النوبة الاولى / قوله تعالى :

پیشوایان بد و عذاب دوچندان

قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ گوى اى محمّد! خداوند من بداد میفرماید وَ أَقِیمُوا وُجُوهَكُمْ و روى خویش را و دل خویش را و آهنگ خویش را راست دارید عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ بنزدیك هر نماز و سجود كه كنید وَ ادْعُوهُ و در بیم و امید او را خوانید مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ پرستش و خواندن وى را پاك دانید كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ (29) كه وى آنست كه شما را نخست او آفرید، و كرد، و بآخر باز فردا دیگر بار پدید آئید چنان كه اول كرد، و بآن گردید كه خواست‏.

فَرِیقاً هَدى‏ گروهى را راه نمود وَ فَرِیقاً حَقَّ عَلَیْهِمُ الضَّلالَةُ و گروهى را چنان كرد كه بر ایشان در علم وى ضلالت واجب گشت كه آن را سزا بودند إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّیاطِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ایشان شیاطین را فرود از خداى معبودان و یاران گرفتند وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ (30) و مى ‏پندارند كه بر راه راست‏ اند.

یا بَنِی آدَمَ اى فرزندان آدم ! خُذُوا زِینَتَكُمْ آرایش گیرید و جامه پوشید عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ نزدیك هر نماز و سجود و طواف كه كنید وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا و میخورید و میآشامید وَ لا تُسْرِفُوا و بگزاف مروید و اندازه در مگذرانید إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (31) كه او دوست ندارد گزاف كاران را.

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ گوى كه حرام كرد و در بند آورد آرایش این جهانى؟ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ كه اللَّه بیرون آورد رهیگان خویش را وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ و این شیرینیها و خوشیها از روزى كه ساخت قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا گوى این زینت درین جهان مؤمنانرا است خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ و زینت آن جهانى باز مؤمنان را است تنها بى ‏انبازان كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ چنین هن مى‏ باز گشائیم پیدا و روشن سخنان خویش لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (32) گروهى دانایان را.

قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ گوى: خداوند من حرام كرد زشتیها ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ آنچه از آن آشكارا است، و آنچه از آن پنهان است وَ الْإِثْمَ و دروغ و خیانت و بزها وَ الْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ و افزونى جستن بى‏ حق وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ و آنكه انباز گیرید با خداى ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً چیزى كه اللَّه در آن هیچ كس را عذرى نفرستاد وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (33) و آنچه بر خداى آن گوئید كه ندانید.

وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ و هر امتى را درین جهان درنگى است و انجامى و اندازه ‏اى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ چون هنگام سر انجام ایشان در رسید لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ (34) نه یك ساعت با پس مانند نه فرا پیش شند.

یا بَنِی آدَمَ اى فرزندان آدم! إِمَّا یَأْتِیَنَّكُمْ اگر بشما آید از من رُسُلٌ مِنْكُمْ پیغام رسانان هم از شما یَقُصُّونَ عَلَیْكُمْ آیاتِی بر شما میخوانند سخنان من فَمَنِ اتَّقى‏ هر كه باز پرهیزد از عذاب من وَ أَصْلَحَ و دین خود و كردار خود راست كند فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (35) بر ایشان بیم نیست و نه هرگز اندوهگین باشند.

وَ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیاتِنا و ایشان كه دروغ شمردند سخنان ما وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها و گردن كشیدند از نیوشیدن و پذیرفتن آن أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ (36) ایشان‏ اند كه آتشیان ‏اند جاوید در آن ‏اند.

فَمَنْ أَظْلَمُ كیست ستمكارتر بر خویشتن مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً از آن كس كه دروغ سازد بر خداى أَوْ كَذَّبَ بِآیاتِهِ یا دروغ شمرد سخنان او أُولئِكَ یَنالُهُمْ ایشان ‏اند كه بایشان رسد نَصِیبُهُمْ مِنَ الْكِتابِ بهره ایشان از آن تهدید كه در قرآن گفته ‏ام حَتَّى إِذا جاءَتْهُمْ رُسُلُنا تا آنكه بایشان آید فرستادگان ما یَتَوَفَّوْنَهُمْ كه مى ‏میرانند ایشان را قالُوا ایشان را گویند: أَیْنَ ما كُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كجااند آنچه خداى میخواندید فرود از اللَّه؟ قالُوا گویند ایشان: ضَلُّوا عَنَّا گم گشتند از ما وَ شَهِدُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ و گواهى دهند بر تنهاى خود أَنَّهُمْ كانُوا كافِرِینَ (37) كه اندرین جهان كافران بودند.

قالَ ادْخُلُوا فِی أُمَمٍ ایشان را گوید اللَّه كه : در روید در گروهانى قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِی النَّارِ كه پیش از شما بودند از پرى و آدمى در آتش كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ هر گه در رود گروهى در آتش لَعَنَتْ أُخْتَها لعنت كنند بر هام فعلان و هام راهان خود كه در آتش باشند حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِیها جَمِیعاً تا آن گه كه با هم آیند و فراهم رسند در آتش قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ پسینان پیشینان را گویند فرا خداى عز و جل: رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا خداوند ما اینان ایشان ‏اند كه ما را بى‏ راه كردند فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ ایشان را عذاب دو چندان كن كه ما را قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ جواب دهند ایشان را كه هر یكى را هم چندان كه چشید هست، و هر یكى را چندان كه دیگر راهست هست وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ (38) لكن این نمى ‏دانید.

وَ قالَتْ أُولاهُمْ لِأُخْراهُمْ و پیشینان گویند پسینان را: فَما كانَ لَكُمْ عَلَیْنا مِنْ فَضْلٍ نه شما را بر ما افزونى است فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ (39) عذاب مى‏چشید بآنچه میكردید.

إِنَّ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیاتِنا و ایشان كه دروغ شمردند سخنان ما وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها و گردن كشیدند از نیوشیدن آن لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ درهاى آسمان ایشان را باز نگشایند وَ لا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ و در بهشت نشوند حَتَّى یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیاطِ تا آن گه كه شتر در سوراخ سوزن درگذرد وَ كَذلِكَ نَجْزِی الْمُجْرِمِینَ (40) و چنین پاداش كنیم مجرمان را.

لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ ایشان را از دوزخ تابوتهاى آتشین است بجاى بستر وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ و از بالاى ایشان طبقها از آتش وَ كَذلِكَ نَجْزِی الظَّالِمِینَ (41) و پاداش ستمكاران بر خویشتن، چنین كنیم.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ این جواب ایشان است كه كارهایى دیدند و رسمهایى كه در جاهلیت پدران ایشان نهاده بودند، و گمان بردند كه آن را آغاز راست است، و از آسمان بآن فرمان است، گفتند: « وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها » رب العالمین آن برایشان رد كرد، یعنى آن فحشاء است، و اللَّه بفحشاء نفرماید، بلكه بعدل فرماید. أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ اى: بالعدل.
میگوید: اللَّه بداد میفرماید، بدانستن هر چیز بر آن جاى كه هست، و نگرستن بهر چیز بآن سزا كه هست. آفریدگار بخدایى دانى، و آفریده ببندگى دانى، و حرام بحرامى دانى، و حلال بحلالى دانى، و مردار پلید دانى.

وَ أَقِیمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ مسجد ایدر سجود است.
یك قول آنست كه هر جا كه باشد در نماز روى فرا كعبه كنید، و گفته ‏اند: معنى آنست كه دل خویش در نماز و در سجود راست دارید آن كس را كه سزاى سجود شما است.
وَ ادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ اى: وحّدوه و لا تشركوا به شیئا.
آن گه خطاب با منكران بعث گردانید، گفت: كَما بَدَأَكُمْ و لم تكونوا شیئا تَعُودُونَ خلقا جدیدا. چنان كه نبودید و شما را بیافرید، هم چنان بآخر شما را باز آفریند، یعنى هم بر آن صورت اول چنان كه بودید، و گفته‏ اند كه: از شكم مادر برهنه بیرون آمدید بى‏هیچ چیز، فردا از خاك برهنه برآئید بى‏ هیچ چیز (2).
...
یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ الزینة الثیاب، و قیل: النعال، و قیل: المشط، و قیل: التخشع و السكینة و الوقار، لقول النبى (ص) « ایتوها و علیكم السكینة و الوقار»، و قیل: رفع الایدى فى الصلاة
...
و گفته‏ اند: درین آیت فرمان است به ستر عورت در نماز و در طواف، كه در عرب قومى طواف میكردند برهنه، هم زنان و هم مردان، اما زنان دوالكها در یك نظم با هم میكردند، و بعورت خود فرو مى‏آویختند، و گویند: زنى برین صفت طواف میكرد و میگفت:
الیوم یبدوا بعضه او كله / و ما بدا منه فلا احله‏
و تعظیم خانه را چنین میكردند. رب العالمین ایشان را ازین نهى كرد درین آیت، و ستر عورت در طواف و در نماز واجب كرد، گفت: خُذُوا زِینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ یعنى عند الطواف، و انما سمى الطواف مسجدا لانه یختص به.

وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا اهل جاهلیت در ایام حج گوشت و چربش و شیر نمى ‏خوردند تعظیم حج را. مسلمانان گفتند: ما سزاوارتریم كه تعظیم حج را چریش نخوریم، و ریاضت كنیم: رب العالمین آیت فرستاد: كُلُوا وَ اشْرَبُوا اى: كلوا اللحم و الدسم و اشربوا اللبن، و لا تسرفوا بحظركم على انفسكم ما احللت لكم من اللحم و الدسم.

إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ
... در مجلس هارون الرشید طبیبى ترسا از واقدى پرسید كه میگویند: علم دو است: علم ادیان و علم ابدان، در كتاب شما ازین علم طب چیزى هست؟ واقدى گفت: رب العزة در یك نیمه آیت علم طب جمع كرد، و ذلك قوله: كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا.
نصرانى گفت : و از پیغامبر شما هیچ چیز روایت كنند ازین علم ؟ گفت : آرى، روایت كنند كه گفت: « المعدة بیت الداء، و الحمیة رأس كل دواء، و أعط كل بدن ما عوّدته ». نصرانى گفت: ما ترك كتابكم و لا نبیكم لجالینوس طبا.

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ این اضافت ملك و تملیك است. الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ یعنى خلقه و أظهره. وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ
گفته ‏اند: این زینت و رزق كه اللَّه بندگان را بیرون آورد ابریشم است از كرم، و عسل است از نحل، و جوهر از خاك، و در از صدف، و بوى از عود، و میوه از زمین.

وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قیل هى الشاء و البانها، لأنهم حرموه فى حجهم، و قیل: هى البحائر و السوائب. قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا یعنى مباحة لهم مع اشتراك الكافرین معهم فى الدنیا، خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ اى لا یشاركهم فیها یوم القیامة من لیس بمؤمن، و قیل: هى للمؤمنین فى الدنیا مشوبة بالكد و الحزن، خالصة یوم القیامة من التعب و النصب و الحزن.

«خالصة» قراءت عامه نصب است بر حال مگر نافع كه برفع خواند، و معناه: قل هى خالصة یوم القیامة.

كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ
نفسر ما احللت و ما حرمت، لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ انى انا اللَّه لا شریك لى.
این آیت ردّ است بر دو گروه از مجرمان:
یك گروه از عرب كه از انعام و حرث حرامها ساختند، چون بحیره و سائبه و وصیله و حامى و اولاد آن، و دیگر گروه رهبان ‏اند، و من نحا نحوهم، كه حلالهاى مطاعم و ملابس و معایش بر خویشتن حرام كردند بترهب.

اللَّه آن تحریم بر هر دو گروه رد كرد، و آن گه از حرام كردهاى خود بعضى برشمرد، گفت:
قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ
فواحش آشكارا محرمات مطاعم ‏اند و ملابس، چون ابریشم آزاد بر مردان، و در مكروهات چون فراش پوست سباع، و اشربه حرام چون مسكرات، و مكروه چون عصیرهاى نشیش آورده، و آنچه ازین باب است چون میاثر ارجوان و میاثر حمر و میاثر نمور و قبایع حمائلها از زر، و تدخن بمجامر سیمین و زرین، و اكل و شرب بأوانى و ملاعق سیمین و زرین، و تزیّی مردان بزى زنان و تزیى زنان بزى مردان، چون وشم و تفلیج و تنمص و خضاب سیاه مردان را، و وصل موى زنان را، و فواحش زبان چون لقب كردن و غیبت كردن، و در نسب مسلمانان غمص كردن، و آنچه ازین باب است فرقعة الاصابع كه این همه از مناهى‏اند.
و باطن فواحش فروج ‏اند و سرقات و تخلیطهاى نهانى و غش در بضاعات و بخس در كیل و وزن و امثال آن. وَ الْإِثْمَ یعنى الذنوب كلها، و قیل: هو ما دون الحد، و قیل: هو الخمر.

وَ الْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ
بغى نامى است دو چیز را:
بیداد جستن را و حسد بردن را،
اما آنچه بیداد است و افزونى جستن، آنست كه گفت: وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ، إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَیْهِمْ، إِذا هُمْ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ، بَغى‏ بَعْضُنا عَلى‏ بَعْضٍ، وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْیِ، وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ
این همه بمعنى بیداد است و افزونى جستن بچیزى كه آدمى را آن نرسد، یا بدلیرى بارى بر خود نهادن كه با آن نتاود، یا كارى در گرفتن كه علم آن نداند، یا خود را بى‏ كردار چیزى بیوسیدن كه آن نیرزد، و گذاره حق خود طلب كردن از گفت یا كرد كه وى را نرسد و نسزد.

و آنچه حسد است در قصه جهودان است كه در مصطفى (ص) و در نبوّت وى و در امت وى حسد بردند.
آنست كه گفت: بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ.
و جاى دیگر گفت: إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ.
جاى دیگر این بغى را تفسیر كرد، گفت: حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ.
و گفته ‏اند: آنچه در دل آید آدمى را حسد آنست، چون كرد و گفت آن حسد بغى گشت.

و در خبر است از مصطفى (ص) كه گفت: « اذا ظننتم فلا تحققوا، و اذا حسدتم فلا تبغوا، و اذا تطیرتم فلا ترجعوا».
میگوید: چون شما را پنداشتى در دل آید، و در مسلمانى ببدى ظنى برید، آن پنداشت و آن ظن فرا درستى مبرید، و كه شما را از كسى بدى در دل آید، بر آن كس بیرون میائید، و كه شما را فال بد افتاد، در آن كار كه میروید، یا بر آن راه، برمگردید.

وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً اى: حجة و برهانا، لانهم زعموا ان اللَّه امرهم بعبادة الاوثان.
وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ من أنه حرّم الحرث و الانعام، و أن الملائكة بنات اللَّه.
و گفته ‏اند: وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ این بر قصاص است و بر گویندگان بى‏ علم.
درین آیت جامعه همه ناپسندهاى ظاهر و باطن حرام كرد، و آن گه آن را ختم كرد بر دانشمندى بى‏علم، و خبر درست است از مصطفى (ص): « لیس احد ا غیر من اللَّه، من اجل ذلك حرّم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن، و لیس احد احب الیه العذر من اللَّه عز و جل، من اجل ذلك انزل الكتاب و أرسل الرسل.

وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ
این جواب قومى است كه از رسول خدا (ص) تعجیل عذاب میخواستند، چنان كه گفت:
« یَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ ».
رب العزة گفت: هر گروهى را وقتى است نامزد كرده، كه ایشان را در آن وقت عذاب و هلاك آید كه در آن تقدیم و تأخیر نبود.

یا بَنِی آدَمَ
این مشركان عرب ‏اند، إِمَّا یَأْتِیَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ رسل اینجا مصطفى است صلى اللَّه علیه و سلم، یَقُصُّونَ عَلَیْكُمْ آیاتِی یعنى القرآن. « إِمَّا یَأْتِیَنَّكُمْ » این سخن معقب است بر فرو فرستادن آدم و حوا بزمین، و «ما» صلت است، یعنى: ان یأتیكم رسل منكم.
این شرط است، و جواب آن: « فَمَنِ اتَّقى‏ وَ أَصْلَحَ »،و گفته‏ اند كه : « ان » ایدر نه شرط است « ان » در موضع تاریخ است چون «اذ» و «اذا».

فَمَنِ اتَّقى‏ یعنى اتّقى الشرك باللّه و الوثوب على الحق و الاستعصاء على الرسول و الآباء على النّذیر، و أصلح دینه و عمله، فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ اذا خاف الخلق فى القیامة وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ اذا حزنوا، و قیل: فلا خوف علیهم اى لا یخافون فى الآخرة ذهاب ثوابهم، و لا هم یحزنون على ما فاتهم من العمل بها فى الدنیا، كما یحزنون من ترك العمل بها.

وَ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها
این استكبار استكبار تكذیب است هم چنان كه آنجا گفت: اسْتِكْباراً فِی الْأَرْضِ، وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ، مَنْ یَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ یَسْتَكْبِرْ.
این استكبار كفر است. أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ لا یموتون.

فَمَنْ أَظْلَمُ اى: لا اجد اظلم ممّن افترى على اللَّه كذبا، بأن معه شریك و أنّه امر بتحریم الحرث و الانعام و الالبان و الثیاب، أَوْ كَذَّبَ بِآیاتِهِ یعنى بآیات القرآن فأنكر النبوة و ردّ الرّسالة، أُولئِكَ یَنالُهُمْ نَصِیبُهُمْ مِنَ الْكِتابِ یعنى ما كتب لهم من العذاب فى القرآن، و هو سواد الوجه و رزقه العیون لمن یفترى على اللَّه، و ذلك فى قوله: وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ تَرَى الَّذِینَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ.

باین قول كتاب قرآن است، و گفته ‏اند: كتاب لوح محفوظ است، و معنى آنست كه بایشان رسد آنچه ایشان را نوشته و حكم كرده در لوح محفوظ از عمر و رزق و عمل و شقاوت و سعادت.
...
و گفته ‏اند: كتاب اینجا كلمات حفظه است، یعنى جریده كردار بنده نیك و بد طاعت و معصیت. میگوید: جزاء آن بایشان رسد لا محاله، خیرا كان او شرّا، و ذلك قوله تعالى: لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ یَجْزِیَ الَّذِینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى.

حَتَّى إِذا جاءَتْهُمْ رُسُلُنا یَتَوَفَّوْنَهُمْ‏ یعنى ینالهم ما كتب لهم من الارزاق و الاعمال و الاعمار، فاذا فنیت و فرغوا منها جاءهم ملك الموت و اعوانه یقبضون ارواحهم. قالُوا أَیْنَ ما كُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالُوا ضَلُّوا عَنَّا بطلوا و ذهبوا.
این سؤال تبكیت و تقریع است، یعنى فریشتگان با ایشان گویند: أَیْنَ ما كُنْتُمْ تَدْعُونَ اى تعبدون من دون اللَّه؟ قالُوا ضَلُّوا عَنَّا بطلوا و ذهبوا.

روا باشد كه این سخن با ایشان خزنة جهنم گویند در قیامت، یعنى قال لهم خزنة جهنم قبل دخول النّار فى الآخرة: این ما كنتم تعبدون من دون اللَّه من الالهة؟ هل یمنعونكم من النّار؟ قالوا ضلّوا عنا، یعنى ضلت الالهة عنا فلا نراهم. یقول اللَّه تعالى: وَ شَهِدُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرِینَ، معترف شوند بگناه خویش و اقرار دهند بر كفر خویش.

و گفته ‏اند: این آن گه باشد كه كافران گویند: وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِینَ، و جوارح ایشان بر ایشان گواهى دهند، چنان كه رب العزة گفت: شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا یَعْمَلُونَ.

قالَ ادْخُلُوا اى: قال اللَّه، و قیل: قال خزنة جهنم: ادْخُلُوا فِی أُمَمٍ اى ادخلوا النّار مجتمعین مع امم، قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ.
این دلیل است كه جن میرند همچون انس، و قول حسن آنست كه نمیرند. و دلیل است این آیت كه جن و انس در كفر یكسان ‏اند. كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ النّار لَعَنَتْ أُخْتَها التی ادخلت قبلها.

آن قوم كه هام فعلان و هام راهان ایشان بوده باشند، و پیش از ایشان در آتش شده، پسینان كه ایشان را بینند بر ایشان لعنت كنند، تلاعن تحیّة دوزخیان است، بر پیشینان لعنت كنند، و پیشینان پسینان را بینند، گویند: «لا مَرْحَباً بِكُمْ».

گفته ‏اند كه: مشركان مشركان را لعنت كنند، و جهود جهود را و ترسا ترسا را و گبر گبر را و صابى صابى را.
و پس روان پیش روان را، گویند: لعنكم اللَّه انتم غررتمونا و القیتمونا هذا الملقى.
حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا اى تداركوا و تلاحقوا و اجتمعوا جمیعا فى النّار، قالَتْ أُخْراهُمْ
...
مراد آنست كه: لا یعلم كل فریق مقدار عذاب الفریق الآخر. باقى تعلمون بتاء خوانند بر خطاب، و معنى آنست كه: لكلّكم ضعف من العذاب، و الخطاب للتابعین و المتبوعین، و هم المضلّون، اى: و لكن لا تعلمون ما لكل من العذاب.

وَ قالَتْ أُولاهُمْ لِأُخْراهُمْ فَما كانَ لَكُمْ عَلَیْنا مِنْ فَضْلٍ لانّكم كفرتم كما كفرنا، فنحن و أنتم فى الكفر سواء. فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ اى فذوقوا بكسبكم و كفركم، و لا تحیلوا الذنب على غیركم.

إِنَّ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیاتِنا یعنى القرآن، وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها اى عن الایمان بها، لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ این گشاد در آسمان درین موضع آنست كه:
هیچ آدمى نیست مگر او را در آسمان دو در است:
یكى كردار وى برند بآن، و
دیگر روزى وى فرستند از آن،
و اگر مرد كافر است، آن یك در كردار خود بسته است، كه كردار وى به آسمان نبرند، و چون مرگ آمد آن در روزى دربندند، هر دو در بر كافر بسته بماند.

و قیل: لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ اى ابواب الجنة، لان الجنة فى السماء، و لهذا قال: وَ لا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ. و قیل: لا تفتح لهم ابواب السماء یعنى لارواحهم و اعمالهم، لانها خبیثة، فلا یصعد بها بل یهوى بها الى سجّین تحت الارضین.
...
لا تُفَتَّحُ  بتاء و تخفیف قراءت بو عمرو است، و تأنیث تأنیث ابواب راست كه جمع است، و اما تخفیف از آن است كه فعل مخفف كثرة فائده دهد، چنان كه فعل مشدد، و حجة این قراءت آنست كه در سورة القمر گفت: فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ، و بیاء و تخفیف قراءت حمزه و كسایى است. وجه یاء آنست كه فعل متقدم است، و تأنیث ابواب نه حقیقى است، و وجه تخفیف گفته آمد. « و تفتّح » بتاء و تشدید قراءت باقى است، تاء تأنیث ابواب را است، چنان كه گفتیم، و تشدید كثرت ابواب را، لانه یقتضى فتحا بعد فتح، و قیل: معنى التشدید انّه لیس حالهم كحال المؤمنین فى التفتیح مرة بعد مرة.

وَ لا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیاطِ اى یدخل البعیر فى ثقب الإبرة. و جمّل، بضمّ جیم و تشدید میم در شواذ خوانده‏ اند، و آن رسن غلیظ باشد كه كشتى بآن بندند، و این سخن بر آن تأویل است كه عرب گویند: ما فعلت ذلك و لا افعله حتى یشیب الغراب و یسودّ اللبن و یبیضّ القار و ما ذرّ شارق، و بر تعارف است و نه آنست كه اهل كلام گفتند كه اللَّه بر محال نه قادر است. وَ كَذلِكَ نَجْزِی الْمُجْرِمِینَ اى: و هكذا نجزى المجرمین لا یدخلون الجنة.

لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ اى توابیت من نار قد سمّروا فیها بالمسامیر مع قرناء من الشیاطین، وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ اطباق من نار اطبقت علیهم، فلا یدخل علیهم فیها روح، و لا یخرج منهم نفس. «المهاد» الوطاء الّذى یفرش، و منه مهد الصبى، و «الغواشی» اللباس المجلل مثل اللحاف، و منه غاشیة السراج، و غشى المریض، و الغشاوة التی تكون على الولد، و نظیر الایة قوله: یَوْمَ یَغْشاهُمُ الْعَذابُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ، و قوله: لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ. ثم قال: وَ كَذلِكَ نَجْزِی الظَّالِمِینَ الذین اشركوا باللّه نجزیهم جهنم و ما فیها من العذاب.
...
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 06 (267)
تفسیر سوره اعراف 07 (268)




مطالب اخیر وبلاگ:
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
تفسیر سوره اعراف 06 (267)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره انعام 37 (261)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 35 (259)
تفسیر سوره انعام 34 (258)
تفسیر سوره انعام 33 (257)
تفسیر سوره انعام 32 (256)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.