النوبة الاولى / قوله تعالى :
بیخبری و نعمت

وَ إِذا رَأَیْتَ الَذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا و چون بینى ایشان را كه در سخنان ما مى خوض كنند، و بفراخ سخنى و بافسوس میروند
فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ روى گردان از ایشان و جدایى جوى
حَتَى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ تا آن گاه كه در حدیثى دیگر روند
وَ إِمَا یُنْسِیَنَكَ الشَیْطانُ و اگر دیو فراموش كند بر تو اعراض از ایشان
فَلا تَقْعُدْ نگر تا ننشینى
بَعْدَ الذِكْرى پس یاد آمدن نهى من
مَعَ الْقَوْمِ الظَالِمِینَ با آن گروه ستمكاران بر خود.(68)

وَ ما عَلَى الَذِینَ یَتَقُونَ و بر پرهیزگاران نیست
مِنْ حِسابِهِمْ از شمار و از جرم و تاوان خائضان
مِنْ شَیْ ءٍ هیچ چیز
وَ لكِنْ ذِكْرى  لكن این پند است و عبرت نمودن خائضان را
لَعَلَهُمْ یَتَقُونَ تا مگر از آن خوض بپرهیزند.(69)

وَ ذَرِ الَذِینَ اتَخَذُوا دِینَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً گذار ایشان را كه دین خویش ببازى گرفتند
وَ غَرَتْهُمُ الْحَیاةُ الدُنْیا و فرهیفته كرد ایشان را زندگانى این جهان
وَ ذَكِرْ بِهِ و پند ده بقرآن و در یاد ده
أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ پیش از آنكه تن كافر را بسخت تر عذاب سپارند بآنچه كرد درین جهان
لَیْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَهِ و او را نه فرود از خداى
وَلِیٌ وَ لا شَفِیعٌ نه یارى و نه شفیعى
وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَ عَدْلٍ و اگر تنى خویشتن باز خرید بهمه فداى
لا یُؤْخَذْ مِنْها آن فدا ازو بنستانند
أُولئِكَ الَذِینَ أُبْسِلُوا ایشان آنند كه ایشان را فرا دادند فرا سخت تر هلاكى و عذابى
بِما كَسَبُوا بآنچه میكردند
لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِیمٍ ایشان را است شرابى از آب گرم
وَ عَذابٌ أَلِیمٌ  و عذابى دردنماى
بِما كانُوا یَكْفُرُونَ بآنچه مى كافر شوند.(70)

قُلْ گوى یا محمد !
أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَهِ فرود از خداى چیزى خوانیم ما
لا یَنْفَعُنا كه ما را هیچ بكار نیاید اگر خوانیم
وَ لا یَضُرُنا و نگزاید اگر نخوانیم
وَ نُرَدُ عَلى  أَعْقابِنا و برگردانند ما را با پس وا
بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَهُ پس آنكه راه نمود اللَه ما را
كَالَذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَیاطِینُ فِی الْأَرْضِ چون چنو او را یارانى اند از مشركان
لَهُ أَصْحابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى كه او را مى باز خوانند با ضلالت كه آن را مى هدى و راستى نه پندارند
ائْتِنا و میگویند او را كه ایدر آى بما
قُلْ پیغامبر من گوى :
إِنَ هُدَى اللَهِ هُوَ الْهُدى  راه نمودن اللَه هدى و راست راهى آنست
وَ أُمِرْنا فرمودند ما را
لِنُسْلِمَ
تا گردن نهیم
لِرَبِ الْعالَمِینَ وخداوند جهانیان را(71)

وَ أَنْ أَقِیمُوا الصَلاةَ و فرمودند ما را كه نماز بپاى دارید
وَ اتَقُوهُ و از خشم و عذاب خداى بپرهیزید
وَ هُوَ الَذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ و او آنست كه شما را برانیگخته با وى خواهند برد.(72)

وَ هُوَ الَذِی خَلَقَ السَماواتِ وَ الْأَرْضَ و او آنست كه بیافرید آسمانها و زمین
بِالْحَقِ بسخن روان و فرمان رسنده بپایان
وَ یَوْمَ یَقُولُ و آن روز كه گوید :
كُنْ فَیَكُونُ باش تا مى بود
قَوْلُهُ الْحَقُ فرمان وى روان
وَ لَهُ الْمُلْكُ و پادشاهى وى را
یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُورِ آن روز كه دردمند در صور
عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَهادَةِ داناى هر پوشیده و آشكارا
وَ هُوَ الْحَكِیمُ الْخَبِیرُ  و اوست داناى آگاه .دانا بهمه چیز، آگاه از همه چیز.(73)


النوبة الثانیة
قوله تعالى : وَ إِذا رَأَیْتَ الَذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا
خوض نامى است كه باطل را گویند، حق را نگویند، ... و خوض در آیات آنست كه پیغامبر را و قرآن را دروغ زن گیرند، و بدان استهزا كنند، و باطل شمرند .و این آن بود كه كافران مكّه چون از مؤمنان قرآن میشنیدند آن را طعن میزدند و ناسزا میگفتند .

سدى گفت :مشركان با مؤمنان نمى نشستند، و در رسول خدا (ص ) طعن میكردند، و ناسزا میگفتند . رب العالمین ایشان را از آن نهى كرد، گفت : یا محمد ! چون مشركان را بینى كه در قرآن طعن كنند و ناسزا گویند، با ایشان منشین، و از ایشان روى گردان . و با مؤمنان همین گفت كه : چون كافران در رسول (ص ) طعن كنند و او را ناسزا گویند، با ایشان  و آن كس كه منشینید، و از ایشان روى بگردانید زشت است درین موضع، كه آن بر پاى نشسته بود، این با وى هم گویند، امّا ایستاده را گویند لا تجلس معنى آنست كه منشینید.

وَ إِمَا یُنْسِیَنَكَ قراءت ابن عامر ینسّینّك است، نسّى ینسّى، و انسى ینسى، بمعنى یكى اند،همچون غرّمته و أغرمته و اگر شیطان این نهى ما بر تو فراموش كند، و با ایشان بنشینى، چون با یادت آید برخیز، وَ قَدْ نَزَلَ عَلَیْكُمْ فِی الْكِتابِ أَنْ إِذا الایة . پس مؤمنان گفتند : یا رسول اللَه !هر گاه كه ایشان تكذیب آرند، و استهزا  كنند، و در باطل خوض كنند، اگر ما برخیزیم و ننشینیم پس نتوانیم كه در مسجد حرام بنشینیم، و نتوانیم كه گرد كعبه طواف كنیم .چون ایشان چنین گفتند رب العزّة رخصت داد وَ ما عَلَى الَذِینَ ... نشستن با ایشان، بشرط آنكه ایشان را پند دهند و تذكیر كنند،... گفت كه : مؤمنان گفتند : یا رسول اللَه !اگر ما از ایشان اعراض كنیم، و ایشان را بآن خوض بگذاریم، و باز نرنیم، ترسیم كه گنهكار شویم .رب العالمین بجواب ایشان این آیت فرستاد : وَ ما عَلَى الَذِینَ یَتَقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ ...

سعید جبیر گفت : چون مسلمانان بمدینه هجرت كردند، منافقان با مسلمانان مى نشستند، و چون قرآن مى شنیدند خوض و استهزا میكردند، چنان كه مشركان در مكّه میكردند . مسلمانان گفتند : بر ما حرج نیست درین مجالست، كه اللَه ما را در آن رخصت داده، و از خوض ایشان بر ما هیچ چیز نیست.

رب العزّة در مدینه آن آیت فرستاد كه در سورة النساء است : وَ قَدْ نَزَلَ عَلَیْكُمْ فِی الْكِتابِ الایة، و این آیت كه وَ ما عَلَى الَذِینَ یَتَقُونَ منسوخ گشت.

وَ ذَرِ الَذِینَ اتَخَذُوا دِینَهُمْ الایة این لفظى است از الفاظ تهدید و از الفاظ تهاون . در وعید گویند : ذرنى و فلانا، و در تهاون گویند : ذر فلانا فى كذا، و ذره یفعل كذا، و قرآن جایها بهر دو ناطق . میگوید : گذار ایشان را یعنى باك مدار از ایشان و خوار دار ایشان را كه وَ غَرَتْهُمُ ... دین خود ببازى گرفتند،...

ابن عباس گفت : این در شأن كافران مكّه و ترسایان و جهودان فرو آمد، كه رب العزّة هر گروهى را عیدى كرد، و هر قومى در عید خویش بباطل و بازى و نشاط و طرب مشغول شدند مگر امّت محمّد (ص)، كه ایشان عید خود موسم طاعت ساختند، نماز جماعت و ذكر فراوان و تكبیر و تهلیل و قربان .

رب العزّة میگوید : گذار ایشان را كه در عید خود بباطل و بیهوده مشغول گشتند، و بزندگانى دنیا و پند ده اینان را بپیغام كه غرّه شدند ...

لَیْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَهِ وَلِیٌ وَ لا شَفِیعٌ در نام خداوند جل جلاله ولى و مولى یكى است، ... ولایت است بكسر واو، و آن تملّك است فداء لا یؤخذ الفداء منها .این عدل ایدر فدا است، از بهر آنكه آن چیز كه تن خویش بآن مى باز خرند آن چیز همتاى تن مینهند، و عدل آن میكنند، و عدل برابر كردن هر چیز با  . و هر دو چیز از آن عدل است و عدیل چون ندّ و ندید ، دیگرى بود و هامتا ساختن میگوید : اگر تنى فردا هر كه بود از كافران، خویشتن باز خرید بهمه فدایى .

جاى دیگر تفسیر كرد، گفت : مِلْ ءُ الْأَرْضِ ذَهَباً . جاى دیگر گفت : لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ...

اخذ در قرآن بر پنج وجه آید : یكى بمعنى قبول، ...وجه دوم بمعنى حبس است، چنان كه در سوره یوسف گفت : فَخُذْ أَحَدَنا مَكانَهُ یعنى احبس ... بمعنى عذاب چنان كه :در حم المؤمن گفت :فَأَخَذْتُهُمْ فَكَیْفَ كانَ عِقابِ ... وجه سوم یعنى فعذبتهم، و در هود گفت :وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى ، و در عنكبوت گفت : بمعنى قتل، چنان كه در حم المؤمن  ... فَكُلًا أَخَذْنا بِذَنْبِهِ یعنى :عذّبنا . وجه چهارم گفت : وَ هَمَتْ كُلُ أُمَةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ اى لیقتلوه . وجه پنجم اخذ بمعنى اسراست، چنان كه در سورة التّوبة گفت : فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ، ... این جواب ایشانست كه رسول خدا را (ص ) با شرك میخواندند، و میان خویش و میان او ممالات میجستند، جایها در قرآن از آن ذكر است، از آنست، و جوابها است آن را در قرآن، سورة قُلْ یا أَیُهَا الْكافِرُونَ از آنست، و این آیت از آن است .

قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَهِ میگوید : شما كه مسلمانان اید جواب كافران كه شما را با كفر میخوانند این دهید كه : أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَهِ ما لا یَنْفَعُنا اى وَ نُرَدُ عَلى ...

این اعقاب در قرآن جایها مذكور است گاه بردّ و گاه بانقلاب، و ذكر عقب در آن مستعار است، و جمله كنایت است از بازگشتن از دین....

كَالَذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَیاطِینُ ... بر معنى جماعت شیاطین ... ابن عباس گفت : این مثلى است كه رب العالمین زد آن كس را كه بر دین حق بود، و داعى ضلالت او را بر عبادت بت میخواند، میگوید : مثل وى مثل آن مرد است كه بر راه راست میرود با رفیقان پسندیده و همراهان گزیده، و غول او را از رفیقان باز برد، تا از راه بیوفتد، و در بیابان حیران و عطشان بماند، و بر شرف هلاك بود، پس آن رفیقان و اصحاب او را براه باز خوانند، نیاید، و هم چنان سرگردان و حیران سر در بیراهى نهد تا هلاك شود .

این در شأن عبد الرحمن بن ابو بكر آمد، پیش از آنكه مسلمان شد شیطان او را از راه هدى باز داشته بود، و اصحاب وى پدر و مادر وى بودند، و با وى میگفتند كه : ایتنا فانا على الهدى . و هم درین قصّه وى آیت آمد : وَ الَذِی قالَ لِوالِدَیْهِ أُفٍ لَكُما الایة . وى جواب ایشان میدهد كه من بر هدى و راست راهى ام . رب العالمین گفت : قُلْ إِنَ هُدَى اللَهِ هُوَ الْهُدى  راه اسلام است، كه راه راست است و دین حق . رستگارى در آن است نه در كفر و ضلالت كه نموده شیطان است . معنى دیگر گفته اند : له اصحاب من المشركین یدعونه الى الهدى عندهم .و این معنى در نوبت اوّل مختصر گفتیم.

وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِ الْعالَمِینَ  قتاده گوید :هذه الایة حجّة لقّنها اللَه نبیّه یخاصم بها اهل الاهواء . گفتا : جواب همه متنطعان و معترضان در دین اینست كه اللَه درآموخت : فرمودند ما را كه گردن نهید اللَه را تسلیم كنید، و از تسلیم درمگذرید. است، ...اسلام اینجا بمعنى اخلاص است . نخست اخلاص فرمود پس عمل، تا بدانى كه عمل بى اخلاص بكار تا بدانى كه نیست، پس تنبیه كرد بر بعث و مجازات، گفت آن عمل را جزا خواهد بود، اگر نیك باشد و اگر بد، پس بر صنع خود دلالت كرد تا او را یكتا و بى همتا دانند .

گفت : وَ هُوَ الَذِی خَلَقَ السَماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِ این حق را دو آفرید، چنان كه گفت : قَوْلُهُ الْحَقُ بسخن راست و فرمان معنى است ... یكى آنكه به روان، و دیگر معنى : بالوحدانیة، چنان كه جاى دیگر گفت : رَبَنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا .نه بباطل آفرید و نه ببازى، كه بحق آفرید و بیكتایى، و بجدّ نه بعبث و گزاف . و قیل : بالحقّ  : اینجا سخن تمام شد، پس گفت ائْتِیا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً... یاد كن آن روز كه گوید : آخرت اى دنیا شو . آنچه گوید : باش، بود هر چه اللَه خبر داد كه بودنى است آن در علم اللَه موجود است، و لا محاله بودنى است، بآن درست .

... یَقُولُ كُنْ فَیَكُونُ ... كه این متصل است بسخن پیش، یعنى چنانست كه گویند : قد قلت فكان قولك، و باین وجه حق نعت قول باشد . و روا باشد كه قَوْلُهُ الْحَقُ وَ لَهُ الْمُلْكُ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی كُنْ فَیَكُونُ  اینجا سخن بریده گردد، پس ابتدا كن  و تخصیص روز قیامت بذكر نه از آن است كه در روزگار دیگران قول و آن ملك ... الصُورِ نبود، بلكه در همه وقت و همه روز بود، اما دیگران بر سبیل مجاز در دنیا دعوى ملك میكردند، و روز قیامت آن دعویها باطل گردد، و ملوك خاضع شود، كس را دست رس نبود، و در كس نفع و ضرّ نبود چنان كه اللَه گفت : وَ الْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَهِ.

یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُورِ صور نام آن قرن است كه اسرافیل در آن دمد. ... و در بعضى كتب آورده اند كه : صور چهار شاخ دارد : یكى تا بزیر عرش است .یكى تا بثرى . یكى تا بمیمنه عالم. چهارم بمیسره عالم، چنان كه از عرش تا ثرى و از میمنه عالم تا میسره همه در میان این چهار شاخ است روز قیامت .

روز حشر و نشر چون اللَه خواهد كه خلق را زنده كند جانهاى پیغامبران در آن شاخ آرند كه زیر عرش است، و جانهاى مؤمنان در آن شاخ كه بمیمنه عالم است، و جانهاى جمله كافران در آن شاخ كه در ثرى است، و جانهاى زندیقان و مبتدعان در آن شاخ كه بمیسره عالم است، و بعدد هر جانى درین شاخها سوراخها است بر مثال زنبور خانه، چون جانها برین سوراخها درآید چنان راست آید كه نه جان زیادت آید نه جاى كم بود، و چهل سال جانها چنان میدارد پس زمین را بجنباند، چنان كه اللَه گفت : إِذا رُجَتِ الْأَرْضُ رَجًا تا خاكهاى شخصها از یكدیگر جدا شود، سیاه از سفید و مرد از زن جدا شود، آن گه ببحر مسجور فرمان آید، دریایى است در زیر عرش مجید، آب حیات در آن . فرمایند او را كه ببار چهل سال آن دریا آب بزمین مى بارد، تا آن خاكها در زیر زمین آمیخته شود، پس آن خاكها بفرمان حق رگ و پى و پوست و استخوان گردد .همان شخصها كه در دنیا بود، رب العزّة باز آفریند .

آن گه زمین از گرانبارى بحق نالد، و فرمان آید كه : بارها بیرون نه، فذلك قوله : وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها . زمین شكافته شود شخصها از زمین بیرون آید . اسرافیل را فرمایند تا در صور دمد، آن جانهاى خلق جمله از صور بیرون آیند جانهاى نیكبختان سفید چون مروارید، و جانهاى بدبختان سیاه چون قیر، و همه احوال عالم از آن پر گردد، و رب العزّة گوید جل جلاله : لیرجعن كل روح الى جسده، فتأتى الارواح، فتدخل  فى الخیاشیم، فتمشى فى الاجساد كمشى السم فى اللدیغ.

عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَهادَةِ این شهادت با غیب قرین در همه قرآن معنى آن شاهد است و حاضر...

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)
تفسیر سوره انعام 02 (226)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 06 (230)
تفسیر سوره انعام 07 (231)
تفسیر سوره انعام 08 (232)
تفسیر سوره انعام 09 (233)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 11 (235)
تفسیر سوره انعام 12 (236)
تفسیر سوره انعام 13 (237)
تفسیر سوره انعام 14 (238)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 16 (240)
تفسیر سوره انعام 17 (241)



مطالب اخیر وبلاگ:

تفسیر سوره انعام 16 (240)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع)
نفرین نکن !
تفسیر سوره انعام 14 (238)
تفسیر سوره انعام 13 (237)
تفسیر سوره انعام 12 (236)
تفسیر سوره انعام 11 (235)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 09 (233)
اعتماد بدولت آمریکا عین حماقتست
تفسیر سوره انعام 08 (232)
تفسیر سوره انعام 07 (231)
خدا زده را که تواند دوا کند جز او ؟!
بانو زینب کبری (س)
ولی ، خداست !
تفسیر سوره انعام 06 (230)
تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
کار و عقل و مولا علی (ع)
حکایت روباه و الاغ و شیر
تفسیر سوره انعام 02 (226)
تفسیر سوره انعام 01 (225)
توبه و سبکباری
عاقبت ظلم
دشمن واقعی ملت ایران بانکها هستند
تفسیر سوره مائده 29 (224)
تفسیر سوره مائده 28 (223)
درمان سوزش و داغی کف پا
تفسیر سوره مائده 27 (222)
جراحی قلب با لیمو و سیر
تفسیر سوره مائده 26 (221)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 24 (219)
تفسیر سوره مائده 23 (218)
تفسیر سوره مائده 22 (217)
تفسیر سوره مائده 21 (216)
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 38 )
احترام امیران و امام علی (ع)
بی حیاء کیست ؟!
مباحث قرآنی رمضان (09)
سفرنامه های بی نام ... ! (01)
بهترین در نظر حضرت فاطمه (س)
دریای کرم
آیات آخر سوره حشر
آدمیزاده رنجور
مکافات عمل (جزا به همان تهدید)
مکافات عمل (خیانت به نامحرم)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.