النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَیْهِمُ الْمَلائِكَةَ الایة

افغیروالله ابیغا حکما

مردودان حضرت را میگوید، و مطرودان قطیعت را كه:

اگر ما فریشتگان آسمان را ازین مقرّبان و كروبیان، و سفره و بر ره، و رقباء قضا و قدر و امناء درگاه عزّت بزمین فرستیم، تا آن مهجوران را بما دعوت كنند، و از ما خبر دهند، و مردگان زمین را حشر كنیم، تا بر درگاه ما ارشاد كنند، و جمله حیوانات و جمادات و اعیان و اجرام مخلوقات، و صورت ذات مقدرات، و آحاد و افراد معلومات، همه را منطبق گردانیم، و بایشان فرستیم، تا آیت الهیت ما و اعلام ربوبیت ما بر ایشان عرضه كنند، و هر چه خبر بود همه ببینند و بدانند تا من كه خداوندم نخواهم، و ایشان را راه ننمایم، ایمان نیارند، و راه بشناخت ما نبرند.

مشتى خاك را چه رسد كه حدیث قدم كند اگر نه عنایت قدیم و خواست آن كریم بود!

دل كیست كه گوهرى فشاند بى‏تو
و اللَّه كه خرد راه نداند بى‏تو
یا تن كه بود كه ملك راند بى‏ تو
جان زهره ندارد كه بماند بى‏ تو


اعتقاد اهل سنت آنست كه تا رب العزة خود را با دل بنده تعریف نكند، و شواهد صفات قدیم در دل بنده ثبت نكند، بنده بشناخت وى راه نبرد. ...

آرى!
شمعیست تا خود كجا برافروزد!
جوهریست تا كجا ودیعت نهد!
یقول اللَّه عز و جل: « سرّ من سرّى استودعته قلب من احببت من عبادى».
شناختى باید و آشنایى هر دو بهم، تا نشانه این كار شود، و شایسته این خلعت گردد.
دعوى آشنایى بى ‏شناخت جحد است، چنان كه از آن بیگانگان خبر میدهد كه:
نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ.

و شناخت بى ‏آشنایى عین مكر است، چنان كه آن مهجور درگاه و سر اشقیا ابلیس كه شناخت بود او را، و آشنایى نه، نهایت و بدایت او هر دو از عین مكر در قعر كفر بپوشیده بودند.
بظاهر صورت ملكى داشت، و نقاب تقدیس بر بسته، و باطنى خراب.
هزاران سال بساط عبادت بپیموده بر امید وصل، چون پنداشت كه دیده املش گشاده شود، یا نفحه وصال درونش وزد، از سماء سموّ بر خاك لعنت افتاد كه : « وَ إِنَّ عَلَیْكَ لَعْنَتِی » :

گفتم چو دلم با تو قرین خواهد بود
مستوجب شكر و آفرین خواهد بود
باللّه كه گمان نبردم اى جان و جهان
كه امید مرا فذلك این خواهد بود


وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا
هر كه رتبت وى عالى‏تر بلاء وى تمامتر!
هر كه بحق نزدیكتر و دل وى صافى‏تر، نفس وى بدست دشمن گرفتارتر!
آرى بى‏غصه محنت قصه محنت نتوان خواند!
بى‏زهر بلا شهد ولا نتوان یافت!

بنگر كه آدم صفى آن غرس تكریم حق، و پرورده تقدیس، چه دید از آن دشمن خویش ابلیس!
یقول تعالى: فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِیهِ،
و آن دیگر شیخ پیغامبران و پدر جهانیان نوح (ع) از قوم خویش بنگر كه چه دید! نهصد و اند سال ایشان را دعوت كرد. هر روز او را چندان بزدند كه بیهوش شدى، و فرزندان خود را بر معادات او وصیّت كردندى و آن مهتر برین بلیت صبر میكرد، و امید بایمان ایشان میداشت، تا او را گفتند: « لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ ».
گفت: بار خدایا!
چون امید بریده گشت، و روى صلاح پدید نیست، بودن ایشان در دنیا جز زیادت فساد و سبب خرابى نیست. « لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِینَ دَیَّاراً ».

و از آن پس ابراهیم پیغامبر كه شجره توحید بود، شب و روز بزانو درافتاده، و شیبت سفید در دست نهاده كه: « وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ ». بنگر كه او را از آن نمرود طاغى چه رسید! و از معانده و مكابره وى چه مقاساة كشید!
و على هذا پیغامبران یكان یكان هود و صالح و لوط و زكریا و یحیى و عیسى و موسى، از دست جباران و متكبران و متمردان همه بفریاد آمدند، و در حق زاریدند، و در آخر همگان محمّد عربى و مصطفى هاشمى بلاء وى تمامتر، و اذى وى از دشمنان بیشتر، تا میگوید
صلى اللَّه علیه و سلم: « ما اوذى نبى مثل ما اوذیت قطّ »!

آن بیگانگان و بیحرمتان قدر وى مهتر ندانستند، و دیده شناخت او نداشتند، قصد جان او كردند، و جفاء وى را میان دربستند.
پیران استهزا كردند، و شاعران هجو گفتند، و كودكان سنگ انداختند، و زنان از بامها خاك ریختند، و آن گه اتفاق كردند، و با یكدیگر عهد بستند كه او را برداریم، و نصرت خدایان خود كنیم،
تا جبرئیل آمد و گفت:
اى سیّد ! خیز و شهر بایشان بگذار. آهنگ غربت كن كه : طلب الحق غربة .
و درین غربت فرمودن با او سرّى بود كه جوانمردى در آن قافیه شعر خویش باز آورده و گفته:
اى یتیمى كرده اكنون با یتیمان كن تو لطف
مادرى كن مر یتیمان را بپرورشان بلطف
با تو در فقر و یتیمى ما چه كردیم از كرم
اى غریبى كرده اكنون با غریبان كن سخا
تو همان كن اى كریم از خلق خود با خلق ما
خواجگى كن سائلان را طمعشان گردان وفا

أَ فَغَیْرَ اللَّهِ أَبْتَغِی حَكَماً
جز از اللَّه معبودى گیرم؟ كلّا!
جز از اللَّه خدایى را دانم؟ حاشا!
معبود بى‏همتا اوست، كه یگانه و یكتا خود اوست.
در كردگارى و جبارى بى‏نظیر اوست.
در كاررانى و كار خدایى بى‏شبیه اوست.
در بنده نوازى معروف اوست.
در مهربانى و مهر نمایى موصوف اوست.

پیر طریقت گفت:
« الهى! موجود عارفانى. آرزوى دل مشتاقانى. مذكور زبان مدّاحانى ».
چونت نخواهم كه نیوشنده آواز داعیانى!
چونت نستایم كه شاد كننده دل بندگانى!
چونت ندانم كه زین جهانى!
چونت دوست ندارم كه عیش جانى!


وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ الایة
وفد خداى از روى عدد اندكى‏اند، اما با وزن و با خطراند، و اهل باطل بسیاراند، لكن بى‏وزن و بى‏معنى‏اند.
یك جهان مجاز را یك ذره حقیقت بس.
یك عالم بیهوده و باطل را یك نفس خداوندان یافت بس.

یك تبانجه شیر و زین مردار خواران یك جهان
یك صداى صور و زین فرعون طبعان صد هزار!


یا محمّد!
اگر تو ایشان را از روى عدد و كثرت بینى، ترا بفتنه افكنند، و اگر با ایشان بسازى، ترا از حق باز دارند. فرمان ما را گردن نه، و از ایشان روى گردان:
« فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِینَ ».

فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ
این در حكم تفسیر بذبایح مخصوص است، و از روى اشارت منع است از خوردن بر غفلت، و بر شره.
هر چه بغفلت و شره خورند جز در طبع سبعى قوّت نیفزاید، و جز هواجس نفس و وساوس شیطان از آن نروید.
اصل مسلمانى پاكى سینه است، و روشنایى دل،
و راه این پاكى و روشنایى پاك داشتن بشره است.
چنان باید كه حواس ظاهر چون چشم و گوش و زبان پاك بود، و جمله حركات بوزن شرع بود، و راه پاكى حواس پاكى پوست، و گوشت بود، چنان كه از حلال رسته باشد، و راه پاكى پوست و گوشت لقمه حلال است، و چون لقمه حلال بود، مرد حلال خوار باید.
مادام تا شره و آرزوى غفلت در سینه وى بود، حلال خوار نبود، و راه اسیر كردن آز و شره آنست كه چون خورد بر سر ذكر بود، و با آگاهى بود، و بادب طریقت و شرط سنت خورد. اینست كه اللَّه گفت: فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِآیاتِهِ مُؤْمِنِینَ.

شافعى (رض) گفت كه: دوازده مسئله بباید دانست، تا یك لقمه بشرط دین بتوان خورد. چهار فریضه، و چهار سنت، و چهار ادب. آنچه فریضه است حلال خوردن، و پاكیزه خوردن، و روزى گمار خداى را دانستن، و شكر وى گزاردن. و آنچه سنت است اول « بسم اللَّه » گفتن، و پیش از طعام دست بشستن، و بآخر « الحمد للَّه » گفتن، و از كرانه قصعه خوردن، و آنچه ادب است بر پاى چپ نشستن، و در لقمه كس ننگرستن و از پیش خود خوردن، و پس از طعام دست بشستن. چون خوردن باین شرط بود، فردا در آن حساب نباشد، و او را در آن ثواب دهند، چنان كه در خبر است كه:
مؤمن را بر هیچ چیز ثواب دهند، تا آن لقمه كه در دهن خویش نهد، یا در دهن عیال خویش، و الیه الاشارة بقوله تعالى: كُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 23 (247)
تفسیر سوره انعام 24 (248)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 27 (251)



مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 24 (248)
عدالت حاکمان در سیاست نامه
تفسیر سوره انعام 23 (247)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
داغ ازلی
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 19 (243)
تفسیر سوره انعام 18 (242)
تفسیر سوره انعام 17 (241)
تفسیر سوره انعام 16 (240)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع)
نفرین نکن !
تفسیر سوره انعام 14 (238)
تفسیر سوره انعام 13 (237)
تفسیر سوره انعام 12 (236)
تفسیر سوره انعام 11 (235)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 09 (233)
اعتماد بدولت آمریکا عین حماقتست
تفسیر سوره انعام 08 (232)
تفسیر سوره انعام 07 (231)
خدا زده را که تواند دوا کند جز او ؟!
بانو زینب کبری (س)
ولی ، خداست !
تفسیر سوره انعام 06 (230)
تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
کار و عقل و مولا علی (ع)
حکایت روباه و الاغ و شیر
تفسیر سوره انعام 02 (226)
تفسیر سوره انعام 01 (225)
توبه و سبکباری
عاقبت ظلم
دشمن واقعی ملت ایران بانکها هستند
تفسیر سوره مائده 29 (224)
تفسیر سوره مائده 28 (223)
درمان سوزش و داغی کف پا
تفسیر سوره مائده 27 (222)
جراحی قلب با لیمو و سیر
تفسیر سوره مائده 26 (221)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 24 (219)
تفسیر سوره مائده 23 (218)
تفسیر سوره مائده 22 (217)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.