النوبة الاولى / قوله تعالى:
خلیفه در زمین

وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ سران قوم فرعون گفتند فرعون را: أَ تَذَرُ مُوسى‏ وَ قَوْمَهُ موسى را و قوم او را مى ‏بگذارى زنده؟ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ تا تباهى كنند در زمین وَ یَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ و گذارد ترا و خدایان ترا؟! قالَ جواب داد فرعون، گفت: سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ آرى پسران ایشان را مى‏كشیم وَ نَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ و زنان ایشان زنده میگذاریم وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ (127) و پادشاهان آخر ماایم و خداوندان زمین، و بر زبر ایشان بقهر فروشكنندگان.

قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ موسى گفت قوم خویش را: اسْتَعِینُوا بِاللَّهِ یارى خواهید از اللَّه وَ اصْبِرُوا و شكیبایى كنید إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ بدرستى كه زمین خدایراست یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ میراث دهد آن را كه خود خواهد از بندگان خویش وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ (128) و سرانجام پسندیده نیكوكاران راست.

قالُوا جواب دادند قوم موسى موسى را: أُوذِینا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِیَنا ما را رنج مینمودند پیش از آنكه تو بما آمدى وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا و پس آنكه بما آمدى. قالَ عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ یُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ جواب داد موسى مگر كه خداوند شما هلاك كند دشمن شما وَ یَسْتَخْلِفَكُمْ فِی الْأَرْضِ و شما را در زمین خلیفت نشاند پس ایشان فَیَنْظُرَ كَیْفَ تَعْمَلُونَ (129) و مینگرد تا چون كنید.

وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ و فرا گرفتیم كسان فرعون را بِالسِّنِینَ بقحطها وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ و بكاست میوه ‏ها لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ (130) تا مگر پند پذیرند.

فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ چون نیكویى بایشان آمدى قالُوا لَنا هذِهِ گفتند: حق ما و سزاى ما و بهره ما اینست وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ و چون بایشان رسیدى از آن عذابها بدى یَطَّیَّرُوا بِمُوسى‏ وَ مَنْ مَعَهُ بموسى و قوم او فال بد میگرفتند أَلا آگاه شوید و بدانید إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ آن بد كه بایشان رسد آن از نزدیك خداست وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ (131) لكن بیشتر ایشان نمیدانند.

وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آیَةٍ و گفتند: هر گه بما آرى از نشانى یا پیغامى لِتَسْحَرَنا بِها تا ما را چشم بربندى و بما كژ راست نمایى فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِینَ (132) ما بنخواهیم گروید بتو.

فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمُ فرو گشادیم و پیوستیم وریشان الطُّوفانَ طاعون و غرق وَ الْجَرادَ و ملخان پرنده وَ الْقُمَّلَ و ملخ پیاده وَ الضَّفادِعَ و مگلان وَ الدَّمَ و خون آیاتٍ مُفَصَّلاتٍ نشانهاى پیدا نموده از یكدیگر گسسته و مهلت در میان افكنده فَاسْتَكْبَرُوا گردن كشیدند وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ (133) و قومى بدكرداران بودند.

وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ و هر گه كه عذابى دیگر برایشان افتادى، قالُوا گفتندى: یا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ اى موسى خداى خویش را خوان، از وى خواه بِما عَهِدَ عِنْدَكَ بآن پیمان كه او راست بنزدیك تو ما را لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ اگر باز برى از ما این عذاب لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ ما بگرویم و ترا براست داریم وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِی إِسْرائِیلَ (134) و گسیل كنیم با تو بنى اسرائیل.

فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ چون باز بردیم از ایشان آن عذاب إِلى‏ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ تا بآن درنگ كه ایشان درخواسته بودند، و بآن رسند إِذا هُمْ یَنْكُثُونَ (135) آن پیمان مى ‏شكستند و از پذیرفتن مى ‏باز آمدند.

فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ كین كشیدیم از ایشان فَأَغْرَقْناهُمْ فِی الْیَمِّ غرق كردیم ایشان را در دریا بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآیاتِنا بآنك ایشان بدروغ فرا داشتند سخنان ما وَ كانُوا عَنْها غافِلِینَ (136) و از آن ناآگاه نشستند.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ
پس از آنكه سحره فرعون ایمان آوردند موسى یك سال در مصر بود، و ایشان را دعوت میكرد، و آیات و معجزات مى‏نمود.

سران و مهتران قوم فرعون اغرا كردند بر موسى مر فرعون را كه: أَ تَذَرُ مُوسى‏ وَ قَوْمَهُ؟
موسى و قوم وى را زنده مى‏بگذارى؟ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ تا در مصر تباهى میكنند؟ مردمان را بر مخالفت تو دعوت میكنند؟ و دیگرى را نه ترا پرستند و آنچه تو وا بنى اسرائیل كردى كه پسران ایشان را كشتى، ایشان با قوم تو همان كنند؟

و گفته ‏اند كه: این فساد ایدر شورانیدن رعیت است بر سلطان و ناایمن كردن، و این را در قرآن نظایر است، ما جِئْنا لِنُفْسِدَ فِی الْأَرْضِ، وَ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ از آن است.

لِیُفْسِدُوا این لام بدل «حتى» است. عرب لام در موضع حتّى نهند، و در موضع «أن» نهند، چنان كه آنجا گفت: ما یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْكُمْ  یعنى: ان یجعل، یُرِیدُ اللَّهُ لِیُبَیِّنَ لَكُمْ یعنى ان یبین. وَ یَذَرَكَ اى: و لیذرك. بیشتر اهل عربیت ور آن‏ اند كه عرب ازین نه ماضى گویند و نه فاعل، و در «دع» همچنین. و یَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ قیل: ان فرعون كان یعبد حنّانة و الحنانة الصّنم الصغیرة كان یعبده فى السرّ.

ابن عباس گفت كه: فرعون گاوپرست بود و قوم خود را بگاو پرستى فرمودى، و سامرى ازینجا گوساله ساخت، و ایشان را بر عبادت آن داشت.

و گفته ‏اند كه: فرعون بتان را ساخته بود قوم خود را، و ایشان را عبادت بتان مى‏فرمود و مى‏گفت: انا ربّكم و رب هذه الاصنام، و لذلك قال: أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‏، و قیل: كان یعبد تیسا. ... و این در معنى ظاهر تراست.
افساد را فرا موسى دادند و قوم او، گفت: لیفسدوا و ذر را فرا موسى دادند تنها، گفت: وَ یَذَرَكَ، و عرب این را روا دارند، چنان كه آنجا گفت: اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ نگفت: دعواكم.

پس فرعون جواب داد ملأ خود را كه: سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ، من قتّل یقتّل على التكثیر، و قراءت حجازى تخفیف است: سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ، وَ نَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ یعنى للمهنة و الخدمة. وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ غالبون و على ذلك قادرون.

قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ اسْتَعِینُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا.
و گفته ‏اند كه فرعون پیش از موسى و مبعث وى آن همه فرزندان بنى اسرائیل را بكشت بگفت منجّمان و كاهنان كه مى‏گفتند: زوال ملك تو بدست یكى از ایشان خواهد بود. و ایشان را عذاب میكرد.
روزگارى بس فرا گذاشت تا آن گه كه موسى برسالت بوى آمد و پیغام بگزارد و معجزات بنمود. فرعون از خشم موسى آن عذاب و قتل باز بنى اسرائیل نهاد و رنجانیدن بیفزود. ایشان از آن عذاب و رنج بموسى نالیدند.

موسى گفت: اسْتَعِینُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا على دینكم و البلاء یعنى على فرعون و قومه، إِنَّ الْأَرْضَ اى ارض مصر لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ.

ایشان را باین سخن كه موسى گفت طمع افتاد در ملك و مال فرعون، و قبطیان دل در آن بستند كه بعاقبت با ایشان افتد، یقول اللَّه تعالى: وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ یعنى النصر و الظفر. و قیل: الجنّة للمؤمنین الموحدین.

قالُوا أُوذِینا
بنى اسرائیل دیگر باره بنالیدند بموسى از رنج و عذاب فرعون، گفتند: اوذینا بالقتل الاول من قبل ان تأتینا بالرّسالة و من بعد ما جئتنا بالرّسالة باعادة القتل و بالاتعاب فى العمل و اخذ المال.
و این آن بود كه فرعون ایشان را فرا كارهاى دشخوار داشته بود.
قومى را فرمود كه از كوه سنگ مى ‏آرند بپشت و گردن خویش، و از آن سنگ ستونها میسازند و میتراشند، و از آن قصرها و بناها از بهر فرعون مى‏سازند،
و قومى را فرمود تا خشت میزدند و آن را مى ‏پختند و در بناهاى آن خشت پخته بكار مى‏بردند.
و قومى را نجّارى فرمود، و قومى را آهنگرى.

و ضعیفانى كه طاقت عمل نداشتند بریشان ضریبه نهاد هر روز بر دوام، اگر روزى بسر آمدى و ایشان ضریبه آن روز نگزارده بودندى یك ماه بعقوبت آن غل بر گردن ایشان نهادى.

و زنان را فرمود تا ریسمان مى‏ریسند و از بهر فرعون جامه مى‏بافند.
موسى كه ایشان را چنان دید گفت: عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ یُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ
این «عسى» در موضع رجاء نهاده ‏اند، و «عسى» و «سوف» از خدا واجب است.
یقول: عسى ربّكم ان یهلك فرعون و قومه، وَ یَسْتَخْلِفَكُمْ بعد هلاكهم فِی الْأَرْضِ اى: ارض مصر.

موسى این وعده كه ایشان را داد از قول اللَّه داد كه میگوید جلّ جلاله: وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ، ثمّ قال:
فَیَنْظُرَ كَیْفَ تَعْمَلُونَ اى: یرى ذلك بوقوعه منكم، لأنّ اللَّه لا یجازى على ما یعلمه منهم من خطیآتهم الّتى یعلم انّهم عاملوها لا محالة و انّما یجازیهم على ما وقع منهم.

پس ربّ العالمین ظنّ موسى تحقیق كرد، و فرعون را و قبطیان را بآب بكشت، و زمین مصر و ملك مصر بنى اسرائیل را مسلم شد تا بروزگار داود و سلیمان علیهما السّلام.

وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ اى بالقحط و الجدب. یقال: اسنت القوم اذا اجدبوا. قال الشاعر:
عمروا العلى هشموا الثّرید لقومه / و رجال مكة مسنتون عجاف

عرب قحط را سنة خوانند كه بیشتر آن بود كه از سالى كمتر نبود و در دعاء مصطفى است علیه الصّلاة و السّلام بر مشركان مكه: «اجعلها علیهم سنین كسنى یوسف».

و درین آیت بجمع گفت: بِالسِّنِینَ از بهر آنكه ایشان سالها در آن قحط بودند. قیل: كان سبع سنین. وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ یعنى حبس المطر عنهم فنقص ثمارهم.

قال قتاده: بِالسِّنِینَ لأهل البوادى و اصحاب المواشى، و نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لأهل القرى و الامصار. لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ فینتبهون و یرجعون.

... ثمّ قرأ: وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ الایة، و رسالته ان لا یسلّط علیهم عدوا من غیرهم ففعل، ثم قرأ: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ الایة، و سألته أن لا یجعل بأسهم بینهم، فمنعنى، ثمّ قرأ قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى‏ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ الایة، ثمّ قال: لا یزال هذا الدّین ظاهرا على من ناوأهم.

فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ اى الخصب و النّعمة و العافیة و الامن، قالُوا لَنا هذِهِ و نحن اهلها و مستحقوها، وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ اى قحط و الم و خوف یَطَّیَّرُوا اى یتشاءموا بِمُوسى‏ وَ مَنْ مَعَهُ.
...

و گفته ‏اند: فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ
این حسنه مهلت است كه میان هر دو عذاب میخواستند، و ایشان را مهلت میدادند، كه باز كفر گشتند اللَّه با عذاب گشت. همانست كه گفت: وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّیِّئاتِ
سیئات طوفان است و جراد و قمّل و ضفادع و دم، و
حسنات مهلت‏ها است در میان آن.

قالُوا لَنا هذِهِ هر گه كه ایشان را مهلت دادند، گفتند: حق ما و سزاى ما اینست.
وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ و چون بایشان رسیدى از آن عذابهاى بد از طوفان و جراد و غیر آن، یَطَّیَّرُوا بِمُوسى‏ وَ مَنْ مَعَهُ
تشدید بر طا از بهر تاء نهانى است كه اصل «یتطیّروا» است. و طیرة فال بد گرفتن است و آن آن بود كه فال بد میگرفتند بموسى و قوم او، مى‏گفتند: تا موسى بما آمد دو گروهى پدید آمد، و آن طوفان و غیر آن همه از شومى موسى میدیدند.

ربّ العزّة گفت: أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ
این را دو معنى است
یكى آنست كه: السّیّئة الّتى یطّیّروا بها هى كانت من عند اللَّه. آن بد كه به ایشان رسید آن از نزدیك خداى بود، از شومى موسى نبود.
دیگر معنى: آنچه ایشان آن را شوم مى‏شمارند آن شومى ایشان نزدیك خداى بجاى است، یعنى عذاب آتش و عقوبت جاودان، و قیل: شومهم جاءهم بكفرهم باللّه، وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ ان الّذى اصابهم من اللَّه. ...
...
وَ قالُوا مَهْما اى كلما و متى ما تاتنا به من آیة.
قبطیان گفتند بموسى: هر گه كه بما آرى و هر چه آرى بما از نشانى یا پیغامى لِتَسْحَرَنا بِها تا ما را بفریبى بآن و در ما شبهت افكنى تا از دین فرعون برگردانى، ما بنخواهیم گرویدن. و این آن بود كه از موسى آیات میخواستند چون آیات بیاوردى و معجزات بنمودى ایشان گفتندى: «هذا سحر» این جادویى است كه تو آوردى، خواهى كه باین سحر ما را از دین خود برگردانى.
...
 پس موسى بر ایشان دعا كرد، و رب العالمین عذاب طوفان و غیر آن بر ایشان فرو گشاد، اینست كه رب العالمین گفت: فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمُ الطُّوفانَ

ابن عباس گفت: طوفان باران عظیم است كه از آن سیل صعب خیزد و دیار و وطن خراب كند و مردم را غرق كند. وهب گفت: طوفان طاعون است و وبا كه بر ابكار آل فرعون فرو گشادند تا یكى از ایشان نماند ...
...

اما صفت تنزیل این آیات و تفصیل آن بقول ابن عباس و ابن جبیر و قتاده و ابن یسار آنست كه:
چون سحره ایمان آوردند و فرعون مقهور و مغلوب گشت، قبطیان و كسان فرعون با فرعون از حق سر وا زدند و جز طغیان و كفر نیفزودند، و موسى معجزه خویش در عصا و ید بیضا بایشان نمود و ایشان نپذیرفتند، و آن دو آیت دیگر سنین و نقص ثمرات روزگارى بر ایشان گماشتند و در ایشان اثر نكرد، و از باطل و بیهوده خود برنگشتند.
موسى پس از آن دعا كرد، گفت:
بار خدایا این فرعون گزاف كار و تباه كار در ضلالت و غوایت و كفر خویش سر در نهاده و نقض عهد كرده و از حق برگشته، برگمار بر وى عذابى و عقوبتى كه وى را و قوم وى را نقمت بود، و بنى اسرائیل را موعظت، و جهانیان را تا بقیامت عبرت.
رب العالمین دعاء موسى اجابت كرد و طوفان فرو گشاد بر ایشان.

از روز شنبه تا بشنبه باران از آسمان مى‏آمد، در خانه‏ ها و كشت‏زار ایشان مى‏شد. كشتها تباه میكرد، و خانه‏ها خراب، و از آن یك قطره در خانه ‏هاى بنى اسرائیل نیفتاد، و موسى و قوم وى را از آن هیچ رنج نبود.

اما فرعونیان را چندان آب در خانه ‏ها جمع آمد كه خانه ‏ها و هر چه در آن بود همه خراب گشت و تباه، و آن گه آب تا بسینه‏ ها و گردنهاشان برآمد و بر شرف هلاك بودند، بموسى نالیدند و فریاد كردند كه: یا موسى! اگر این طوفان از ما باز دارى بتو ایمان آریم.

موسى دعا كرد تا باران وا ایستاد، و زمین خشك گشت، و هوا خوش شد، و كشت‏زار را ریع بیفزود، و صحرا مرغزار پر گیاه و پر نعمت گشت، ایشان آن راحت و نعمت دیدند گفتند:
این خود در خور ما بود، و تمامى كار ما، و ما خود نمیدانستیم.
هم چنان سر به بى‏راهى و شوخى در نهاده، و از حق اعراض كرده تا یك ماه برآمد.
پس ربّ العالمین لشكر ملخان بایشان فرستاد تا هر چه بود از درختها و میوه‏ ها و كشتها همه بخورد، و آن گه روى بخانه ‏هاى ایشان باز كرد و هر چه بود از چوبها در سقفها و در خانه‏ ها و جامه‏ ها پاك بخورد، تا مسمارهاى آهنین و حلقه‏ ها كه بر درها بود هیچ بنگذاشت، و از آن ملخان یكى در خانه ‏هاى بنى اسرائیل نشد و از ایشان هیچیز نخورد، هفت روز درین عذاب بودند از شنبه تا بشنبه، پس بانگ برآوردند و زینهار خواستند، موسى را گفتند:
اگر این ملخان از ما باز كنى بتو ایمان آریم.
موسى دعاء كرد تا ربّ العزّة بادى عاصف فرو گشاد تا آن ملخان به یك بار برگرفت و بدریا افكند چنان كه یك ملخ در زمین مصر بنماند.

ایشان درنگرستند بقایاى زروع و ثمار اندكى بر جاى دیدند بقدر كفایت یك ساله، گفتند: امسال ما را این تمام است بارى دین خود بنگذاریم و از آنچه بودیم بنگردیم. یك ماه در عافیت بودند.

پس فرمان آمد بموسى از حق جلّ جلاله و عمّ نواله: رو بآن تل ریگ عظیم در آن صحرا كه آن را عین الشمس گویند، و عصا در آن زن تا عجائب بینى.
موسى رفت و عصا بر آن تل ریگ زد چندان قمّل از آن ریگ برخاست كه زمین و در و دیوار پوشیده گشت.
درآمدند و هر چه دیدند پاك بخوردند، و در مردمان ایشان افتادند موى ایشان میخوردند و پوست ایشان میكندند، تا بر سرهاشان مویى نماند و نه بر روى و نه ابرو و نه مژگان چشم، و یكى از ایشان چون خواست كه لقمه‏ اى در دهن نهد تا بدهن رسیده بودى هزاران قمّل در آن افتاده، و هم چنان در دهن مى ‏افتادند.

یك هفته درین بلا و عذاب بماندند، و آن گه بنالیدند بموسى كه: انّا نتوب و لا نعود. این یك بار از كفر باز گردیم و توبه كنیم و نیز شوخى نكنیم.
موسى دعا كرد تا ربّ العزّة آن عذاب از ایشان برداشت، و آن قمّل همه بیكبار مرده گشتند، و بادى عظیم برآمد و آن زمین از ایشان پاك كرد.

فرعونیان هم چنان بسر عمل خبیث خود باز شدند و گفتند: عظیم جادویى كه موسى است كه از میان ریگ جانوران و خورندگان بیرون مى‏آرد.

چون یك ماه برآمد ضفادع در میان ایشان پدید آمدند چنان كه همه سراى و خانه و كوى ایشان از آن پر گشت.
یكى از ایشان بخفتى، چون از خواب درآمدى در میان ضفادع چنان بودى كه نتوانستى برخاستن و حركت كردن دیگ بر آتش نهادندى دیگ پر شدى، چون یكى خواستى كه سخن گوید پیش از آنكه سخن گفتى ضفدع در دهن وى جستى.

هفت روز درین بلا بودند از شنبه تا بشنبه، پس دیگر بار بموسى آمدند و فریاد كردند و عهد بستند كه این بار وفا كنند و عهد نشكنند.
موسى دعا كرد تا ربّ العزة باران فرستاد، و از آن سیلى عظیم برخاست، و آن ضفادع را همه فرا پیش گرفت و بدریا راند.
ایشان گفتند: بخشم كه: موسى بیش از این كه كرد با ما چه تواند كرد؟ و بیش ازین چه تواند خواست؟ نه ایمان آوردیم بوى و نه هرگز بر آنیم كه بوى ایمان آریم.

یك ماه برآمد پس ربّ العالمین آبهاى ایشان خون گردانید چنان شد كه یكى از ایشان آب در دست میكرد بر دست وى خون میشد، و مرد قبطى و مرد اسرائیلى هر دو از یك كوزه آب میخوردند، اسرائیلى میخورد آب بود، قبطى میخورد خون بود. اسرائیلى آب در دهن خود گرفتى از دهن خود در دهن قبطى ریختى، تا در دهن اسرائیلى بود آب بود، چون در دهن قبطى شدى خون گشتى.

چون رنج و عذاب و بلاء ایشان بغایت رسید بفرعون نالیدند و فرعون موسى را گفت: ادْعُ لَنا رَبَّكَ، فذلك قوله عزّ و جل: وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ اى العذاب من الطوفان و ما بعده، قالُوا یا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ اى بما امرك و تقدّم الیك ان تدعوه فنجیبك كما اجابك فى آیاتك، و قیل بما جعل لك من النبوّة.
اى موسى! خداوند خود را خوان چنان كه تو را فرموده كه او را خوان ترا اجابت كند.
و گفته ‏اند: معنى آنست كه اى موسى خداوند خود را خوان و از وى خواه بآن پیمان كه او را است بنزدیك تو از بهر ما.
و آن پیمان آن بود كه هر گه كه ایمان آرید من عذاب باز برم. یعنى كه اكنون میخواهیم كه عذاب باز برد تا ایمان آریم.
اینست كه گفت: لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِی إِسْرائِیلَ.
پس ربّ العالمین گفت: فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ چون باز بردیم از ایشان آن عذاب، إِلى‏ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ یَنْكُثُونَ یعنى ضربوا اجلا لایمانهم، فلمّا جاء الاجل نكثوا عهودهم و لم یؤمنوا.
...
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ انتقام در صفات خداوند جلّ جلاله رواست، اما در انتقام از حقد پاك است بخلاف مخلوق، چنان كه در غضب از ضجر پاك است، و در صبر از عجز پاكست.
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ اى انتصرنا و سلبنا نعمتهم بالعذاب، و عاقبناهم على سوء فعلهم، فَأَغْرَقْناهُمْ فِی الْیَمِ‏ و هو البحر، بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآیاتِنا اى بسبب تكذیبهم آیاتنا و حملهم ایّاها على العادات و على السّحر، وَ كانُوا عَنْها غافِلِینَ اى عن النّقمة، و قیل عن الادیات اذ كانوا لا یعتبرون بها.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 23 (284)





           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
زبان بد نشانه نفاق
عید فطر مبارک
امام موسی صدر و انسان پس از عید فطر
تفسیر سوره اعراف 22 (283)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 19 (280)
دعای امام سجاد (ع) براى مرزداران
تفسیر سوره اعراف 18 (279)
تفسیر سوره اعراف 17 (278)
تفسیر سوره اعراف 16 (277)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 14 (275)
تفسیر سوره اعراف 13 (274)
تفسیر سوره اعراف 12 (273)
تفسیر سوره اعراف 11 (272)
اخلاق حکومتی امام علی (ع)
نامه امام علی (ع) به مالک اشتر



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.