النوبة الاولى / قوله تعالى:

ده برابر شدن نیکیها

مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ هر كه نیكى آرد فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها او را است فردا ده چندان وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ و هر كه بدى آرد فَلا یُجْزى‏ إِلَّا مِثْلَها پاداش ندهند او را مگر هم چندان وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ (160) و بر هر دو از ما ستم نیاید.

قُلْ گوى یا محمد! إِنَّنِی هَدانِی رَبِّی من آنم كه راه نمود مرا خداوند من إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ  بر راه راست. دِیناً قِیَماً دینى پاینده راست مِلَّةَ إِبْراهِیمَ كیش ابراهیم حَنِیفاً آن موحد مخلص پاك وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِینَ (161) و ابراهیم از انباز گیرندگان نبود با خداى.

قُلْ إِنَّ صَلاتِی گوى نماز من وَ نُسُكِی و سجود من و قربان من وَ مَحْیایَ وَ مَماتِی و زندگانى من و مرگى من لِلَّهِ خداى را است رَبِّ الْعالَمِینَ (162) خداوند جهانیان.

لا شَرِیكَ لَهُ با وى انباز نیست وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ و بدین فرمودند مرا وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ (163) و من اول مسلمانم كه گردن نهاد وى را.

قُلْ أَ غَیْرَ اللَّهِ أَبْغِی رَبًّا گوى جز از اللَّه خداوندى جویم؟ وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَیْ‏ءٍ و او خداوند همه چیزى است وَ لا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَیْها و هیچ كس چیزى نكند مگر بر خویشتن وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ و بر ندارد هیچ بردارنده ‏اى وِزْرَ أُخْرى‏ كرد بد تنى دیگر ثُمَّ إِلى‏ رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ آن گه با خداى است بازگشت شما فَیُنَبِّئُكُمْ تا خبر كند شما را بِما كُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ (164) بآنچه در آن بودید از اختلاف، و جذاجذ كه میگفتید.

وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ او آنست كه شما را كرد خلیفتان زمین وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ و برداشت شما را زیر یكدیگر بپایها افزونى لِیَبْلُوَكُمْ آن را تا بیازماید شما را فِی ما آتاكُمْ در آنچه شما را داد، سپاس دار یابد یا ناسپاس إِنَّ رَبَّكَ سَرِیعُ الْعِقابِ كه خداوند تو ناسپاسان را زود گیر است وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ (165) و سپاس داران را آمرزگار و بخشاینده.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
قراءت یعقوب عشر بتنوین است، امثالها برفع، و معناه: فله حسنات عشر امثالها، اى امثال الحسنة التی عملها. باقى باضافت خوانند، و معناه: فله عشر حسنات امثالها.

قومى گفتند: حسنة درین آیت توحید است، و سیئة شرك، میگوید جل جلاله : هر كه فردا در قیامت توحید آرد، كه در دنیا موحّد بوده، و خداى را بیگانگى شناخته، و شرك نیاورده، عمل وى مضاعف كنند، یكى را ده نویسند، و بده جزا دهند، و هر كه شرك آرد كه در دنیا مشرك بوده، جزاء خود بیند مثل فعل خود، بسزاى خود، و آن جزاء آتش دوزخ است، و عقوبت جاودان، یعنى كه این عقوبت مثل آن عمل است، كه آن عمل اعظم الذنوب است، و این آتش اعظم العقوبات، و ذلك قوله تعالى: جَزاءً وِفاقاً اى وافق الجزاء العمل.

قومى گفتند: آیت عام است در حسنات و سیئات، یعنى: ... میگوید: نیكوكار را نیكى مضاعف كنیم، یكى ده نویسیم، و بدكردار را یكى یكى نویسیم، و در آن نیفزائیم: آن گه گفت : وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ اى: و لا یظلمون فتیلا. الفریقین جمیعا. نه از نیكوكار نیكى كاهیم و نه مزد او، و نه بر بد كردار جرم افزائیم ناكرده.

و رسول خدا (ص) باین معنى اشارت كرده در آن خبر كه گفت: «من صام رمضان و أتبعه بستّ من شوال، فقد صام السنة كلها، فأحسنوا ان شئتم»، و عن ابى ذر، قال: قال رسول اللَّه (ص): « یقول اللَّه عز و جل مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها و ازید، و من جاء بالسیئة فجزاء سیئة مثلها او اعفو، و من تقرب منى شبرا تقربت منه ذراعا، و من تقرب منى ذراعا، تقربت منه باعا، و من أتانى یمشى اتیته هرولة، و من لقینى بقراب الارض خطیئة لا یشرك بى شیئا، لقیته بمثلها مغفرة».
...
و گفته ‏اند: معنى تضعیف آنست كه اعمال بنده امروز در سراى عمل یكى یكى نویسند، اما فردا در سراى جزا رب العزة گوید:
بنده من ! كم تتمنّى على طاعتك من الثواب؟ چند خواهى كه ترا دهم از ثواب عمل خویش؟
چندان كه بنده خواهد رب العزة بفضل خود ده چندان كه بنده خواهد دهد بسزاى خود، و اللَّه بسزاى خود بفضل خود دهد. یكى را ده چندان كه بنده خواهد دهد، چنان كه گفت: فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها.

دیگرى را اضعاف مضاعفه دهد، چنان كه گفت: فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِیرَةً،
و حكمت در آنكه مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ گفت، و نگفت « من عمل بالحسنة » آنست كه : این لفظ شامل است بر اقوال و افعال و اسرار، و لفظ عمل جز بر اعمال نیفتد، و حسنات بنده هم قول زبان است، و هم عمل اركان، و هم نیّت دل، و همه در تحت جاءَ بِالْحَسَنَةِ شود، و نیز نه هر كه عمل كرد مقبول آمد و شایسته، و بقیامت رسیده، و ثواب آن یافته. پس كار آن دارد كه بقیامت برد شایسته و پذیرفته و بوى نجات یافته.

مردى فرا شیخ الاسلام گفت: خداى از تو عبادت بپذیراد (1).
شیخ الاسلام گفت: مگوى چنین، كه او اگر خواهد بپذیرد، و آن گه بخصمان دهد. چنین گوى: خداى تو را بپذیراد (1) تا از رستگان باشیم.

و گفته ‏اند كه این تضعیف حسنات خاصیت امت محمّد است، كه ایشان دین كه پذیرفتند برضا پذیرفتند نه بكراهیت، و امتهاى پیشینه دین بكراهیت پذیرفتند. نه بینى قوم موسى كه تا كوه بر سر ایشان بنداشتند، دین حق و كتاب خدا قبول نكردند، و ذلك فى قوله تعالى: وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ الایة، و نظیر الایة قوله مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها. قیل: فیه تقدیم و تأخیر، یعنى: فله منها خیر، و قیل: یعنى بذلك الاضعاف، و هى خیر له، اذ لا مطمع للخصوم فى الاضعاف، و انما طمعهم فى عمل العبد، و لان الطاعة على استحقاق العبد، و الاضعاف على استحقاق الرب، و قیل: « فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها » یعنى رضوان اللَّه، یقول اللَّه تعالى: وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ.

قوله: قُلْ إِنَّنِی هَدانِی رَبِّی إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ
یعنى: دین الاسلام. آن گه تفسیر كرد، گفت: دِیناً قِیَماً
یعنى مستقیما على نهایة الاستقامة.

ابن كثیر و ابو عمرو و نافع قیما بتشدید خوانند. باقى قیما بتخفیف. قیم مصدر است همچون كبر و صغر، یعنى دینا ذا قیم اى ذا استقامة تامة. قیّم بوزن فیعل بناء مبالغت است در وصف استقامت، یعنى بنهایت استقامت است این دین، و بر كمال راستى. حكم آن ثابت، شرح آن لازم.

نسخ در شرایع آن روا نه، و باطل را بدان راه نه، و اصل آن سه چیز است: كتاب و سنت و اجماع، كتاب خدا و سنت مصطفى و اجماع مسلمانان. كتاب و سنت آنند كه رب العزة در یك آیت جمع كرد: وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ،
و اجماع آنست كه گفت جل جلاله: وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ. این سبیل مؤمنان اجماع است. هر كه خرق اجماع كند، كتاب و سنت را رد كرد، و هر كه كتاب و سنت را رد كرد، از دین اسلام بیرون شد.
1 الف: بپذیرا.

 دِیناً قِیَماً
زجاج گفت: دینا نصب على المفعول به، یعنى عرّفنى دینا، و قیل معناه: اتبعوا دینا قیما و الزموه. و قیما نصب على الوصف. مِلَّةَ نصب على البدل،
حَنِیفاً نصب على الحال، یعنى فى حال حنیفیته و استقامته.
و دین اسلام را بملت ابراهیم وصف كردن از آن است تا خلق در آن رغبت بیش كنند، كه همه اهل دینها در عرب و عجم ابراهیم را بزرگ دارند، و دینى كه بوى منسوب باشد در آن رغبت نمایند.
روى ان النبى (ص) كان اذا اصبح یقول: «اصبحنا على فطرة الاسلام و كلمة الاخلاص و ملة ابینا ابراهیم حنیفا و ما كان مشركین».

قُلْ إِنَّ صَلاتِی وَ نُسُكِی
اى عبادتى. زجاج گفت: معنى «نسك» اخلاص است در عبادت، یقال: فلان ناسك اى عابد للَّه عز و جل، غیر مشرك به. از نسیكه گرفته ‏اند، و هى النقرة المذابة المصفاة من كل خلط،

و گفته ‏اند: نسیكه قربان است، و نسك ذبایح است در حج و عمره.

وَ مَحْیایَ
قراءت عامه قراء بفتح یاء است، مگر نافع كه بسكون یاء خواند. یقول: هو یحیینى و هو یمیتنى، و انا اتوجه بصلاتى و سائر المناسك الى اللَّه عز و جل، لا الى غیره. قال یمان: محیاى بالعمل الصالح،
و مماتى اذا متّ على الایمان
لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ رب الجن و الانس، و العالم كلها.

لا شَرِیكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ
میگوید: زندگانى من در عبادت و طاعت، و مرگى من بر ایمان و شهادت، بتوفیق و هدایت خدا است. مرا بدان راه نمود، و مرا بدان فرمود.

وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ و من اول مسلمانم از این امت و درین زمان، و قیل: و انا اول من استحق هذا الاسم.

قُلْ أَ غَیْرَ اللَّهِ
این آیت جواب است مشركان قریش را كه میان خویش و میان وى نصف میساختند در دین، و ممالات میخواستند، كه او بایشان گراید بچیزى، تا ایشان با او گرایند بچیزى، چنان كه گفت: وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ.
میگوید: اى محمّد: ایشان را جواب ده:
أَ غَیْرَ اللَّهِ أَبْغِی رَبًّا اى اتخذ ربا
وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَیْ‏ءٍ
فى السماوات و فى الارض. جز از اللَّه خدایى جویم، و دیگرى را بمعبودى پسندم، و بخدایى گیرم؟! و اللَّه است كه خداوند است هر چیز را كه آن را خداوند خوانند، خداى همه خداوندان است، و آفریدگار همگان است، و كردگار جهان و جهانیان است.

وَ لا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَیْها
لا تجنى نفس ذنبا الّا اخذت به.

وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏
این جواب ولید مغیره است، كه گفته بود: اتّبعوا سبیلى احمل اوزاركم. او را جواب دادند كه: لا یحمل احد جنایة غیره، حتّى لا یؤاخذ به الجانى.

ثُمَّ إِلى‏ رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ
این وعید است،
فَیُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فِیهِ
یعنى فى الدین
تَخْتَلِفُونَ
گفته ‏اند: این اختلاف ایشان اختلاف است در كار محمد و در قرآن.

قومى گفتند: ساحر است. قومى گفتند: شاعر. قومى گفتند: مجنون، و در قرآن همچنین طایفه‏ اى گفتند: أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ. قومى گفتند: «إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ یُؤْثَرُ. إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ».

وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَكُمْ
یا محمد! خَلائِفَ الامم الماضیة فى الارض بأن اهلكهم و أورثكم الارض بعدهم. همانست كه آنجا گفت: أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ، و قیل: خَلائِفَ الْأَرْضِ اى سكان الارض بدل الجن، و قیل: یخلف اهل كل عصر من كان قبله. خلیفه آمده بود از پس پیشینه ‏اى، و خلائف جمع است كصحیفة و صحائف، و سفینة و سفائن، و وصیفة و وصائف.
...
وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ
میگوید: شما را برداشت زبر یكدیگر بدرجها، یكى را بدانش، یكى را بنسبت، یكى را بمال، یكى را بشرف، یكى را بصورت، یكى را بصوت، یكى را بقوت.

لِیَبْلُوَكُمْ
اى: لیبتلیكم فیما اعطاكم، لیخبركم فیما رزقكم، تا شما را بیازماید بآن نعمت و روزى كه شما را داد، تا شكور یابد شما را یا كفور، مطیع یا عاصى.
آن گه گفت: اگر عاصى شوید سریع العقاب و اگر مطیع شوید غفور رحیم ‏ام.
سَرِیعُ الْعِقابِ گفت، و این عقوبت بقیامت خواهد بود، یعنى كه قیامت نزدیك است، و رستاخیز بزودى خواهد بود، و لهذا قال تعالى: إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً وَ نَراهُ قَرِیباً، و قال: ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 23 (247)
تفسیر سوره انعام 24 (248)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 27 (251)
تفسیر سوره انعام 28 (252)
تفسیر سوره انعام 29 (253)
تفسیر سوره انعام 30 (254)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 32 (256)
تفسیر سوره انعام 33 (257)
تفسیر سوره انعام 34 (258)
تفسیر سوره انعام 35 (259)
تفسیر سوره انعام 36 (260)



مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره انعام 35 (259)
تفسیر سوره انعام 34 (258)
تفسیر سوره انعام 33 (257)
تفسیر سوره انعام 32 (256)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 30 (254)
تفسیر سوره انعام 29 (253)
تفسیر سوره انعام 28 (252)
فاصله از صاحبان قدرت شرط سلامت
تفسیر سوره انعام 27 (251)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 24 (248)
عدالت حاکمان در سیاست نامه
تفسیر سوره انعام 23 (247)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
داغ ازلی
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 19 (243)
تفسیر سوره انعام 18 (242)
تفسیر سوره انعام 17 (241)
تفسیر سوره انعام 16 (240)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع)
نفرین نکن !
تفسیر سوره انعام 14 (238)
تفسیر سوره انعام 13 (237)
تفسیر سوره انعام 12 (236)
تفسیر سوره انعام 11 (235)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 09 (233)
اعتماد بدولت آمریکا عین حماقتست
تفسیر سوره انعام 08 (232)
تفسیر سوره انعام 07 (231)
خدا زده را که تواند دوا کند جز او ؟!
بانو زینب کبری (س)
ولی ، خداست !
تفسیر سوره انعام 06 (230)
تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
کار و عقل و مولا علی (ع)
حکایت روباه و الاغ و شیر
تفسیر سوره انعام 02 (226)
تفسیر سوره انعام 01 (225)
توبه و سبکباری
عاقبت ظلم
دشمن واقعی ملت ایران بانکها هستند



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.