النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ الایة من بهترم !
خداوند حكیم، جبار نام دار عظیم، كردگار رهى دار علیم، جل جلاله و عظم شأنه، منت مى ‏نهد بر فرزند آدم، و نیك خدایى و نیك عهدى خود در یاد ایشان مى‏دهد.

میگوید: شما را من آفریدم، و چهره هاى زیباتان من نگاشتم. قد و بالاتان من كشیدم. دو چشم بینا و دو گوش شنوا و زبان گویاتان من دادم. و من آن خداوندم كه از نیست هست كنم، وز نبود بود آرم، وز آغاز نوسازم. نگارنده رویها منم. آراینده همه نیكوئیها منم. جفت سازنده هر چیز با یار منم.

كننده هر هست چنان كه سزاوار منم.
آسمان و زمین و جمادات آفریدم اظهار قدرت را،
ملائكه و شیاطین و جن آفریدم اظهار هیبت را.
آدم و آدمیان را آفریدم اظهار مغفرت و رحمت را.

هفتصد هزار سال جبرئیل و میكائیل و اسرافیل و كروبیان و حافّین و صافّین گرد كعبه جبروت طواف كردند، و سبوح قدوس گفتند. هرگز بنام ودودى و مهربانى و دوستى ما راه نبردند، و خود نشناختند.
هرگز زهره نداشتند كه دعوى دوستى ما كنند، ما خود دعوى دوستى خاكیان كردیم كه:
نحن اولیاءكم، یحبهم.

چندین نام خود از دوستى و مهربانى بر ایشان مشتق كردیم كه:
هو الغفور الودود الرؤف الرحیم.

فریشتگان را همه قهارى و جبارى نمودیم، در حجب هیبتشان بداشتیم. خاكیان را همه رءوفى و رحیمى نمودیم، بر بساط انبساطشان بداشتیم.

در میان فریشتگان جبرئیل مقدم و محترم بود، و بتخاصیص قربت مخصوص بود، و نامش خادم الرحمن بود. پیوسته بر بساط عدل بنعت هیبت ایستاده بود. هرگز بساط فضل و انبساط ندیده بود. تا آدم صفى (ع) نیامد فراق و وصال و رد و قبول نبود.

حدیث دل و دلارام و دوستى نبود. این عجائب و ذخائر همه در جریده عشق است، و جز دل آدم صدف درّ عشق نبود.

دیگران همه از راه خلق آمدند. او از راه عشق آمد: یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ.
از آدم تسبیح و تقدیس بیش نبود. كار ایشان یك رنگ بود. عجائب خدمت و آداب صحبت و ذخائر مودت و لطائف محبت بآدم پیدا گشت، كه بوقلمون تقدیر بود.

این رسم قلندرى و آئین قمار
در شهر تو آوردى اى زیبا یار!


ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ
فریشتگان را فرمودند كه آدم را سجود كنید.
سرش آنست كه فریشتگان بچشم تعظیم در آن عبادت بى ‏فترت خود مى‏ نگرستند، و تسبیح و تقدیس خویش را وزنى تمام مینهادند، و لهذا قالوا: وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ.

جلال احدیت و جناب جبروت عزت استغناء لم یزل با ایشان نمود از طاعت همه مطیعان و عبادت همه آسمانیان، گفت:
روید، و آدم را سجود كنید، و آن سجود خود را بحضرت عزت ما بس وزنى منهید. هنوز رقم وجود بر موجودات نكشیده بودیم، كه جمال ما شاهد جلال ما بود ما خود بخود خود را بسنده بودیم. امروز كه خلق آفریدیم، همان عزیزیم كه بودیم. از ایمان و طاعت حدثان جلال لم یزل را پیوندى مى ‏درنباید:
و لوجه ها من وجهها قمر
و لعین ها من عینها كحل.


لطیفه دیگر شنو از اسرار وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ‏: آدمى جسم است و جان، و آنچه ورا جسم و جان است، از آن عبارت نتوان:

مكن در جسم و جان منزل، كه این دونست و آن والا
قدم زین هر دو بیرون نه، مه اینجا باش و مه آنجا


جسم را گفت: وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ.
جان را گفت: ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ.
همانست كه جاى دیگر گفت: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ. باز گفت: ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ. و بدان كه این خانهاى خلائق از هفتاد هزار پرده برآورده‏اند، پرده‏هاى نور و ظلمت، و خبر بدان ناطق است: «ان للَّه تعالى سبعین الف حجاب من نور و ظلمة». هر چه نور است، تخم كلمه طیبه است، و هر چه ظلمت تخم كلمه خبیثه، و آن گه همه بخاك بپوشیده، و خاك پرده همه گشته. گویى درین جمله خزینه اسرار كیست؟ و آن در مكنون تعبیه دربار كیست؟

با هر جانى بغمزه رازى دارى
بر شارع هر دلى جوازى دارى!


در دور آدم صفى آفتاب عزت دین از برج شرف خود بتافت. هر كسى بنقد خویش بینا شد.
آدم محك بود، « وَ عَصى‏ آدَمُ » سیاهى محك بود، هر كسى نقد خویش بر محك زد، تا نقدهاشان بیان افتاد كه چیست. ملا اعلى بنقد پندار وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ بینا شدند.

ابلیس مهجور بنقد «أَنَا خَیْرٌ» بینا شد. آنجا خارى بود محقق، و گلى بود مزور، گل بكند و بینداخت، و خار بماند در دیده پنداشت:

گلها كه من از باغ وصالت چیدم
درها كه من از نوش لبت دزدیدم
آن گل همه خار گشت در جان رهى
وان در همه از دیده فرو باریدم‏


آن مهجور مطرود هفتصد هزار سال مهمان پندار بود. با خود درست كرده كه در معدن او زر است، و خود كبریت احمر است! چون نقد خویش بر محك صفوت آدم زد، نقدش قلب آمد. در معدن خود نفط و قیر دید، و بجاى زر سبج سیاه دید:

در دیده رهى ز تو خیالى بنگاشت
بر دیدن آن خیال عمرى بگذاشت
چون طلعت خورشید عیان سر برداشت
در دیده هوس بماند و در سر پنداشت


گفته ‏اند كه: ابلیس به پنج چیز مستوجب لعنت و مهجور درگاه بى ‏نیازى شد، و آدم بعكس آن به پنج چیز كرامت حق یافت و نور هدى و قبول توبه.
یكى از آن آنست كه ابلیس « لم یقر بالذنب »، بگناه خویش معترف نشد. كبر وى او را فرا اعتراف نگذاشت، و آدم بصفت عجز باز آمد، و بگناه خویش مقر آمد.
دیگر « لم یندم علیه »، ابلیس از كرده پشیمان نگشت، و عذر نخواست، و آدم از كرده خود پشیمان شد، و عذر خواست، و تضرع كرد.
سوم « لم یلم نفسه »، ابلیس در آن نافرمانى با خود نیفتاد، و ملامت نفس خود نكرد، و آدم روى با خود كرد، و خود را در آن ذلت ملامت كرد.
چهارم « لم یرى التوبة على نفسه واجبا ». ابلیس توبه بر خود واجب ندید. از آن عذر نخواست، و تضرع نكرد، و آدم دانست كه توبه كلید سعادتست، و شفیع مغفرت، بر خود واجب دید، بشتافت، و تا روى قبول ندید باز نگردید.
پنجم آنست كه: « قنط من رحمة اللَّه »، از رحمت خدا نومید شد ابلیس. ندانست آن بدبخت كه نومیدى از لئیمان باشد، و رب العزة لئیم نیست، و چنان كه نومیدى نیست، ایمنى هم نیست، كه ایمنى از عاجزان باشد، و اللَّه عاجز نیست. پس چون نومید شد آن شقى در توبه بوى فرو بسته شد، و آدم نومید نگشت. دل در رحمت و مغفرت بست. بر درگاه بى نیازى میزارید و مى‏نالید، تا برحمت و مغفرت رسید.

پیر طریقت گفت:
میدان راه دوستى افراد است. آشمنده شراب دوستى از دیدار بر میعاد است.
برسد هر كه صادق روى به آنچه مراد است.

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 04 (265)




مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره اعراف 03 (264)
تفسیر سوره اعراف 02 (263)
تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره انعام 37 (261)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 35 (259)
تفسیر سوره انعام 34 (258)
تفسیر سوره انعام 33 (257)
تفسیر سوره انعام 32 (256)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 30 (254)
تفسیر سوره انعام 29 (253)
تفسیر سوره انعام 28 (252)
فاصله از صاحبان قدرت شرط سلامت
تفسیر سوره انعام 27 (251)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 24 (248)
عدالت حاکمان در سیاست نامه
تفسیر سوره انعام 23 (247)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
داغ ازلی
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 19 (243)
تفسیر سوره انعام 18 (242)
تفسیر سوره انعام 17 (241)
تفسیر سوره انعام 16 (240)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع)
نفرین نکن !
تفسیر سوره انعام 14 (238)
تفسیر سوره انعام 13 (237)
تفسیر سوره انعام 12 (236)
تفسیر سوره انعام 11 (235)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 09 (233)
اعتماد بدولت آمریکا عین حماقتست
تفسیر سوره انعام 08 (232)
تفسیر سوره انعام 07 (231)
خدا زده را که تواند دوا کند جز او ؟!
بانو زینب کبری (س)
ولی ، خداست !
تفسیر سوره انعام 06 (230)
تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
کار و عقل و مولا علی (ع)
حکایت روباه و الاغ و شیر



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.