدار نه بمزد حاجت است نه با بهشت كار.
همگان بر زندگانى عاشق ‏اند و مرگ بر ایشان دشخوار.
عارف بمرگ محتاج است بر امید دیدار،
گوش بلذت سماع بر خوردار، لب حقّ مهر را وام گزار،
دیده آراسته روز دیدار، جان از شراب وجود مستى بى‏خمار:

دل زان خواهم كه بر تو نگزیند كس
جان زانكه نزد بى‏غم عشق تو نفس
تن زانكه بجز مهر توأش نیست هوس
چشم از پى آنكه خود ترا بیند و بس‏


قالَ لَنْ تَرانِی
گفته ‏اند كه موسى آن ساعت كه لَنْ تَرانِی شنید، مقام وى برتر بود از آن ساعت كه میگفت: أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْكَ.
زیرا كه این ساعت در مراد حق بود، و آن ساعت در مراد خود، و بود موسى در مراد حق او را تمامتر بود از بود وى در مراد خود، كه این تفرقه است، و آن جمع، و عین جمع لا محاله تمامتر، قالَ لَنْ تَرانِی موسى را زخم لَنْ تَرانِی رسید امّا هم در حال مرهم بر نهاد كه و لكن. گفت: اى موسى زخم لَنْ تَرانِی زدیم لكن مرهم نهادیم، تا دانى كه كه آن نه قهرى است، كه آن عذرى است.

فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ
چون از آیات جلال و آثار عزت احدیت شطیه ‏اى بآن كوه رسید بحال نیستى باز شد، و از وى نشان نماند، گفت:
پادشاها!
اگر سنگ سیاه طاقت این حدیث داشتى، خود در بدو وجود امانت قبول كردى، و بجان و دل خریدار آن بودى.

اینجا لطیفه ‏اى است كه كوه بدان عظیمى برنتافت، و دلهاى مستضعفان و پیر زنان امّت احمد برتافت، یقول اللَّه تعالى: وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ.

وَ خَرَّ مُوسى‏ صَعِقاً
چون هستى موسى در آن صعقه از میان برخاست، و بشریت وى با كوه دادند، نقطه حقیقى را تجلّى افتاد كه اینك مائیم. چون تو از میان برخاستى ما دیده وریم.

 پیر طریقت گفت:
الهى! یافته میجویم، با دیده ‏ور میگویم.
كه دارم؟ چه جویم؟ كه مى ‏بینم؟ چه گویم؟
شیفته این جست و جویم. گرفتار این گفت و گویم.

الهى! بهاى عزّت تو جاى اشارت نگذاشت،
قدم وحدانیت تو راه اضافت برداشت تا گم كرد رهى هر چه در دست داشت،
و ناچیز شد هر چه مى‏پنداشت.

الهى! زان تو میفزود، و زان رهى میكاست،
تا آخر همان ماند كه اول بود راست:

گفتى كم و كاست باش خوب آمد و راست
تو هست بسى رهیت شاید كم و كاست‏


فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَیْكَ
چون باهوش آمد، گفت:
خداوندا! پاكى از آنكه بشرى بنیل صمدیت تو طمع كند،
یا كسى بخود ترا جوید،
یا دلى و جانى امروز حدیث دیدار تو كند؟
خداوندا! توبه كردم.

گفتند: اى موسى؟ چنین بیكبار سپر فرو نهند كه نهادى،
چنین بیكبار جولان كنند كه تو كردى؟
و بدین زودى و آسانى برگشتى؟
و زبان حال موسى مى‏گوید:
ارید وصاله و یرید هجرى
فأترك ما ارید لما یرید

چكنم چون مقصودى برنیامد، بارى بمحل خدمت و بمقام عجز بندگى باز گردم، و با ابتداء فرمان شوم:

آن كس كه بكار خویش سر گشته شود
به زان نبود كه با سر رشته شود


چون بعجز بندگى بمحل خدمت و مقام توبه باز شد، رب العالمین تدارك دل وى كرد، و برفق با وى سخن گفت:
یا مُوسى‏ إِنِّی اصْطَفَیْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِی وَ بِكَلامِی
یا موسى انى منعتك عن شى‏ء واحد، و هو الرؤیة، فلقد خصصتك بكثیر من الفضائل، اصطفیتك بالرسالة و أكرمتك بشرف الحالة، فاشكر هذه الجملة و اعرف هذه النعمة.

وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِینَ و لا تتعرض لمقام الشكوى، و فى معناه انشدوا:
ان اعرضوا فهم الذین تعطفوا
كم قد وفوا فاصبر لهم ان اخلفوا
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 26 (287)





           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
زبان بد نشانه نفاق
عید فطر مبارک
امام موسی صدر و انسان پس از عید فطر
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 19 (280)
دعای امام سجاد (ع) براى مرزداران
تفسیر سوره اعراف 18 (279)
تفسیر سوره اعراف 17 (278)
تفسیر سوره اعراف 16 (277)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 14 (275)
تفسیر سوره اعراف 13 (274)
تفسیر سوره اعراف 12 (273)
تفسیر سوره اعراف 11 (272)
اخلاق حکومتی امام علی (ع)
نامه امام علی (ع) به مالک اشتر
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 09 (270)
تفسیر سوره قدر
تفسیر سوره علق
تفسیر سوره اعراف 08 (269)
در وصف حضرت مصطفی (ص)
زینت های الهی را بر مردم حرام نکنید
تفسیر سوره اعراف 07 (268)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
تفسیر سوره اعراف 06 (267)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره انعام 37 (261)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 35 (259)
تفسیر سوره انعام 34 (258)
تفسیر سوره انعام 33 (257)
تفسیر سوره انعام 32 (256)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 30 (254)
تفسیر سوره انعام 29 (253)
تفسیر سوره انعام 28 (252)
فاصله از صاحبان قدرت شرط سلامت
تفسیر سوره انعام 27 (251)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 24 (248)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.