النوبة الاولى / قوله تعالى:

لا تدرکه الابصار

وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَیْهِمُ الْمَلائِكَةَ
و اگر ما فرو فرستادیمى بایشان فریشتگان وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى‏ و پدران مردگان ایشان زنده شدى و با ایشان سخن گفتى وَ حَشَرْنا عَلَیْهِمْ كُلَّ شَیْ‏ءٍ و ما همه چیز زنده و گوینده انگیختیمى و پیش ایشان آوردیمى تا گواهى دادندى قُبُلًا قبیل قبیل، جوگ جوگ ما كانُوا لِیُؤْمِنُوا ایشان آن نبودندى كه بگرویدندى إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ مگر كه خداى خواسته بودى وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ یَجْهَلُونَ (111) لكن بیشتر ایشان آنند كه نمى‏دانند.

وَ كَذلِكَ جَعَلْنا هم چنان كردیم لِكُلِّ نَبِیٍّ هر پیغامبرى را عَدُوًّا دشمنانى شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ شوخان و ناپاكان آدمى و پرى یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ فرا تن یكدیگر میدهند زُخْرُفَ الْقَوْلِ آرایش سخن غُرُوراً بفرهیب وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ و اگر خواستى خداوند تو ما فَعَلُوهُ آنچه دشمنان وى كردند هرگز نكردندى فَذَرْهُمْ گذار ایشان را وَ ما یَفْتَرُونَ (112) و آن دروغها كه مى‏ساختند.

وَ لِتَصْغى‏ إِلَیْهِ و تا بآن تكذیب و افترا چسبد و گراید أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ دلهاى ایشان كه بنمى گروند بروز رستاخیز وَ لِیَرْضَوْهُ و آن را تا بپسندند از خویشتن، آن افترا كه در آن‏اند وَ لِیَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ (113) و تا بكنند آنچه ایشان كننده آن در علم خدا و خواست او.

أَ فَغَیْرَ اللَّهِ أَبْتَغِی حَكَماً و من جز از خداى داورى و فرمان رانى جویم؟ وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْكُمُ الْكِتابَ و او آنست كه فرو فرستاد بشما این نامه مُفَصَّلًا باز گشاده و پیدا كرده احكام آن و حكم آن از یكدیگر وَ الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ و ایشان كه ما ایشان را تورات دادیم یَعْلَمُونَ میدانند أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ كه این قرآن فرو فرستاده‏ایست از خداوند تو بِالْحَقِّ براستى و سزا فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ (114) تو كه محمدى از در گمان افتادگان مباش.

وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ تمام شد و سپرى، و بیشى كرد و راست آمد سخن خداوند تو بودنیها را صِدْقاً بر راستى وَ عَدْلًا و هموارى بر راستى و داد لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ نیست بدل كننده گفته اى وى را وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (115) و اوست آن خداوند شنواى دانا.

وَ إِنْ تُطِعْ و اگر فرمان برى و مراد نگه دارى أَكْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ آن بیشتر كس كه در زمین است یُضِلُّوكَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ ترا از راه راست بیراه كنند إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ نیستند مگر بر پى برنده‏اى بپنداشت وَ إِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ (116) و نیستند مگر در دروغى كه میسازند.

إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ خداوند تو میداند و او داناتر، مَنْ یَضِلُّ عَنْ سَبِیلِهِ  بآنكس كه گم گشته از راه او  وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ (117) و او داناتر دانایى است بایشان كه راه یافتگان‏ اند بحق.

فَكُلُوا بخورید مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ از آنچه بر كشتن آن خداى را یاد كردند إِنْ كُنْتُمْ بِآیاتِهِ مُؤْمِنِینَ (118) اگر بسخنان او گرویدگان‏اید.

وَ ما لَكُمْ و چه رسید شما را و چه عذر است؟ أَلَّا تَأْكُلُوا كه نخورید  مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ از آنچه بر كشتن آن اللَّه را یاد كردند وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ  و اللَّه خود تفصیل داد و گشاده باز نمود  ما حَرَّمَ عَلَیْكُمْ  آنچه بسته و حرام كرد بر شما  إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِ  مگر آنچه بیچاره مانید فرا آن از خوردن مردار بوقت ضرورت  وَ إِنَّ كَثِیراً و فراوانى از مردمان  لَیُضِلُّونَ بیراه میشوند  بِأَهْوائِهِمْ  بهواها و بایست هاى خویش  بِغَیْرِ عِلْمٍ  بى‏هیچ دانش  إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ  خداوند تو است كه داناتر از همه دانایان است بِالْمُعْتَدِینَ (119) باندازه در گذارندگان.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَیْهِمُ الْمَلائِكَةَ الایة
این علمها از آن است كه اللَّه بآن متفرّد است، كه این چیزهایى است نابودنى، و اللَّه میداند كه اگر آن بودى چون بودى. و درین آیت جواب قومى است كه از وى چیزهایى از معجزات درخواستند.

قومى گفتند: « لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْمَلائِكَةُ »؟! قومى گفتند: « ائْتُوا بِآبائِنا ». جواب داد ایشان را كه: وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَیْهِمُ الْمَلائِكَةَ فرأوهم عیانا وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى‏ فشهدوا لك بالصّدق و النبوّة.

همانست كه در سورة الرعد گفت:
وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‏، و این آن بود كه كافران مكّه از مصطفى (ص) درخواستند كه اگر پیغامبرى كوه صفا از جاى خویش روان گردان، تا زمین مكّه بر ما فراخ گردد، و زمین را بریده گردان تا چشمها بیرون دهد، و ما كشت زار كنیم، و پدران ما زنده گردان تا بر صدق تو گواهى دهند.

رب العالمین گفت: اگر من حكم كنم كه قرآن بر كوه خوانند و روان گردد، یا بر زمین خوانند و چشمها پدید آید، یا بر مردگان خوانند تا زنده شوند، و سخن گویند، بهیچ حال ایشان ایمان نخواهند آورد، كه ایشان در علم من همیشه كافران بودند، و در ازل حكم شقاوت بر ایشان رفته.

این همچنانست كه نوح را گفت: لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ.

وَ حَشَرْنا عَلَیْهِمْ اى: جمعنا علیهم كُلَّ شَیْ‏ءٍ قُبُلًا یكسر قاف بر قراءت مدنى و شامى یعنى معاینة و مواجهة، برابر، رویاروى، و منه‏ حین سأله ابوذر أ كان آدم نبیا؟ فقال: « نعم كان نبیا كلّمه اللَّه عز و جل».
 «قبلا» اى عیانا و مواجهة. باقى بضمّتین خوانند. « قبلا» یعنى قبیل قبیل جوك جوك. قبل جمع قبیل است، و قبائل جمع قبیله. عرب ایشان را كه از یك نژاد باشند قبیله گویند.

ما كانُوا لِیُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ یعنى: الا ان یهدیهم اللَّه، وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ یَجْهَلُونَ این جهل قدر است. ایشان نمیدانند كه هدى و ضلالت بمن است.
هم چنان كه آنجا گفت: « وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى‏ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِینَ » اى: من الجاهلین بالقدر.

وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا اى اعداء، و هم فراعنة الانبیاء. هر پیغامبرى را فرعونى بود بروزگار وى، چون نمرود بروزگار ابراهیم، ولید مصعب بروزگار موسى، دیگرى بروزگار عیسى، بو جهل و امثال وى بروزگار محمد (ص).

رب العزّة ایشان را بر سر پیغامبران مسلط كرده، تا ثواب و درجات پیغامبران بیفزاید بآن رنجها كه میكشیدند، و بلاها كه ازیشان مى‏دیدند. و هیچ كس را آن رنج نبود كه رسول عربى را بود صلى اللَّه علیه و سلم، میگوید: « ما اوذى نبى مثل ما اوذیت قطّ »، و دشمنان وى از آن شیاطین الانس ولید مغیره بود و اسود بن عبد المطلب و اسود بن عبد یغوث و الحارث بن قیس بن عدى و العاص بن وائل و ابو جهل بن هشام و العاص بن عمرو بن هشام و زمعة بن الاسود و النضر بن الحارث و الاسود بن عبد الاسود و عتبه و شیبه ابنا ربیعه و عقبة بن ابى معیط و الولید بن عتبه و ابىّ و امیّه ابنا خلف و نبیّه و منبّه ابنا الحجاج و عتبة بن عبد العزى و معتب بن عبد العزى.

میگوید: یا محمّد! كما ابتلیناك بهؤلاء القوم، كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا.
همانست كه در فرقان گفت: وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ.
آن گه بیان كرد كه اعدا كه ‏اند: « شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ » شیاطین منصوب است بر بدل، و روا باشد كه مفعول ثانى بود، اى: جعلنا شیاطین الانس و الجن اعداء للانبیاء.

و در معنى این آیت علماء تفسیر مختلف ‏اند. عكرمه و ضحاك و سدى و كلبى گفتند: شیاطین در جن ‏اند نه در انس، و شیاطین الانس یعنى التی مع الانس، و شیاطین الجنّ اى التی مع الجن، و این آنست كه ابلیس لشكر خویش كه فرزندان وى ‏اند دو گروه كرد: گروهى به انس فرستاد و گروهى بجن، و هر دو گروه دشمنان رسول خدا (ص) و دشمنان دوستان اوأند، و آن گه هر زمان بر یكدیگر رسند، شیطان كه بر انس مسلط كرده با آن شیطان گوید كه بر جنّ مسلّط كرده كه: من صاحب خود را بیراه كردم بفلان كار و فلان معصیت كه بر وى آراستم، تو نیز همچنین كن، و شیطان الجن با شیطان الانس همین سخن گوید بابتدا چون بر وى رسد.

اینست كه اللَّه گفت: یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً.

قومى دیگر گفتند كه: در انس شیاطین ‏اند چنان كه در جن، و معنى شیطان متمرد است ازین شوخ ناپاك، بر معصیت دلیر، و بر خدا عاصى. چون شیطان الجن از اغواء مؤمن درماند، و عاجز گردد، دست در شیطان الانس زند، و فرا سر مؤمن كند، تا او را در فتنه افكند، چنان كه رسول خدا (ص) گفت فرا بوذر كه « یا باذر! هل تعوذ باللّه من شر شیاطین الجن و الانس »؟ قال: قلت یا رسول اللَّه! و هل للانس من شیاطین؟ قال: « نعم، هم شرّ من شیاطین الجن »، و قال مالك بن دینار: ان شیطان الانس اشدّ علىّ من شیطان الجن، و ذلك انى اذا تعوذت باللّه ذهب عنّى شیطان الجن، و شیطان الانس یجی‏ء فیجرّنى الى المعاصى عیانا.

یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً
زخرف القول باطله الذى زیّن و وشى بالكذب، و المعنى انهم یزیّنون لهم الاعمال القبیحة، فیغرّونهم غرورا.

وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ اى یمنع الشیطان عن الوسوسة للجن و الانس، و اللَّه یمتحن عباده بما یعلم انه الأبلغ فى الحكمة، و الاجزل فى الثواب، و الاصلح للعباد. « فَذَرْهُمْ » یعنى خلّ عنهم، « وَ ما یَفْتَرُونَ » من التكذیب. قیل: نسختها آیة السیف.

وَ لِتَصْغى‏ إِلَیْهِ اى: اراد اللَّه لتصغى الى التكذیب و الافتراء، « أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ » اللَّه خواست كه دلهاى ناگرویدگان بآن تكذیب و افترا گراید، « وَ لِیَرْضَوْهُ » و تا آن افترا از خویشتن بپسندند، « وَ لِیَقْتَرِفُوا،» اى لیكتسبوا ما هم مكتسبون.

و گفته‏ اند: « وَ لِتَصْغى‏ » معطوف است بر آیت پیش، تقدیره: یوحى بعضهم الى بعض لیغرّوهم و لتصغى الیه، و برین معنى لام ناصبه است نه لام امر بر معنى تهدید چنان كه قومى گفتند. یقال: صغوت الیه صغوا و صغوّا، و صغیت أصغى بالیاء ایضا، و أصغى یصغى اصغاء. و أصله المیل الى الشی‏ء لغرض من الاغراض. و معنى الاقتراف الاكتساب، یقال: خرج یقترف اهله، اى: یكتسب، و قارف فلان هذا الامر، اذا وقعه و عمله، و قرفتنى بما ادّعیت علىّ، اى: رمیتنى بالریبة، و قرف القرحة، اذا قشر منها، و اقترف كذبا، اى اختلقه.

قوله: أَ فَغَیْرَ اللَّهِ أَبْتَغِی حَكَماً
اینجا قول مضمر است، یعنى: قل لأهل مكّة: أ فغیر اللَّه ابتغى حكما قاضیا بینى و بینكم؟ معنى آنست كه: اهل مكّه را گوى: هیچ كس را روا باشد كه از حكم اللَّه برگردد، و آن را نپسندد، و بدان رضا ندهد؟ یا هیچ كس دانید كه حكم وى برابر حكم اللَّه آید، تا با حكم وى گردیم در آنچه میان من و شما است؟

كلبى گفت: یعنى اطلب ربا اعبد، چنان كه جاى دیگر گفت: أَ غَیْرَ اللَّهِ أَبْغِی رَبًّا؟! جاى دیگر گفت: « أَ فَغَیْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّی أَعْبُدُ »؟!
مقاتل گفت: ا فغیر اللَّه ابتغى حكما فى نزول العذاب؟! وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْكُمُ الْكِتابَ اى القرآن مفصّلا مبیّنا فیه امره و نهیه.

وَ الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ و ایشان كه تورات و انجیل دادیم ایشان را « یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ »

 شامى و حفص منزّل بتشدید خوانند، من التنزیل. باقى بتخفیف خوانند، من الانزال، و هر دو یكسانند. یقال: نزّلته و انزلته. میگوید: اهل كتاب از جهودان و ترسایان میدانند كه: این قرآن منزل است از نزدیك خداوند تو.
آن گه گفت: فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ
« امتراء » تردّد است در رأى و در سخن، یعنى: لا تكونن من الشّاكّین انهم یعلمون ذلك. عطا گفت: « وَ الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ » سران و مهتران اصحاب رسول خدااند...

وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ
این قراءت كوفى و یعقوب است. باقى «كلمات ربك» خوانند بجمع، و معنى هر دو یكسانست. میگوید: تمام شد و راست آمد قول خداوند تو كه : پیغامبران را و مؤمنان را بر عموم نصرت دهم، چنان كه گفت: إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا، و محمّد را على الخصوص نصرت دهم روز بدر، و دشمنان وى را هلاك كنم. این وعده كه داده بود راست كرد، و آنچه گفته بود تمام شد و بسر برد، و آن وعید كه دشمن را داده بود، و حكم تعذیب كه برایشان كرد عدل بود، اینست كه گفت: « صِدْقاً وَ عَدْلًا» یعنى: صدقا فیما وعد، و عدلا فیما اوعد و حكم، لا تبدیل لقوله فى نصر محمّد لأن قوله حق. و قیل: « لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ » اى لا مغیّر لحكمه، و لا خلف لموعده. « وَ هُوَ السَّمِیعُ » لتضرع اولیائه، و لقول اعدائه، « الْعَلِیمُ » بما قلوب الفریقین.

روى عن النبى (ص) انه قال: « سبق القضاء و جفّ القلم بالسعادة لمن آمن و اتقى، و الشقاوة لمن كفر و عصى. و كان قتادة یقول: هو كتاب اللَّه لا یزید فیه المقرون و لا ینقصون.

وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ
گفته ‏اند كه: این در شأن دانشمندان جهودان است، و بیشتر ساكنان آن زمین در آن وقت ایشان بودند، و ایشان دو قوم بودند. بیشتر ایشان بودند كه بر پى هواء خود بر پنداشتى میرفتند، و ظنى مى‏بردند، و دروغها برمى‏ساختند، و قومى در كار رسول خدا یقین بودند، و صدق وى میشناختند، اما بمعاندى برخاسته بودند.

اینست كه اللَّه گفت: إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ.
اگر كسى گوید ایشان كه بر ظن بودند، و یقین نمى‏دانستند، تعذیب ایشان بر ظن روا باشد یا نه؟ جواب آنست كه: رب العزة بر ظن تعذیب میكند، كه میگوید جل جلاله: وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِینَ كَفَرُوا فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ.
وجه حجّت آنست كه: ایشان را بر ظنّ تعذیب از آن كرد كه در طلب بصیرت از موضع خویش تقصیر كردند، و بر پى هواء خود رفتند، و التماس بصیرت و طلب حقیقت و یقین بگذاشتند، و بر ظنّ و جهل اقتصار كردند، لا جرم مستوجب عذاب گشتند.

ابن عباس گفت: « وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ » در شأن مشركان عرب آمد كه با رسول خدا و مؤمنان جدال درگرفتند در خوردن مردار، و گفتند: تأكلون ما قتلتم و لا تأكلون ما قتل ربكم! اللَّه گفت: إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ یعنى فى تحلیل المیتة، وَ إِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ یكذبون فى تحلیل ما حرم اللَّه.

میگوید: ایشان بر پى ظن میروند در تحلیل مردار، كه مى‏پندارند كه این مردار حلال است، و نه چنانست كه ایشان میگویند، كه ایشان دروغ میگویند، و حرام كرده خدا هرگز حلال نبود.

إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَنْ یَضِلُّ عَنْ سَبِیلِهِ
زجاج گفت: موضع «من» رفع است بابتداء، و لفظ آن لفظ استفهام است، یعنى: هو أعلم اىّ النّاس یضل عن سبیله، كقوله: لِنَعْلَمَ أَیُّ الْحِزْبَیْنِ أَحْصى‏ لِما لَبِثُوا، و بقول بصریان موضع «من» نصب است بر نزع خافض، تا اوّل و آخر مقابل یكدیگر بود، یعنى: هو أعلم بالضال عن سبیله و هو أعلم بالمهتدین. قراءت نصیر از كسایى «یضلّ» بضم یاء است، اى: هو أعلم بالمضل عن سبیله.

فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ
این در جواب قومى است از عرب كه چیزهایى از جانوران مى‏ حرام كردند خوردن آن از بحیره و سائبه و وصیله و حامى.

رب العالمین میگوید: بخورید اگر مؤمنان ‏اید، آنچه اللَّه حلال كرده است، و در كشتن آن نام خدا یاد كردند. آن گه تاكید را گفت: وَ ما لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ ما حَرَّمَ عَلَیْكُمْ چه عذر آرید كه نخورید آنچه اللَّه حلال كرد و بر كشتن آن اللَّه یاد كردند؟
و اللَّه خود تفصیل محرمات داد، و آن مفصل در سورة البقرة گفت، و در صدر سورة مائدة، و ذلك فى قوله: حُرِّمَتْ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ الایة.

آن گه گفت: إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِ اى: من اكل المیتة عند المخمصة و المجاعة من غیر بغى و لا عدوان او تجانف لاثم، و قد مضى شرحه فى المائدة.

نافع و حفص از عاصم «فصّل» بفتح فا و «حرّم» بفتح حا خوانند. ابن كثیر و ابو عمرو و ابن عامر بضمّ فا و ضمّ حا خوانند. ابو بكر از عاصم و حمزه و كسایى فصّل بفتح فا خوانند و حرّم بضمّ حا.
« إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِ » یعنى دعتكم الضرورة الى اكله مما لا یحلّ عند الاختیار.

وَ إِنَّ كَثِیراً لَیُضِلُّونَ
عاصم و حمزه و كسایى بضم «یا» خوانند، و معنى آنست كه: فراوانى از مردمان یعنى كفار مكّه بیراه میكنند بهواها و بایستهاى خویش.

باقى « لیضلّون» بفتح «یا» خوانند یعنى بى‏راه میشوند بهواها و بایستهاى خویش، نه بر بصیرتى و بر علمى كه ایشان را در آن است.
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِینَ این اعتدا ایدر آنست كه آنجا گفت: فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ. میگوید: خداوند تو است كه دانا است باندازه درگذارندگان.

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 23 (247)
تفسیر سوره انعام 24 (248)
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 26 (250)



مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره انعام 25 (249)
تفسیر سوره انعام 24 (248)
عدالت حاکمان در سیاست نامه
تفسیر سوره انعام 23 (247)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
داغ ازلی
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 19 (243)
تفسیر سوره انعام 18 (242)
تفسیر سوره انعام 17 (241)
تفسیر سوره انعام 16 (240)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع)
نفرین نکن !
تفسیر سوره انعام 14 (238)
تفسیر سوره انعام 13 (237)
تفسیر سوره انعام 12 (236)
تفسیر سوره انعام 11 (235)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 09 (233)
اعتماد بدولت آمریکا عین حماقتست
تفسیر سوره انعام 08 (232)
تفسیر سوره انعام 07 (231)
خدا زده را که تواند دوا کند جز او ؟!
بانو زینب کبری (س)
ولی ، خداست !
تفسیر سوره انعام 06 (230)
تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
کار و عقل و مولا علی (ع)
حکایت روباه و الاغ و شیر
تفسیر سوره انعام 02 (226)
تفسیر سوره انعام 01 (225)
توبه و سبکباری
عاقبت ظلم
دشمن واقعی ملت ایران بانکها هستند
تفسیر سوره مائده 29 (224)
تفسیر سوره مائده 28 (223)
درمان سوزش و داغی کف پا
تفسیر سوره مائده 27 (222)
جراحی قلب با لیمو و سیر
تفسیر سوره مائده 26 (221)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 24 (219)
تفسیر سوره مائده 23 (218)
تفسیر سوره مائده 22 (217)
تفسیر سوره مائده 21 (216)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.