النوبة الاولى
قوله تعالى :
واسطه قرار دادن پیامبر نزد خدا
قُلْ بگو
أَ غَیْرَ اللَهِ أَتَخِذُ وَلِیًا جز از اللَه خداى گیرم
فاطِرِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ كردگار آسمانها و زمینها
وَ هُوَ یُطْعِمُ و اوست كه میخوراند
وَ لا یُطْعَمُ و او را نخورانند،
قُلْ إِنِی أُمِرْتُ بگو مرا فرمودند
أَنْ أَكُونَ أَوَلَ مَنْ أَسْلَمَ كه نخست كس باشم كه گردن نهد،
وَ لا تَكُونَنَ مِنَ الْمُشْرِكِینَ و هان كه از انباز گیرندگان نباشى (14)

قُلْ إِنِی أَخافُ بگو كه من مى ترسم
إِنْ عَصَیْتُ رَبِی اگر گردن كشم از خداوند خویش،
عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ  ترسم از عذاب روزى بزرگوار (15)

مَنْ یُصْرَفْ عَنْهُ یَوْمَئِذٍ هر كه آن عذاب از او بگردانند آن روز،
فَقَدْ رَحِمَهُ ببخشود اللَه بر وى
وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ و آنست آن پیروزى آشكارا (16)

وَ إِنْ یَمْسَسْكَ اللَهُ بِضُرٍ و اگر بتو رساند خداى گزندى
فَلا كاشِفَ لَهُ  باز برنده نیست آن را
إِلَا هُوَ مگر هم او،
وَ إِنْ یَمْسَسْكَ بِخَیْرٍ و اگر بتو رساند نیكى،
فَهُوَ عَلى  كُلِ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ او آنست كه بر همه چیز توانا است (17)

وَ هُوَ الْقاهِرُ اوست فرو شكننده و كم آورنده
فَوْقَ عِبادِهِ زبر رهیگان خویش
وَ هُوَ الْحَكِیمُ الْخَبِیرُ و اوست داناى آگاه (18)

قُلْ أَیُ شَیْ ءٍ بگو چه چیز است
أَكْبَرُ شَهادَةً كه گواهى آن مهتر همه گواهیها است؟
قُلِ اللَهُ بگو كه آن چیز اللَه است
شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَكُمْ گواه است میان من و میان شما
وَ أُوحِیَ إِلَیَ و بمن پیغام كردند
هذَا الْقُرْآنُ این قرآن است
لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ تا شما را آگاه كنم بآن،
وَ مَنْ بَلَغَ و هر كه رسد
أَ إِنَكُمْ لَتَشْهَدُونَ شما مى گواهى دهید
أَنَ مَعَ اللَهِ آلِهَةً أُخْرى  كه با اللَه خدایان دیگرند،
قُلْ لا أَشْهَدُ بگو من بارى گواهى ندهم
قُلْ إِنَما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ بگو اوست كه خدایى است یگانه،
وَ إِنَنِی بَرِی ءٌ مِمَا تُشْرِكُونَ و من بیزارم از هر چه انباز میگیرید (19)

الَذِینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ ایشان كه ایشان را كتاب دادیم
یَعْرِفُونَهُ میشناسند رسول را
كَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ چنان كه پسران خویش را مى شناسند 
الَذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ ایشان كه زیان كار ماندند
فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ حق مى نشناسند و نمى پذیرند و نمى گروند.(20)
 
وَ مَنْ أَظْلَمُ و كیست ستمكارتر بر خود
مِمَنِ افْتَرى  عَلَى اللَهِ كَذِباً از آن كس كه دروغ نهد بر خداى
أَوْ كَذَبَ بِآیاتِهِ یا دروغ شمارد سخنان وى،
إِنَهُ لا یُفْلِحُ الظَالِمُونَ نیك نیاید و نه هرگز پیروز ستمكاران بر خویشتن.(21)

وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً و آن روز كه برانگیزیم ایشان را همه،
ثُمَ نَقُولُ لِلَذِینَ أَشْرَكُوا پس گوئیم ایشان را كه مشرك بودند
أَیْنَ شُرَكاؤُكُمُ الَذِینَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ كجااند این انبازان با من كه مى گفتند بدروغ. (22)

ثُمَ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ آن گه نبود عذر ایشان كه گویند
إِلَا أَنْ قالُوا مگر آنكه گویند
وَ اللَهِ رَبِنا  و باللّه خداوند ما 
ما كُنَا مُشْرِكِینَ كه ما هرگز انبازگیران نبودیم با خداى (23)

انْظُرْ درنگر یا رسول من !
كَیْفَ كَذَبُوا عَلى  أَنْفُسِهِمْ چون دروغ گفتند بر خویشتن !
وَ ضَلَ عَنْهُمْ  و چون گم گشت ازیشان!
ما كانُوا یَفْتَرُونَ آنچه بدروغ در دنیا میگفتند (24)


النوبة الثانیة
قوله تعالى : قُلْ أَ غَیْرَ اللَهِ أَتَخِذُ وَلِیًا
نزول این آیت بآن بود كه كافران قریش رسول (ص ) را دعوت كردند با دین پدران خویش، رب العالمین بجواب ایشان این آیت فرستاد كه :
یا محمد ! ایشان را بگو كه جز از اللَه خداى گیرم بمعبودى؟ یا كردگارى شناسم بكار رانى؟ یا مولایى پسندم بنگهبانى؟ یعنى نكنم این، و نپسندم چنین، فاطِرِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ كه كردگار و آفریدگارآسمانها و زمین خداست حقیقت فطرت ابتداء خلقت است .

... معنى فطرت نه اسلام است كه ایشان میگویند، بلكه ابتداء خلقت است، قال اللَه تعالى :
فاطِرِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ اى مبدءها و منشئها، و قال تعالى : فِطْرَتَ اللَهِ الَتِی فَطَرَ النَاسَ عَلَیْها اى خلقة اللَه التی خلق الناس علیها فى الابتداء .و آن فطرت آن عهد است كه روز میثاق بر فرزندان آدم  .

اكنون هر فرزند كه در این عالم گرفت، و گفت بوجود آید، بر حكم آن اقرار اول آید، و مقر باشد كه او را صانعى و مدبرى است، هر چند كه او را بنامى دیگر میخواند، یا غیر او را مى پرستد . أَ لَسْتُ بِرَبِكُمْ ایشان گفتند بلى
در اصل صانع خلاف نیست، یقول اللَه تعالى :وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَ اللَهُ .خلاف در صفت مى افتد، بعضى مر صانع را صفت كنند بچیزى كه نه سزاى وى آنست، و بعضى غیر او را مى پرستند تا سبب تقریب ایشان بود بوى، و بعضى غیر صانع بصانع اضافت میكنند چون زن و فرزند تعالى اللَه عن جمیع ذلك علوا كبیرا.

اكنون هر مولود كه اندرین عالم، مى گوید بر آن عهد و میثاق و گفتار اول مى آید، كه آن روز گفت :
بلى، و ازینجا گفت مصطفى (ص )حكایت از كردگار جل جلاله و عم نواله كه: .. میگوید :
من بندگان را بر حكم اقرار اول آفریدم، شیاطین ایشان را از دین بیفكندند . جهودان مر پسران خود را جهودى مى آموزند، و گبران همچنین پسران را گبرى مى آموزند، و از آن اقرار و عهد مى بر گردانند .جهود فرزند خویش را جهودى آموزد، اما جهود نكند، و نتواند، بلكه خداى عز و جل وى را جهود كرد در ازل، و ترسا و مشرك هم چنان. و بدان كه آن بلى گفتن روز میثاق اقرارى مجرد است، كه بدان اقرار اندر دنیا حكمى لازم نیاید، و سبب ثواب نباشد، نه بینى كه اطفال مشركان را اندر دنیا حكم پدران و مادران است اندر دین كافرى؟ كه فرزندان را از ایشان جدا نكنند، و چون بمیرد بر وى نماز نكنند، و چون بدست مالك مسلمانان افتد بحكم بردگى او را حكم دین مالك دهند، و بر وى نماز كنند چون بمیرد بظاهر حكم، و در كافرى و مؤمنى وى خداى را علم است ...

وَ هُوَ یُطْعِمُ اى هو یرزق الخلق،...وَ لا یُطْعَمُ  گفت :معناه ما ارید ان یطعموا احدا من خلقى، لان من اطعم احدا من عیالك فقد أطعمك.
قُلْ إِنِی أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَلَ مَنْ أَسْلَمَ اى اول من اخلص العبادة فیه من اهل زمانه، وَ لا تَكُونَنَ اى :و قیل وَ لا تَكُونَنَ مِنَ الْمُشْرِكِینَ یعنى لا تكونن مع مشركى اهل مكة على دینهم.

قُلْ إِنِی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِی فعبدت غیره عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ و هو یوم القیامة .

مَنْ یُصْرَفْ بفتح یا قراءت حمزه و كسایى است و ابو بكر از عاصم، یعنى : یصرف اللَه عنه العذاب یومئذ .باقى بضم یا و فتح را خوانند، یعنى :من یصرف العذاب عنه یومئذ .میگوید :هر كه خداى تعالى از وى عذاب بگردانید در آن روز قیامت، خداى تعالى بر خود واجب كرد كه بر وى رحمت كند، و وى را بیامرزد، و ببهشت فرستد، وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ یعنى فازوا بالجنة، و نجوا من النار، و هو الظفر الظاهر.

وَ إِنْ یَمْسَسْكَ اللَهُ بِضُرٍ ضرّ اینجا بیمارى است و درویشى و درماندگى بهر بلائى . میگوید : اگر از این انواع بلا چیزى بتو رسد كس را نیست، و نتواند كه آن بلا و رنج باز برد مگر خدا، و اگر عافیتى رسد ترا و راحتى و نعمتى، نگر تا آن از خلق نه بینى، كه آفریدگار آن خداست كه وى بر همه توانا است .

این آیت حث بندگان است بر شكر نعمت، و اعتقاد داشتن، كه هر چه نعمت است همه موهبت خداست، و اسباب آن بتقدیر خداست، و رساننده آن از بندگان فرا كرده خداست .و همچنین اگر محنتى یا نقمتى رسد، از حكم خدا و تقدیر وى بیند نه از مخلوق...
وَ هُوَ الْقاهِرُ اى القادر الذى لا یعجزه شى ء، و لا یعتاض علیه شی ء، و لم یزل عالیا لكل شی ء، فهو القاهر فى العلو على خلقه، فهو فوق كل شی ء، و علا كل شی ء، فلا شی ء اعلى منه .و معنى القهر الغلبة و الاخذ من فوق، تقول اخذتهم قهرا اى من غیر رضاهم، و یقال : القاهر الآمر بالطاعة من غیر حاجة، و الناهى عن المعصیة من غیر كراهیة، و المثیب من غیر عوض، و المعاقب من غیر حقد، لا یتشفى بالعقوبة، و لا یتعزز بالطاعة .وَ هُوَ الْحَكِیمُ بالعدل منه .فى كل قضاء یكون منه فى خلقه، الْخَبِیرُ بما یعمل خلقه، فلا یخفى علیه شی ء من اعمالهم. قُلْ أَیُ شَیْ ءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً

مفسران گفتند كه مشركان مكه از این سران و سالاران قریش گفتند :
یا محمد ! تو دعوى نبوت و رسالت میكنى، و ما را بر دینى مى خوانى كه از جهودان و ترسایان كه كتاب داران اند پرسیدیم، و از كار تو بررسیدیم، و گفتند : ندانیم او را، و نشناسیم، و ذكر وى بنزدیك ما و در كتاب ما نیست . اكنون كسى را بیار كه بر رسالت تو گواهى دهد، و صدق تو ما را معلوم گرداند .

رب العالمین بجواب ایشان این آیت فرستاد :
قُلْ أَیُ شَیْ ءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً یقول اى شى ء افضل و اعظم شهادة .

این را دو وجه است از تأویل :
یكى آنست كه : قل شهادة اى شی ء اكبر؟ بگو چه چیز است كه گواهى آن مهمتر و عظیم تر همه گواهى است؟ آن گه گفت : قُلِ اللَهُ هم تو جواب ده، و بگو آن چیز اللَه است .
دیگر وجه آنست كه : قُلْ أَیُ شَیْ ءٍ أَكْبَرُ بگو آن چه چیز است كه مهتر و عظیم تر همه چیزها است؟ آن گه جواب داد : شَهادَةً قُلِ اللَهُ یعنى : قل شهادة اللَه .

بگو یا محمد ! بگواهى دادن كه آن مهتر چیزى اللَه است، و در هر دو تأویل این شی ء اللَه است، خویشتن را شی ء خواند، هم چنان كه جاى دیگر گفت یعنى أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ خلقوا من غیر خالق؟ یعنى آفریده گشتند بى هیچ چیز؟ خویشتن را در قرآن این دو جاى چیز خواند .

و جهم صفوان گفت و اصحاب وى كه : نه روا باشد كه اللَه را شی ء خوانى، و عرب كسى را چیزى خوانند، چنان كه گویند :ما انت؟ چه چیزى تو؟ یعنى من انت؟ كه كسى تو؟ و این در قرآن موجود است جایها.
آن گه گفت : شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَكُمْ اى فهو شهید بینى و بینكم بأنى رسوله.

و گفته اند : قل اللَه الذى عرفتم بأنه خالق السماوات و الارض یشهد لى بالنبوة . بگو آن خداى كه شما معترفید كه آفریدگار آسمان و زمین است، بنبوت و رسالت من گواهى مى دهد، و گواهى دادن وى حجتهاى روشن است كه پیدا كرده، و قرآن معجز كه بمن فرو فرستاده، و شما از آوردن یك آیت مثل آن فرو مانده . اینست كه گفت : وَ أُوحِیَ إِلَیَ هذَا الْقُرْآنُ و قد ظهر عجزكم عن الإتیان بآیة مثله، اى لأخوفكم یا اهل مكة بالقرآن.

وَ مَنْ بَلَغَ اى و من بلغ الیه القرآن سواكم من العجم و غیرهم من الامم. وَ مَنْ بَلَغَ این من معطوفست با كاف و میم كه در لانذركم است .میگوید : تا آگاه كنم شما را و هر كه رسد، یعنى هر كه قرآن بوى رسید محمد رساننده است باو و حجت برو تا روز رستاخیز.
...

أَ إِنَكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَ مَعَ اللَهِ آلِهَةً أُخْرى  استفهام است بمعنى جحد و انكار. آن گه گفت :قُلْ لا أَشْهَدُ یعنى قل ان شهدتم انتم فلا اشهد انا، إِنَما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَنِی بَرِی ءٌ مِمَا تُشْرِكُونَ .

الَذِینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ یَعْرِفُونَهُ كَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ
این جواب ایشانست كه گفتند :
ما از جهودان و ترسایان پرسیدیم و ترا مى نشناسند، و گواهى نمى دهند، رب العالمین گفت :ایشان محمد را نیك مى شناسند، و نعت و صفت وى میدانند، كه در كتب خویش خوانده اند، وى را چنان شناسند كه پسران خود را در میان كودكان، پس هر دو اهل كتاب را نعت كرد، گفت : الَذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ یعنى غبنوا انفسهم فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ یعنى لا یصدقون بأنه رسول.

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَنِ افْتَرى  عَلَى اللَهِ كَذِباً كیست كافرتر از آنكه بر خداى دروغ بندد؟ و ایشان آنند كه اللَه گفت : وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَیْها آباءَنا وَ اللَهُ أَمَرَنا بِها .أَوْ كَذَبَ بِآیاتِهِ یا دروغ شمارد سخنان وى؟ ! و ایشان آنند كه قرآن را گفتند اساطیر الاولین است، یا معجزات رسول (ص ) را تكذیب كردند، و دین وى دروغ شمردند، و ایشان جهودان اند و ترسایان .

إِنَهُ لا یُفْلِحُ الظَالِمُونَ اى لا یسعد من جحد ربوبیة ربه، و كذب رسله . وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً قراءت یعقوب بیاء است، یعنى : یحشرهم اللَه جمیعا المؤمن و الكافر، و المعبود و العابد، ثُمَ نَقُولُ لِلَذِینَ أَشْرَكُوا آن روز كه رب العالمین همه را برانگیزد و همه را با هم آرد هم مؤمن و هم كافر، هم عامد و هم معبود، و ایشان را سؤال توبیخ كند، گوید : این آلهتكم التی زعمتم فى الدنیا انها شركائى؟ كجااند آن خدایان شما كه در دنیا دعوى كردید كه انبازان من اند؟ و گفتید كه شفیعان شما بنزدیك من اند؟

ثُمَ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ اى معذرتهم، ایشان را عذر نبود مگر آنكه گویند : وَ اللَهِ رَبِنا ما كُنَا مُشْرِكِینَ .

حمزه و كسایى و یعقوب لم یكن بیا خوانند، و فِتْنَتُهُمْ بنصب .ابن كثیر و ابن عامر و حفص تكن بتا خوانند، و فتنتهم برفع .باقى تكن بتا خوانند، و فتنتهم بنصب .و معنى قرءات همه یكسانست، و حاصل آن توبیخ كافران است بر شرك ایشان آن كس كه لم یكن بیا خواند از بهر تقدیم فعل است بر اسم، واو كه فتنتهم برفع خواند، فتنه اسم نهد و قول خبر، واو كه بنصب خواند فتنه خبر نهد و قول اسم .

و پارسى فتنه آزمایش بود، و تأویل آن بر رسیدن بود .معنى آنست كه : ثم لم یكن جواب فتنتهم، اى جواب فتنتنا ایاهم، پاسخ بر رسیدن ما از ایشان نبود جز آنكه گویند : وَ اللَهِ رَبِنا ما كُنَا مُشْرِكِینَ، و آنجا كه گفت : وَ لا یَكْتُمُونَ اللَهَ حَدِیثاً معنى آنست كه : ایشان خواهند كه شرك خود از اللَه نهان دارند، و نتوانند، و پنهان داشته نماند .

معنى دیگر : ثُمَ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ اى لم یكن عاقبة افتتانهم بالاوثان، و حبهم لها، الا ان تبرّؤا منها، و قالوا و اللَه ربنا ما كنا مشركین . حمزه و كسایى ربنا بنصب خوانند بر معنى دعا، یعنى : یا ربنا ! ثم قال : انْظُرْ یعنى اعجب یا محمد ! این شگفت نگر كَیْفَ كَذَبُوا عَلى  أَنْفُسِهِمْ  كه چون دروغ گفتند بر خویشتن در آن تبرئت و تزكیت كه كردند ! وَ ضَلَ عَنْهُمْ یعنى و كیف ضل عنهم ! ما كانُوا یَفْتَرُونَ اى یكذبون على اللَه ان معه شریكا.

قال مقاتل بن سلیمان : اذا جمع اللَه الخلائق یوم القیامة و رأى المشركین معه رحمة اللَه و شفاعة الرسول، یقول بعضهم لبعض : تعالوا نكتم الشرك لعلنا ننجو مع اهل التوحید، فیقول اللَه لهم : أَیْنَ شُرَكاؤُكُمُ الَذِینَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ؟ فیقولون : وَ اللَهِ رَبِنا ما كُنَا مُشْرِكِینَ، فیختم اللَه على افواههم، و تشهد جوارحهم علیهم بالكفر . فلذلك قوله : وَ لا یَكْتُمُونَ اللَهَ حَدِیثاً یعنى الجوارح .

قال اللَه تعالى : وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ الایة، و قال عز و جل : بَلِ الْإِنْسانُ عَلى  نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ یعنى كل جوارح الكافر على جسده بالكفر شاهدة.

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»


   ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 26 (221)
تفسیر سوره مائده 27 (222)
تفسیر سوره مائده 28 (223)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام

تفسیر سوره انعام 01 (225)
تفسیر سوره انعام 02 (226)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 05 (229)



مطالب اخیر وبلاگ :

تفسیر سوره انعام 04 (228)
تفسیر سوره انعام 03 (227)
کار و عقل و مولا علی (ع)
حکایت روباه و الاغ و شیر
تفسیر سوره انعام 02 (226)
تفسیر سوره انعام 01 (225)
توبه و سبکباری
عاقبت ظلم
دشمن واقعی ملت ایران بانکها هستند
تفسیر سوره مائده 29 (224)
تفسیر سوره مائده 28 (223)
درمان سوزش و داغی کف پا
تفسیر سوره مائده 27 (222)
جراحی قلب با لیمو و سیر
تفسیر سوره مائده 26 (221)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 24 (219)
تفسیر سوره مائده 23 (218)
تفسیر سوره مائده 22 (217)
تفسیر سوره مائده 21 (216)
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 38 )
احترام امیران و امام علی (ع)
بی حیاء کیست ؟!
مباحث قرآنی رمضان (09)
سفرنامه های بی نام ... ! (01)
بهترین در نظر حضرت فاطمه (س)
دریای کرم
آیات آخر سوره حشر
آدمیزاده رنجور
مکافات عمل (جزا به همان تهدید)
مکافات عمل (خیانت به نامحرم)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
همان به که کار خود باو واگذاریم
تفسیر سوره مائده 19 (214)
آداب جاهلی از نظر امیرالمومنین(ع)
آزمون سخت آخرالزمان؛ خواری مومن
سلام بر عیسی مسیح (ع)
عقل محبوبترین مخلوق خداوند
درون پیمایی (02)
درون پیمایی (01)
رضای خدا و رضای پدر و مادر
امام کیست ؟!
رسیدگی بفقرا در حکومت علوی
دینداری قشری و دین بیکاران
مولا علی و بیت المال
ایمان رزق و لطف (یا رزاق)
خطای دوبینی
خمخانه غم
کوری دولت





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.