النوبة الاولى / قوله تعالى:
کژرو های متوهم

وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ كانُوا یُسْتَضْعَفُونَ و میراث دادیم بآن مستضعفان كه ایشان را زبون میگرفتند مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا مشرقهاى زمین و مغربهاى آن الَّتِی بارَكْنا فِیها آن زمین كه در آن بركت كردیم وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى‏ و تمام شد آن وعده نیكوى خداوند تو عَلى‏ بَنِی إِسْرائِیلَ بر بنى اسرائیل بِما صَبَرُوا بآنكه شكیبایى كردند وَ دَمَّرْنا و تباه كردیم ما كانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ آنچه فرعون میكرد و میساخت و قوم او وَ ما كانُوا یَعْرِشُونَ (137) و آنكه مى‏ساختند از جفته رزان و سایه ‌وان.

وَ جاوَزْنا و فروگذارانیدیم بِبَنِی إِسْرائِیلَ الْبَحْرَ بنى اسرائیل را بدریا فَأَتَوْا عَلى‏ قَوْمٍ برگذشتند بر قومى یَعْكُفُونَ عَلى‏ أَصْنامٍ لَهُمْ كه بر بتانى از آن خویش مقیم نشسته بودند قالُوا یا مُوسَى گفتند: اى موسى اجْعَلْ لَنا إِلهاً ما را خدایى كن كَما لَهُمْ آلِهَةٌ چنان كه ایشان را خدایان ‏اند قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (138) موسى گفت شما قومى‏ اید كه هیچ ندانید.

إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ اینان هن تباه كرده ‏اند و نفریده ما هُمْ فِیهِ آن كار كه ایشان در آن ‏اند وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ (139) و ناكردنى است آنكه میكنند، و كژ است آنچه در آن‏اند.

قالَ أَ غَیْرَ اللَّهِ أَبْغِیكُمْ إِلهاً موسى گفت: شما را بجز اللَّه خدایى جویم؟ وَ هُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعالَمِینَ (140) و اوست كه شما را فزونى داد در نواخت بر جهانیان روزگار شما.

وَ إِذْ أَنْجَیْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ و یاد كنید آن نیز كه شما را رهانیدیم از كسان فرعون یَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ بشما مى‏رسانیدند عذاب یُقَتِّلُونَ أَبْناءَكُمْ میكشتند پسران شما وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَكُمْ و زنده میگذاشتند زنان شما وَ فِی ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِیمٌ (141) و در آن آزمایشى بود از خداوند شما آزمایشى بزرگ.

وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِینَ لَیْلَةً و وعده دادیم موسى را سى شب وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ و آن وعده سپرى كردیم بده شب دیگر فَتَمَّ تا سپرى شد مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً آن هنگام نام زد كرده خداوندى چهل شب وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخِیهِ هارُونَ و موسى گفت برادر خود را هارون اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی خلیفت باش مرا در قوم من وَ أَصْلِحْ و نیك كن وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ (142) و راه تباه كاران را پى مبر.

وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‏ و چون موسى آمد لِمِیقاتِنا هنگامى را كه نام زد كرده بودیم وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ و سخن گفت خداى او با او قالَ رَبِّ موسى گفت: خداوند من! أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْكَ با من نماى تا نگرم قالَ لَنْ تَرانِی خداوند گفت اكنون نه بینى مرا وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ لكن بكوه نگر فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ اگر كوه آرمیده بماند بر جاى خویش فَسَوْفَ تَرانِی پس آن گه مرا بینى فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ چون پیدا شد خداوند او كوه را جَعَلَهُ دَكًّا كوه را خرد كرد وَ خَرَّ مُوسى‏ صَعِقاً و موسى بیفتاد بیهوش فَلَمَّا أَفاقَ چون با هوش خود آمد قالَ سُبْحانَكَ گفت: پاكى و بى‏ عیبى ترا تُبْتُ إِلَیْكَ من بتو باز گشتم وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ (143) و من نخستین گرویدگانم.

قالَ یا مُوسى‏ اللَّه گفت اى موسى إِنِّی اصْطَفَیْتُكَ عَلَى النَّاسِ من برگزیدم ترا بر مردمان بِرِسالاتِی وَ بِكَلامِی بپیغام خویش و سخن گفتن خویش با تو فَخُذْ ما آتَیْتُكَ گیر این كه ترا دادم وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِینَ (144) و از سپاسداران باش.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ ...
ربّ العالمین جلّ جلاله قبطیان و عمالقه كه ساكنان زمین قدس بودند از آن زمین برداشت، و ایشان را هلاك كرد، و بنى اسرائیل را بجاى ایشان نشاند، و دیار و اموال ایشان بدست اینان باز داد، و منت خود در یاد ایشان داد كه : پس از آنكه مستضعفان و زبون گرفتگان ایشان بودند خلیفتان ایشان گشتند، و بسراى و وطن ایشان فرو آمدند، و در میان از و نعیم ایشان نشستند، فذلك قوله تعالى: وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِیها فاكِهِینَ كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِینَ‏.

مشارق الارض نواحى فلسطین است و زمین قدس و عرانین شام،
و مغارب اخریات غرب است و شیب زمین مصر.

الَّتِی بارَكْنا فِیها
این‏ها و الف در فیها با مشارق شود زمین شام، كه جاى دیگر گفت: بارَكْنا حَوْلَهُ،
امّا مغارب دار الفاسقین است و در تحت آن نشود.
و روا باشد كه مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا بعموم برانند و جمله زمین در تحت آن شود، كه در روزگار داود و سلیمان ملك ایشان بهمه زمین برسید، و ایشان را دسترس بود بهمه جهان. الَّتِی بارَكْنا فِیها یعنى باخراج الزّرع و الثمار و الانهار و العیون.

وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى‏
اى: صدقت العدة الحسنة من اللَّه لهم، و هى ما وعد اللَّه بنى اسرائیل بقوله: وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً الایة،
و قیل: هى قوله موسى: عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ یُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ الایة.
بِما صَبَرُوا اى بصبرهم على الایمان و الشّدائد، وَ دَمَّرْنا همانست كه تبّرنا.
در لغت تدمیر و تتبیر تباه كردن است.
ما كانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ یعنى ما عملوا فى ارض مصر من القصور و الأبنیة و انواع العمارات، و قیل: ما كان یصنع فرعون، اى یدبّر فى ابطال امر موسى، وَ ما كانُوا یَعْرِشُونَ اى یبنون. قال الحسن: هى عرش الكروم.
شامى و ابو بكر یعرشون خوانند بضمّ راء. باقى یعرشون بكسر راء، و معنى همانست.

وَ جاوَزْنا بِبَنِی إِسْرائِیلَ اى: عبرنا بهم البحر و هو قلزم، فَأَتَوْا عَلى‏ قَوْمٍ یَعْكُفُونَ
حمزه و كسایى بكسر كاف خوانند. باقى بضمّ كاف خوانند، و هما لغتان.
و معنى عكوف مواظبت است و ملازمت، و كسى كه مسجد را لزوم گیرد او را معتكف گویند.

بنى اسرائیل چون بدریا باز گذاشتند، و از فرعون باز رستند، بدهى فرو آمدند قوم آن ده عمالقه بودند، و بت مى‏پرستیدند. و گفته‏ اند كه: تماثیل گاو ساخته بودند و آن را مى‏پرستیدند، و اصل گوساله پرستى ایشان از اینجا خاست. بنى اسرائیل چون ایشان را چنان دیدند موسى را گفتند: اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ. این بگفتند و در دل همى داشتند تا آن روز كه سامرى از آن پیرایه گوساله ساخت و آن را پرستیدند.

موسى ایشان را جواب داد: إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ عظمة اللَّه و نعمته علیكم، و ما صنع بكم، حیث توهمتم انّه یجوز عبادة غیره.
...
إِنَّ هؤُلاءِ یعنى القوم الذین عكفوا على اصنامهم مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِیهِ اى مهلك، من التّبار، و أصله الكسر و منه التبر. وَ باطِلٌ اى زائل، ما كانُوا یَعْمَلُونَ اى عملهم للشیطان، لیس للَّه فیه نصیب.
وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ خواهى از قول موسى نه، خواهى مستأنف از اللَّه.
قراءت ورش: و بطل ما كانوا یعلمون. میگوید: آنچه ایشان در آن بودند همه نیست و تباه گشت.

قالَ أَ غَیْرَ اللَّهِ أَبْغِیكُمْ إِلهاً یعنى ابغى لكم الها،
عرب جاى جاى در سخن این لام بیفكنند، چنان كه در سورة التّطفیف است: وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یعنى كالوا لهم او وزنوا لهم، و از عرب شنیده ‏اند: صدنى ظبیا. ربّ اغفر نى هم ازین باب است. صدنى، اى صد لى. اغفرنى اى: اغفر لى. وَ هُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعالَمِینَ اى: عالمى زمانكم بما اعطاكم من الكرامات.

وَ إِذْ أَنْجَیْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ شامى انجاكم خواند یعنى: انجاكم اللَّه من آل فرعون. تفسیر این آیت در سورة البقرة رفت.

وَ واعَدْنا قراءة مصرى وعدنا است. مى‏گوید: وعده دادیم موسى را ثَلاثِینَ لَیْلَةً. و این وعده دادن آن بود كه پس از غرق فرعون، موسى كتاب خواست از اللَّه كه بر آن دین گیرد. اللَّه او را وعده داد كه پیشتر سى شب خویشتن را بپالاى و ریاضت كن.

گفته ‏اند: سى شبانروز در روزه بود پیوسته مواصل، و چنین گفته ‏اند كه:ماه ذى القعده بود، و عرب با شب مضاف كنند چیزى كه آن بروز بود، از بهر آنكه شبانروز هموار در این چیز داخل بود.

وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ یعنى اتممنا المواعدة بعشر من ذى الحجّة. فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ اى الوقت الّذى قدّره اللَّه لصوم موسى. أَرْبَعِینَ لَیْلَةً، و آنجا كه گفت: وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً اشارت است بآن سى روز و بآن ده روز كه فراسر آن برده. موسى سى روز روزه داشت.

از ناخوردن بوى دهن وى متغیر گشت. بچوب خرّوب مسواك كرد، تا آن بوى دهن وى بگشت.
فریشتگان بگفتند:
اى موسى! از دهن تو بوى مشك مى‏دمید، اكنون بتباه بردى بمسواك.
پس ربّ العالمین وى را ده روز دیگر روزه فرمود و گفت: اما علمت انّ خلوف فم الصّائم اطیب عندى من ریح المسك؟! و گفته ‏اند كه: فتنه قوم موسى از گوساله پرستى درین ده روز افتاد.

وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخِیهِ هارُونَ یعنى عند انطلاقه الى الجیل. چون موسى خواست كه بجانب كوه رود بوعده‏ گاه فرا هارون گفت: كن خلیفتى فیهم، و أصلحهم بحملك ایّاهم على طاعة اللَّه، و قیل: ارفق بهم، و لا تطع من عصى اللَّه و لا توافقه، فذلك قوله: وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ.

وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‏ اى حین جاء موسى، لِمِیقاتِنا اى فى وقت الّذى وقّتنا له، فالمیقات مفعال من الوقت كالمیعاد و المیلاد، فانقلبت الواو یاء لسكونها و انكسار ما قبلها.

وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ یعنى من غیر واسطة و لا ترجمان.
مفسّران گفتند: موسى خویشتن را طهارت داد و جامه را نظافت، و میعادى را كه ساخته بودند بیرون شد، چون بطور سینا رسید، اللَّه بى ‏واسطه و بى ‏ترجمان بخودى خود با وى سخن گفت.
...
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‏ اى حین جاء موسى، لِمِیقاتِنا اى فى وقت الّذى وقّتنا له، فالمیقات مفعال من الوقت كالمیعاد و المیلاد، فانقلبت الواو یاء لسكونها و انكسار ما قبلها.
.... قالَ رَبِّ أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْكَ. قال انّك لن ترانى و لن یرانى شی‏ء الا مات. قال: ربّ فأراك و أموت. قال رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و سلم و ذلك قول اللَّه تعالى: فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى‏ صَعِقاً.

و بروایتى دیگر چون موسى بمقام قرب رسید ندا آمد از جلیل و جبّار كه یا میشا! موسى آن سخن بشنید گفت: ما هذا الصوت العبرانى یكلّمنى؟
حق او را جواب داد كه: لست بعبرانى انّى انا اللَّه ربّ العالمین.
پس مصطفى (ص) گفت كه: اللَّه در آن مقام با موسى به هفتاد لغت سخن گفت، كه هیچ لغت بآن دیگر ماننده نبود، گفتا: و در آن مقام تورات از بهر وى نوشت، و كان یسمع صریف القلم.
پس موسى گفت: الهى ارنى انظر الیك،
قال: یا موسى انّه لن یرانى احد الا مات.
قال موسى: الهى ارنى انظر الیك و اموت،
قال: فأجاب موسى جبل طور سیناء: یا موسى ابن عمران! لقد سألت امرا عظیما! لقد ارتعدت السّماوات السّبع و من فیهنّ، و الارضون السّبع و من فیهن، و زالت الجبال و اضطربت البحار تعظیم ما سألت یا ابن عمران!
قال: فقال یا موسى انظر الى الجبل فان استقرّ مكانه فانّك ترانى.
قال: فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى‏ صَعِقاً»
تا اینجا خبر مصطفى است باسناد درست.

رجعنا الى التّفسیر. قالَ رَبِّ أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْكَ
بسكون را قراءت مكى است و یعقوب، و باختلاس قراءت ابو عمرو، و عرب ارنى در موضع «هات» گویند یعنى بیار. أَرِنِی أَنْظُرْ اى: ارنى نفسك انظر الیك. و قیل مكّنّى من رؤیتك.
قالَ لَنْ تَرانِی عرب در نفى لن كم گویند، ...
وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ
آن كوهى بود به مدین نام آن كوه زبیر، برابر موسى بود، و تجلّى آن را افتاد نه طور را.
گفت: بآن كوه نگر اى موسى!
اگر آرمیده بر جاى خود بماند تو مرا بینى و اگر بر جاى خود بنماند پس بدان كه تو طاقت رؤیت من ندارى، چنان كه آن كوه ندارد.

فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ اى ظهر و بان...
میگوید: تجلّى حق بآن كوه رسید بزمین فروشد، هنوز میرود تا بقیامت.
...
جَعَلَهُ دَكًّا اى: جعل اللَّه الجبل دكا قطعا ترابا و رملا. میگوید: كوه را خرد كرد و جایگاه از وى خالى. از آن بعضى كوه‏ ها باز جست و بشام افتاد و یمن، و بعضى خرد گشت چون ریگ و بپراكند در پیش نور.

حمزه و كسایى دكاء خوانند ممدود و مفتوح بى‏ تنوین، و هى صفة موصوف محذوف، و التقدیر جعله ارضا دكّاء اى ملساء مستویة. باقى قرّا دكّا خوانند مقصورا منوّنا و الوجه انه على حذف المضاف، اى ذا دكّ، او مصدر بمعنى المفعول، اى جعله مدكوكا.
...
واقدى گفت: چون موسى بیفتاد و بى‏هوش شد فریشتگان گفتند: ما لابن عمران و سؤال الرّویة؟ و ما للتراب و ربّ الارباب؟ یا ابن النّساء الحیّض! اطمعت فى رؤیة رب العزّة؟ فلمّا افاق چون بهوش باز آمد، قالَ سُبْحانَكَ تنزیها من السّوء تُبْتُ إِلَیْكَ من مسئلة الرؤیة فى الدّنیا وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ انّك لا ترى فى الدّنیا.

اللَّه تعالى در قرآن از چند كس توبه یاد كرد بى هیچ جرم، چنان كه از ابراهیم و اسماعیل و محمد علیهم السّلام.
و معنى توبه باز آمدن است هر چند كه هیچ گناه نبود.
موسى گفت: خداوندا پاكى و بى‏عیبى ترا بتو بازگشتم، و من نخستین گرویدگانم كه بگرویدند، كه ترا اهل زمین در دنیا نه بینند.

معتزلى گوید: لَنْ تَرانِی دلیل است كه حق دیدنى نیست.
جواب آنست كه: لن در نفى هر جا كه آید توقیت را آید نه تأیید را، چنان كه اللَّه گفت جهودان را: وَ لَنْ یَتَمَنَّوْهُ أَبَداً ایشان هرگز آرزوى مرگ نكنند. پس خبر داد از ایشان كه وقتى كنند آرزوى مرگ، و ذلك فى قوله: وَ نادَوْا یا مالِكُ لِیَقْضِ عَلَیْنا رَبُّكَ، و قال تعالى: یا لَیْتَها كانَتِ الْقاضِیَةَ یعنى الموت.
جاى دیگر گفت، لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ و قد یدخل الجنّة من لا ینفق ما یحبّ.
پس معنى آیت بر توقیت است نه بر تأیید، یعنى كه مرا در دنیا نه بینى، امّا در آخرت بینى، و اللَّه را جلّ جلاله در دنیا نبینند اما در آخرت بینند.

و موسى كه دیدار میخواست در دنیا میخواست نه در آخرت، و جواب وى بقدر سؤال وى آمد و سؤال وى آنست كه گفت: فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِی.
رؤیت در استقرار كوه بست، و این جائز است نه مستحیل، و اگر رؤیت مستحیل بودى در چیزى مستحیل بستى نه در چیزى جائز. نبینى كه دخول كافران در بهشت چون مستحیل بود و نابودنى، در چیزى مستحیل بست و نابودنى، و ذلك قوله تعالى: وَ لا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیاطِ.

دلیل دیگر بر جواز رؤیت، سؤال موسى است، دانست كه حق را جل جلاله بینند و دیدنى است، از آن طلب كرد و خواست، و اگر دیدنى نبودى سؤال رؤیت محال بودى، و بر پیغامبران سؤال محال روا نباشد.

 و روى أن موسى كان بعد ما كلّمه ربه لا یستطیع احد ان ینظر الیه لمّا غشى وجهه من النور، و لم یزل على وجهه برقع حتى مات، و قالت له امرأته: انا ایّم منك منذ كلّمك ربك، فكشف لها عن وجهه فأخذها مثل شعاع الشمس، فوضعت یدها على وجه ها و خرّت للَّه ساجدة، و قالت: ادع اللَّه ان یجعلنى زوجتك فى الجنة، قال: ذاك ان لم تتزوّجى بعدى، فان المرأة لآخر ازواجها.

قالَ یا مُوسى‏ إِنِّی اصْطَفَیْتُكَ اى اخترتك و استخلصتك و اتّخذتك صفوة على الناس، بِرِسالاتِی بوحیى و بكلامى من غیر واسطة.

ابن كثیر و نافع و روح از یعقوب برسالتى خوانند على الوحدة، و الوجه أنه اسم یجرى مجرى المصدر، و المصدر یفرد فى موضع الجمع، لان المصادر لا تثنى و لا تجمع لكونها جنسا. باقى قرّاء برسالاتى خوانند على الجمع و الوجه أن المصدر قد یجمع اذا اختلفت انواعه، و الرّسول یرسل بأنواع من الرسالات فلهذا جمع، و هذا كما قال اللَّه تعالى: إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ، فجمع الصوت و هو مصدر لما اختلفت انواعه.

كلام از رسالت جدا كرد تا دلیل كند كه آن سخن بى ‏ترجمان بود، و از جمله آن كلمات این چهار سخن نقل كرده ‏اند كه گفت:
اى موسى!
بر درگاه من ملازم باش كه مقیم منم.
دوستى با من كن كه باقى منم.
حاجت از من خواه كه مفضل منم.
صحبت با من دار كه وافى منم.


فَخُذْ ما آتَیْتُكَ من الشّرف و الفضیلة، و قیل: اعمل بما فیه بجدّ و اجتهاد، وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِینَ على ذلك.
...
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)





           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره اعراف 24 (285)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)
زبان بد نشانه نفاق
عید فطر مبارک
امام موسی صدر و انسان پس از عید فطر
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 19 (280)
دعای امام سجاد (ع) براى مرزداران
تفسیر سوره اعراف 18 (279)
تفسیر سوره اعراف 17 (278)
تفسیر سوره اعراف 16 (277)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 14 (275)
تفسیر سوره اعراف 13 (274)
تفسیر سوره اعراف 12 (273)
تفسیر سوره اعراف 11 (272)
اخلاق حکومتی امام علی (ع)
نامه امام علی (ع) به مالک اشتر
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 09 (270)
تفسیر سوره قدر
تفسیر سوره علق
تفسیر سوره اعراف 08 (269)
در وصف حضرت مصطفی (ص)
زینت های الهی را بر مردم حرام نکنید
تفسیر سوره اعراف 07 (268)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
تفسیر سوره اعراف 06 (267)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره انعام 37 (261)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 35 (259)
تفسیر سوره انعام 34 (258)
تفسیر سوره انعام 33 (257)
تفسیر سوره انعام 32 (256)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 30 (254)
تفسیر سوره انعام 29 (253)
تفسیر سوره انعام 28 (252)
فاصله از صاحبان قدرت شرط سلامت
تفسیر سوره انعام 27 (251)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 24 (248)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.