النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ


بدان كه رب العزّة جل جلاله، و تقدست اسماؤه، و تعالت صفاته، و توالت آلاؤه و نعماؤه، بجلال قدرت و كمال عزت خلق را بیافرید، و بلطافت صنعت و نظر حكمت و كرم بى‏نهایت ایشان را تربیت كرد، و نعمتهاى بى‏نهایت هم از روى ظاهرهم از روى باطن بر ایشان تمام كرد، گفت:
« وَ أَسْبَغَ عَلَیْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً ».
آن گه از بنده شكر نعمت درخواست، گفت:
« وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ ».
اگر شرط بندگى مى‏نمائید، شكر نعمت بجاى آرید، و نعمت خداوند خویش را در مخالفت او نه در ظاهر نه در باطن بكار مدارید.
اینست كه گفت جل جلاله: وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ.

چنان كه نعمت دو قسم نهاد: ظاهر و باطن، مخالفت را دو قسم نهاد: ظاهر و باطن.
نعمت ظاهر كمال خلق است، و نعمت باطن جمال خلق.
همچنین در مقابله آن اثم ظاهر مخالفت است كه در جوارح ظاهر رود، و اثم باطن دوست داشتن معصیت است كه در دل رود.

اینست كه سهل تسترى گفت در معنى آیت: اتركوا المعاصى بالجوارح و حبّها بالقلوب.
و گفته ‏اند: اثم ظاهر طلب دنیا است و اثم باطن طلب بهشت.
هر چند كه طلب بهشت بر لسان علم معصیت نیست، اما در طریق جوانمردان و ذوق عارفان طلب بهشت طلب نعمت است، و در طلب نعمت باز ماندن است از راز ولى نعمت، و ناز حضرت، و هر چه ترا از راز و نیاز باز دارد، ایشان شرك شمرند، و معصیت دانند، اگر چه در حق قومى طاعت و عبادت بود،
و فى معناه انشدوا:
بهر چه از راه باز افتى، چه كفر آن حرف و چه ایمان
بهر چه از دوست وا مانى، چه زشت آن نقش و چه زیبا.

وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ
خوردن بشهوت دیگر است، و خوردن بضرورت دیگر.
خوردن بشهوت اهل غفلت راست بنعت بطالت و مدد قوت
رب العزة میگوید: یَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ،
و خوردن بضرورت اهل قناعت راست بحكم ضرورت بنعت قربت، و تقویت نفس از بهر عبادت،
یقول اللَّه تعالى: فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالًا طَیِّباً،
وراء این هر دو حالت حالتى دیگر است در خوردن، كه آن حال عارفان است، و نشان رهروان، چنان كه پیر طریقت گفته:
اهل المجاهدات و اصحاب الریاضات، فطعامهم الخشن، و لباسهم الخشن، و الذى بلغ المعرفة لا یوافقه الّا كل لطیف، و لا یستأنس الا بكل ملیح.
یقول اللَّه جل جلاله: فَلْیَنْظُرْ أَیُّها أَزْكى‏ طَعاماً فَلْیَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ.

أَ وَ مَنْ كانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ
حیات معرفت دیگر است، و حیات بشریت دیگر.
عالمیان بحیات بشریت زنده‏اند، و دوستان بحیات معرفت.
حیات بشریت روزى بسر آید كه دنیا بآخر رسد، و اجل در رسد، إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ،
و حیات معرفت روا نباشد كه هرگز بسر آید، كه معرفت هرگز بنرسد، روز بروز افزون‏تر و بحق نزدیكتر، یقول اللَّه تعالى: فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً.

جنید یكى را مى‏شست از مریدان خویش. انگشت مستحبه جنید بگرفت، و گفت: هذا ینقل من دار الى دار. دوستان او نمیرند، بلى از سرایشان و اسرایى برند.
جنید گفت: آرى! میدانم، و چنین است، اما انگشت ما رها باید كرد، تا ترا بشویم، و سنت شریعت بجاى آرم.

ابو عبد اللَّه خفیف گفت از بو الحسین مزین كه: در مكّه شدم.
شیخ بو یعقوب اقطع در حال رفتن بود. مرا گفتند كه: اگر در تو نگرد شهادت بروى عرضه كن.
گفتا: مرا غرّ گرفتند، كه من كودك بودم. بر بالین وى نشستم. در من نگرست.
من گفتم: ایّها الشیخ! تشهد أن لا اله الا اللَّه؟
وى گفت: ایاى تعنى؟ بعزة من‏ لا یذوق الموت، ما بقى بینى و بینه الاحجاب العزة!
باین مرا میخواهى و بمن مى‏گویى؟
بعزت او كه هرگز مرگ نچشد كه نمانده میان من و او مگر پرده عزّت.

شیخ الاسلام گفت:
پرده عزت او اوست، كه او خود اوست، و تو تو.

ابو عبد اللَّه خفیف گفت:
مردى در الوهیت میسوخت، وراء پرده عزت آمدند تا شهادت برو عرضه كنند.
بو الحسین مزین بروزگار میگفت:
گدایى چون من آمدم كه شهادت بر دوستان او عرضه كنم.
شاه كرمانى این آیت برخواند، گفت:
نشان این حیات سه چیز است:
و جدان الانس بفقدان الوحشة، و الامتلاء من الخلوة بادمان التذكرة، و استشعار الهیبة بخالص المراقبة.
از خلق عزلت، و با حق خلوت، زبان در ذكر، و دل در فكر.
گهى از نظر جلال و عزت در هیبت، گهى بر امید نظر لطف بر سر مراقبت.
پیوسته جان بر تابه عشق كباب كرده، و پروانه‏ وار در سوخته، و در شب تاریك چون والهان بفغان آمده، بر امید آنكه تا سحرگاه صبح « ینزل اللَّه » برآید، و او تعهد بیماران كند، گوید:
اى فریشتگان!
شما گرد دل ایشان طواف میكنید، تا من جراحتها را مرهم مى‏نهم.
زبان حال بنده بنعت افتقار همیگوید:

اى شاخ امید وصل عاشق ببرآ
اى صبح وصال دوست یك روز برآ
اى ماه زبرج بیوفایى بدرآ
اى تیره شب فراق یك ره بسرآ


فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ
نشان این شرح آنست كه بنده را سه نور بسه وقت در دل افكنند:
نور عقل در بدایت،
و نور علم در وساطت،
و نور عرفان در نهایت.

آن گه بمجموع این انوار مشكلها او را حل شود، و غیبها بعضى دیدن گیرد.

مصطفى (ص) گفت:
« اتّقوا فراسة المؤمن، فانه ینظر بنور اللَّه
بنور بدایت عیب خود بداند. بنور وساطت زیان خود بشناسد. بنور نهایت نابود خود دریابد. بنور بدایت از شرك برهد. بنور وساطت بخلاف برهد. بنور نهایت از خود برهد:

بیزار شو از خود كه زیان تو تویى
كم گو ز ستاره كاسمان تو تویى.


وَ هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقِیماً
الصراط المستقیم اقامة العبودیة مع التحقیق للربوبیة.
فرقى است مؤیّد بجمع، و جمعى است مقید بشرع.
فرق بى‏ جمع جهد معتزلیان است از راه بیفتاده، و بمنزل حقیقت نرسیده، و جمع بى‏فرق طریق اباحتیان است، شریعت دست بداشته، و حقیقتى كه نیست پنداشته.

گفته ‏اند كه:
فرق بجاى شریعت است، و جمع بجاى حقیقت.
هر شریعت كه از حقیقت خالى است حرمان است، و هر حقیقت كه از شریعت خالى است خذلان است.
شریعت بیان است و حقیقت عیان،
و مصطفى (ص) هم صاحب عیان است و هم صاحب بیان،
و تا شریعت و حقیقت در بنده مجتمع نشود، دار السلام وى را جاى و منزل نشود.

رب العالمین میگوید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ.
بهر حال كه باشند، و بهر صفت كه روند، سلام قرین حال ایشان، و رفیق روزگار ایشان.
باوّل كه درشوند ندا آید:
« ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِینَ ».
پس چون آرام گیرند، فریشتگان همى گویند:
« سَلامٌ عَلَیْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ ».

پس از آن هر سخن كه شنوند، از هر كس كه شنوند، بر سر آن سلام نهاده كه:
لا یَسْمَعُونَ فِیها لَغْواً وَ لا تَأْثِیماً إِلَّا قِیلًا سَلاماً سَلاماً.
و ازین عزیزتر كه پیوسته سلام حق بایشان میرسد، و دل و جان ایشان بآن مى‏نازد، چنان كه میگوید:
« تَحِیَّتُهُمْ یَوْمَ یَلْقَوْنَهُ سَلامٌ »، « سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ ».

و یقال: دار السلام غدا لمن سلم الیوم لسانه من الغیبة، و جنانه من الغیبة، و ظواهره من الزلة، و ضمائره من الغفلة، و عقیدته من البدعة، و معاملته من الحرام و الشبهة، و اعماله من الریاء و المصانعة، و احواله من الاعجاب و الملاحظة.

ثم قال: وَ هُوَ وَلِیُّهُمْ بهذا شرف قدر تلك المنازل، حیث قال: « وَ هُوَ وَلِیُّهُمْ » و اذا كان هو سبحانه ولیّهم، فان المنازل بأسرها طابت، كیف كانت، و أینما كانت. قال قائلهم:
اهوى هواها لمن قد كان ساكنها
و لیس فى الدار لى همّ و لا وطر.


« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 23 (247)
تفسیر سوره انعام 24 (248)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 27 (251)
تفسیر سوره انعام 28 (252)
تفسیر سوره انعام 29 (253)



مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره انعام 28 (252)
فاصله از صاحبان قدرت شرط سلامت
تفسیر سوره انعام 27 (251)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 24 (248)
عدالت حاکمان در سیاست نامه
تفسیر سوره انعام 23 (247)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
داغ ازلی
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 19 (243)
تفسیر سوره انعام 18 (242)
تفسیر سوره انعام 17 (241)
تفسیر سوره انعام 16 (240)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع)
نفرین نکن !
تفسیر سوره انعام 14 (238)
تفسیر سوره انعام 13 (237)
تفسیر سوره انعام 12 (236)
تفسیر سوره انعام 11 (235)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 09 (233)
اعتماد بدولت آمریکا عین حماقتست
تفسیر سوره انعام 08 (232)
تفسیر سوره انعام 07 (231)
خدا زده را که تواند دوا کند جز او ؟!
بانو زینب کبری (س)
ولی ، خداست !
تفسیر سوره انعام 06 (230)
تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
کار و عقل و مولا علی (ع)
حکایت روباه و الاغ و شیر
تفسیر سوره انعام 02 (226)
تفسیر سوره انعام 01 (225)
توبه و سبکباری
عاقبت ظلم
دشمن واقعی ملت ایران بانکها هستند
تفسیر سوره مائده 29 (224)
تفسیر سوره مائده 28 (223)
درمان سوزش و داغی کف پا
تفسیر سوره مائده 27 (222)
جراحی قلب با لیمو و سیر
تفسیر سوره مائده 26 (221)
تفسیر سوره مائده 25 (220)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.