النوبة الاولى / قوله تعالى:
صبر و اسلام

قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ سالاران قوم فرعون گفتند: إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِیمٌ (109) اینست بدرستى جادویى دانا استاد.

یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ میخواهد كه بیرون كند شما را از زمین شما فَما ذا تَأْمُرُونَ (110) چه چیز فرمائید؟

قالُوا ایشان گفتند فرعون را: أَرْجِهْ وَ أَخاهُ باز دار وى را و برادر وى را وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدائِنِ و بفرست در شهرهاى زمین مصر حاشِرِینَ (111) فراهم كنندگان و جادو جویندگان.

یَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِیمٍ (112) تا بتو آرند هر جادویى دانا كه هست.

وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ جادوان آمدند بفرعون، قالُوا گفتند او را: قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً ما را برین جادویى كه میخواهى مزدى هست؟ إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِینَ (113) اگر ما موسى را و برادر وى را غلبه كنندگانیم باز مالندگان و كم آورندگان.

قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ (114) گفت: آرى، و شما پس از آن از نزدیك كردگان ‏اید بمن.

قالُوا یا مُوسى‏ جادوان گفتند اى موسى! إِمَّا أَنْ تُلْقِیَ تو عصاى خویش بیوكنى پیش وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِینَ (115) یا ما آن خود بیفكنیم؟

قالَ أَلْقُوا گفت: شما پیش بیفكنید فَلَمَّا أَلْقَوْا چون بیفكندند سَحَرُوا أَعْیُنَ النَّاسِ چشم مردمان بر بستند و فرا دیدار چشم مردمان جادویى نمودند وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ و مردمان را بترسانیدند وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِیمٍ (116) و جادویى آوردند بزرگ.

وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ و پیغام فرستادیم بموسى أَنْ أَلْقِ عَصاكَ كه عصاى خود بیفكن فَإِذا هِیَ تَلْقَفُ ما یَأْفِكُونَ (117) كه آن عصا فرو برد هر چه ایشان بدروغ ساخته ‏اند و بجادویى نموده.

فَوَقَعَ الْحَقُّ حق آشكارا شد و هست وَ بَطَلَ ما كانُوا یَعْمَلُونَ (118) و آنچه ایشان میكردند تباه گشت و نیست.

فَغُلِبُوا هُنالِكَ ایشان را باز شكستند آنجا وَ انْقَلَبُوا و باز گشتند صاغِرِینَ (119) خوار مانده و كم آمده.

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ ساجِدِینَ (120) و جادوان را بسجود افكندند.

قالُوا گفتند همه: آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِینَ (121) بگرویدیم بخداوند جهانیان.

رَبِّ مُوسى‏ وَ هارُونَ (122) خداوند موسى و هارون.

قالَ فِرْعَوْنُ فرعون جادوان را گفت: آمَنْتُمْ بِهِ بگرویدید باو قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ پیش از آنكه دستورى دادم شما را إِنَّ هذا لَمَكْرٌ شما در نهان با موسى سازى ساخته‏ اید مَكَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ و این ساز نهانى بهم كرده‏ اید درین شارستان لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها تا اهل آن از آن بدر بیرون كنید فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (123) آرى آگاه شید.

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ ببرم و پاره پاره كنم دستها و پایهاى شما مِنْ خِلافٍ از یكى چپ و از یكى راست ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِینَ (124) و آن گه شما را دست و پاى زده بیاویزم همگان.

قالُوا جواب دادند جادوان إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ (125) ما با خداى خویش گشتیم.

وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا نیست چیزى كه از ما نپسندى إِلَّا أَنْ آمَنَّا مگر آنكه ما بگرویدیم بِآیاتِ رَبِّنا پیغامهاى خداوند خویش و نشانه‏ هاى او لَمَّا جاءَتْنا آن گه كه بما آمد. رَبِّنا خداوند ما! أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً فرو ریز بر ما شكیبایى فراخ وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِینَ (126) و ما را بر مسلمانى بمیران.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ
چون موسى (ع) بیّنت خویش آشكارا كرد، و حجت خود بنمود ازید بیضا و عصا، و فرعون را گفت: فَأَرْسِلْ مَعِیَ بَنِی إِسْرائِیلَ، فرعون در آن كار فرو ماند. همت قتل موسى كرد. سالاران و مهتران قوم وى را گفتند: كشتن را روى نیست كه باین معنى شبهتى در مردم آرى. پندارند كه وى راستگوى بود چون او را بكشتى، بگذار تا كذب وى و سحر وى آشكارا شود و مردم بدانند كه این مرد جادو است جادوى دانا حاذق. میخواهد كه باین جادویى و استادى خویش شما را یعنى فرعون و قبطیان از زمین مصر بیرون كند و ملك شما را زیر زبر گرداند، یعنى كه چون میخواهد كه بنى اسرائیل را بیرون برد، آن بیرون كردن شما است، كه معاش شما از خراج و جزیت ایشان است، و نیز دشمنان شمااند. چون معاش شما بریده گردد و دشمن دست یابد ناچار شما را بیرون كرده باشند.

پس فرعون گفت: فَما ذا تَأْمُرُونَ اینجا اضمار است، یعنى: قال فرعون: فَما ذا تَأْمُرُونَ؟ معنى تأمرون تشیرون است، كه فرعون ملأ خود را بر خود امر ندیدید.اكنون شما چه اشارت كنید چه بینید و رأى شما در این كار چیست؟ قالُوا أَرْجِهْ بهمزه قراءت مكى و بصرى و شامى و یحیى، اما «هاء» مكى باشباع ضمّه خواند متّصل بواو چنان كه اصل اوست.

ابن عامر باختلاس كسره، بصرى و یحیى باختلاس ضمه، باقى ارجه بى‏همزه خوانند، امّا «هاء» باین قراءت حمزه و حماد و حفص بسكون خوانند، و قالون باختلاس كسره، ورش و كسایى و اسماعیل باشباع كسره. و در هر دو قراءت بهمز و بى‏همز معنى آن تأخیر است، تقول: ارجیت الامر و أرجأته، اذا اخّرته. و الامر من «ارجى» «ارج» و من «ارجأ» «ارجأ». معنى آنست كه اخّره و لا تعجل. و قیل: معناه احبسه و لا تقتله، وَ أَخاهُ یعنى هارون، اى اخّر امره و امر اخیه حتى یظهر كذبهما. و گفته‏ اند: ارجه بى ‏همزه از رجاء است یعنى اطمعه. میگوید: او را طامع كن و وعده مى ‏ده تا فرو ایستد.

وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدائِنِ اى فى مدائن ملكتك حاشرین، اى الشرط الّذین یجمعون السحرة.
و الحشر الجمع، و منه یوم الحشر.

گفته ‏اند كه: در ممالك وى و نواحى مصر مدینه‏ هایى بود كه جادوان در آن مسكن داشتند. هر كه وى را حادثه ‏اى رسیدى و كارى صعب پیش آمدى كس فرستادى بجادوان، و ایشان را جمع كردى، تا ایشان تدبیر كارها و مكرها ساختندى.

یَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِیمٍ
حمزه و كسایى ساحر علیم خوانند، و سحار بناء مبالغت است یعنى ازین هر جادوى حاذق پر حیل بجادوى مشهور و معروف، و قیل: الساحر الّذى یعلم و لا یعلّم، و السّحّار الذى یعلم و یعلّم.

خلاف است میان علماء تفسیر كه عدد جادوان چند بود. مقاتل گفت: هفتاد و دو كس بودند، دو كس سران و مهتران ایشان بودند از قبط و هفتاد از بنى اسرائیل.
كعب گفت: دوازده هزار بودند. سدى گفت سى و اند هزار مرد بودند. عكرمه گفت: هفتاد هزار. ابن المنذر گفت: هشتاد هزار. با هر یكى از ایشان حبلى و عصائى بود، و نام مهتر ایشان شمعون.

آمدند این جادوان بحضرة فرعون، چنان كه رب العالمین گفت: وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ، و گفتند إِنَّ لَنا لَأَجْراً بیك همزه قراءت مكى و مدنى و حفص است بر معنى خبر، یعنى: ما را لا بد برین جادوى مزدى است.
باقى بدو همزه خوانند بر طریق استفهام بمعنى تقریر. چون ایشان جعل و مزد خود را بر وى تقریر كردند، فرعون گفت: نعم، آرى، چنان است كه مى‏گویید، و شما را آنست كه میخواهید، وَ إِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ اى: و لكم من الاجر المنزلة الرفیعة عندى.
...
قالُوا یا مُوسى‏
اینجا اختصارى است عظیم كه: آن گه ترتیب بدادند و آن را موعدى ساختند چنان كه اللَّه گفت: مَوْعِدُكُمْ یَوْمُ الزِّینَةِ. این روز زینت روز عید ایشان بود، و گفته ‏اند: روز نوروز موافق روز عاشورا، همانست كه رب العزة گفت: فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِیقاتِ یَوْمٍ مَعْلُومٍ. میگوید: فراهم آوردند جادوان را هنگام روزى را دانسته و نامزد كرده.

جاى دیگر گفت: فَأَجْمِعُوا كَیْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا، فرعون گفت ایشان را: همه هام سخن و هام دل و هام آهنگ باشید در ساز خویش. پس همه بهم بهامون آئید بیكبار برگتار.

همه بیامدند و گفتند: یا مُوسى‏ إِمَّا أَنْ تُلْقِیَ یعنى عصاك وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِینَ لعصیّنا و حبالنا. چون روى بروى آوردند، بموسى گفتند: یا موسى تو پیشتر عصاى خود بیفكنى یا ما پیشتر بیفكنیم آنچه با ما است؟

موسى گفت: أَلْقُوا ان كنتم محقّین. القوا ما یصح و یجوز. بیوكنید.
اگر شما بر حق‏ اید آنچه راست است و درست و روا. ایشان آن چوبها و رسنهاى فراوان بیوكندند در آن هامون، مى ‏نمودند بموسى از جادوى ایشان كه آن همه مارهااند زنده، كه نهیب مى‏بردند بموسى و درو مى ‏یازیدند.

و معنى سحر چیزى نمودن است كه آن چیز نبود، و آن گه آن را مثل سازند چیزى را كه آن در شگفتى بغایت بود، چنان كه مصطفى (ص) گفت: « انّ من البیان لسحرا».

فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْیُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ

این سین زیادة است، یعنى: ارهبوهم و افزعوهم. وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِیمٍ میگوید: جادویى آوردند عظیم، یعنى در چشم آن كس كه مى‏دید عظیم مى‏نمود، كه آن دشت و صحرا همه مار مى ‏نمودند از زمین خیزان، بموسى یازان.

وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ القینا فى قلبه، و قیل جاءه جبرئیل. جبرئیل گفت: اى موسى عصا بیوكن. أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِیَ تَلْقَفُ اصله تتلقف اى تبتلع، و قراءت حفص بسكون لام است، فَإِذا هِیَ تَلْقَفُ اى: تبلغ ما یأفكون اى یكذبون فیه.

میگوید: آن عصا فرو برد هر چه ایشان بدروغ ساخته بودند و بجادویى نموده. میگویند: چهل شتر وار بود آنجا بیوكنده. و عصاى موسى آن همه بیكبار فرو برد. «افك» برگردانیدن است در لغت عرب. و دروغ را از بهر آن افك گویند كه از راستى برگردانیده باشند، یعنى كه ایشان گفتند: این چوبها و رسنها ماران اند، و دروغ میگفتند، كه مار نبودند. پس موسى عصا برگرفت و بحال خود باز شد، چوب گشت.

فَوَقَعَ الْحَقُّ اى ظهر الحقّ بأنه لیس بسحر، و قیل: علا و غلب. كار موسى بالا گرفت و غلبه كرد بر ایشان، و پیدا شد بدرستى و راستى كه آنچه موسى كرد نه سحر است و موسى نه ساحر، بلكه كار الهى است، و عصاى موسى كه مار گشت بحقیقت مار گشت بفرمان حق و اظهار معجزه موسى، وَ بَطَلَ ما كانُوا یَعْمَلُونَ و آنچه ایشان كرده بودند باطل بود و بى‏حاصل.

سحره فرعون كه آن حال چنان دیدند گفتند: اگر فعل موسى سحر بودى‏ آن چوبها و رسنهاى ما بحال خود باز شدى، و اصل آن بنماندى، اكنون كه از آن هیچ نماند، و در عصاى موسى پیدا نگشت، جز او حق و راستى نیست و كار وى سحر نیست.

فَغُلِبُوا هُنالِكَ اى: عند ذلك. وَ انْقَلَبُوا صاغِرِینَ اى: رجعوا الى منازلهم بالذّلّ قد فضحهم اللَّه و ادحض حجتهم. صاغر و داخر نامى است بنزدیك عرب كم آمده را از كسى دیگر.

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ این القاء ایدر نامى است هدایت و توفیق را ساجِدِینَ اى: خرّوا للَّه عابدین سامعین مطیعین.

گفته ‏اند كه: چون حق ظاهر گشت و باطل نیست شد، و موسى غلبه كرد بر ایشان، موسى و هارون هر دو خداى را سجود شكر كردند، و سحره بموافقت موسى سجود كردند، آن گه گفتند: آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِینَ
فرعون گفت: ایّاى تعنون؟ انا ربّ العالمین.
چون فرعون این ظن خطا برد، ایشان گفتند: رَبِّ مُوسى‏ وَ هارُونَ.

قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بر خبر بى ‏استفهام قراءت حفص است، و بدو همزه بمعنى استفهام قراءت حمزه و كسایى و بو بكر. باقى بمد تمام خوانند، یعنى كه فرعون ایشان را توبیخ كرد و انكار نمود بتصدیق موسى و ایمان ایشان بى ‏دستورى و بى ‏فرمان فرعون، و گفت: ایمان آوردید بموسى پیش از آنكه شما را دستورى دادم.

مقاتل گفت: موسى بمهتر جادوان شمعون گفت: تؤمن بى ان غلبتك؟ اگر من بر تو غلبه كنم و تراكم آرم بمن ایمان آرى؟
شمعون گفت: من جادویى بیارم كه هیچ جادوى بآن نرسد و غلبه نكند، پس اگر تو غلبه كنى ناچار ایمان آرم، كه آن نه سحر باشد كه بر سحر ما غلبه كند، و فرعون در ایشان مى‏نگرست كه ایشان این سخن میگفتند، از این جهت گفت: إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ اى صنیع و خدیعة صنعتموه فیما بینكم و بین موسى فى مصر قبل خروجكم الى هذا الموضع، لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها اى: لتستولوا على مصر فتخرجوا منها اهلها، و تتغلبوا علیها بسحركم.
آن گه ایشان را تهدید كرد: فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ما افعل بكم.

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ على مخالفة و هو أن یقطع من كل شقّ طرف و هو اوّل من فعل هذا.

و احتمال كند كه معنى آنست: مِنْ خِلافٍ اى من اجل خلاف ظهر منكم. ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِینَ اى: اعلّقكم على خشب منصوب.
جاى دیگر گفت: وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ.

قالُوا إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ یعنى بالموت فیثیبنا اللَّه و لا نبالى بوعیدك.

وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا یقال نقمت انقم و نقمت انقم لغتان اى ما تكره منّا امرا، و قیل: ما تطعن علینا، و قیل: ما تنكر منّا منكرا الا ایماننا بربّنا، و قیل: الا ان آمنّا بآیات ربّنا: ما اتى به موسى من العصا و الید. رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً اصبب علینا الصّبر عند الصّلب و القطع حتّى لا نرجع كفّارا، وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِینَ على دین موسى و هارون.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 06 (267)
تفسیر سوره اعراف 07 (268)
تفسیر سوره اعراف 08 (269)
تفسیر سوره اعراف 09 (270)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 11 (272)
تفسیر سوره اعراف 12 (273)
تفسیر سوره اعراف 13 (274)
تفسیر سوره اعراف 14 (275)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 16 (277)
تفسیر سوره اعراف 17 (278)
تفسیر سوره اعراف 18 (279)
تفسیر سوره اعراف 19 (280)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 21 (282)





           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 19 (280)
دعای امام سجاد (ع) براى مرزداران
تفسیر سوره اعراف 18 (279)
تفسیر سوره اعراف 17 (278)
تفسیر سوره اعراف 16 (277)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 14 (275)
تفسیر سوره اعراف 13 (274)
تفسیر سوره اعراف 12 (273)
تفسیر سوره اعراف 11 (272)
اخلاق حکومتی امام علی (ع)
نامه امام علی (ع) به مالک اشتر
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 09 (270)
تفسیر سوره قدر
تفسیر سوره علق
تفسیر سوره اعراف 08 (269)
در وصف حضرت مصطفی (ص)
زینت های الهی را بر مردم حرام نکنید
تفسیر سوره اعراف 07 (268)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
تفسیر سوره اعراف 06 (267)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره انعام 37 (261)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 35 (259)
تفسیر سوره انعام 34 (258)
تفسیر سوره انعام 33 (257)
تفسیر سوره انعام 32 (256)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 30 (254)
تفسیر سوره انعام 29 (253)
تفسیر سوره انعام 28 (252)
فاصله از صاحبان قدرت شرط سلامت
تفسیر سوره انعام 27 (251)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 24 (248)
عدالت حاکمان در سیاست نامه
تفسیر سوره انعام 23 (247)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
داغ ازلی
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
تفسیر سوره انعام 20 (244)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.