النوبة الاولى
قوله تعالى :
خدا برطرف کننده اندوه

وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ و بنزدیك اوست گنجهاى غیب
لا یَعْلَمُها إِلَا هُوَ نداند آن را مگر او
وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِ وَ الْبَحْرِ و میداند هر چه در خشك است و هر چه در آب
وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ و بنیوفتد برگى از شاخى
إِلَا یَعْلَمُها مگر میداند آن را
وَ لا حَبَةٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ و نه تخمى در تاریكیهاى زمین او كنده یا افتاده كه رست یا نرست
وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ و نه هیچ ترى و نه هیچ خشكى
إِلَا فِی كِتابٍ مُبِینٍ  مگر در نامه اى پیدا و پیدا كننده.(59)

وَ هُوَ الَذِی یَتَوَفَاكُمْ بِاللَیْلِ و اوست كه شما را مى میراند بشب
وَ یَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَهارِ و میداند آنچه میكردید بروز
ثُمَ یَبْعَثُكُمْ فِیهِ آن گه شما را از آن خواب مى برانگیزاند در دانش خویش
لِیُقْضى  أَجَلٌ مُسَمًى تا آنكه نامزد كرده شما را سپرده آید، و حق عمر شما بشما گزارده آید
ثُمَ إِلَیْهِ مَرْجِعُكُمْ آن گه با وى است بازگشت شما
ثُمَ یُنَبِئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ  و پس خبر كند شما را بكرد شما كه مىكردید.(61)

وَ هُوَ الْقاهِرُ
و اوست فرو شكننده و كم آورنده
فَوْقَ عِبادِهِ زبر رهیگان خویش
وَ یُرْسِلُ عَلَیْكُمْ حَفَظَةً و مى فرو فرستد بر شما نگهبانان
حَتَى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تا آن گه كه بهر یكى از شما آید مرگى
تَوَفَتْهُ رُسُلُنا بمیراند او را فرستادگان ما
وَ هُمْ لا یُفَرِطُونَ و ایشان نگذارند كه وى نفس زند بیش از اندازه.(61)

ثُمَ رُدُوا إِلَى اللَهِ آن گه باز برند ایشان را با خداى
مَوْلاهُمُ الْحَقِ آن خداوند ایشان بر راستى و سزاوارى
أَلا آگاه بید
لَهُ الْحُكْمُ وى را است خواست و كار برگزارد
وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ و اوست سبكبارتر همه دانایان و شمارندگان.(62)

قُلْ مَنْ یُنَجِیكُمْ گوى كیست كه مى رهاند شما را
مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِ وَ الْبَحْرِ از تاریكیهاى خشك و آب و درماندگیها در دشتها و كشتیها؟
تَدْعُونَهُ تَضَرُعاً وَ خُفْیَةً میخوانید او را بزارى در آشكارا و در نهان
لَئِنْ أَنْجانا میگویند : اگر برهانى ما را
مِنْ هذِهِ ازین كه در آن افتادیم
لَنَكُونَنَ مِنَ الشَاكِرِینَ  تا باشیم از سپاس داران باشیم.(63)

قُلِ اللَهُ یُنَجِیكُمْ مِنْها گوى اللَه مى رهاند شما را از آن
وَ مِنْ كُلِ كَرْبٍ و از هر تاسایى و هر اندوهى
ثُمَ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ پس آن گه از اسباب با وى انباز مى آرید.(64) 

قُلْ هُوَ الْقادِرُ گوى او توانا است
عَلى  أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْكُمْ بر آنكه بر شما انگیزد
عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ عذابى از زبر شما
أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ یا عذابى از زیر پایهاى شما
أَوْ یَلْبِسَكُمْ شِیَعاً یا شما را در آمیزد و در هم او كند جوك جوك
وَ یُذِیقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ و بچشاند شما را زور و رنج یكدیگر
انْظُرْ كَیْفَ نُصَرِفُ الْآیاتِ درنگر چون مى گردانیم سخنان خویش از روى بروى
لَعَلَهُمْ یَفْقَهُونَ  تا مگر دریابند.(65)

وَ كَذَبَ بِهِ قَوْمُكَ و قوم تو آن را مى دروغ شمارد و ترا نااستوار
وَ هُوَ الْحَقُ و آن راست است و درست نه ام
قُلْ لَسْتُ عَلَیْكُمْ بِوَكِیلٍ  گوى من بر شما كارساز و كار توان و كاردار.(66)

لِكُلِ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌ پیدا شدن هر بودنى را هنگامى هست
وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ  و آرى آگاه شید.(67)


النوبة الثانیة
قوله تعالى :
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ
مفاتح خزائن است، و مفاتیح مقالید. مفاتح جمع مفتح و مفاتیح جمع مفتاح .
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ همانست كه جاى دیگر گفت : لَهُ مَقالِیدُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ. إِنَ اللَهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَاعَةِ و این خزائن غیب آن پنج علم اند كه آنجا گفت : مفاتیح الغیب خمس لا یعلمها الّا اللَه
... این آیت جواب آن اعرابى است كه پیش مصطفى شد، و معه ناقة، فقال :ان كنت نبیّا فأخبرنى عمّا فى بطن ناقتى هذه ذكر هو او أنثى؟ ...
جمعى مفسران گفتند :كه مفاتیح غیب آنست كه از آدمیان در غیب است از روزى و باران و نزول عذاب و سعادت و شقاوت و ثواب و عقاب و سرانجام كار و خاتمت اعمال و انقضاء آجال .

و گفته اند كه : درین آیت دلالت روشن است كه رب العالمین بحقیقت داند بودنیها را پیش از بودن آن، یعلم انّه یكون ام لا یكون، و ما یكون كیف یكون؟ و ما لا یكون ان لو كان كیف یكون؟ قال ابن مسعود : اوتى نبیكم كلّ شی ء الّا مفاتیح الغیب.

وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِ هر چه در بیابان است و در آبادان، مى داند .هر چه در خشك زمین است از نبات و تخم و گیاه میداند . و هر چه در بحر زندگى كند، و هر چه در آن هلاك شود همه داند .

ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَا یَعْلَمُها عدد برگ درختان همه داند .آنچه بر درخت بماند داند، و آنچه بیوفتد داند كه كى جدا شد؟ و چند بار گرد خود برگشت؟ و چون هیچ دانه و تخمى دربیفتاد؟ بر روى افتاد یا بر پشت؟ زیر زمین نیفتد كه نه اللَه داند كه رست یا نرست .آنچه نرست چون شد؟ و آنچه رست كى رست؟ و چون رست؟ و از آن چه رست؟ و چون شد؟ یعنى فى الثّرى تحت الصّخرة فى اسفل الارضین...هر چه در هفتم طبقه زمین زیر صخره است اللَه میداند.

وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَا فِی كِتابٍ مُبِینٍ این از جوامع قرآن است كه همه چیز كه در جهان است در زیر آنست .هر چه حیوان است رطب است، و هر چه موات یابس...

وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَا یَعْلَمُها وَ لاحَبَةٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَا فِی كِتابٍ مُبِینٍ
جعفر بن محمد گفت : الورقة السقط، و الحبّة الولد، و ظلمات الارض الارحام، و الرّطب ما یحیى، و الیابس ما یقبض، و كل ذلك فى كتاب مبین.

و قیل : الرّطب لسان المؤمن، رطب بذكر اللَه، و الیابس لسان الكافر لا یتحرّك بذكر اللَه و  این را دو معنى گفته اند :
یكى آنست كه مثبت فى علم اللَه متقن .هیچ چیز نیست از رطب و یابس كه نه در علم خدا مثبت و محكم ساخته، و از یعنى اثبته اللَه فى كتاب قبل خلقه، كقوله :إِلَا فِی كِتابٍ مُبِینٍ...

معنى دیگر كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها .میگوید هیچ چیز نیست و بشما نرسد هیچ رسیدنى كه نه اللَه آن را اثبات كرده، و حكم رانده، و در لوح محفوظ نبشته، پیش از آفریدن آن... ما كان و ما هو كائن الى الابد

اگر كسى گوید :چه حكمت را در لوح محفوظ نبشت؟ چون خود جل جلاله همه میداند، و بوى هیچ چیز فرو نشود، و درنگذرد .
جواب آنست كه جلال ربوبیت و كمال احدیت خود بخلق بنماید، تا معلومات اللَه بدانند، و جلال عزّت و عظمت وى بشناسند و در ایمان و طاعت بیفزایند، و بدانند كه چون اوراق و حبات و رطب و یابس كه در آن ثواب و عقاب نبشته است، شمردنى و نبشتنى است، اعمال و احوال ایشان كه در آن ثواب و  و نیز تا آن فریشتگان كه موكل،عقاب است اولیتر كه نویسد و شمارد وفا خواهد اند بر كائنات و حادثات، و هر سال آن را مقابل میكنند و كرده با نبشته موافق بینند، عظمت اللَه بآن بدانند و عبرت گیرند و در بندگى بكوشند.

وَ هُوَ الَذِی یَتَوَفَاكُمْ بِاللَیْلِ
یقبض ارواحكم عن التصرف بالنوم، كما یقبضها بالموت، كما قال جل ثناؤه : اللَهُ یَتَوَفَى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها. لكل انسان ملك اذا نام یأخذ نفسه، و یردّ ...

وَ هُوَ الَذِی یَتَوَفَاكُمْ بِاللَیْلِ وَ یَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَهارِ الجرح الكسب، و هو العمل بالجوارح .اجتراح اكتساب است، و بیشتر در بد گویند آن را، و جوارح در سباع و طیر و در اندامان آدمى این را نام كردند كه آن كو اسب اند، و جرح شهادت طعن است در آن، لأنّه من كسب الاثم، و الجراحة كالطعنة لأنها تعمل بالجارحة .ثُمَ یَبْعَثُكُمْ فِیهِ اى فى علمه بكم و ما تعملون الغد .میگوید : آن گه شما را از آن خواب مى برانگیزاند در دانش خویش، كه میداند كه برخیزید چه خواهید كرد؟  

لِیُقْضى یَبْعَثُكُمْ فِیهِ أَجَلٌ مُسَمًى الحیاة الى الموت، لتستوفوا اعماركم المكتوبة .تقدیر الایة : و هو الّذى یتوفیكم باللّیل ثمّ یبعثكم فى النّهار، على علم بما تجترحون فیه.

و درین آیت اقامت حجّت است بر منكران بعث، یعنى كه چون قادر است كه ترا پس از خواب مى برانگیزاند، قادر است كه بعد از مرگ برانگیزاند ...

یُنَبِئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ
این فوقیت را دو معنى است، و آن هر دو اللَه را حق است و سزا :
یكى آنكه بملك و توان فوق است و بندگان زیراند، ازین معنى فرعون گفت یَخافُونَ وَ إِنَا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ
و دیگر آنست كه اللَه فوق خلق است بذات، ... همانست كه آنجا گفت فریشتگان اند بر بندگان، گوشوانان و نگهبانان كردار ایشان بر ایشان میكوشند، و ایشان را  ... وَ إِنَ عَلَیْكُمْ لَحافِظِینَ از بلاها میكوشند ...
حَتَى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ عند انقضاء اجله و اعوانه .و بر قراءت حمزه توفّاه بالف ممالة، یعنى به ملك الموت و حده، كقوله: یَتَوَفَاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ 

و گفته اند كه اعوان ملك الموت چهارده اند :هفت ملائكه رحمت و هفت ملائكه عذاب، هر گه كه روح بنده مؤمن قبض كند بملائكه رحمت دهد، و چون قبض روح كافر كند بملائكه عذاب دهد.

سلیمان بن داود (ع ) بر ملك الموت رسید، گفت : یا ملك الموت !چرا میان مردمان عدل نكنى؟ یكى را روزگارى فرا گذارى، و یكى را بزودى بجوانى میبرى؟
گفت :یا سلیمان ! این كار بدست من نیست، و بر من جز فرمان بردارى نیست. صحیفه اى بمن دهند، نام هر یكى بر آن نبشته، و روزگار عمر و انفاس ایشان شمرده، و مرا در آن هیچ تصرف نه، چنان كه فرمایند میكنم .

و در آثار آمده كه : شب نیمه شعبان آن صحیفه بدست وى دهند، هر كرا در آن سال قبض روح باید كرد، نامش در آن صحیفه آورده . یكى بعمارت مشغول گشته، یكى دل بر عروسى نهاده، یكى با دیگرى خصومت درگرفته، هر یكى كارى و بازارى برساخته، و نام ایشان در آن صحیفه اثبات كرده ...

مَوْلاهُمُ الْحَقِ  پس آن گه این بندگان را پس از مرگ با محشر قیامت برند، تا آن خداوندى كه مولى ایشان براستى اوست، و اللَه بر ایشان حكم كند اگر بر عموم برانى، معنى مولى سیّد است و مالك، تا كافر و حاكم بسزا اوست مؤمن در تحت آن شود، و اگر تخصیص كنى بر مؤمنان، معنى مولى ولى و ناصر بود، و كافران در آن نشوند، ...
ظلمات در قرآن بر دو وجه آید :
یكى بمعنى اهوال و شدائد، چنان كه درین آیت است و در سورة النّمل : أَمَنْ یَهْدِیكُمْ فِی ظُلُماتِ الْبَرِ وَ الْبَحْرِ یعنى فى اهوال البر و البحر.
وجه دوم ظلماتست بمعنى سه خصلت، چنان كه در سورة الزمر گفت : خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ یعنى البطن و المشیمة و الرحم . و در سورة الانبیاء گفت : فَنادى  فِی الظُلُماتِ یعنى ظلمة اللیل و ظلمة الماء و ظلمة بطن الحوت ...

قُلْ مَنْ یُنَجِیكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِ وَ الْبَحْرِ این سؤال توبیخ و تقریع است، میگوید : یا محمد  ازین كافران مكه در پرس، یعنى درین سؤال ایشان را ملامت كن، و بگوى آن كیست كه شما را رهاند از اهوال و شدائد بر و بحر؟...

این در شأن قریش فرو آمد كه مسافران بودند در بر و بحر . چون ایشان را در آن خطرى پیش آمدى، یا بیم هلاك، دست در دعا و تضرّع مى زدند، و از خدا باخلاص نجات میخواستند .چون ایشان را از آن خطر و بیم امن پدید آمدى و نجات، باز دیگر باره بسر كفر و بت پرستى خویش مى باز شدند . رب العزة ایشان را درین آیت توبیخ میكند، و از نیك خدایى خود و بد بندگى ایشان خبر میدهد .

پس درین آیت دیگر ایشان را بیم داد و خبر كرد كه : من قادرم و توانا كه بعد ازین شما را هلاك كنم، گفت : قُلْ هُوَ الْقادِرُ
این آیت بسه بار آمده از آسمان :
اوّل این فرو آمد كه قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى  أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ گوى او قادر است كه بر شما عذابى انگیزد از زیر شما، آب، چنان كه قوم نوح را فرستاد، یا باد، چنان عاد، یا بانگ، چنان ثمود .یا ظلة، چنان قوم شعیب، یا حاصب، چنان مؤتفكات .
و درست است خبر از جابر انصارى كه رسول خدا (ص ) گفت آن گه كه این فرو آمد جبرئیل رفت، و پس آن باز آمد، و گفت یا عذابى فرستد از زیر پایهاى شما، چون خسف قارون و غرق فرعون ... دانست كه لا بد است از سه یكى، گفت : این آسان تر این خلافها و عصبیتها اول دراز است، و آخر درد ما همه از آنست...

أَوْ یَلْبِسَكُمْ شِیَعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ.... الم أَ حَسِبَ النَاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَا الى قوله :وَ لَیَعْلَمَنَ الْكاذِبِینَ .فقال :لا بدّ من فتنة تبتلى بها الامّة بعد نبیّها لیتبیّن...

انْظُرْ كَیْفَ نُصَرِفُ الْآیاتِ...لَعَلَهُمْ یَفْقَهُونَ... این منسوخ است بآیت سیف ... كقوله سخن بر سبیل تهدید است، یعنى : لكلّ خبر یخبره اللَه وقت و مكان یقع فیه من غیر ما كان منه فى الدّنیا فستعرفونه، و ما كان منه فى الآخرة یبدو...

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)
تفسیر سوره انعام 02 (226)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 06 (230)
تفسیر سوره انعام 07 (231)
تفسیر سوره انعام 08 (232)
تفسیر سوره انعام 09 (233)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 11 (235)
تفسیر سوره انعام 12 (236)
تفسیر سوره انعام 13 (237)
تفسیر سوره انعام 14 (238)
تفسیر سوره انعام 15 (239)




مطالب اخیر وبلاگ:
مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع)
نفرین نکن !
تفسیر سوره انعام 14 (238)
تفسیر سوره انعام 13 (237)
تفسیر سوره انعام 12 (236)
تفسیر سوره انعام 11 (235)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 09 (233)
اعتماد بدولت آمریکا عین حماقتست
تفسیر سوره انعام 08 (232)
تفسیر سوره انعام 07 (231)
خدا زده را که تواند دوا کند جز او ؟!
بانو زینب کبری (س)
ولی ، خداست !
تفسیر سوره انعام 06 (230)
تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
کار و عقل و مولا علی (ع)
حکایت روباه و الاغ و شیر
تفسیر سوره انعام 02 (226)
تفسیر سوره انعام 01 (225)
توبه و سبکباری
عاقبت ظلم
دشمن واقعی ملت ایران بانکها هستند
تفسیر سوره مائده 29 (224)
تفسیر سوره مائده 28 (223)
درمان سوزش و داغی کف پا
تفسیر سوره مائده 27 (222)
جراحی قلب با لیمو و سیر
تفسیر سوره مائده 26 (221)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 24 (219)
تفسیر سوره مائده 23 (218)
تفسیر سوره مائده 22 (217)
تفسیر سوره مائده 21 (216)
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 38 )
احترام امیران و امام علی (ع)
بی حیاء کیست ؟!
مباحث قرآنی رمضان (09)
سفرنامه های بی نام ... ! (01)
بهترین در نظر حضرت فاطمه (س)
دریای کرم
آیات آخر سوره حشر
آدمیزاده رنجور
مکافات عمل (جزا به همان تهدید)
مکافات عمل (خیانت به نامحرم)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
همان به که کار خود باو واگذاریم



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.