النوبة الاولى / قوله تعالى:

هبوط آدم

وَ یا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ اى آدم! آرام گیر و بنشین تو و جفت تو در بهشت فَكُلا مِنْ حَیْثُ شِئْتُما و میخورید هر دو از هر جایى كه خواهید وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ و نزدیك این یك درخت مگردید فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِینَ (19) كه آن گه از ستمكاران بید بر خود.

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ در دل داد ایشان را دیو و بایست گشت در ایشان و بر ایستاد كرد بر اندیشه ایشان لِیُبْدِیَ لَهُما تا ایشان را بآن روز آورد كه پیدا كرد ایشان را ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما آنچه پوشیده بود از عورتهاى ایشان وَقالَ و گفت ابلیس ایشان را هر دو ما نَهاكُما رَبُّكُما باز نزد خداوند شما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ از خوردن این درخت إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَیْنِ مگر كه تا شما دو فریشته نبید كه مرگى نچشید أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِینَ (20) و ایدر جاوید نبید.

وَ قاسَمَهُما و سوگند خورد ایشان را هر دو إِنِّی لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِینَ (21) كه من شما را از نیك خواهانم.

فَدَلَّاهُما بِغُرُورٍ فرو هشت ایشان را از بالاى بهشت در زمین بفرهیب فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ چون بچشیدند از درخت بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما پدید آمد ایشان را عورتهاى ایشان وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ و در ایستادند و بر هم مى‏ نهادند بر عورت خویش از برگ درخت بهشت وَ ناداهُما رَبُّهُما باز خواند اللَّه ایشان را: أَ لَمْ أَنْهَكُما نه شما را باز زدم عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ از آن یك درخت وَ أَقُلْ لَكُما و گفتم شما را إِنَّ الشَّیْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِینٌ (22) كه دیو شما را دشمنى است آشكارا؟!

قالا گفتند هر دو آدم و حوا: رَبَّنا خداوند ما! ظَلَمْنا أَنْفُسَنا ستم كردیم بر خود وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا و اگر نیامرزى ما را وَ تَرْحَمْنا و بنه بخشایى بر ما لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ (23) ناچاره از زیان كاران بیم.

قالَ اهْبِطُوا اللَّه گفت فرو روید از آسمان بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ یكدیگر را دشمن وَ لَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ و شما را در زمین آرامشگاهى و روزگار گذاشتى وَ مَتاعٌ إِلى‏ حِینٍ (34) و برخوردارى تا روز رستاخیز.

قالَ فِیها تَحْیَوْنَ گفت در زمین زنده مى ‏بید وَ فِیها تَمُوتُونَ و در زمین مى‏ میرید وَ مِنْها تُخْرَجُونَ (25) و شما را از زمین بیرون آرند.

یا بَنِی آدَمَ اى فرزندان آدم! قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً بر شما فرو فرستادیم پوشیدنى یُوارِی سَوْآتِكُمْ كه پوشیده دارد عورتهاى شما وَ رِیشاً و جامه ‏اى كه آساى هر كس بآن بدانند وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْرٌ و لباس پرهیز از همه لباسها به، ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ این از نشانهاى نیك خدایى خدا است، لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ (26) تا مگر دریاوند خدایى وى و پند پذیرند از وى.

یا بَنِی آدَمَ اى فرزندان آدم! لا یَفْتِنَنَّكُمُ الشَّیْطانُ شما را فتنه مكناد دیو، و تباهى میفكناد كَما أَخْرَجَ أَبَوَیْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ چنان كه پدر و مادر شما را بیرون آورد از بهشت یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما مى ‏بركشید بر سر ایشان جامه ایشان لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما تا بایشان نماید عورتهاى ایشان إِنَّهُ یَراكُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ دیو مى ‏بیند شما را، او و گروه او مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ از آن جاى كه نمى ‏بینید شما او را و جوگ او را إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطِینَ ما شیاطین را كردیم أَوْلِیاءَ لِلَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ (27) هام كاران و یاران و دوستان ایشان كه نمى ‏گروند.

وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً و چون بدى كنند قالُوا وَجَدْنا عَلَیْها آباءَنا گویند كه پدران خود را برین یافتیم وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها و اللَّه ما را برین فرمود قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ گوى اللَّه بهیچ زشت و ناپسند نفرماید أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (28) چیزى مى‏گویید بر اللَّه كه ندانید؟!


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ یا آدَمُ اسْكُنْ اى: و قلنا له بعد اخراج ابلیس من الجنة: یا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ اى اتخذاها مسكنا تسكنان فیه.
پس از آنكه ابلیس نافرمانى كرد، و او را از بهشت بیرون كردند، با آدم (ع) این خطاب رفت كه: یا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ.
اى آدم! در جنة الخلد آرام گیر تو و جفت تو حوا، و آن را مسكن خویش سازید. سكون ضد، حركت است، و ساكن منزل اگر چه حركت كند، او را ساكن گویند، كه سكون بر حركت غلبه دارد در بیشترین اوقات شبانروز.

و این بهشت كه آدم را فرمودند تا در آن نشیند جنة الخلد است، كه رب العزة مؤمنان را آفریده، و ایشان را وعده داده كه در آن شوند، و ذلك فى قوله: قُلْ أَ ذلِكَ خَیْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ؟ مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ، تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِی نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِیًّا.

قومى از اهل بدعت گفتند: آن بهشتى بود در آسمان كه آدم و حوا را بود على الخصوص، نه آن جنة الخلد كه مؤمنان را وعده داده‏ اند،
و قومى گفتند: در زمین بود آن بهشت، و این هر دو قول باطلست، و قول درست آنست كه اول گفتیم.

فَكُلا مِنْ حَیْثُ شِئْتُما متى شئتما، و أین شئتما و كیف شئتما. وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ یقال: قرب الشی‏ء، لازم، و قربته متعدّ، و الشجرة هى شجرة العلم، من اكل منها علم الخیر و الشر، و قیل: شجرة الخلد التی تأكل منها الملائكة، و قیل: شجرة من اكل منها احدث، و لا ینبغى أن یكون فى الجنة حدث.
...
فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِینَ موضعه من الاعراب نصب على الجواب، و قیل جزم على النهى.

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ اى وسوس الیهما. قیل: كان وسواسا و الهاما، و قیل: كان كلاما، لقوله عقیبه: « وَ قالَ ما نَهاكُما» ، و قیل: اصل الوسوسة الدعاء الى امر بصورت خفىّ كالخشخشة و الهینمة.

لِیُبْدِیَ لَهُما این لام لام عاقبت گویند، یعنى: ان عاقبة تلك الوسوسة ادّت الى ان بدت لهما سوآتهما.
سوآة نامى است آن موضع را از عورت كه پوشیدن آن فرض است، آن گه آن را نام نهادند هر چیز را كه آدمى آن را پوشیده خواهد از افعال فواحش.
یقال: وجدت فلانا على سوأة، اى على فاحشة، و قابیل گفت برادر خویش را: « سَوْأَةَ أَخِی ». جیفه هابیل را سوأة خواند از بهر آنكه نمیخواست كه او را كشته بینند، كه در ظهور او سوأة فعل قابیل مى ‏پیدا شد.
...
وَ قالَ ما نَهاكُما این قال تفسیر وسوسه است، عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ یعنى‏ عن اكلها، إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَیْنِ یعنى: ان لا تكونا ملكین لا تموتان كما لا تموت الملائكة، و قیل: ان لا تكونا ملكین بكسر اللام من الملك، اخذ من قوله: هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا یَبْلى‏. أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِینَ اى الباقین الذین لا یموتون.

وَ قاسَمَهُما إِنِّی لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِینَ
اول كسى كه سوگند بدروغ خورد ابلیس بود، و ایشان را فریفته بسوگند كرد. ندانسته بودند كه كسى باشد كه به اللَّه سوگند بدروغ خورد.
ازینجا گفته ‏اند كه: مؤمن را باللّه توان فریفت، و منه قول بعضهم: من خادعنا باللّه خدعنا به.
قال النبى (ص): « المؤمن غر كریم و الفاجر خب لئیم ».

ابلیس گفت: مرا پیش از شما آفریدند، و آن دانم كه شما ندانید. نصیحت من بپذیرید. و آن گه سوگند یاد كرد به اللَّه كه من شما را نیكخواهم. این درخت درخت خلد است. ازین بخورید تا ایدر جاوید بمانید.

رب العالمین گفت: فَدَلَّاهُما بِغُرُورٍ حطّهما الى المعصیة، و جرّاهما على المخالفة، و زیّن لهما الباطل، و غرّهما بهذه الیمین. و معنى الغرور اظهار النصح مع ابطال الشر. فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما ظهرت عورة بعضهما لبعض، و نزع عنهما لباسهما، و كان من نور لم یبق منه علیهما شى‏ء الا ما فى الاطراف و هى الاظافیر.
...
وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما اى اقبلا یرقعان الورق و یلصقان بعضه على بعض كهیئة الثوب لیستترا به. قیل: هو و رق التین، و قیل: و رق الموز. «خصف» بر هم ساختن است تویهاى نعل را، و آنچه بدان ماند، و آن كس را خصاف گویند، و آن چیز را خصیف.

این آیت دلیل است كه كشف عورت از عهد آدم باز قبیح است، و اظهار آن معصیت، و فى قوله: فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ ردّ على من زعم انه اذا ذاق الخمر لم یعص اللَّه وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ اى عن اكلها، وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّیْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِینٌ ظاهر العداوة...

قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا اسأنا الیها بالمعصیة، وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا ذنوبنا و تجاوز عنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ فى العقوبة.
گفته‏ اند: روز عاشورا بود، روز آدینه كه اللَّه وى را توبه داد، و توبه وى قبول كرد.

قالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ
شرح این آیت در سورة البقره مستوفى رفت. روى عن السدى، قال: اخرج آدم من الجنة و معه حجر فى یده الیمنى، و و رق فى الكف الأخرى، فبث الورق فى الهند، فمنه ما ترون من الطیب، و أما الحجر فكان یاقوتة بیضاء، یستضی‏ء بها، فلمّا بنى ابراهیم البیت، فبلغ موضع الحجر، طلب حجرا لیضعه هناك، فجاءه جبرئیل بالحجر من الهند الذى اخرج به آدم من الجنة، فوضعه.
و عن ابى بریدة، قال: لما خلق اللَّه آدم و جرت الروح فیه عطس، فقال: الحمد للَّه. فقال اللَّه تعالى: رحمك ربك یا آدم! سبقت رحمتى غضبى. من ربك؟ قال: انت.
قال: من تعبد؟ قال. ایّاك. فدعى بالحجر، فمسح یده على الحجر كالبیعة.
...
قالَ فِیها تَحْیَوْنَ وَ فِیها تَمُوتُونَ یعنى: فى الارض عند منتهى آجالكم، وَ مِنْها تُخْرَجُونَ فى القیامة للبعث و الحساب،
همانست كه جاى دیگر گفت: مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِیها نُعِیدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى‏.
و عن وهب بن منبه، قال: اوحى اللَّه تعالى الى آدم بعد ما تاب: یا آدم! انى اجمع لك العلم كله فى اربعة كلمات، واحدة لى، و واحدة لك، و واحدة فیما بینى و بینك، و واحدة فیما بینك و بین الناس. فأما التی لى فتعبدنى لا تشرك بى شیئا، و أما التی لك فأجزیك بعملك احوج ما تكون الیه، و أما التی فیما بینى و بینك، فمنك الدعاء و منى الاجابة، و أما التی بینك و بین الناس، فأن ترضى لهم ما ترضى لنفسك.

فقال آدم: یا رب! شغلت بطلب الرزق و المعیشة عن التسبیح و العبادة، و لست اعرف ساعات التسبیح من ایام الدنیا. فأهبط اللَّه تعالى دیكا و أسمعه اصوات الملائكة بالتسبیح، فهو اول داجن اتخذه آدم من الخلق. فكان الدیك اذا سمع التسبیح من السماء سبّح فى الارض فسبّح آدم بتسبیحه.
...
یا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً
چون ذكر برهنگى آدم و حوا رفت، و اضطرار ایشان بلباس و ستره، منت نهاد بر ایشان در آفرینش لباس ایشان، گفت: یا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یعنى: خلقنا، لقوله: وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَةَ أَزْواجٍ اى خلق، و قیل: أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یعنى الماء الذى هو السبب لكل ملبوس انزله من السماء فأسكنه الارض، فنبت به القطن و الكتان و غیره ممّا یكون لباسا للخلق من الثیاب، و تعیش به الدواب و الانعام، فیخرج بذلك اوبارها و اشعارها و اصوافها، فالماء حیاة الأبدان، و الدین حیاة القلوب، و ذلك كله من السماء، و قیل: اصل كل نبات فى الارض انزل مع آدم من الجنة، و قیل: أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً اى الهمناكم كیفیت صنعته،
میگوید: شما را الهام دادیم و درآموختیم جامه بافتن، و ساز آن راست كردن، و عورت بآن پوشیدن.

و اول كسى كه جامه بافت آدم بود: چون از آسمان بزمین آمد از برهنگى بنالید. جبرئیل آمد، و او را فرمود تا یكى نر میش را بكشت، و آن را پوست كند، و پشم آن برچید، و به حوا داد تا برشت، و آدم از آن جامه صوف بافت بتعلیم جبرئیل. ازینجا گفت مصطفى (ص): « اول من سبح آدم، و كان جبرئیل معلّمه، و آدم تلمیذه ثلاثة ایام ».
...
و عن جابر، قال: جاء رجل الى النبى (ص) فقال: یا رسول اللَّه!
 ما تقول فى حرفتى؟ فقال: رسول اللَّه (ص): «حرفتك حرفة ابینا آدم، و ان اللَّه یحب حرفتك، و ان حرفتك یحتاج الیها الاحیاء و الاموات، فمن انف منكم فقد انف من آدم، و من آذاكم فقد آذى آدم».

قوله تعالى: وَ رِیشاً ریش جامه‏ اى باشد كه هر قومى را زىّ ایشان بود، تا از دیگران پیدا شوند، چون طیالس اصحاب آن را، و قلانس اصحاب آن را، و اقبیه اصحاب آن را، و أعبیه اصحاب آن را.

ابن عباس گفت و مجاهد: الریش هو المال، یقال تریّش الرجل اذا تموّل ابن زید گفت: ما یتجمّلون به من الثیاب الحسنة، و قیل: هو الاثاث، و ما ظهر من المتاع و الثیاب و الفرش. و در شواذّ خوانده ‏اند: « و ریاشا»، فقیل: هو جمع ریش كقدح و قداح و ذئب و ذئاب، و قیل: الریش اسم للمال و ما فیه الجمال، و الریاش الخصب و السعة فى المعاش.

وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْرٌ یعنى الحیاء. شرم را لباس التقوى خوانند از بهر آنكه تا شرم بجاى است تقوى بجا است و تا تقوى بجا است ایمان بجا است:
اما و اللَّه ما فى الدین خیر
و لا الدنیا اذا ذهب الحیاء
یعیش المرء ما استحیا بخیر
و یبقى العود ما بقى اللحاء.

و قیل: لباس التقوى هو التشمیر فى الثواب. در خبر است كه مصطفى (ص) عم زاده خویش را گفت ربیعة بن الحارث بن عبد المطلب: «نعم الفتى ربیعة لو قصّر من شعره و شمّر من ثوبه»!
...
قال الحسن فى قوله؟ «ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ»: الورع و السمت الحسن من آیات اللَّه على المؤمن. یعنى: من علامات الخیر التی البس اللَّه المؤمن فى الدنیا. و قال ابن عباس فى هذه الایة: أما اللباس فهو الثیاب، و أما الریاش فهو المتاع و المال، و أما التقوى فالعفاف.
...
اما سبب نزول این آیت آن بود كه مشركان عرب از ثقیف و بنى عامر بن صعصعه و خزاعه و بنى مدلج و جماعتى آن بودند كه برهنه طواف خانه مى‏ كردند، مردان بهمه وقت و زنان بشب، و آن برهنگى و جامه بركندن عبادتى مى‏ شناختند و میگفتند: جامه‏ اى كه در آن معصیت میكنیم نه روا باشد كه بآن طواف خانه كعبه كنند، و رب العالمین این آیت فرستاد، و ایشان را از آن باز زد، یعنى كه عورت پوشیدن و پرهیزكارى كردن و سمت نیكو داشتن به است شما را از این جامه بركندن و برهنه گشتن.

نافع و ابن عامر و كسایى « وَ لِباسُ » بنصب خوانند معطوف بر «ریشا». باقى برفع خوانند بر ابتدا، و خبره ذلِكَ خَیْرٌ. ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ قال بعضهم اى من فرائضه التی اوجبها بآیاته، یرید ستر العورة. لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ اى یتعظون.

یا بَنِی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّكُمُ الشَّیْطانُ این فتنه ایدر فضیحت است، یعنى: لا یفضحنّكم.
اصل فتنه آزمایش است و بر رسیدن، و آنچه نهان است در چیزى بیرون آوردن، چنان كه بآتش نقره گذارند تا آنچه در آن است بیرون آید، كَما أَخْرَجَ أَبَوَیْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما. این ینزع تفسیر اخراج است، چنان كه آنجا گفت: لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ. این القاء تفسیر اتحاد است.

لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما این دلیل است كه ایشان عورتهاى یكدیگر ندیده بودند...

إِنَّهُ یَراكُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ یبلغونكم من حیث لا تبلغونهم.
و یأتونكم من حیث لا تأتونهم. و فى الخبر: ان الشیطان یجرى من ابن آدم مجرى الدم.
ان الشیطان یحضر ابن آدم على كل احیانه. و عن مجاهد، قال: یقول ابلیس: نحن نرى و لا نرى، و نخرج من تحت الثرى، و یعود شیخنا فتى. ...

وَ قَبِیلُهُ یعنى: و جنوده، من قوله تعالى: وَ جُنُودُ إِبْلِیسَ، و قیل: خیله و رجله، من قوله تعالى: بِخَیْلِكَ وَ رَجِلِكَ، و قیل: ذریته، من قوله تعالى: أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ؟

مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ لا ترون اجسادهم، و لا تعلمون مكانهم، لان اجسامهم رقیقة، و فى ابصارنا ضعف عن ادراك الرقیق اللطیف...

إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطِینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ سلّطناهم علیهم لیزیدوا فى غیّهم.
میگوید: ما شیاطین را مسلط كردیم بر كافران، تا در بیراهى و كفرشان بیفزایند.
همانست كه جاى دیگر گفت: أَرْسَلْنَا الشَّیاطِینَ عَلَى الْكافِرِینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا اى: تحملهم على المعاصى حملا شدیدا، اما المؤمن فلا یقبل قولهم و لا یجیب دعوتهم.

وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً فاحشه اینجا كشف عورت است در طواف، و گفته ‏اند: تحریم بحیره و سائبه و وصیله است،
و گفته‏ اند: عام است در همه معاصى، و درین آیت اضمار است، یعنى: و اذا فعلوا فاحشة عبادة فنهوا عنها، قالُوا وَجَدْنا عَلَیْها آباءَنا میگوید: چون كارى زشت كنند، و آن را از خود عبادتى شناسند، و ایشان را از آن نهى كنند، جواب دهند و گویند: وَجَدْنا عَلَیْها آباءَنا، ما پدران و اسلاف خود را برین یافتیم. چون ایشان را گویند: پدران شما این از كجا گرفتند؟ و از كجا برساختند؟
جواب دهند كه: اللَّهُ أَمَرَنا بِها. رب العالمین گفت: یا محمّد! بگوى: إِنَّ اللَّهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ. اللَّه بهیچ زشت و ناپسند نفرماید.

« فحشاء» و « فاحشه » آن زشتها است از فعل و از قول كه مروت را خراب كند، و مرد را بد نام كند، و ازینجاست كه بخیل را فاحش خواند، از بهر آنكه بخل بهر زبان و در هر كیش و بنزدیك هر قوم نكوهیده است و بخیل بدنام.
و در خبر است از مصطفى (ص): « ان اللَّه یبغض الفاحش المتفحش البذى». اللَّه زشت دارد هر بخیل بدگوى از شرم تهى.

... رسول خدا (ص): «ان ابغض الناس الى اللَّه من یكرم اتقاء فحشه».
بترینه مردم، بنزدیك اللَّه آن كس است كه مردمان او را نیكو دارند از بیم فحش زبان وى.

و بدان كه « فاحشه » در قرآن بر چهار وجه آید:
یكى بمعنى زنا است، چنان كه در سورة النساء گفت: وَ اللَّاتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ، یعنى الزنا. همانست كه درین سورة اعراف گفت: قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ. بیك قول‏ این فواحش زنا است، یعنى: حرم الزنا فى السر و العلانیة، و در سورة الاحزاب گفت: مَنْ یَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یعنى الزنا.

وجه دوم فاحشه نشوز است زنان را، چنان كه در سورة النساء گفت: وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یعنى العصیان، و هو النشوز البین من المرأة على زوجها، در سورة الطلاق گفت: وَ لا یَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَةٍ مبینة.
 
وجه سوم آنست كه در حق قوم لوط گفت در عنكبوت: إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ یعنى اتیان الرجال فى ادبارهم، و نظیر این در سورة النمل است و درین سورة اعنى سورة الاعراف.

چهارم فاحشه معصیت است در شركت، چنان كه رب العزة گفت: وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً یعنى ما حرم اهل الجاهلیة على انفسهم فى الشرك، قالُوا وَجَدْنا عَلَیْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ یعنى بالمعاصى و هو تحریم الحرث و الانعام و غیر ذلك. أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ؟ استفهام انكار یتضمن نهیا.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)




مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره اعراف 04 (265)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره انعام 37 (261)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 35 (259)
تفسیر سوره انعام 34 (258)
تفسیر سوره انعام 33 (257)
تفسیر سوره انعام 32 (256)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 30 (254)
تفسیر سوره انعام 29 (253)
تفسیر سوره انعام 28 (252)
فاصله از صاحبان قدرت شرط سلامت
تفسیر سوره انعام 27 (251)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 24 (248)
عدالت حاکمان در سیاست نامه
تفسیر سوره انعام 23 (247)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
داغ ازلی
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 19 (243)
تفسیر سوره انعام 18 (242)
تفسیر سوره انعام 17 (241)
تفسیر سوره انعام 16 (240)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع)
نفرین نکن !
تفسیر سوره انعام 14 (238)
تفسیر سوره انعام 13 (237)
تفسیر سوره انعام 12 (236)
تفسیر سوره انعام 11 (235)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 09 (233)
اعتماد بدولت آمریکا عین حماقتست
تفسیر سوره انعام 08 (232)
تفسیر سوره انعام 07 (231)
خدا زده را که تواند دوا کند جز او ؟!
بانو زینب کبری (س)
ولی ، خداست !
تفسیر سوره انعام 06 (230)
تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
کار و عقل و مولا علی (ع)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.