النوبة الاولى / قوله تعالى:
قطع رابطه در قیامت

وَ مَنْ
أَظْلَمُ و كیست ستمكارتر بر خود
مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً از آن كس كه دروغ نهد بر خداى
أَوْ قالَ أُوحِیَ إِلَیَّ
یا گوید كه پیغام كردند بمن
وَ لَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شَیْ‏ءٌ و بوى هیچ پیغام نكرده‏ اند
وَ مَنْ قالَ و از آن كس كه گوید:
سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ من قرآن فرو فرستم هم چنان كه اللَّه فرو فرستاد
وَ لَوْ تَرى‏ و اگر تو بینى
إِذِ الظَّالِمُونَ فِی غَمَراتِ الْمَوْتِ آن گه كه‏ ستمكاران خویشتن در سكرات مرگ باشند
وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَیْدِیهِمْ و فریشتگان دستها گسترده بایشان بزخم
أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ گویند ایشان را كه بیرون دهید جانهاى خویش.
الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ امروز آن روز است كه پاداش دهند شما را
عَذابَ الْهُونِ
عذاب خوارى
بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ بآنچه میگفتید بر خداى
غَیْرَ الْحَقِّ
از ناسزا و ناراست
وَ كُنْتُمْ عَنْ آیاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ
(93) و از سخنان وى مى‏گردن كشیدید.

وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى‏ بما كه آمدید تنها و یگانه آمدید
كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ
و چنان كه شما را اوّل آفریدیم چنان آمدید
وَ تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ
و به پس باز گذاشتید آنچه شما را داده بودیم از خول و خدم و حشم
وَ ما نَرى‏ مَعَكُمْ و نمى‏بینیم با شما
شُفَعاءَكُمُ الَّذِینَ زَعَمْتُمْ آن شفیعان كه مى گفتید بدروغ
أَنَّهُمْ فِیكُمْ شُرَكاءُ كه ایشان در شما بخداوندى انبازان‏اند
لَقَدْ تَقَطَّعَ بَیْنَكُمْ آن تواصل و تعاطف پیوند و مهر كه میان شما بود ببرید و پاره گشت
وَ ضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ (94) آنچه میگفتید بدروغ كه درین روز شما را فریادرس‏اند و یار.

إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ اللَّه است كه شكافنده تخم است
وَ النَّوى
‏ و شكافنده سفال است تا از وى درخت بیرون آید
یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ مى‏ بیرون آرد زنده از مرده و بیرون آرنده مرده است از زنده
ذلِكُمُ اللَّهُ
آن خداوند شما است اللَّه، كه آن میكند
فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ (95) از وى شما را چون مى ‏برگردانند!

فالِقُ الْإِصْباحِ شكافنده روز است از شب
وَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَكَناً
و كننده شب جاى آرام
وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً و خورشید و ماه را شمارى ساخت
ذلِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ
(96) آن باز انداخته و ساخته اوست كه توانایى است دانا.

وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ او آنست كه شما را ستارگان آفرید
لِتَهْتَدُوا بِها تا شما راه برید بآن
فِی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ در تاریكى دریا و بیابان
قَدْ فَصَّلْنَا الْآیاتِ باز گشادیم سخنان خویش و هویدا كردیم
لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (97) ایشان را كه میدانند.

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَكُمْ
و او آنست كه بیافرید شما را
مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ از یك تن یگانه
فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ آن گه گاه مستودع باشید در صلب پدر بودیعت نهاده، گاه در رحم مادر آرام گرفته
قَدْ فَصَّلْنَا الْآیاتِ باز گشادیم سخنان خویش و آشكارا كردیم
لِقَوْمٍ یَفْقَهُونَ
(98) قومى را كه مى‏ دریاوند.

وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً او آنست كه فرو فرستاد از آسمان آبى
فَأَخْرَجْنا بِهِ تا بیرون آوردیم بآن
نَباتَ كُلِّ
شَیْ‏ءٍ رستها از خاك از هر چیز
فَأَخْرَجْنا مِنْهُ بیرون آوردیم از آن خاك
خَضِراً
نباتى سبز
نُخْرِجُ مِنْهُ مى بیرون آریم از آن خوشه سبز
حَبًّا مُتَراكِباً
تخمى بر هم نشسته و در هم رسته
وَ مِنَ النَّخْلِ و از خرما بن
مِنْ طَلْعِها از مزغ آن
قِنْوانٌ شاخهاى سر در آورده
دانِیَةٌ
نزدیك بدست چیننده
وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ ورزان از انگورها
وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمَّانَ و زیتون و انار
مُشْتَبِهاً
چون هم در رنگ و لون
وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ‏ و نه چون هم بطعم و ذوق
انْظُرُوا إِلى‏ ثَمَرِهِ درنگرید بمیوه آن
إِذا أَثْمَرَ آن گه كه میوه آرد
وَ یَنْعِهِ و بپختن و فرا رسیدن آن.
إِنَّ فِی ذلِكُمْ لَآیاتٍ در آن نشانهاى پیدا است كه كردگار یكتا است
لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ گروهى را كه میگروند.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً
این آیه به مدینه فرو آمد در شأن مسیلمة بن حبیب الكذّاب ابو المنذر الحنفى. كافران او را رحمن تهامه مى‏خواندند. دو كس فرستاد از مردمان خویش برسول خدا (ص). رسول ایشان را گفت: « ا تشهد أن مسیلمة نبى»؟ فقالا: نعم. فقال (ص): « لو لا ان الرّسل لا تقتل لضربت اعناقكما ».

دو كذّاب خاستند بروزگار رسول خدا، و دعوى پیغامبرى كردند:
یكى كذّاب یمامه، مسیلمه، و دیگر كذّاب صنعا، اسود العبسى.

رسول خدا گفت: در خواب مرا چنان نمودند كه دو سوار زرین در دست من بودى، و من در آن غمگین و اندوهگن گشته. وحى آمدى بمن كه باد در آن دم. باد در آن دمیدمى، و هر دو از من بپریدندى. پس من تأویل نهادم كه: آن هر دو دست او رنجن زرین آن دو كذّاب اند كه من در میان ایشان بودم، و در روزگار ایشان: یكى كذاب یمامه، و دیگر كذاب صنعا. قتاده گفت: این آیت در شأن هر دو كذاب فرو آمد.

وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ

این یكى عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح القرشى است از بنى عامر بن لوى هام شیره عثمان عفان، لختى از قرآن و وحى بنوشت با ملاء رسول خدا (ص)، و گاه گاه از خواتیم آیت كه نامهاى خداوند است عز و جل، چیز چیز تبدیل میكرد. « عَزِیزٌ حَكِیمٌ » «علیم حكیم» مینوشت، و آنچه باین ماند، و رسول خدا (ص) آن را میدید و خاموش میبود، و تغییر نمیكرد.

عبد اللَّه بسكوت رسول (ص) بشك افتاد در ایمان خویش، كه اگر راست میگوید كه وحى است چرا تغییر نمى‏فرماید چون مى‏بیند كه من تبدیل میكنم؟ و ذلك انّه كان (ص) امیّا لا یكتب. پس مرتد شد، و به مكه بازگشت و گفت: «سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ». من قرآن فرو فرستم یعنى گویم، چنان كه اللَّه فرو فرستاد.

و گفته ‏اند كه چون این آیت آمد كه: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ رسول خدا املا میكرد، و وى مینوشت. چون اینجا رسید كه: ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ عبد اللَّه تعجّب كرد از تفضیل خلقت آدمى بر آن ترتیب و بر آن نظم، و از سر آن تعجب گفت: « فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ ». رسول خدا (ص) گفت:« اكتبها فهذا نزلت ».
عبد اللَّه آن ساعت بشك افتاد، گفت: لئن كان محمّد صادقا، لقد اوحى الىّ كما اوحى الیه، و لئن كان كاذبا لقد قلت كما قال، و از آن پس كافر گشت و بمكّه باز شد. رسول خدا (ص) وى را گفت: «لا تقبله الارض»، فقال ابو طلحة: اتیت الارض التی مات فیها، فوجدته منبوذا، فقلت: ما شأن هذا؟ فقالوا: دفناه فلم تقبله الارض.

عكرمه گفت: این آیت در شأن النضر بن الحارث آمد كه معارضه قرآن میكرد. در معارضه سوره و النازعات گفت: «و الطّاحنات طحنا، و العاجنات عجنا، فالخابزات خبزا، فاللّاقمات لقما. چون این معارضه با رسول خدا (ص) رسید، از غثاثت و ركاكت این سخن همه بخندیدند. یكى از صحابه گفت: هلّا اتمّ السورة؟ چرا سورة تمام نكرد؟ گفتند: تمامى در چیست؟ گفت: فالخازیات خزیا. فأضحك الحاضرین و السامعین. و این نضر حارث همانست كه میگفت: « لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا» اگر خواهیم ما نیز قرآن همچنین فرو نهیم و بگوئیم، و گفت. و معارضه وى این بود كه رفت.

وَ لَوْ تَرى‏ إِذِ الظَّالِمُونَ
این كلمتى است از كلمات تعظیم و تعجیب، نه در موضع شك. میگوید: اگر تو بینى اى محمّد آن گه كه این كافران و مشركان در سكرات و شدائد و اهوال مرگ باشند،
وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَیْدِیهِمْ
ملائكه اینجا ملك الموت است و اعوان وى، و آن فریشتگان دست بعذاب بایشان فرا داشته، چنان كه جاى دیگر گفت: « یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ».

« أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ» اینجا قول مضمر است، یعنى: یقولون لهم اخرجوا انفسكم اى ارواحكم. ایشان را گویند بتعنیف و كره: بیرون دهید جانهاى خویش.

مصطفى (ص) گفت: آن مرگ كه آسان‏تر بود همچون خسك است كه در پشم شتر آویزد، چه ممكن بود كه آن بآسانى از وى بیرون آید. عمر خطاب از كعب احبار پرسید كه: تو جان كندن چگونه دانى؟ گفت: چنان كه شاخى پر خار در درون كسى كنند، و هر خارى در رگى آویزد، و مردى قوى آن خار میكشد.

و در خبر است كه بوقت وفاة موسى (ع) رب العزة او را گفت:
خویشتن را در مرگ چون یافتى؟
گفت: چون مرغ زنده كه بریان كنند، نه قوت دارد كه بپرد، نه بمیرد تا برهد.

أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ روا باشد كه این سخن در قیامت با ایشان گویند بر سبیل توبیخ، یعنى: خلّصوا انفسكم من العذاب، اى: لستم تقدرون على الخلاص.

الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ
اى العذاب الذى یقع به الهوان الشدید.
« بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَیْرَ الْحَقِّ » من انّه اوحى الیكم و لم یوح.
« وَ كُنْتُمْ عَنْ آیاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ » اى تتكبّرون على الایمان بالقرآن. و قیل: عن فریضة اللَّه و القیام بها.
قال النبىّ (ص): «من سجد اللَّه سجدة فقد برى‏ء من الكبر».

وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى‏ جمع فرید است، كقرین و قرآنى، و ردیف و ردافى.
یقال فرد الرّجل یفرد فرودا فهو فارد، اذا تفرّد، و رجل افرد و امراة فرداء، اذا لم یكن لها اخ.
وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا
این در قیامت با كافران گویند كه شما بآخرت تنها آمدید بى مال و بى‏ جفت و بى ‏فرزند، یگانه بى هیچ كس، حفاة عراة غرلا، برهنه بى‏هیچ چیز.

كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ هم بر آن خلقت اول كه در دنیا آمدید، یعنى كه بعث شما همچون خلق شما، و نشأة ثانیه همچون نشأة اولى.
...
وَ تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ
اى ملكناكم و أعطیناكم من العبید و المال و المواشى،
وَ ما نَرى‏ مَعَكُمْ شُفَعاءَكُمُ الَّذِینَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِیكُمْ شُرَكاءُ
اى فى خلقكم شركاء.

این جواب نضر حارث است و مشركان عرب، كه میگفتند: « هؤلاء شفعاءنا عند اللَّه ». رب العزّة گفت: نمى‏بینم با شما آن شفیعان كه بدروغ میگفتند كه آن ما را انبازان‏اند در آفرینش شما.

لَقَدْ تَقَطَّعَ بَیْنَكُمْ
نافع و كسایى و حفص از عاصم «بینكم» بنصب خوانند، و هو نصب على الظّرف باقى برفع خوانند، یعنى تقطّع وصلكم الّذى كنتم تتواصلون به فى الدّنیا.
میگوید: پاره گشت و ببرید میان شما. همانست كه كه جاى دیگر گفت: « تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ ».
« وَ ضَلَّ عَنْكُمْ» اى: فى الآخرة، « ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ » فى الدنیا بأنّه مع اللَّه شریك.

إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ اى: شاقّه. فلقت الشی‏ء اى: شققته، و كلمنى من فلق فیه اى من شقه.
و گفته ‏اند: فلق نامى است همه خلق را، لأن الخلق كلّه عن انفلاق یكون.
و از على بن ابى طالب (ع) آرند كه سوگند وى بیشتر این بود: « لا و الذى فلق الحبة و برأ النسمة ».

مقاتل گفت: « إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ » اى البرّ و الشعیر و الذرة و الحبوب كلها.

«وَ النَّوى‏» یعنى كل ثمرة لها نوى كالخوخ و المشمش و الغبیراء و الاجّاص و ما كان من الثمار لها نوى، و فوقه ثمرة، و هذا یأتى على كل ما اخرجت الارض.

یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ
مى‏ بیرون آرد آدمى زنده و چهار پاى زنده از نطفه مرده، و همچنین مرغ زنده از خایه مرده.

وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ
و بیرون آرنده مرده از زنده، یعنى نطفه مرده از حیوان زنده و خایه مرده از مرغ زنده.

و یقال: « یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ » یعنى السنبلة من الحبة، « وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ » یعنى الحب من السنبلة. مى‏ بیرون آرد خوشه تازه از دانه خشك، و بیرون آرد دانه خشك از خوشه تازه و نبات تازه.
و قیل: یخرج المؤمن من الكافر، و الكافر من المؤمن.

« ذلِكُمُ اللَّهُ » الّذى فعل هذه الاشیاء التی تشاهدونها ربكم،

« فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ » فمن این تصرفون عن الحق بعد هذا البیان؟!

فالِقُ الْإِصْباحِ
قراءت حسن بصرى است، فالِقُ الْإِصْباحِ یعنى كه شكافنده روز است از شب. اصباح مصدر است مراد بآن اسم، چنان كه حسن خوانده، و عرب گاه گاه مصدر اسم سازند، چنان كه در صدر سورة الزمر است تنزیل یعنى منزّل.
و جاعل اللیل سكنا كوفى « وَ جَعَلَ اللَّیْلَ » خواند بر فعل ماضى، یعنى: جعل اللیل سكنا لخلقه. شب آرامگاه خلق ساخت، تا در آن بیاسایند از رنجها و تعبها كه بروز كشیده ‏اند، و یقال: كلّ ما سكنت الیه من بیت و أهل و وطن، فهو سكن. و كان من دعاء النبى (ص): « اللهم فالق الاصباح و جاعل اللیل سكنا، اقض عنى الدّین، و متّعنى بسمعى و بصرى، و قوتى فى سبیلك».

وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً
اى: جعل الشمس و القمر حسبانا. حسبانا خواهى نعت نه، خواهى بنزع صفت، چنان كه آنجا گفت: «الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ».
اینجا «با» بیوكند، و معنى همانست. میگوید: خورشید و ماه را شمارى ساخت.
آن را دو معنى گفته ‏اند: یكى آنكه خود بشمار مى‏روند، و دیگر آنكه شما را عیارند و قانون.

و حسبان مصدر است همچون رجحان و نقصان، و روا باشد كه جمع حساب بود همچون شهاب و شهبان و ركاب و ركبان. یقول: و جعل الشمس و القمر بحساب لا یجاوزانه فیما یدوران فى حساب حتى ینتهیا الى اقصى منازلهما لتعلموا عدد السنین و الحساب.

« ذلِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ » العزیز فى ملكه بصنع ما اراد، العلیم بما قدر من خلقه.

وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
ستارگان آسمان قسمى سیارات‏ اند و قسمى ثوابت. سیّارات بر روى فلك سیر میكنند، و ثوابت همچون قندیلها از فلك درآویخته.
میگوید: این ستاره‏ ها بدان آفریدم تا بآن نماز خویش را قبله سازید، و رفتن خویش را راه شناسید، و انقضاء فصول سال دانید.

قَدْ فَصَّلْنَا الْآیاتِ
اى قد بیّنّا الآیات بذلك، و وقفنا العباد علیها،
لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ
یعلمون ما اراد اللَّه بذلك من الدلالة على توحیده، و أن اللَّه واحد لا شریك له.

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ
معنى انشاء آفریدن است بابتدا، بى سببى كه آن را واجب كند، و بى‏مثالى و بى‏عیارى كه بوى استعانت كند، و این جز وصف كردگار قدیم و تواناى حكیم نیست، كه همه را بغیرى حاجت است تا بوى استعانت كند. او را جل جلاله بكس نیاز نیست، و حاجت باستعانت نیست.
« مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ » یعنى خلقكم من آدم وحده، فانّ حواء ایضا خلقت من ضلع من اضلاعه، فصار جمیع الناس منه.
میگوید: شما را همه از یك تن یگانه آفریدم، و آن یك تن آدم است، كه جفت وى حواء هم از آدم است، كه از استخوان پهلوى وى آفریده. پس هر چه مردم است، همه از او آفریده.
آن گه گفت: « فَمُسْتَقَرٌّ »
قراءت ابن كثیر و ابو عمرو بكسر قاف است یعنى: فمنكم مستقرّ و منكم مستودع. میگوید: گاه مستقر بید در رحم مادر، آنجا آرام گرفته، و گاه مستودع بید در صلب پدر، آنجا بودیعت نهاده.
قراءت باقى قراء بفتح قاف است یعنى: فلكم مستقر و لكم مستودع، میگوید: شما را از یك تن بیافرید، و آن گه شما را آرامگاهى است ودیعت جاى. گاهى درین ودیعت جاى نهاده، و گاهى در آن آرامگاه آرمیده.
ودیعت گاه دنیا است، آدمى در آن آرمیده تا ابد: « إِلى‏ رَبِّكَ یَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ ».
حسن بصرى را از این آیت پرسیدند.
جواب داد كه: المستقرّ من مات، و المستودع انتم، آن گه گفت: یا ابن آدم انت ودیعة فى اهلك، و یوشك ان تلحق بصاحبك، و أنشد قول لبید:
و لا المال و الاهلون الا ودائع
و لا بدّ یوما ان تردّ الودائع

از ابن عباس روایت كردند كه گفت: مستقر ما قد خلق، و مستودع عند اللَّه ما لم یخلق بعد. مستقر آنست كه وى را آفریدند، و در دنیا آمد، و دنیا او را آرامگاه است، چنان كه گفت: « وَ لَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ »، و مستودع آنست كه در علم خدا است كه خواهد بود، و او را خواهد آفرید.

سعید جبیر گفت: ابن عباس پرسید كه زن خواستى یا ابن جبیر؟ گفتم: لا، و ما ارید ذلك یومى هذا. گفتم: نخواستم، و درین روز كه منم سر آن ندارم كه زن خواهم. گفتا: آن گه دست بر پشت من زد، و گفت: اما انه مع ذاك ما كان من مستودع فى ظهرك فسیخرج.

« قَدْ فَصَّلْنَا الْآیاتِ » بیّنّاها و فصلنا بعضها من بعض،
« لِقَوْمٍ یَفْقَهُونَ » عن اللَّه ما بیّن لهم.

وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً
رب العزة جل جلاله خبر میدهد از صنع‏ خویش، و بندگان را دلالت میكند بر وحدانیت خویش، و بر رهیگان منت مینهد برین نعمتهاى ریزان و نواختهاى بیكران.
میگوید: او آن خداوند است كه از آسمان آبى فرو فرستاد، یعنى باران كه در آن آب هم حیات است و هم بركت و هم طهارت و هم رحمت.
حیات آنست كه گفت: وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ،
بركت آنست كه گفت: وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً،
و طهارت را گفت: وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً،
و رحمت را گفت: یُنَزِّلُ الْغَیْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ یَنْشُرُ رَحْمَتَهُ.

فَأَخْرَجْنا بِهِ یعنى بالماء نَباتَ كُلِّ شَیْ‏ءٍ
این را دو معنى گفته ‏اند:
یكى فأخرجنا به رزق كل شى‏ء. جاى دیگر میگوید: وَ فِی السَّماءِ رِزْقُكُمْ روزى شما در آسمانست یعنى در آن باران كه از آسمان آید، و بآن نبات زمین برآید، و خلق از آن روزى خورند.
معنى دیگر آنست كه: فأخرجنا بالماء نبات كل صنف من النبات.
بیرون آوردیم بآن آب نباتى از زمین از هر صنفى و لونى از انواع حبوب و صنوف اشجار و الوان ثمار. آن گه تفصیل داد، گفت:
« فَأَخْرَجْنا مِنْهُ » یعنى: من الماء، و قیل: من النبات، « خَضِراً » یعنى: اخضر. یقال: اخضرّ فهو اخضر و خضر، كما یقال: اعور، فهو اعور و عور. میگوید: بیرون آوردیم از آن آب و از آن نبات، برگ سبز و خوشه سبز.

حَبًّا مُتَراكِباً
ركب بعضه بعضا فى سنبله. تخمى بر هم نشسته، و دانه‏اى درهم رسته، و آن گندم است و جو و گاورس و كنجید و بزركتان و امثال آن.
بعضى از آن آرد آید طعمه آدمى را، و تخم بود نبات زمین را، و بعضى از آن روغن آید هم طعام را و هم روشنایى را، و تخم بود نبات را و افزودن را.

همانست كه رب العزة گفت جایها در قرآن: أَحْیَیْناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا فَمِنْهُ یَأْكُلُونَ، فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِیدِ، وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّیْحانُ.
ثم قال: وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِیَةٌ یعنى و أخرجنا من الماء، بیرون آوردیم بآن آب از درخت خرما،
« مِنْ طَلْعِها » یعنى: اوّل ما یطلع منها.
طلع آنست كه از مزغ درخت آغاز كند، و بیرون آید، و قنوان آن شاخها است كه از طلع برآمده، و سر در زیر آورده، و میوه از آن رسته، و در هم نشسته، « دانیة » صفت قنوان است، یعنى كه: بزمین نزدیك است و بدست چننده آسان.

... و « جَنَّاتٍ » اى: اخرجنا بالماء جنات، و هى البساتین. و سمّى البستان جنة، و كل نبت متكاثف یستر بعضه بعضا فهو جنة، مشتق من جننت الشی‏ء، اذا سترته.
میگوید: بیرون آریم بآن آب بستانها و رزانى از این انگورها و زیتون و انار.
این دو درخت را از میان میوه ‏ها جدا كرد از بهر آنكه از درختان این دو درخت لطیف‏تر است و طرفه ‏تر. این دو درخت است از میوه ‏دارها كه شاخهاى آن از برگ هموار پر بود. یكى از خار مى‏بیاید، یكى از سنگ. آنكه از سنگ بیرون آید مى ‏روغن دهد، و آنكه از خار مى‏بیرون آید از چوب تلخ مى‏ نوش دهد، مشتبها فى الالوان و غیر متشابه فى الطعوم، مشتبها فى الطعوم و غیر متشابه فى الالوان. دو انار هام رنگ یكى ترش و یكى شیرین، برنگ و دانه و پوست چون هم، یكى چنان و یكى چنین.

« انْظُرُوا إِلى‏ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ یَنْعِهِ »
این نظر استدلال و عبرتست. میگوید: بنظر عبرت درین میوه‏ ها نگرید كه اول چون منعقد گردد! و بآخر چون فرا رسد!
قراءت حمزه و كسایى «الى ثمره» بضمّتین، و هو جمع الجمع، یقال: ثمرة، و جمع الثمرة ثمار و جمع الثمار ثمر، و مثله اكمة و آكام و اكم. باقى قراء بفتحتین خوانند «الى ثمره»، و هو جمع الثمرة، مثل قصبة و قصب.
و معنى «ینع» پختن است و فرا رسیدن. یقال: ینع الثمر یینع ینعا و ینوعا، و أینع یونع ایناعا.
و روا باشد كه «ینع» جمع یانع نهند مثل تاجر و تجر، و یانع میوه پخته فرا رسیده بود، و در شواذ خوانده ‏اند: « و یانعه ».

إِنَّ فِی ذلِكُمْ یعنى فى هذا الذى ذكر من صنیعه و عجائبه لعبرة لقوم یصدّقون بأن اللَّه خالق كلّ شى‏ء.
این آیت دلیلى ظاهر است بر منكران بعث و نشور، میگوید:
آن خداوند كه از عجائب قدرت و بدائع فطرت و لطائف حكمت این چنین صنع نماید، كه از یك آب و یك خاك و یك هوا چندین درختان رنگارنگ و میوه‏ هاى گوناگون با رنگ با طعم با بوى بیرون آرد، و قدرت خود در آن بنماید، قادر است كه فرداى قیامت خلق را از خاك برانگیزد، و مرده را زنده گرداند.
اینست كه رب العالمین گفت: كَذلِكَ یُحْیِ اللَّهُ الْمَوْتى‏ وَ یُرِیكُمْ آیاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ‏.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 23 (247)



مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره انعام 22 (246)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
داغ ازلی
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
تفسیر سوره انعام 20 (244)
تفسیر سوره انعام 19 (243)
تفسیر سوره انعام 18 (242)
تفسیر سوره انعام 17 (241)
تفسیر سوره انعام 16 (240)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع)
نفرین نکن !
تفسیر سوره انعام 14 (238)
تفسیر سوره انعام 13 (237)
تفسیر سوره انعام 12 (236)
تفسیر سوره انعام 11 (235)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 09 (233)
اعتماد بدولت آمریکا عین حماقتست
تفسیر سوره انعام 08 (232)
تفسیر سوره انعام 07 (231)
خدا زده را که تواند دوا کند جز او ؟!
بانو زینب کبری (س)
ولی ، خداست !
تفسیر سوره انعام 06 (230)
تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
کار و عقل و مولا علی (ع)
حکایت روباه و الاغ و شیر
تفسیر سوره انعام 02 (226)
تفسیر سوره انعام 01 (225)
توبه و سبکباری
عاقبت ظلم
دشمن واقعی ملت ایران بانکها هستند
تفسیر سوره مائده 29 (224)
تفسیر سوره مائده 28 (223)
درمان سوزش و داغی کف پا
تفسیر سوره مائده 27 (222)
جراحی قلب با لیمو و سیر
تفسیر سوره مائده 26 (221)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 24 (219)
تفسیر سوره مائده 23 (218)
تفسیر سوره مائده 22 (217)
تفسیر سوره مائده 21 (216)
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 38 )
احترام امیران و امام علی (ع)
بی حیاء کیست ؟!



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.