النوبة الاولى / قوله تعالى: توحید و احسان بپدر و مادر
قُلْ تَعالَوْا یا محمد! گوى بیائید أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَیْكُمْ  تا بر خوانم آنچه حرام كرد خداوند شما بر شما  أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً  انباز مگیرید با خداى هیچ چیز را وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً مى‏ وصیت كنم شما را بنیكو كارى با پدر و مادر وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ  و فرزندان خویش را مكشید  مِنْ إِمْلاقٍ  از بیم درویشى و تنگى نفقه  نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِیَّاهُمْ  ما روزى دهیم شما را و ایشان را وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ  و گرد زشتها مگردید  ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ  آنچه از آن آشكارا و آنچه از آن نهان  وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ  و مكشید تن مسلمانان كه اللَّه حرام كرد خون آن  إِلَّا بِالْحَقِّ  مگر بقصاص یا رجم زانى پس احصان  ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ  این آنست كه مى ‏وصیّت كند اللَّه شما را  لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (151) تا مگر دریاوید.

وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیَتِیمِ‏  و گرد مال یتیم مگردید  إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ‏  مگر بآنچه آن نیكوتر  حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ‏  تا آن گه كه وى ببلوغ خویش رسد و برشد خویش  وَ أَوْفُوا الْكَیْلَ‏  و تمام پیمایید چون میسپارید وَ الْمِیزانَ‏  و تمام سنجید كه میسپارید  بِالْقِسْطِ  بسنگ راست  لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها  بر ننهیم بر هیچ تنى مگر توان آن  وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا  و چون حكم برید یا توسط كنید راست بید، یا گواهى دهید راست گوئید  وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى‏ اگر همه آن گواهى بر خویش خویشتن مى‏دهید وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا و نذر كه با اللَّه كنید بآن وفا كنید، و آن را باز آئید  ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ‏  این آنست كه وصیّت میكند اللَّه شما را بآن  لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ‏ (152) تا مگر پند پذیرید و دریابید و اللَّه را یاد دارید.

وَ أَنَّ هذا صِراطِی و آن قرآن راه منست  مُسْتَقِیماً راهى راست پاینده فَاتَّبِعُوهُ  بر پى آن ایستید  وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ  و بر پى راهها جفته ناشایسته مروید فَتَفَرَّقَ بِكُمْ  كه آن راهها شما را جدا و پركنده كند عَنْ سَبِیلِهِ  از راه راست و دین او  ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ  این آنست كه اللَّه وصیت كرد شما را بآن  لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (152) تا مگر پرهیزیده آئید از عذاب و خشم خداى.

ثُمَّ آتَیْنا مُوسَى الْكِتابَ پس بر ایشان خوان اى محمّد! آنچه موسى را دادیم از تورات تَماماً عَلَى الَّذِی أَحْسَنَ تمام كردن نعمت خویش را بر نیكوكاران بنى اسرائیل وَ تَفْصِیلًا لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ و تفصیل دادن و روشن كردن هر چیز را از احكام دین كه بكار باید وَ هُدىً وَ رَحْمَةً و راه نمونى و بخشایش لَعَلَّهُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ (154) تا مگر ایشان برستاخیز و شدن پیش خداوند ایشان بگروند.

وَ هذا كِتابٌ و این قرآن نامه‏ اى است أَنْزَلْناهُ كه فرو فرستادیم آن را مُبارَكٌ بركت كرده بر فرستادن آن فَاتَّبِعُوهُ بر پى آن روید وَ اتَّقُوا و پرهیزید لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (155) تا مگر بر شما رحمت كنند.

أَنْ تَقُولُوا پرهیزید از آنچه فردا گوئید إِنَّما أُنْزِلَ الْكِتابُ نامه كه از آسمان فرو فرستادند عَلى‏ طائِفَتَیْنِ مِنْ قَبْلِنا بر دو گروه فرستادند پیش از ما سریانیان و عبرانیان، وَ إِنْ كُنَّا عَنْ دِراسَتِهِمْ لَغافِلِینَ (156) و ما از خواندن ایشان ناآگاه بودیم و بزبان ایشان.

أَوْ تَقُولُوا یا گوئید فردا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْكِتابُ اگر بر ما كتاب فرستادندى لَكُنَّا أَهْدى‏ مِنْهُمْ ما بآن كتاب حق‏شناس‏تر و راهبرتر بودیمى از ایشان فَقَدْ جاءَكُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ  آنك آمد بشما پیغامى روشن پیدا از خداوند شما  وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ  و راه نمونى و بخشایشى فَمَنْ أَظْلَمُ آن كیست ستمكارتر بر خود مِمَّنْ كَذَّبَ بِآیاتِ اللَّهِ از آن كس كه دروغ شمرد سخنان خداى وَ صَدَفَ عَنْها و بر گردد از آن سَنَجْزِی الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیاتِنا آرى پاداش دهیم ایشان را كه بر مى‏گردند از سخنان ما سُوءَ الْعَذابِ عذاب بد بِما كانُوا یَصْدِفُونَ (157) بآنچه مى‏برگشتند.

هَلْ یَنْظُرُونَ  درین باز نشستن از ایمان چشم میدارند چیزى را  إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِكَةُ  نمیدارند چشم مگر آن را كه بایشان آید فریشتگان میرانیدن را  أَوْ یَأْتِیَ رَبُّكَ  یا خداى تو آید داورى كردن را أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّكَ  یا خورشید از مغرب برآید ترسانیدن را و بیدار كردن را یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّكَ یا آن روز كه آید چیزى از نشانهاى خداوند تو لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها سود ندارد هیچ تن را گرویدن وى لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ كه نگرویده بود از پیش أَوْ كَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً و یا با گرویدن خویش نماز نكرده بود قُلِ انْتَظِرُوا گوى چشم میدارید إِنَّا مُنْتَظِرُونَ (158) كه ما چشم دارندگانیم.

إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ  ایشان كه از دین خویش جدا شدند و بى‏ دین ماندند وَ كانُوا شِیَعاً و جوگ جوگ شدند لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْ‏ءٍ از ایشان در هیچ چیز نه ‏اى إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ كار ایشان با خداى است و شما را ایشان بروى ثُمَّ یُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا یَفْعَلُونَ (159) تا خبر كند ایشان را فردا بآنچه میكردند.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ
ابن عباس گفت: ازینجا تا آخر سه آیت از محكمات قرآن ‏اند ام الكتاب، كه اللَّه گفت در صدر سورة آل عمران.
تعالوا این تعالى اصغاء است و حسن استماع و استقبال امر، نه آمدن بپاى، و فى معناه قال الشاعر:
تعالوا ندارى جهدنا عن قلوبنا
فیوشك أن نبقى بغیر قلوب.

أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَیْكُمْ
اى اقرأ علیكم الذى حرم اللَّه. میگوید: گوش فرا دارید و نیكو بنیوشید اى شما كه تحریم حرث و انعام كردید! تا بر شما خوانم آنچه اللَّه بر شما حرام كرده:
أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً
اى: هو أن لا تشركوا، و قیل معناه: حرم ربكم علیكم ان لا تشركوا، و «لا» صله است، كقوله تعالى و تقدس: ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ اى تسجد، و قیل: اوصى ان لا تشركوا به شیئا و بالوالدین احسانا، یعنى اوصیكم بالوالدین برا.

مصطفى (ص) گفت: « من احبّ ان ینسأ له اجله، و یزاد فى رزقه فلیبرّ والدیه، و لیصل رحمه »
قال ابو الولید: النس‏ء فى الاجل و الزیادة فى الرزق قد فرغ اللَّه منهما، و لكنه یصح اللَّه بدنه فى بقیة اجله، و هو النس‏ء فى الاجل و الزیادة فى الرّزق.

وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ
یعنى دفن البنات و هنّ احیاء و هى الموؤدة. مِنْ إِمْلاقٍ خشیة الفقر و العار، یقال: املق الرجل فهو مملق، اذا افتقر. مصطفى (ص) گفت: «من كانت له انثى فلم یئدها و لم یهنها و لم یؤثر ولده علیها یعنى الذّكور ادخله اللَّه الجنة».
...
وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ
ابن عباس و ضحاك و سدى گفتند: اهل جاهلیت بظاهر زنا مستقبح میداشتند، امّا در باطن روا میداشتند، و از آن تحرج نمیكردند. رب العالمین درین آیت ظاهر و باطن زنا حرام كرد. مجاهد گفت: فاحشة ظاهر، الجمع بین الاختین بود كه در جاهلیت روا میداشتند، و همچنین زنى كه پدران ایشان بزنى كرده بودند، نكاح وى روا میداشتند. رب العزة در اسلام هر دو حرام كرد، گفت وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ، و قال: أَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ. این فاحشة ظاهر است و فاحشة باطن زنا است، و در جمله هر چه مكروهات است و ناشایست و ناپسندیده در تحت این آیت شود. ظاهر عمل جوارح است و باطن عمل دل، كه آن را نیت و اعتقاد گویند.

وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ و حقها ما
قال النبى (ص): « لا یحلّ دم امرئ مسلم باحدى ثلاث: كفر بعد ایمان، و زنا بعد احصان، و قتل نفس بغیر نفس.

ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ
اى ذلك التحریم امركم بلزومه و الاقامة علیه.
لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ‏
لكى تعقلوا ما نهاكم عنه و ما امركم به.

وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ‏
احسن آنست كه در مال وى بصلاح تصرف كند، و در آن قیام نماید، بحسبت یا بمزد بر عدل بنزدیك حاجت، و آمیختن در مال وى بر نصف و اقتصاد بر تمول و انتفاع، تا آن گه كه یتیم بالغ شود، و برشد خویش رسد.
حدّ اشدّ گفته ‏اند كه: حد بلوغ است بآن نشانها كه شرع بیان كرده بر اختلاف علما با قوت عقل تمام، و رسیدن بآن حال كه حسنات و سیئات بر وى نویسند.

....
وَ أَوْفُوا الْكَیْلَ‏ اتموه من غیر نقص، وَ الْمِیزانَ‏ یعنى وزن المیزان بِالْقِسْطِ اى بالعدل لا بخس و لا شطط، لا زیادة و لا نقصان.
میگوید: تمام پیمایید و راست سنجید نه زیادة و نه نقصان. آن گه گفت:
لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
در كیل و وزن بر هر كسى آن نهیم كه طاقت دارد. اگر دهنده را تكلیف زیادت دادن كنیم، نفس وى طاقت ندارد، و بتنگ آید، و همچنین ستاننده را اگر تكلیف كنیم كه حق خود را كم كند طاقت ندارد. معنى دیگر گفته ‏اند:
لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
میگوید: چون هر دو بحد طاقت در كیل و وزن عدل بجاى آورند، اگر اندكى در آن فرو شود كه طاقت بدریافت آن مى ‏نرسد، ایشان را بزه ‏اى نیست، كه بر هر كسى آن نهند كه طاقت دارد.

وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى‏
میگوید: اگر شما را میان مردم حكم سازند، و میانجى كنند، بداد حكم كنید و براستى بى ‏میل، اگر چه آن حكم خویشان شما را بود یا بر ایشان بود، و در گواهى دادن همچنین گواهى راست دهید، و سخن كه گوئید بحق گوئید.
وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا
میگوید: حق شرع در اوامر و نواهى بگزارید، و در حدود آن تجاوز مكنید، و سوگندها كه خورید، و نذرها كه كنید، بوفاء آن باز آئید.
ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ‏ التذكر الاتعاظ و أن لا یغفل قلبك عن ذكر اللَّه و نهیه.

وَ أَنَّ هذا صِراطِی
حمزه و كسایى وَ أَنَّ هذا بكسر الف خوانند.
باقى بفتح الف خوانند، و قراءت عامه قراء «و انّ» بتشدید نون است مگر ابن عامر تنها، كه وى بتخفیف نون خواند، و همچنین عامه قراء صِراطِی بسكون یا خوانند مگر ابن عامر كه وى بفتح یا خواند، و ابن كثیر و ابن عامر «سراطى» بسین خوانند، و حمزه میان صاد و زا. باقى بصاد خالص.
وَ أَنَّ هذا صِراطِی اگر بفتح الف خوانى عطف است بر أن لا تشركوا، یا معنى آنست كه: و لأن هذا صراطى، و اگر بكسر الف خوانى بر سبیل ابتداء است. اصل سخن «و هذا صراطى» است و «أنّ» تاكید را درآوردند. وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً یرید دینى دین الحنیفیة اقوم الادیان.

فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ یعنى الاهواء المختلفة.
عن عبد اللَّه بن مسعود قال: خطّ لنا رسول اللَّه (ص) خطا، ثمّ قال: « هذا سبیل اللَّه »، ثم خط خطوطا عن یمینه و شماله، و قال: « هذه سبل، على كل سبیل منها شیطان یدعو الیه »، و قرأ: أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِیلِهِ.

ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ اى امركم به فى الكتاب لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ لكى تتقوا السبل.
این آیات را وجهى دیگر است در تأویل «لا» كه در أَلَّا تُشْرِكُوا است، و این عارض كه در میان این مناهى است از احسان با والدین، و آن آنست كه وقف كنى بر تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ اینجا وقف است، پس ابتدا كنى «عَلَیْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً». معنى آنست كه بر شما بادا كه انباز نگیرید با خداى هیچ چیز (1)، و بر شما بادا كه با پدر و مادر نیكویى كنید، و بر شما بادا كه فرزند خویش نكشید، و گرد فواحش نگردید، و خون ناحق نریزید، و گرد مال یتیم به بیداد نگردید، و كیل و وزن و مكیال و میزان راست دارید، و گواهى راست دهید، و بنذور وفا كنید، و بر پى نامه اللَّه روید. این از آیات محكمات است كه در هیچ كتاب از كتب اللَّه ناسخ آن نیامده، و هیچ چیز از آن منسوخ نگشته، و این احكام بر همه بنى آدم تا بقیامت روان شده، این معنى را گفت: وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ یعنى هذه الآیات، لأنها المحكمات التی لم تنسخ فى ملة من الملل.

ثُمَّ آتَیْنا مُوسَى الْكِتابَ تَماماً
این ثم بر تعقیب تلاوت است، یعنى: تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ. ثم قال: تعالوا اتل ما آتینا موسى الكتاب تَماماً عَلَى الَّذِی أَحْسَنَ یعنى تماما على احسان اللَّه الى موسى بالنبوة و غیرها من الكرامة.
میگوید: موسى را كتاب دادیم تمام كردن نعمت خویش را بر وى، و افزودن احسان خویش با وى، یعنى كه از اول با وى نیكوئیها كردیم، كه وى را پیغامبرى دادیم، و به فرعون و قبطیان فرستادیم، و بعصا و ید بیضاء و آیات و معجزات او را گرامى كردیم. اكنون آن نعمت و احسان تمام كردیم، كه كتاب تورات بوى دادیم، كتابى كه در آن بیان احكام دین است و تفصیل هر چیز.

معنى دیگر: تَماماً عَلَى الَّذِی أَحْسَنَ یعنى اتماما لنعمتى بالتّوراة على المحسنین من بنى اسرائیل. تمام كردن نعمت خود را بر نیكوكاران بنى اسرائیل كه ایشان را وعده داده بود آنجا كه گفت جل جلاله: وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ الى آخر الایتین. رب العزة جل جلاله آن وعده وفا كرد، و آن نعمت بر ایشان تمام كرد، و قیل: معناه تماما على احسانه، اى: احسان موسى بطاعاته، یعنى لیكمل احسانه على الذى یستحق به كمال ثوابه فى الآخرة، و قیل: تماما لكرامته فى الجنة على احسانه فى الدّنیا.

وَ تَفْصِیلًا لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً اى التوراة هدى من الضلالة و رحمة من العذاب لَعَلَّهُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ یعنى بالبعث الذى فیه جزاء الاعمال.

وَ هذا یعنى القرآن كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ البركة النماء و الزیادة، فهو بركة لمن آمن به و عمل بما فیه، و ان من بركة هذا الكتاب ما احله اللَّه لنا فیه مما حرّمه على الیهود، و ما احل لنا فیه من الغنائم التی حرمها على من كان قبلنا، و ما فیه من الزیادة فى العمل و الجهاد و ما على ذلك من زیادة الثواب. فَاتَّبِعُوهُ اى: اقتدوا به، وَ اتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ.

أَنْ تَقُولُوا معنى آنست كه: اتقوا ان تقولوا. میگوید: بتصدیق و استوار داشت رسول من و پذیرفتن پیغام من بپرهیزید از آنچه فردا گوئید: إِنَّما أُنْزِلَ الْكِتابُ عَلى‏ طائِفَتَیْنِ مِنْ قَبْلِنا وَ إِنْ كُنَّا عَنْ دِراسَتِهِمْ لَغافِلِینَ اى: ما كنا الا غافلین عن تلاوة كتبهم. این خطاب با اهل مكه است، و مراد اثبات حجت است بر ایشان بر انزال قرآن بر محمد (ص)، یعنى كه تا فردا بقیامت نگویند این كفار عرب كه : اگر از ما آن میخواستند كه از پیشینیان، ما را كتاب دادندى همچون ایشان، كه جهودان و ترسایان را تورات دادند، و ما از آن غافل بودیم، و آن زبان ندانستیم. یعنى كه بقیامت این سخن نتوانند گفت، كه ما ایشان را كتاب قرآن دادیم، و فرستادیم، و احكام آن روشن كردیم، و بأوامر و نواهى فرمودیم.

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْكِتابُ
این جواب كفار مكه است كه گفته بودند: قاتل اللَّه الیهود و النصارى! كیف كذّبوا انبیاءهم! لو جاءنا نذیر و كتاب لكنا اهدى منهم. انكار نمودند، و طعن كردند بر جهودان و ترسایان كه تكذیب انبیا و كتاب خدا كردند، و گفتند: اگر بما پیغامبرى یا كتابى آمدى، ما بهتر قبول كردیمى، و راست راه ‏تر بودیمى. رب العالمین ایشان را درین سخن دروغ زن كرد، گفت: فَقَدْ جاءَكُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ هدى من الضلالة، و رحمة من العذاب، و نجاة من المهلكات. آمد بشما قرآن، و در آن كافر شدید، و دروغ شمردید.

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآیاتِ اللَّهِ
یعنى: بالقرآن، وَ صَدَفَ عَنْها اى اعرض عنها، فلم یؤمن بها. پس بر سبیل تهدید و وعید گفت: سَنَجْزِی اى: فى الآخرة الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیاتِنا سُوءَ الْعَذابِ بِما كانُوا یَصْدِفُونَ.

هَلْ یَنْظُرُونَ اى: ما ینظر كفار مكة بالایمان، إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِكَةُ
قرأ حمزة و الكسائى: الا أن یأتیهم بالیاء، یعنى: الا ان یأتیهم ملك الموت وحده بالموت، أَوْ یَأْتِیَ رَبُّكَ یوم القیامة فى ظلل من الغمام.
یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّكَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها یعنى نفسا كافرة حین لم تؤمن من قبل أن تجى‏ء هذه الایة.
لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ یقول: لم تكن صدّقت قبل طلوع الشمس من مغربها، او لم تكن كسبت فى ایمانها خیرا. یقول: لم تكن عملت هذه النفس قبل طلوع الشمس من مغربها، فانه لا یقبل منها بعد طلوعها، و من كان یقبل منه قبل طلوع الشمس، فانه یقبل منه بعد طلوعها.

قوله: أَوْ كَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً دلیل على ان العمل مع الایمان مشروط.
...
و حذیفة بن اسید الغفارى گفت: رسول خدا (ص) روزى بیرون آمد، و ما جمعى یاران بهم نشسته بودیم، و مذاكره میكردیم در كار قیامت و شدت و هول آن.
رسول خدا (ص) چون دانست كه ما حدیث قیامت میكنیم، گفت: رستاخیز پدید نیاید، و قیامت برنخیزد تا نخست ده آیت به بینند.
ده نشان از نشانهاى قیامت دخان است و دجال و دابه و طلوع الشمس من مغربها و نزول عیسى و یأجوج و مأجوج و سه خسف یكى بمشرق یكى بمغرب یكى بجزیره عرب، دهم نار تخرج من الیمن تطرد الناس الى محشرهم، و یروى نار تخرج من قعر عدن تسوق الناس الى المحشر، و یروى فى العاشرة ریح تلقى الناس فى البحر.

قُلِ انْتَظِرُوا یعنى احد هذه الاشیاء، إِنَّا مُنْتَظِرُونَ بكم احدها، و قیل انها نسخت بآیة السیف.

و در بیان آفتاب بر آمدن از مغرب خبرى جامع است بروایت عكرمه از ابن عباس از رسول خدا (ص)، گفتا:
آفتاب كه بمغرب فرو میشود، آن ساعت او را بآسمان هفتم مى‏برند، تا بمستقر خویش رسد زیر عرش مجید. پس بوقت صبح دستورى خواهد كه از كجا برآیم؟ فرمان آید كه: هم از مطلع خویش برآى از جانب مشرق، و او را بتازگى هر روز نور دهند و روشنایى. پس بآسمانها و درجات بهشت گذاره كند و فروآید، حیال المشرق فى سرعة طیران الملائكة، تا باین آسمان دنیا رسد. آن ساعت وقت انفجار صبح بود.
گفتا: روزگار برین نسق همى رود تا بارادت حق قیامت نزدیك گردد، و جهان همه كفر و فساد و معاصى بگیرد. منكر آشكارا شود، و امر معروف بردارند، تا شبى در رسد كه آفتاب بر عادت خویش دستورى بازگشتن خواهد، و قمر هم چنان در آفتاب رسد. هر دو سجود كنند، و دستورى خواهند. دستورى شان ندهند، تا آن شب بسر آید، و ظلمت روز در آن پیوندد، و این حال اول متهجدان بدانند شب خیزان، كه عادت قیام شب داشتند، و ایشان اندكى باشند در آن وقت، و در آن زمان ایشان بیرون آیند، و در آسمان نگرند، و تعجب همى كنند كه این شب را صبح نیست، و ظلمت را پایان نیست، بسر ورد خویش باز میشوند، و باز بر آسمان مى‏نگرند، و هیچ روشنایى صبح پیدا نه، تا زمانى درگذرد، و ستارگان اول شب باز پدید آیند بمكان خویش، چنان كه هر شب مى‏دیدند.
بدانند كه روزى در ظلمت گذشت و آفتاب نیامد، همه شب زارى كنند، و در اوراد خویش بیفزایند، تا آن شب نیز درگذرد، و روز هم چنان در تاریكى بآن پیوسته، تا سوم شب بگذرد، و عالمیان همه بدانند، و غریو و زارى در جهان افتد، و از هول قیامت بیم در دلها، و لرزه بر اندامها افتد، و مؤمنان آن روزگار و متعبدان در هر شهرى بمسجدها جمع شوند، و تضرع كنند.
چون سه شب گذشت، رب العزة جل جلاله و عز كبریاؤه جبرئیل را بفرستد، تا شمس و قمر هر دو بهم از جانب مغرب برآیند، نور از ایشان واستده، كه ایشان را هیچ روشنایى نه، بر آن مثال كه هر بار ایشان را كسوف افتادى سیاه بر آیند همچون دو شتر قرین یكدیگر، منازع یكدیگر، تا كدام یكى در پیش افتد. اینست كه رب العزة گفت: وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ.

...
پس چون شمس و قمر بر آن صفت بسرّه آسمان رسند، جبرئیل آید بفرمان حق جل جلاله، و ایشان را باز گرداند سوى مغرب، و در مغرب درى است كه آن را باب التوبة گویند. ...
پس چون باز گردند آفتاب و ماه از میان آسمان بسوى مغرب، نه بمغرب خویش فرو شوند، چنان كه هر بار میشدند، بلكه بآن در توبت فرو شوند، و پس از آن در فراز كنند، و استوار ببندند، كه نیز نگشایند، پس از آن توبت هیچ كس نپذیرند، و اسلام هیچ كس بكار نیاید مگر كسى كه پیش از آن مسلمان بوده و محسن، فذلك قوله: یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّكَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً.
...
إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ
بالف قراءت حمزه و كسایى است. مى‏گوید: ایشان كه از دین خویش جدا شدند، و بى‏دین ماندند. باقى فرقوا خوانند بتشدید، یعنى جعلوا دین اللَّه و هو واحد دین ابراهیم ادیانا مختلفة، فتهود قوم، و تنصر قوم، و تمجس قوم.
و گفته ‏اند: فَرَّقُوا دِینَهُمْ
آنست كه دین خویش پاره پاره كردند، در بعضى تسلیم و در بعضى تكلف، در بعضى اتباع و در بعضى مخالفت، در بعضى استسلام، و در بعضى تحریف، و آنچه رب العزة گفت: جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ هم برین تأویل است، یعنى: آن را اجزا كردند. جزئى بپذیرفتند، و جزئى نپذیرفتند، چنان كه قومى گفتند: « نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ»، و آن جهودان‏اند در آن آیت، تا ایشان را گفتند: « أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ»؟! و این « جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ » مشركان مكه ‏اند، و فَرَّقُوا دِینَهُمْ اهل بدع ‏اند تا روز رستاخیز. و آنجا گفت: « لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ » نهى است از آنچه مبتدعان كردند از تفریق دین خویش.

وَ كانُوا شِیَعاً اى فرقا و احزابا.
... و روى ابو أمامة عن النبى (ص)، قال: «هم الخوارج»، قیل: و اهل البدع فى هذه الامة كلهم خوارج....
و قال النبى (ص): « لیأتین على امتى كما اتى على بنى اسرائیل حذو النعل بالنعل، حتى ان كان منهم من اتى امة علانیة، لكان فى امتى من یصنع ذلك، و ان بنى اسرائیل تفرقت على ثنتین و سبعین ملة، و تفترق امتى على ثلاث و سبعین ملة، كلهم فى النار الا ملةواحدة». قالوا: من هم یا رسول اللَّه؟ قال: «ما انا علیه و اصحابى».
درین خبر اختلاف روایات است و اختلاف الفاظ، و شرح آن بر سبیل اختصار در سورة آل عمران رفت.
لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْ‏ءٍ اى لیس الیك شی‏ء من امرهم. إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ یعنى لم تؤمر یا محمّد! بقتالهم، فلما امر بقتالهم نسخ هذا، و قیل: لیس علیك من جنایتهم ضرر، انما امرهم الى اللَّه اى یتولى جزاءهم. ثُمَّ یُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا یَفْعَلُونَ اى یعاقبهم و یجازیهم.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 23 (247)
تفسیر سوره انعام 24 (248)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 27 (251)
تفسیر سوره انعام 28 (252)
تفسیر سوره انعام 29 (253)
تفسیر سوره انعام 30 (254)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 32 (256)
تفسیر سوره انعام 33 (257)
تفسیر سوره انعام 34 (258)



مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره انعام 33 (257)
تفسیر سوره انعام 32 (256)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 30 (254)
تفسیر سوره انعام 29 (253)
تفسیر سوره انعام 28 (252)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.