النوبة الاولى دنیا بازیچه است
قوله تعالى
وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْكَ و ازیشان كس است كه مى نیوشد بگوش سر بتو
وَ جَعَلْنا عَلى  قُلُوبِهِمْ أَكِنَةً و ما بر دلهاى ایشان پوششها و غلافها افكنده ایم
أَنْ یَفْقَهُوهُ كه حق را دریاوندى
وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً و در گوشهاى ایشان از حق شنیدن گرانى و بار افكندیم
وَ إِنْ یَرَوْا كُلَ آیَةٍ و اگر هر نشانى كه ما نمودیم به بینند
لا یُؤْمِنُوا بِها بآن هم بنگروند .
حَتَى إِذا جاؤُكَ تا آن گه كه آیند بتو،
یُجادِلُونَكَ پیكار مى كنند با تو،
یَقُولُ الَذِینَ كَفَرُوا میگویند ایشان كه كافر گشتند  و حق را باز میدهند
إِنْ هذا إِلَا أَساطِیرُ الْأَوَلِینَ نیست این مگر افسانهاى پیشینیان.(25)

وَ هُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ و ایشان از رنجانیدن رسول خدا مردمان را باز میدارند،
وَ یَنْأَوْنَ عَنْهُ و خود از استوار داشتن وى باز میایستند،
وَ إِنْ یُهْلِكُونَ إِلَا أَنْفُسَهُمْ و هلاك نمى كنند مگر خویشتن را
وَ ما یَشْعُرُونَ و نمیدانند (26)

وَ لَوْ تَرى  و اگر تو بینى
إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَارِ آن وقت كه ایشان را بر آتش باز دارند،
فَقالُوا یا لَیْتَنا نُرَدُ گویند اى كاشكى كه ما را باز گذارندى،
وَ لا نُكَذِبَ بِآیاتِ رَبِنا و دروغ زن نگیرید، با سخنان خداوند خویش
وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ و از گرویدگان بیم (27)

بَلْ باز نگذارند
بَدا لَهُمْ آشكارا شد ایشان را
ما كانُوا یُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ آنچه پنهان میداشتند پیش از این
وَ لَوْ رُدُوا و اگر ایشان را باز گذارندى با دنیا
لَعادُوا باز گردیدندى
لِما نُهُوا عَنْهُ هم باز آنكه گفته بودیم ایشان را كه مكنید و میكردند
وَ إِنَهُمْ لَكاذِبُونَ دروغ میگویند كه اگر باز گذارندى ما تكذیب نیاریم و ایمان آریم.(28)

وَ قالُوا و گفتند :
إِنْ هِیَ إِلَا حَیاتُنَا الدُنْیا نیست این گیتى مگر همین زندگانى ما این جهانى،
وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ و ما برانگیختنى نیستیم (29)

وَ لَوْ تَرى  و اگر تو بینى،
إِذْ وُقِفُوا عَلى  رَبِهِمْ آن گه كه ایشان را باز دارند و عرضه كنند بر خداوند خویش
قالَ أَ لَیْسَ هذا بِالْحَقِ گوید اینچه مى بینید راست نیست؟
قالُوا بَلى  وَ رَبِنا گویند آرى هست بخداوند ما
قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ گوید پس عذاب مى چشید
بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ بآنچه كافر شدید. (30)

قَدْ خَسِرَ الَذِینَ كَذَبُوا زیان كار شدند و نومید ماندند ایشان كه دروغ شمردند،
بِلِقاءِ اللَهِ دیدن خداى را عز و جل و قیامت،
حَتَى إِذا جاءَتْهُمُ السَاعَةُ بَغْتَةً تا آن گه كه با ایشان آمد رستاخیز ناگاه
قالُوا یا حَسْرَتَنا گفتند یا نفریغا
عَلى  ما فَرَطْنا فِیها بر آن تقصیر و فرو گذاشت كه كردیم در دنیا
وَ هُمْ یَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى  ظُهُورِهِمْ و برمیگیرند بارهاى گناهان خود بر پشتهاى خود كه مى كشند!
أَلا ساءَ ما یَزِرُونَ آگاه باشید بد بارى است بار گناه (31)

وَ مَا الْحَیاةُ الدُنْیا و نیست زندگانى این جهانى
إِلَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ مگر بازى و شغلى
وَ لَلدَارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ و سراى پسین بر راستى كه به است
لِلَذِینَ یَتَقُونَ ایشان را كه از خشم و عذاب خداى مى پرهیزند
أَ فَلا تَعْقِلُونَ  هیچ حق در نمى یابند؟! (32)


النوبة الثانیة
قوله تعالى : وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْكَ
كلبى گفت : بوسفیان و ولید مغیره و النضر بن الحارث و عتبه و شیبه پسران ربیعه و امیه و ابى پسران خلف، این جماعت همه بهم آمدند، و گوش فرا داشتند كه رسول خدا (ص ) قرآن مى خواند، و آن خواندن وى در دلهاى ایشان اثر نمى كرد، از آنكه دلهاى ایشان زنگار كفر داشت، و حق پذیر نبود .
نضر بن الحارث را گفتند چه گویى تو در كار محمد؟ هیچ مى دریابى كه چه میخواند و چه میگوید؟
و این نضر مردى بود معاند سخت خصومت و چرب سخن و كافر دل، پیوسته بزمین عجم سفر كردى، و اخبار عجم و قصه رستم و اسفندیار و امثال ایشان جمع كردى، و آن بر عرب میخواندى، یعنى معارضه قرآن میكنم .
چون ایشان از نضر پرسیدند كه چیست آنچه محمد میخواند؟ وى جواب داد : من ندانم .همى بینم كه زبان مى جنباند، و ترهاتى میگوید از جنس آن اساطیر الاولین و اخبار عجم كه پیوسته من با شما میگویم .
بو سفیان گفت : آنچه میخواند بعضى حق است و بعضى باطل . بو جهل گفت : كلا و لمّا، همه باطل است و ترهات .
پس رب العالمین در شأن ایشان این آیت فرستاد : وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْكَ یعنى عند قراءتك القرآن. وَ جَعَلْنا عَلى  قُلُوبِهِمْ أَكِنَةً جمع كنان است همچون اعنّه جمع عنان، و كنان پوشش بود كه در دل آید، تا قرآن بندانند و در نیابند .أَنْ یَفْقَهُوهُ یعنى ان لا یفقهوه.

وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً

الوقر بفتح الواو الصمم، و بكسر الواو الحمل على الظهر . زجاج گفت : أَنْ یَفْقَهُوهُ در موضع نصب است كه مفعول له است، یعنى : و جعلنا على قلوبهم اكنة لكراهة ان یفقهوه .فلما حذفت اللام نصبت الكراهة، و لما حذفت الكراهة انتقل نصبها الى ان . 

اگر كسى گوید : چون پوشش در دل ایشان آورد؟ چرا ایشان را آورد؟ چرا ایشان را بدریافت آن تكلیف كرد؟
جواب آنست كه این عطا و پوشش نه بدان است كه تا ایشان را از دانستن و دریافتن آن منع كند، كه این بر سبیل مجازات و عقوبت كفر ایشان است، كه ایشان بر كفر مقیم بودند، و بر مخالفت و معصیت مصرّ .

دیگر وجه آنست كه این پوشش علامتى بود كه بر دلهاى ایشان پدید كرد، چنان كه چیزى را بداغ كنند، تا از دیگران باز شناسند . رب العزة دلهاى ایشان بر آن صفت كرد، تا فریشتگان ایشان را بدانند، و بشناسند .
و گفته اند : معنى آیت نه آنست كه ایشان نشنیدند، و فهم نكردند، یا راه بدان نبردند، بلكه معنى آنست كه بدان كار نكردند، و فرمان نبردند، و دل از اندیشه عاقبت آن بگردانیدند، و خود را بمنزلت ایشان رسانیدند كه ندانند و نشنوند و نه دریابند.

وَ إِنْ یَرَوْا كُلَ آیَةٍ لا یُؤْمِنُوا بِها
و هر آیتى و نشانى كه بینند كه دلالت كند بر صدق نبوت تو از آن آیات و معجزات چون انشقاق قمر و دخان و امثال آن، ایشان آن را تصدیق نكنند، و استوار ندارند كه آن حق است و بفرمان خداست.

(حتى ) اینجا در موضع عطف است نه در موضع تاریخ، یعنى حَتَى إِذا جاؤُكَ یُجادِلُونَكَ و اذا جاءوك یجادلونك .میگوید : غایت حجت و جدال ایشان عجز و تكذیب است چون در مانند از آوردن مثل قرآن، كه ما گفته ایم : فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ، و بر تو دست نیابند، كه ما گفته ایم : وَ اللَهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَاسِ، و نیز قمر بینند كه باشارت تو بدو نیم گردد، چون از همه درمانند همین توانند گفت كه :هذا سحر مستمر، و گهى گویند : افْتَرى  عَلَى اللَهِ كَذِباً، و گهى گویند :إِنْ هذا إِلَا أَساطِیرُ الْأَوَلِینَ .

محمد بن اسحاق گفت : هر چه در قرآن أَساطِیرُ الْأَوَلِینَ آن همه از گفتار نضر بن الحارث است، و اساطیر جمع است، واحد آن اسطارة، و قیل : اسطورة، و سطرت  اى كتبت، و مستطر اى مكتتب . كسایى گفت :هو جمع الجمع سطر و سطور، و جمع السطور اساطیر.

این آیت حجت است بر قدریه و معتزله بآنكه اضافت فعل شر با خلق میكنند، و وجه حجت بر ایشان آنست كه اللَه گفت : وَ جَعَلْنا عَلى  قُلُوبِهِمْ أَكِنَةً أَنْ یَفْقَهُوهُ

جعل از دو بیرون نیست، یا بمعنى خلق است یا بمعنى صیّر .اگر بمعنى خلق است پس اقرار دادند كه اللَه خالق شرّ است كه آن اكنه كه ایشان را از فقه مى باز دارد، و آن وقر كه حائل است میان ایشان و میان استماع حق، لا محاله شرى است، و صریح بگفتند كه اللَه خالق آنست .و اگر جعل بمعنى صیّر نهند، در مسأله قرآن ایشان را لازم آید و قول ایشان بخلق قرآن باطل گردد .پس بهر دو معنى بر ایشان حجت است.

قوله وَ هُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ ...
قریش بخانه بو طالب گرد آمدند، و گفتند :اى سرور عرب و اى سالار قریش !این برادر زاده تو دین نو آورده است، و آئین نو نهاده است، و مردمان را از دین پدران مى برگرداند، یا او را از این كار باز دار، یا او را بدست ما بازده، تا خلق را از فتنه وى باز رهانیم، بو طالب گفت :مالى عنه صبر. من این نتوانم، كه من از وى یك ساعت نشكیبم .او روشنایى چشم من است و میوه دل. ایشان گفتند :هر كدام یكى كه خواهى ازین جوانان و برنایان ما اختیار كن، و بجاى وى بپسند، تا بتو دهیم، و دست ازو بدار .بو طالب گفت :نماز شام كه شتران چرنده بمراح خویش باز آیند، شتر بچه اى از مادر خود باز گیرید، و دیگرى را بجاى وى بوى نمائید . اگر بوى آرام گیرد، من نیز محمد را بشما دهم، و با دیگرى آرام  گیرم، و اگر ناقه جز با بچه خویش بنسازد، و جز با وى آرام نگیرد، پس من سزاترم كه با فرزند برادر خویش و میوه دل خویش آرام گیرم و بشما ندهم .پس هفده مرد از اشراف و رؤساء ایشان متفق شدند و عهد بستند، و نبشته اى كردند كه بنى عبد المطلب را فرو گذارند، نه مبایعت كنند با ایشان نه مناكحت نه مجالست و مخالطت به هیچ وجه، تا آن گه كه محمد را بدست ایشان دهند ...

و قیل نزلت فى جمیع الكفار من اهل مكة، یعنى و هم ینهون الناس عن اتباع محمد (ص)، و یتباعدون بأنفسهم عنه، فلا یؤمنون به.
وَ إِنْ یُهْلِكُونَ إِلَا أَنْفُسَهُمْ اى ما یهلكون الا انفسهم لأن اوزار الذین یصدونهم، علیهم، وَ ما یَشْعُرُونَ انها كذلك .

پس بیان حال ایشان كرد در قیامت : وَ لَوْ تَرى  إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَارِ یعنى على الصراط فوق النار، و گفته است، كقوله تعالى :عَلى مُلْكِ سُلَیْمانَ اى فى ملك سلیمان، و معنى آنست كه :حبسوا فى النار، و تعجیب و تعظیم است نه در موضع شك، كه بى گمان فردا مؤمن عذاب كافر خواهد دید .

فَقالُوا یا لَیْتَنا اى عند ذلك یقولون یا لیتنا نرد الى الدنیا، و لا نكذب بآیات ربنا بعد المعاینة، وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اى مع المؤمنین بتوحید اللَه تعالى. ابن عامر و حمزه و حفص از عاصم وَ لا نُكَذِبَ و نكون هر دو بنصب خوانند، و باقى برفع خوانند هر دو كلمه را، و رفع بر معنى استیناف است، اى و نحن لا نكذب بآیات ربنا و نكون من المؤمنین، رددنا او لم نردّ .

این همچنانست كه گویند : دعنى و لا اعود، اى و لا اعود على كل حال تركتنى أ و لم تتركنى .و نصب، بر معنى صرف است، اى لیتنا اجتمع لنا الامران، الرد و ترك التكذیب مع الایمان، فیجوز ان یكونوا قالوه على الوجهین جمیعا، فاكذبوا على الوجه الاول .

معنى آیت آنست كه : چون بعذاب رسیدند و معاینه دیدند آرزو رد كنند با دنیا، و ضمان كنند كه پس از آن تكذیب آیات و رسل نكنند، و با مؤمنان بتوحید یكى باشند، یعنى كه بمشاهده و عیان آن دیدیم كه پس از آن هرگز تكذیب نتوانیم كرد . رب العالمین ایشان را دروغ زن كرد در آن ضمان كه كردند، و آن تمنى ایشان باطل كرد، گفت : بل نه چنانست كه ایشان را آرزوست، كه ایشان را هرگز با دنیا نگذارند.

بَدا لَهُمْ ما كانُوا یُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ
این را دو وجه گفته اند : یكى آنست كه ایشان در دنیا پنهان میداشتند از عامه خویش از وعید رستاخیز و كار بعث و نشور، تا چون بر بعث منكر باشند بر كفر و معصیت دلیر شوند . وجه دیگر آنست كه ایشان كفر و شرك خود پنهان میداشتند، و میگفتند : وَ اللَهِ رَبِنا ما كُنَا مُشْرِكِینَ، تا رب العالمین جوارح ایشان بسخن آورد، و بر ایشان گواهى داد بر كفر . معنى آنست كه برستاخیز فضیحت ایشان آشكارا شد، و پرده ایشان بدرید، اگر ایشان را باز گذارند با دنیا، هم با كفر و شرك شوند، كه در ازل قضا بر ایشان همین رفت، و شقاوت را آفریده اند، اینست كه اللَه گفت : وَ لَوْ رُدُوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ یعنى : الى ما نهوا عنه من الشرك و التكذیب،
وَ إِنَهُمْ لَكاذِبُونَ فى قولهم : و لا نكذب بآیات ربنا . مبرد گفت : بَدا لَهُمْ ما كانُوا یُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ اى جزاء ما كانوا یخفون من قبل، و هذا وجه حسن .

اگر كسى گوید : وَ إِنَهُمْ لَكاذِبُونَ چه معنى را گفت؟ و ایشان آن فعل نكردند . چیزى كه از ایشان در وجود نیامد و نكردند رب العالمین ایشان را در آن دروغ زن كرد !

جواب آنست كه علم خداى عز و جل بهمه چیز روانست، در آنچه بود، و در آنچه نبود و خواهد بود، هر دو یكسانست، رب العزة ایشان را دروغ زن كرد بآن علم كه وى راست بایشان و بعاقبت كار ایشان. و اندر این آیت رد قدریان است كه میگویند : ان اللَه لا یعلم الشی ء حتى یكون . میگویند : چیزى تا نبود علم خدا در آن روان نبود، و این سخن باطل است و محال، از بهر آنكه این فعل از ایشان نبود، و نخواهد بود، كه ایشان را با دنیا نخواهند فرستاد، و نه آن خواهند گفت، و رب العزة بعلم قدیم خویش خبر میدهد كه اگر ایشان را باز گذارند با دنیا، ایمان نیارند، از آنكه علم قدیم بر ایشان سابق است، همه میداند آنچه بود و آنچه نبود، آنچه كردند و آنچه نكردند.  .
...

وَ قالُوا إِنْ هِیَ إِلَا حَیاتُنَا الدُنْیا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ این زنادقه امت اند، و مكذبان بعث و نشور، كه نشأة ثانیه مستبعد میدارند، از آنكه بر خلاف عادت روزگار است، و مى پندارند كه بیرون ازین كار كه درآنند، و خلاف این عادت نتواند بود، و دلیل بر نشأة ثانیه صحت نشأة اولى است، اگر اتفاقى بودست از روى طبیعت، چنان كه متبطلان میگویند، هم تواند بود كه یك بار دیگر هم بر آن اتفاق و طبیعت درست شود، و اگر نه كه صحت نشأة اولى بقادرى مدبر بوده است كه بحكمت پیدا كرد، ... یقول اللَه تعالى ابن آدم و لم یكن له ذلك، و شتمنى و لم یكن له ذلك، فأما تكذیبه ایاى، فقوله : لن یعیدنى كما بدأنى، و لیس اول الخلق بأهون علىّ من اعادته، و اما شتمه ایاى فقوله : اتخذ اللَه ولدا و انا الاحد الصمد، لم الد و لم اولد، و لم یكن لى كفوا احد.
وَ لَوْ تَرى  إِذْ وُقِفُوا عَلى  رَبِهِمْ اى عرضوا على ربهم .
این عرض اكبر است، چنان كه آنجا گفت : عُرِضُوا عَلى  رَبِكَ صَفًا .

عرض دو است :
یكى عرض على النار، چنان كه گفت : وَ یَوْمَ یُعْرَضُ الَذِینَ كَفَرُوا عَلَى النَارِ .
دیگر عرض على الجبار، چنان كه گفت :عُرِضُوا عَلى  رَبِكَ یَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفى،   مِنْكُمْ خافِیَةٌ، و العرض على الجبار اصعب من العرض على النار، لان النار مأمورة لا تعمل شیئا الا بأمر ربها، و صاحب الامر هو اللَه عزّ و جلّ .
...

قَدْ خَسِرَ الَذِینَ كَذَبُوا بِلِقاءِ اللَهِ یعنى بالبعث الذى فیه جزاء الاعمال .در قرآن فراوان بیاید ذكر لقاء اللَه، و مراد بآن رستاخیز است ...
قَدْ خَسِرَ الَذِینَ كَذَبُوا بِلِقاءِ اللَهِ میگوید : زیانكار و نومید شدند ایشان كه دروغ شمردند خاستن از گور، و شدن پیش خداى جل جلاله تا جزاء اعمال بینند.

حَتَى إِذا جاءَتْهُمُ السَاعَةُ بَغْتَةً یعنى كذبوا الى ان ظهرت الساعة بغتة فأقلعوا بالندامة فى وقت لا ینفع الندامة . دروغ شمردند تا آن گه كه ناگاه رستاخیز درآمد، و ایشان پشیمانى خوردند، در وقتى كه پشیمانى سود نداشت، و گفتند : یا حَسْرَتَنا عَلى  ما فَرَطْنا فِیها ! این در قیامت باشد كه كافران منازل خویش بینند از بهشت كه بمؤمنان دهند .
مصطفى (ص ) گفت در تفسیر این آیت :... یا دردا و دریغا ! بر آن تقصیر كه كردیم اندر دنیا در طاعت خداى و فروختن ایمان بكفر و آخرت بدنیا.

وَ هُمْ یَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى  ظُهُورِهِمْ مفسران گفتند : روز قیامت چون كافران را از گور برانگیزانند، آن عمل خبیث وى بصورت حبشى سیاه كریه المنظر كه از وى بوى ناخوش مى دمد، برابر وى بایستد . كافر گوید :من انت؟ تو كیستى؟ گوید :انا عملك الخبیث، قد كنت احملك فى الدنیا بالشهوات و اللذات، فاحملنى الیوم . من آن عمل خبیث توأم، كه در دنیا ترا با آن شهوتها و لذتها برداشته بودم، امروز مرا بردار. گوید : من طاقت برداشتن تو ندارم .گوید : ناچار است برداشتن من . آن گه به پشت وى درآید بآن گرانبارى . اینست كه رب العالمین گفت : وَ هُمْ یَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى  ظُهُورِهِمْ. أَلا ساءَ ما یَزِرُونَ اى بئس ما یحملون !
و حال بنده مؤمن بر عكس این باشد، كه چون از خاك بیرون آید، عمل صالح وى بصورتى روحانى خوشبوى برابر وى آید، و گوید :هل تعرفنى؟ مرا مى شناسى؟
گوید : نمى شناسم، اما شخصى روحانى مى بینم ترا نیكو صورت و خوشبوى .
گوید : آرى در دنیا همچنین بودم . من آن عمل صالح توام، كه در دنیا تو مركب من بودى. امروز من مركب توام .بر من نشین، و سوى بهشت رو،
اینست كه رب العالمین گفت : یَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَقِینَ إِلَى الرَحْمنِ وَفْداً اى ركبانا .

وَ مَا الْحَیاةُ الدُنْیا إِلَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ اى باطل و غرور لا یبقى .این دنیا نه چیزیست پاینده و پسندیده، بلكه رفتنى است باطل و فریبنده : دار الالتواء لا دار الاستواء، و منزل ترح لا منزل فرح، فمن عرفها لم یفرح لرخاء...
وَ مَا الْحَیاةُ الدُنْیا إِلَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ این جواب آن كافران است كه میگفتند :ما هِیَ إِلَا حَیاتُنَا الدُنْیا، رب العالمین ایشان را در آنچه گفتند دروغ زن كرد، و حاصل این دنیا باز گفت كه  ، چیست .لَعِبٌ وَ لَهْوٌ جاى دیگر گفت : وَ زِینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ آن گه گفت : وَ لَلدَارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَذِینَ یَتَقُونَ الشرك .

قراءت شامى تنها، وَ لَلدَارُ الْآخِرَةُ بلام واحدة مع الاضافة، تقدیره : و لدار الساعة الآخرة، فصار وصف الساعة بالآخرة، كما وصف الیوم بالآخر فى قوله وَ ارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ .أَ فَلا تَعْقِلُونَ بتاء مخاطبه، قراءت نافع و ابن عامر و حفص عن عاصم. معنى آنست كه : قل لهم یا محمد :أَ فَلا تَعْقِلُونَ ایها المخاطبون !ان الآخرة افضل من الدنیا؟!

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)
تفسیر سوره انعام 02 (226)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 06 (230)
تفسیر سوره انعام 07 (231)



مطالب اخیر وبلاگ :

خدا زده را که تواند دوا کند جز او ؟!
بانو زینب کبری (س)
ولی ، خداست !
تفسیر سوره انعام 06 (230)
تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
کار و عقل و مولا علی (ع)
حکایت روباه و الاغ و شیر
تفسیر سوره انعام 02 (226)
تفسیر سوره انعام 01 (225)
توبه و سبکباری
عاقبت ظلم
دشمن واقعی ملت ایران بانکها هستند
تفسیر سوره مائده 29 (224)
تفسیر سوره مائده 28 (223)
درمان سوزش و داغی کف پا
تفسیر سوره مائده 27 (222)
جراحی قلب با لیمو و سیر
تفسیر سوره مائده 26 (221)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 24 (219)
تفسیر سوره مائده 23 (218)
تفسیر سوره مائده 22 (217)
تفسیر سوره مائده 21 (216)
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 38 )
احترام امیران و امام علی (ع)
بی حیاء کیست ؟!
مباحث قرآنی رمضان (09)
سفرنامه های بی نام ... ! (01)
بهترین در نظر حضرت فاطمه (س)
دریای کرم
آیات آخر سوره حشر
آدمیزاده رنجور
مکافات عمل (جزا به همان تهدید)
مکافات عمل (خیانت به نامحرم)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
همان به که کار خود باو واگذاریم
تفسیر سوره مائده 19 (214)
آداب جاهلی از نظر امیرالمومنین(ع)
آزمون سخت آخرالزمان؛ خواری مومن
سلام بر عیسی مسیح (ع)
عقل محبوبترین مخلوق خداوند
درون پیمایی (02)
درون پیمایی (01)
رضای خدا و رضای پدر و مادر
امام کیست ؟!
رسیدگی بفقرا در حکومت علوی
دینداری قشری و دین بیکاران



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.