النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ

یا ربّ

ربّ نام خداوند است، نور نام نور پیغام و مهر و پیوند است، پروردگار جهانیان، و دارنده خلقان، و دیّان مهربان، پاكست و بى‏همتا، و داور چون و چرا، و ناآلوده بهیچ ناسزا، پیداست خود را بدرستى، پیداست خود را بهستى، پیداست دل را بدوستى، یگانه بسنده، و بداشت هر كس رسنده، و با راست داشت دلها تاونده، هر چیزى را خداونده، و هر هستى را بدارنده، و هر فرا رسیدنى را پروراننده.

اول رب گفت نصیب عامه خلق را، پس اللَّه گفت نصیب عارفان و صدیقان را.
رب است آرام دهنده دل نیكمردان، اللَّه است غارت كننده جان عارفان.
رب است دهنده نعمت بخواهندگان، اللَّه است او كننده مهر بدل دوستان.
رب است كه نعمت دیدار بر مؤمنان ریزد، اللَّه است كه عارفان را با دیدار چراغ مهر افروزد.

پیر طریقت گفت:
مهر و دیدار هر دو بر هم رسیدند.
مهر دیدار را گفت: تو چون نورى كه عالم افروزى.
دیدار مهر را گفت: تو چون آتشى كه عالم سوزى.
دیدار گفت: من چون جلوه كردم غمان از دل بركنم.
مهر گفت: من بارى غارت كنم دلى كه برو رخت افكنم.
دیدار گفت: من تحفه ممتحنانم.
مهر گفت: من شورنده جهانم.

دیدار بهره اوست كه او را بصنایع شناسد. از صنایع باو رسد مكوّنات و مقدرات و محدثات از خلق زمین و سماوات و شمس و قمر و نجوم مسخرات.
مهر بهره اوست كه او را هم باو شناسد، ازو بصنایع آید نه از صنایع بدو.

پیر طریقت گفت:
مسكین او كه او را بصنایع شناخت!
بیچاره او كه او را از بهر نعمت دوست داشت!
بیهوده او كه او را بجهد خود جست!
او كه بصنایع شناسد، به بیم و طمع پرستد.
او كه وى را از بهر نعمت دوست دارد، روز محنت برگردد.
او كه بخویشتن جوید نایافته یافته پندارد.
اما عارف او را هم بنور او شناسد. از شعاع وجود عبارت نتواند. در آتش مهر مى‏سوزد، و از ناز باز نمى‏پردازد.

ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ
عرش او بر آسمان معلوم است، و عرش او در زمین، دل دوستان است.
عرش آسمان را گفت: وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَةٌ.
فریشتگان آن را مى‏بردارند،
و عرش زمین را گفت: وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ.
ما آن را خود برداشتیم، و بفریشتگان باز نگذاشتیم.
عرش آسمان منظور فریشتگان است.
عرش زمین منظور خداى جهان است.
عرش آسمان را گفت: الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى‏.
عرش زمین را گفت: انا عند المنكسرة قلوبهم، قلب المؤمن بین اصبعین من اصابع الرحمن.

ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً
مصطفى (ص) گفت: «الدعاء هو العبادة».دعا عین عبادتست.
دعاء خواندن است یا خواستن. اگر خواندن است عین ثناء است، ور خواستن است بنده را سزا است،
و هر دو عبادتست و نجاة را وسیلت.

یحیى معاذ گفت: عبادة اللَّه خزینه ‏اى است. كلید این خزینه دعا، و دندانهاى این كلید لقمه حلال.

و شرط دعاء تضرع است و زارى، و بر درگاه عزت خود را بیفكندن بخوارى. اینست كه میگوید: تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً.

و در خبر است: آدم صلوات اللَّه علیه صد سال بر آن زلّت خویش نوحه كرد بزارى، و تضرع نمود، تا جبرئیل گفت:
بار خدایا !
خود مى‏بینى تضرع آدم، مى‏شنوى زاریدن وى. هیچ روى آن دارد كه عذرش پذیرى؟ و خستگى وى را مرهمى برنهى؟
فرمان آمد كه اى جبرئیل!
آدم را بما گذار كه اگر نه این تضرع و زارى از وى دانستى، خود زلّت بر وى قضا نكردمى.
زلت بر وى قضا كردم كه دانستم از وى كه چون درماند، زبان بدعا و تضرع بگشاید، و من دوست دارم كه بنده بنالد، و در من زارد، انین المذنبین احب الىّ من زجل المسبحین.

نظیره: وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ میگوید: مرا خوانید تا اجابت كنم. مرا دانید تا آمرزم. از من خواهید تا بخشم.

جاى دیگر گفت: أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ
آن درمانده فرو مانده، در بلا بیطاقت گشته، كه پاسخ كند خواندن او مگر من؟
كه نیوشد دعاء او مگر من؟
كه فریاد رسد درماندگى وى را مگر من؟

مضطر آنست كه خود را دست آویزى نداند، و روزگار بر باد داده خود برابر چشم خویش دارد.
دست از همه وسائل و طاعات تهى بیند.
دعاء چنین كسى همچون تیر بود، كه سوى نشانه شود.

و از شرایط دعاء
یكى لقمه حلالست.
مصطفى (ص) گفت: « أطب طعمتك تستجب دعوتك».
دوم بیدارى و هشیارى است بدل حاضر و از غفلت دور.
مصطفى (ص) گفت: « ان اللَّه لا یستجیب دعاء من قلب لاه».
سوم خوف و طمع است،
كه رب العزة گفت: وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً.
این خوف و طمع بمعنى خوف و رجاء است، و آن تضرع و خفیه بمعنى اخلاص و صدق، بر مثال چهار جوى ‏اند در دل گشاده، تا این جویها روان ‏اند و روشن، دل آبادان است، و ایمان بر جاى، و دعا مستجاب.

باز اگر این چهار جوى از دل وا ایستد، و چشمهاى آن خشك گردد، دل مرده گردد، و اشك از چشم وا ایستد، و ذكر از زبان، و مهر از دل، نیز از وى طاعت نروید و ایمان نیاید، چنان شود كه گویند:

آن دل كه تو دیدى همه دیگرگون شد
و آن حوض پر آب ما همه پر خون شد
و آن باغ پر از نعمت چون هامون شد
و آن آب روان زباغ ما بیرون شد.



إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ
مصطفى (ص) گفت: « الاحسان ان تعبد اللَّه كأنك تراه فان لم تكن تراه فانه یراك».
این خبر اشارتست بملاقات دل با حق، و معارضة سر با غیب، و مشاهده جان با اللَّه.
و درین خبر حث است بنده را بر اخلاص عمل، و قصر امل، و وفا كردن به پذیرفته روز میثاق و عهد بلى، چون میدانى كه او ترا مى‏بیند دل وا او دار، و از غیر او بردار.
در اعمال مخلص باش، و در احوال صادق.

پیر طریقت گفت:
آن دیده كه او را دید بملاحظه غیر او كى پردازد؟
آن جان كه با او صحبت یافت با آب و خاك چند سازد؟
خو كرده در حضرت مشاهدت مذلت حجاب چند برتابد؟
والى بر شهر خویش در غربت عمر چند بسر آرد؟

« كأنك تراه » اشارتست كه حق دیدنى است، « فانه یراك » از حق دیده ورى است.

پیر طریقت گفت:
چون هیبت دیده ورى حق موجود است، از ملامت منكر چه باك!
در خدمت سزاى معبود كوش، نه بهره آب و خاك، كه هیبت اطلاع حق سیل است و پسند خلق خاشاك.

وَ هُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ
اذا تنسّمت القلوب نسیم القرب هام فى ملكوت الجلال و انمحى عن كل مرسوم و معهود.
چون نسیم ازل از جانب قربت دمد، و باد كرم از هواى فردانیت وزد، بندگى آزادى شود، و غمان همه شادى گردد. خائف در كشتى خوف بساحل امن رسد. راجى در كشتى طمع بساحل عطا رسد.
عاصى در كشتى ندامت بساحل نوبت رسد. موحد در كشتى توحید بساحل تفرید رسد.

سُقْناهُ لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ
از آسمان باران آمد، زمین مرده بوى زنده گشت، نبات و ازهار و انوار پدید آمد.
از خزینه قدرت باران رحمت آمد، دلهاى پژمرده بوى زنده گشت.
یكى را تخم ندامت كشتند، آب توفیق دادند، زاهد گشت.
یكى را تخم عنایت كشتند، آب رعایت دادند، تائب گشت.
یكى را تخم هیبت كشتند آب تعظیم دادند عارف گشت.

پیر طریقت گفت:
ملكا! آب عنایت تو بسنگ رسید. سنگ بار گرفت.
از سنگ میوه رست. میوه طعم و خوار گرفت.

ملكا! یاد تو دل را زنده كرد، و تخم مهر افكند.
درخت شادى رویانید، و میوه آزادى داد.
چون زمین نرم باشد، و تربت خوش، و طینت قابل، تخم جز شجره طیبه از آن نروید، و جز عبهر عهد بیرون ندهد.

اینست كه اللَّه گفت:
وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ.
قال بعضهم: طیبها بدوام الامن و عدل السلطان، و طاعة المطیعین.
و قال ابو عثمان: «هو قلب المؤمن یظهر على الجوارح انوار الطاعات.

وَ الَّذِی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً
قلب الكافر لا یظهر على الجوارح الا المخالفات.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 06 (267)
تفسیر سوره اعراف 07 (268)
تفسیر سوره اعراف 08 (269)
تفسیر سوره اعراف 09 (270)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 11 (272)
تفسیر سوره اعراف 12 (273)





           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره اعراف 11 (272)
اخلاق حکومتی امام علی (ع)
نامه امام علی (ع) به مالک اشتر
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 09 (270)
تفسیر سوره قدر
تفسیر سوره علق
تفسیر سوره اعراف 08 (269)
در وصف حضرت مصطفی (ص)
زینت های الهی را بر مردم حرام نکنید
تفسیر سوره اعراف 07 (268)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
تفسیر سوره اعراف 06 (267)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره انعام 37 (261)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 35 (259)
تفسیر سوره انعام 34 (258)
تفسیر سوره انعام 33 (257)
تفسیر سوره انعام 32 (256)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 30 (254)
تفسیر سوره انعام 29 (253)
تفسیر سوره انعام 28 (252)
فاصله از صاحبان قدرت شرط سلامت
تفسیر سوره انعام 27 (251)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 24 (248)
عدالت حاکمان در سیاست نامه
تفسیر سوره انعام 23 (247)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
داغ ازلی
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 19 (243)
تفسیر سوره انعام 18 (242)
تفسیر سوره انعام 17 (241)
تفسیر سوره انعام 16 (240)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع)
نفرین نکن !
تفسیر سوره انعام 14 (238)
تفسیر سوره انعام 13 (237)
تفسیر سوره انعام 12 (236)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.