النوبة الاولى / قوله تعالى

منتظر تاویل قرآن

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و ایشان كه بگرویدند و نیكی ها كردند لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها بر كس ننهیم مگر توان او أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ ایشانند كه بهشتیان ‏اند هُمْ فِیها خالِدُونَ (42) جاویدى جاویدان در آن.

وَ نَزَعْنا و بیرون كشیدیم ما فِی صُدُورِهِمْ آنچه در دلهاى ایشان بود مِنْ غِلٍّ از ناراستى با یكدیگر و ناحق شناسى تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ میرود زیر ایشان در بهشت جویهاى روان وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ و سخن ایشان در بهشت آنست كه گویند: حمد و ستایش نیكو خداى را الَّذِی هَدانا لِهذا او كه راه نمود ما را باین جاى و باین كار و باین روز وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِیَ و نه آنیم ما كه باین روز و باین جاى راه خواستیم دانست و توانست لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ اگر نه آن بودى كه راه نمود اللَّه ما را لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ فرستادگان خداوند ما براستى بما آمده بودند وَ نُودُوا و آواز دهند ایشان را أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ كه آنك این بهشت أُورِثْتُمُوها آن را بشما میراث دادند بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (43) بآن كردارهاى نیكو كه میكردید.

وَ نادى‏ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ و آواز دهند اهل بهشت اهل آتش را: أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا كه آنچه خداوند ما ما را وعده كرده بود راست یافتیم فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا آنچه شما را بآن مى‏ تهدید كرد و وعده داد راست یافتید؟ قالُوا نَعَمْ جواب دهند كه آرى، یافتیم فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُمْ تا درین سخن باشند آواز دهد آواز دهنده ‏اى ببانگ بلند از میان ایشان أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ (44) كه لعنت خدا و راندن وى بر آن ستمكاران بر خود.

الَّذِینَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ ایشان كه مى‏ برگردانیدند از راه خداى وَ یَبْغُونَها عِوَجاً و آن را عیب می جستند و در آن كجى مى ‏بیوسیدند وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ كافِرُونَ (45) و ایشان بروز رستاخیز كافران.

وَ بَیْنَهُما حِجابٌ و میان اهل آتش و اهل بهشت پرده ‏اى است  وَعَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ و بر سر آن سور بر كنگره ‏ها آن مردانى‏ اند یَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِیماهُمْ كه مى ‏شناسند هم بهشتیان را بسیماى ایشان، و هم دوزخیان را بسیماى ایشان وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ و آواز دهند از آن بالا باهل بهشت أَنْ سَلامٌ عَلَیْكُمْ گویند: سلام بر شما باد لَمْ یَدْخُلُوها در نرفته ‏اند در بهشت انیز وَ هُمْ یَطْمَعُونَ (46) اما امید میدارند.

وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ و هر گاه كه چشمهاى ایشان بگردانند تِلْقاءَ أَصْحابِ النَّارِ بسوى اهل آتش قالُوا رَبَّنا گویند خداوند ما! لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (47) ما را با این ستمكاران مكن.

وَ نادى‏ أَصْحابُ الْأَعْرافِ و آواز دهند اصحاب اعراف رِجالًا مردانى را از اهل آتش یَعْرِفُونَهُمْ بِسِیماهُمْ كه مى‏شناسد ایشان را بنمون و آساء ایشان قالُوا ما أَغْنى‏ عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ گویند: چه بكار آمد و چه سود داشت شما را جمع دنیاى شما وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ (48) و آن گردنكشى كه مى ‏كردید از پذیرفتن حق.

أَ هؤُلاءِ اینان كه در بهشت ‏اند الَّذِینَ أَقْسَمْتُمْ ایشان ‏اند كه سوگند میخوردند در دار دنیا لا یَنالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ كه اللَّه هرگز بخشایش خویش بایشان نرساند ادْخُلُوا الْجَنَّةَ اى اصحاب اعراف! در روید در بهشت لا خَوْفٌ عَلَیْكُمْ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ (49) نه بیم بر شما و نه هرگز اندوهگن بید.

وَ نادى‏ أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ و آواز دهند دوزخیان اهل بهشت را أَنْ أَفِیضُوا عَلَیْنا مِنَ الْماءِ كه بر ما ریزید و ما را دهید لختى ازین آب بهشت. أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ و طعام دهید ما را از آنچه اللَّه شما را روزى كرد قالُوا بهشتیان گویند إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِینَ (50) كه اللَّه حرام كرده است طعام و شراب بهشت بر كافران.

الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً ایشان كه دین خویش به بیكارى و بازى گرفتند وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا و زندگانى این جهان ایشان را بفرهیفت و مشغول داشت فَالْیَوْمَ نَنْساهُمْ امروز آن روز است كه ایشان را فرو گذاریم در آتش چون فراموش كردگان كَما نَسُوا لِقاءَ یَوْمِهِمْ هذا چنان كه ایشان فراموش كردند دیدار این روز كه ایشان را بود فراموش وَ ما كانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ (51) و بآنچه بسخنان ما جحود آوردند و نااستوار گرفتند.

وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ و آوردیم بایشان نامه ‏اى فَصَّلْناهُ عَلى‏ عِلْمٍ آن را تفصیل دادیم و روشن باز نمودیم بر دانشى هُدىً وَ رَحْمَةً راهنمونى و بخشایشى لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (52) قومى را كه استوار میگیرند و مى‏پذیرند.

هَلْ یَنْظُرُونَ چشم نمیدارند إِلَّا تَأْوِیلَهُ مگر پیدا شدن حقیقت آنكه مراد اللَّه بفرستادن این كتاب است یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ آن روز كه تأویل این نامه در رسد یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ ایشان كه آن روز فراموش كردند،: قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ فرستادگان خداوند ما براستى آمده بودند فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ هست ما را باز خواهندگان؟ فَیَشْفَعُوا لَنا تا ما را باز خواهند أَوْ نُرَدُّ یا باز گذارند ما را با دنیا فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذِی كُنَّا نَعْمَلُ تا جز از آن كنیم كه مى‏كردیم قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ در خویشتن زیانكار و نومید آمدند وَ ضَلَّ عَنْهُمْ و گم گشت و ناپدید از ایشان ما كانُوا یَفْتَرُونَ (53) آنكه بدروغ خداى را میخواندند.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
بدان كه معنى ایمان تصدیق است، و حقیقت آن از روى شرع استوار داشتن است بدل، و اقرار است بزبان، و كردار است بتن و بمال، و تا این هر سه خصلت بهم مجتمع نشوند، نام ایمان بر وى نیفتد، و نه نام اسلام، كه مؤمن مسلمان است و مسلمان مؤمن.

ایمان و اسلام دو نام ‏اند دین حنیفى را، كه مشتمل است بر اعمال ظاهر و باطن. بلى چون مفرد كنند، اعمال ظاهر را اسلام گویند چون نماز و زكاة و حج و صوم، و اعمال باطن را ایمان گویند چون معرفت و تصدیق و یقین، و همه در هم بسته است، كه این بى آن بسر نشود، و آن بى این بكار نیاید، چون همه بهم آمده خواه آن را اسلام خوان و خواه ایمان.
...
و فائده اسلام عصمت است در خون و مال و ذمت، احكام شرع بر وى روان و مسلمانان درین یكسان.
و فائده ایمان نجاة است از مقت خدا و خلاص از عذاب وى و مؤمنان در آن متفاوت، هر كه عمل وى نیكوتر، و یقین وى بیشتر، و عهد وى راست‏تر ایمان وى تمامتر، و ثواب وى بیشتر.

و رب العزّة جلّ جلاله خود بر بنده آن ننهد كه بر نتابد، بلكه بر وى آن نهد كه طاقت دارد، و آن فرماید كه توان دارد. اینست كه گفت جل جلاله: وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیها خالِدُونَ. میگوید: ایشان كه بگرویدند، و نیكی ها كردند، بر كس ننهیم مگر توان آن، یعنى ایشان اجابت كردند، و كوشیدند، و ما بر ایشان ناتاوست ننهادیم، با پاسخ راست و بار سبك بهشتیان ‏اند جاویدى جاویدان.

وَ نَزَعْنا ما فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ
امیر المؤمنین على (ع) گفت: « فینا اهل بدر نزلت هذه الایة »، ...
سدى گفت: بهشتیان به در بهشت رسند، درختى بینند از ساق آن دو چشمه روان. از یك چشمه بیاشامند، هر چه غل و حسد و حقد و عداوت است كه در دنیا در نهاد و سرشك ایشان بود، چون آن شراب بیاشامند از آن همه پاك شوند، و از چشمه دیگر غسل كنند تنهاى ایشان پاكیزه و روشن گردد، و خوشبوى شوند! از آن پس نه تن ایشان شوخ پذیرد، نه در دل ایشان وسواس و خواطر ردى آید.

تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ
این آن گه بود كه هر مؤمنى در بهشت در غرفه خویش و منزل خویش آرام گیرد، و پیوسته در آن چشمهاى روان مینگرد، تا لذت نظرشان مى ‏افزاید، و در آن حال گویند: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدانا لِهذا ...آن گه اقرار دهند كه هدایت از خدا است، و راست راهى بتوفیق است نه بجهد بنده، گویند: وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ لدینه. و قرأ ابن عامر: ما كنا بلا واو لنهتدى لولا ان هدانا اللَّه.

و در خبر است از رسول خدا (ص) كه هیچ بهشتى در بهشت نرود، تا آن گه كه پیشتر دوزخ با وى نمایند تا آن را بیند و گوید: ما كُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ، و هیچ دوزخى در دوزخ نرود، تا پیشتر بهشت با وى نمایند تا بیند و گوید: لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدانِی لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِینَ، تا شادى آن بیش بود و حسرت این بیش.

لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ
... این سخن بر در بهشت گویند، چنان كه ایشان را دیدار در بهشت افتد، و تا درین سخن باشند و درین ثنا نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ خزنه بهشت ایشان را استقبال كنند، و گویند: اینك آن بهشت كه شما را در دنیا وعده داده بودند. أُورِثْتُمُوها اورثتم منازل اهل النّار فیها لو عملوا بطاعة اللَّه بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ توحّدون اللَّه و تطیعونه.
...
وَ نادى‏ یعنى: و ینادى، لأن كل ما اخبر اللَّه انه یكون فماضیه و مستقبله و دائمه واحد. روز رستاخیز روز تنادى است، چون بهشتیان در بهشت و دوزخیان در دوزخ آرام گیرند، و اصحاب اعراف بر اعراف، هر قومى دیگر را مى ‏باز خوانند و از آنچه در ابتداء سخن میگویند، و دوزخیان درین حال كرى و گنگى و نابینایى كه در آن آیت گفت: وَ نَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ عَلى‏ وُجُوهِهِمْ عُمْیاً وَ بُكْماً وَ صُمًّا، در ایشان آن نماند، و سخن توانند، و شنوند، و آواز دهند اهل بهشت اهل دوزخ را: أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا، همان گویند كه روز بدر، مصطفى گفت اهل قلیب را: فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا، هذا سؤال تقریر یتضمّن تخسیر الكفّار. قالُوا نَعَمْ كسایى نعم بكسر عین خواند، و هما لغتان.

فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُمْ قیل هو صاحب الصور. تا ایشان درین سخن باشند منادى ندا كند بآواز بلند: أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ اى الكافرین، كه لعنت خدا بر كافران. آن گه اعمال خبیثه ایشان را وصف كرد: الَّذِینَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ ایشان كه از دین اسلام باز گشتند، و دیگران را مى ‏باز گردانیدند، یَبْغُونَها اى: و یبغون لها عوجا، و از راه راست خداوند كژى مى ‏بیوسیدند، و از آن كژى می جستند.
كژى در چیزى دیدنى چون چوب و دیوار عوج است بفتح عین، و در چیزى نادیدنى چون سخن و پیمان عوج است بكسر عین.

وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ یعنى بالبعث الذى فیه جزاء الاعمال كافِرُونَ.

وَ بَیْنَهُما حِجابٌ یعنى اهل الجنة و اهل النّار حجاب.
این حجاب آن سور است كه اینجا گفت: فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ. دیوارى است بلند در باطن، و اندرون آن بهشت است. از سور تا درگاه بهشت صد ساله راه، همه جویها و چشمها و حیاض و ریاض و درختان سدر بهشتى بوى و روشنایى بهشت در آن تابان، و از ظاهر دیوار و بیرون آن دوزخ است، از دیوار تا در دوزخ صد ساله راه پر دود و تف و شرار، و گزندگان، و از بیرون سوى دیوار در اندرون دیوار البته از دوزخ هیچ اثر نه، و از اندرون دیوار بیرون آن از بهشت البته هیچ اثر نه.

وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ
عرف شاخ سر دیوار است و سر خروه، اعراف جمع آن، وَ عَلَى الْأَعْرافِ اى على السور رِجالٌ یَعْرِفُونَ كُلًّا یعنى الفریقین‏ بِسِیماهُمْ یعنى اهل الجنة ببیاض وجوههم، و اهل النّار بسواد وجوههم، و ذلك لأن موضعهم عال مرتفع یرون الفریقین. از بالا با اهل بهشت نگرند بر ایشان سلام كنند.

رب العالمین گفت: لَمْ یَدْخُلُوها وَ هُمْ یَطْمَعُونَ انیز در بهشت نرفتند اصحاب اعراف، اما طمع میدارند كه در روند، و این طمع از آن كنند كه نور روى خویش و دست و پاى خویش بر جاى بینند، نه چون منافقان كه بر صراط نور از ایشان بربایند و در تاریكى بمانند.

وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ قلبت وجوههم تجاه اصحاب النار. چون روى ایشان بدوزخ گردانند، و اهل آن بایشان نمایند، تا از آن بالا بایشان نگرند، گویند رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ یعنى المشركین فى النار.

وَ نادى‏ أَصْحابُ الْأَعْرافِ رِجالًا و هم فى النار یَعْرِفُونَهُمْ بِسِیماهُمْ بسواد الوجوه و هم القادة و الكبراء.

مفسّران گفتند: این رجال ولید مغیره است و بو جهل هشام و عاص وائل و امثال ایشان، كه در دنیا چون بلال و سلمان و عمار و امثال ایشان دیدند، گفتند: اللَّه اینان را ببهشت فرستد و ما را بآتش! كلا، و اللَّه ان اللَّه لا یفضّل خدمنا و رعاتنا علینا! سوگند خوردند كه: اللَّه ایشان را ببهشت نفرستد فردا.

اصحاب اعراف ایشان را گویند: أَ هؤُلاءِ الَّذِینَ أَقْسَمْتُمْ؟ اینان ایشان ‏اند كه شما سوگند خوردید كه اللَّه ایشان را ببهشت نفرستد؟ و این پیش از آن باشد كه ایشان در بهشت شوند.

آن گه گویند: ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَیْكُمْ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ، و روا باشد كه در بهشت شده باشند آن گه این خطاب رود، و معنى آنست كه: اقسمتم لا ینالهم اللَّه برحمة، و قد قال اللَّه لهم: ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَیْكُمْ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ.

و قیل: اقسمتم اهل النار لا یدخل اصحاب الاعراف الجنة، فقال اللَّه: أَ هؤُلاءِ الَّذِینَ أَقْسَمْتُمْ لا یَنالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ، و قیل: أَ هؤُلاءِ من كلام الملائكة.
یعنى فریشتگان گویند اهل آتش را كه: اینان‏ اند یعنى اصحاب اعراف كه شما سوگند خوردید كه در بهشت نشوند. آن گه این فریشتگان روى باصحاب اعراف كنند، گویند: ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَیْكُمْ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ.

و در اصحاب اعراف سخن فراوان گفته‏ اند كه ایشان كه‏ اند؟
قومى گفتند: پیغامبران ‏اند و اهل معرفت، ایشان را بر زبر بهشتیان برند، تا بر هر دو گروه مشرف باشند.

قومى گفتند: فقها و علماء اسلام ‏اند، كه زندگانى بعلم و عمل بسر آوردند، و در راه سنت و طریق حق راست رفتند. در دنیا برتر از خلق بودند بمنزلت، و در عقبى برتر باشند برتبت و درجة.
و قیل: هم قوم استوت حسناتهم و سیّآتهم. در دیوان ایشان نیكى و بدى برابر آید، تا از اهل بهشت فروتر آمدند و از اهل آتش برتر.
...
وَ نادى‏ أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِیضُوا عَلَیْنا اى صبّوا علینا من الماء مقدار ما یبرد ابداننا، و یزیل عطشنا. أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ من الطعام. این آن گه باشد كه رب العزة حجاب میان دوزخیان و بهشتیان بردارد، تا دوزخیان ناز و نعیم بهشتیان بینند، و از ایشان طعام و شراب خواهند. این دلیل است كه ایشان در آن عذاب هم تشنه باشند و هم گرسنه، و آدمى از طعام و شراب مستغنى نیست اگر چه در عذاب بود.
قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما اى ماء الجنة و طعامها تحریم منع عَلَى الْكافِرِینَ.
...
قوله: الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً قیل: اكلا و شربا، و قیل: ما زیّن لهم الشیطان من تحریم البحیرة و السائبة و الوصیلة و الحامى و المكاء و التصدیة حول البیت، و سائر الخصال الردیئة التی كانوا یفعلونها فى جاهلیتهم. قال ابو روق: دینهم اى عیدهم. لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا اى اغرّوا بطول البقاء. اینجا سخن تمام شد.

پس گفت: فَالْیَوْمَ نَنْساهُمْ نتركهم فى جهنّم كما تركوا الایمان، بلقاء یومهم هذا، یعنى بالبعث. و قیل: كَما نَسُوا لِقاءَ یَوْمِهِمْ هذا اى كما تركوا العمل لهذا الیوم. وَ كانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ اى: و كما جحدوا بآیاتنا و لم یصدقوها.

وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى‏ عِلْمٍ
معنى تفصیل تبیین است، یعنى كه وجوه آن و ابواب آن از امر و نهى و از قصه مثل همه از یكدیگر گشاده و روشن باز نمود،

و نظیر این در قرآن فراوان است:

مَوْعِظَةً وَ تَفْصِیلًا لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ،
ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِیمٍ خَبِیرٍ،
وَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِیلًا،
أَنْزَلَ إِلَیْكُمُ الْكِتابَ مُفَصَّلًا.


این همه از یك باب است. و در قرآن تفصیل است بمعنى بینونت، چنان كه گفت: آیاتٍ مُفَصَّلاتٍ یعنى بائنات بعضها من بعض. بین كل عذابین شهر، و در سورة یوسف گفت: وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِیرُ اى بانت الرفقة من مصر، و در مرسلات گفت: لِیَوْمِ الْفَصْلِ یعنى یوم بیان فیه بین الناس، هذا یَوْمُ الْفَصْلِ وَ ما أَدْراكَ ما یَوْمُ الْفَصْلِ‏، إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ كانَ مِیقاتاً. این همه از یك باب است، یعنى بیان بین الخلائق بالقضاء، فریق فى الجنة و فریق فى السعیر.

وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى‏ عِلْمٍ
ابن محیصن فضلناه بضاد معجم خواند. میگوید: این نامه را یعنى قرآن افزونى دادیم در شرف، و افزونى شرف قرآن بر دیگر كتابهاى منزل باختصار است و بتأخیر و بحفظ از تبدیل و تحریف.
اما اختصار آنست كه كتب دیگر با طول عظیم است، و قرآن جوامع الكلم است، و
اما تأخیر آنست كه قرآن بر همه كتب قاضى است بنسخ و احكام، و
اما حفظ از تبدیل و تحریف آنست كه گفت: وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ،
و در كتب پیشین تبدیل و تحریف كردند، چنان كه گفت: فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا قَوْلًا، یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ.

آن گه گفت: عَلى‏ عِلْمٍ اى بعلم منا، یقول: فصّلناه و نحن عالمون بتفصیله، و قیل: على علم فى الكتاب، یعنى ما اودع من العلوم و بیان الاحكام. هُدىً اى هادیا من الضلالة وَ رَحْمَةً اى ذا رحمة من العذاب، لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ اى لقوم ارید به هدایتهم و ایمانهم.

پس بصفت جاحدان باز گشت و تخویف ایشان، و ایشان كفّار زمان مصطفى ‏اند، گفت: هَلْ یَنْظُرُونَ عرب هل در جاى نفى نهد گاه گاه، و این از آن است.
و هر جاى كه پس آن یَنْظُرُونَ است، معنى ما ینظرون است، و این ینظرون بمنى ینتظرون است، همچون « فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَیْسَرَةٍ »، « فَناظِرَةٌ بِمَ یَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ » و انشدوا:
و ان یك صدر هذا الیوم ولّى / فان غدا لناظره قریب

إِلَّا تَأْوِیلَهُ تأویل نامى است حقیقت چیزى را، و مراد بلفظ تأویل مأوّل است همچون تنزیل بمعنى منزل. مصدر است اسم ساخته همچون « فالِقُ الْإِصْباحِ ».

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِیلَهُ این «ها» با كتاب شود یعنى: الى ما یؤل الیه مراد اللَّه عزّ و جلّ فى تفصیل هذا الكتاب و تنزیله. میگوید: چشم نمیدارند این كافران درین باز نشستن از ایمان و تصدیق مگر پیدا شدن حقیقت آنكه مراد اللَّه بفرستادن این كتاب است، یعنى بپا شدن رستاخیز، و وقوع شأن آن، و شمار با خلق، و پاداش دادن ایشان.

یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ
مقاتل گفت، در كتاب نظائر كه:

تأویل در قرآن بر پنج وجه تفسیر كنند:
یكى بمعنى عاقبت، چنان كه درین آیت گفت: هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِیلَهُ، یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ یعنى یوم القیمة یأتى عاقبة ما وعد اللَّه عزّ و جلّ فى القرآن على السنة الرسل، انه كائن من الخیر و الشر. همانست كه در یونس گفت: بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ یعنى و لمّا یأتهم عاقبة ما وعد اللَّه عزّ و جلّ فى القرآن انه كائن فى الآخرة من الوعید.

وجه دوم تأویل است بمعنى منتهى كمیت ملك امت محمد (ص)، چنان كه در سورة آل عمران گفت: ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ، و ذلك ان الیهود ارادوا ان یعلموا من قبل حساب الجمل كم یملك محمد و أمته، ثم ینقضى ملكه و یرجع الى الیهود، فقال اللَّه تعالى: وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ اى ما یعلم منتهى كم یملك محمد (ص) و امته الا اللَّه، اى لا یعلم ذلك الا اللَّه انهم یملكون الى یوم القیامة و لا یرجع الملك الى الیهود ابدا.

وجه سوم تأویل است بمعنى تعبیر رؤیا، چنان كه گفت: وَ كَذلِكَ یَجْتَبِیكَ رَبُّكَ وَ یُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحادِیثِ، و هم در سورة یوسف گفت: مَكَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحادِیثِ یعنى تعبیر الرؤیا، نَبِّئْنا بِتَأْوِیلِهِ، وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحادِیثِ‏. این همه بمعنى تعبیر است.

وجه چهارم تأویل بمعنى تحقیق است، چنان كه گفت: هذا تَأْوِیلُ رُءْیایَ مِنْ قَبْلُ یعنى تحقیق رؤیاى.

وجه پنجم تاویل بمعنى الوان است، چنان كه گفت: لا یَأْتِیكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِیلِهِ یعنى بألوانه، اى الوان الطعام قبل ان یأتیكم الطعام.

یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ
یعنى غفلوا عنه و تركوا التأهّب له و الایمان به من قبل اتیانه، قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ بالصدق و البیان، اقروا حین لا ینفعهم الایمان. فَهَلْ لَنا من الملائكة و النبیین و غیرهم مِنْ شُفَعاءَ فَیَشْفَعُوا لَنا؟
هل ایدر بمعنى استفهام است، چنان كه در سورة الروم گفت: هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ مِنْ شُرَكاءَ؟
و در یونس گفت: هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ؟
اما آنجا كه گفت: هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْدِ، هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجِیكُمْ، هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى‏ مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیاطِینُ، هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالًا، این همه تنبیه است بمعنى «الا».

فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَیَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ الى الدنیا فَنَعْمَلَ من الخیر غَیْرَ الَّذِی كُنَّا نَعْمَلُ من الشرك و التكذیب.
طلب شفیع كنند یا خواهند كه ایشان را وادنیا فرستند تا ایمان آرند، و نیكی ها كنند.
ربّ العالمین جاى دگر گفت: وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ
اگرشان وادنیا فرستند هم بكفر و شرك خویش باز گردند.
قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ اى نقصوا انفسهم حظّها من طاعة اللَّه فصاروا الى النار، وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا یَفْتَرُونَ اى: لم ینفعهم عبادتهم الاصنام.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 06 (267)
تفسیر سوره اعراف 07 (268)
تفسیر سوره اعراف 08 (269)
تفسیر سوره اعراف 09 (270)



مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره قدر
تفسیر سوره علق
تفسیر سوره اعراف 08 (269)
در وصف حضرت مصطفی (ص)
زینت های الهی را بر مردم حرام نکنید
تفسیر سوره اعراف 07 (268)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.