النوبة الاولى
قوله تعالى : وَإِذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَهَیْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا یَكُونُ لِی أَنْ أَقُولَ مَا لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُیُوبِ ﴿116﴾
و [یاد كن] هنگامى را كه خدا فرمود اى عیسى پسر مریم آیا تو به مردم گفتى من و مادرم را همچون دو خدا به جاى خداوند بپرستید گفت منزهى تو مرا نزیبد كه [در باره خویشتن] چیزى را كه حق من نیست بگویم اگر آن را گفته بودم قطعا آن را مى‏دانستى آنچه در نفس من است تو مى‏دانى و آنچه در ذات توست من نمى‏دانم چرا كه تو خود داناى رازهاى نهانى.


وَ إِذْ قالَ اللَهُ خدا خواهد گفت فردا در قیامت،
یا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَاسِ تو گفتى مردمان را،
اتَخِذُونِی وَ أُمِی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللَهِ مرا كه عیسى ام و مادرم را مریم هر دو خدایان دانید و بخدایى گیرید فرود از اللَه،
قالَ سُبْحانَكَ عیسى گوید پاكى و بى عیبى ترا،
ما یَكُونُ لِی أَنْ أَقُولَ نبود مرا و نسزد كه گویم
ما لَیْسَ لِی بِحَقٍ آنچه مرا نیامد و نه سزاست،
إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ اگر چنانست كه گفتم
فَقَدْ عَلِمْتَهُ تو خود دانسته اى .
تَعْلَمُ ما فِی نَفْسِی تو دانى كه در نفس من چیست
وَ لا أَعْلَمُ ما فِی نَفْسِكَ و من ندانم كه در نفس تو چیست،
 إِنَكَ أَنْتَ عَلَامُ الْغُیُوبِ  تو آنى كه خداوند غیب دانى (116)

ما قُلْتُ لَهُمْ نگفتم این ترسایان را
إِلَا ما أَمَرْتَنِی بِهِ مگر آنچه تو فرمودى مرا كه گوى،
أَنِ اعْبُدُوا اللَهَ رَبِی وَ رَبَكُمْ گفتم اللَه را پرستید خداوند من و خداوند شما،
وَ كُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً و من گواه بودم بر ایشان،
ما دُمْتُ فِیهِمْ تا در میان ایشان بودم،
فَلَمَا تَوَفَیْتَنِی چون روزى از زمین من سپرى كردى،
كُنْتَ أَنْتَ الرَقِیبَ عَلَیْهِمْ دیدبان بر ایشان تو بودى،
وَ أَنْتَ عَلى  كُلِ شَیْ ءٍ شَهِیدٌ و تو بر همه چیز گواهى (117)

إِنْ تُعَذِبْهُمْ اگر عذاب كنى ایشان را
فَإِنَهُمْ عِبادُكَ ایشان رهیگان تواند
وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ و اگر بیامرزى ایشان را
فَإِنَكَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ تو آنى كه تویى تواناى دانا (118)

قالَ اللَهُ خداى گوید عز و جل :
هذا یَوْمُ امروز آن روز است،
یَنْفَعُ الصَادِقِینَ صِدْقُهُمْ كه ایشان كه در دنیا راست گفتند آن راستگویى ایشان را سود دارد،
لَهُمْ جَنَاتٌ ایشانراست بهشتهایى
تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ میرود زیر درختان آن جویها
خالِدِینَ فِیها أَبَداً جاویدشان جایى آن،
رَضِیَ اللَهُ عَنْهُمْ خشنود شد خداى از ایشان،
وَ رَضُوا عَنْهُ و ایشان خشنود شدند از خداى
ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ آنست رستگارى و پیروزى بزرگوار (119)

لِلَهِ مُلْكُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ خدایراست پادشاهى آسمانها و زمینها
وَ ما فِیهِنَ و هر چه در آن چهارده طبق،
وَ هُوَ عَلى  كُلِ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ و او بر همه چیز قادر و توانا (120)


النوبة الثانیة
قوله تعالى : وَ إِذْ قالَ اللَهُ یا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ
اذ درین موضع بمعنى اذا است، چنان كه گفت : وَ لَوْ تَرى  إِذْ فَزِعُوا یعنى اذا فزعوا، و قال بمعنى یقول است، چنان كه گفت : وَ نادى  أَصْحابُ الْأَعْرافِ اى ینادى، و بناء این آیت بر آن سخن است كه گفت جل جلاله : یَوْمَ یَجْمَعُ اللَهُ الرُسُلَ یعنى كه روز قیامت چون پیغامبران را جمع كند، با عیسى چنین خواهد گفت :
أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَاسِ؟ این ناس بنى اسرائیل اند، یعنى كه تو در دنیا بنى اسرائیل را گفتى كه مرا و مادر مرا هر دو بخدایى گیرید؟ و رب العالمین خود دانا است كه عیسى این سخن نگفت، اما سؤال توبیخ و تقریع است، و این تقریع نوعى عقوبت است مر آن ترسایان را كه بر عیسى دعوایى كردند، میخواهد كه ایشان را در آن عرصه قیامت على رؤس الاشهاد دروغ زن گرداند، كه عیسى ببندگى خویش اقرار دهد، و از آنچه ایشان دعوى كردند متبرى گردد، و حجت بر ایشان لازم آید،
این همچنانست كه فریشتگان را گوید : أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادِی هؤُلاءِ؟ و ظاهر این خطاب با عیسى است، اما مراد بدین ترسایان اند كه حاضر باشند، لكن رب العالمین نخواهد كه ایشان را اهل خطاب خود كند، و با ایشان سخن گوید، كه ایشان از آن خوارترند و كمتر،
این همچنانست كه گفت : وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ خطاب با موءودات است، و مراد باین توبیخ وائدات است كه گنهكار ایشانند، لكن ایشان را اهل خطاب و سماع كلام خود مى نكند، ظاهر سخن از ایشان بگردانید، و عقوبت توبیخ بماند بر ایشان.

بو روق گفت : بما چنین رسید كه :چون این خطاب بعیسى رسد لرزه بر اندام وى افتد، و از زیر هر تاى موى كه بر تن وى است چشمه خون روان شود، جواب گوید: سُبْحانَكَ تنزیها و تعظیما لك ما یَكُونُ لِی ما ینبغى لى أَنْ أَقُولَ ما لَیْسَ لِی بِحَقٍ یعنى بعدل، ان اعبد و امى غیرك، إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ .

تَعْلَمُ ما فِی نَفْسِی وَ لا أَعْلَمُ ما فِی نَفْسِكَ این نفس اینجا ذات خداوند است عز و جل هم چنان كه اینجا گفت : كَتَبَ رَبُكُمْ عَلى  نَفْسِهِ الرَحْمَةَ، و النفس الانسان بعینه من قوله خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ یعنى آدم، و نفس الشی ء ذاته و عینه، تقول :جاءنى نفسه، و لو لا نفسه ما فعلت كذا و كذا، یعنى ذاته و عینه.

اهل معانى گفتند : نفس در كلام عرب بر دو وجه است :
یكى آنست كه گویند خرجت نفس فلان، اى خرجت روحه، و فى نفس فلان ان یفعل كذا، اى فى روعه.
وجه دیگر آنست كه نفس هر چیز حقیقت و جمله آن چیز باشد، تقول :قلت فلان نفسه اى اهلك فلان نفسه، لیس معناه ان الاهلاك وقع ببعضه، انما الاهلاك وقع بذاته كلها، و وقع بحقیقته .
پس معنى آیت آنست كه : تعلم ما اضمره، و لا اعلم ما فى حقیقتك و ما عندك علمه .
لباب سخن اینست كه : انت تعلم ما اعلم و لا اعلم ما تعلم .

إِنَكَ أَنْتَ عَلَامُ الْغُیُوبِ ما كان و ما یكون. ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَا ما أَمَرْتَنِی بِهِ فى الدنیا، أَنِ اعْبُدُوا اللَهَ رَبِی وَ رَبَكُمْ عیسى این سخن ایشان را گفت، و رب العزة سه جایگه از وى حكایت باز كرد :
در این سورة و در سورة مریم و در سورة الزخرف .
وَ كُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً یعنى على بنى اسرائیل بأنى قد بلغتهم الرسالة ما دُمْتُ فِیهِمْ ما كنت بین اظهرهم، فَلَمَا تَوَفَیْتَنِی قبضتنى الى السماء كُنْتَ أَنْتَ الرَقِیبَ الحافظ علیهم، وَ أَنْتَ عَلى  كُلِ شَیْ ءٍ شَهِیدٌ اى شهدت مقالتى فیهم، و بعد ما رفعتنى شهدت ما یقولون بعدى.
روى ان عیسى قال : یا رب غبت عنهم، و تركتهم على الحق الذى امرتنى به، فما ادرى ما احدثوا بعدى؟
و گفته اند : وفات در قرآن بر سه وجه است :
وفات موت و وفات نوم و وفات رفع
وفات موت قبض روح است و ذلك فى قوله ، و قال تعالى :قُلْ یَتَوَفَاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ این همه قبض ارواح است در وقت انقضاء آجال.
وفات نوم قبض ذهن یعنى یمیتكم فیقبض من الانفس است ... و ذلك فى قوله الذهن الذى یعقل به الاشیاء، و یترك فیه الروح و الحیاة، فهو یتقلب بالروح الذى فیه، و یرى الرؤیا بالذهن الذى قبض منه .
وفات رفع عیسى را بود علیه السلام، یقول اللَه تعالى : إِنِی مُتَوَفِیكَ وَ رافِعُكَ إِلَیَ اى قابضك من بنى اسرائیل و رافعك الى السماء .همانست كه گفت :فَلَمَا تَوَفَیْتَنِی كُنْتَ أَنْتَ الرَقِیبَ عَلَیْهِمْ یعنى قبضتنى الى السماء.

إِنْ تُعَذِبْهُمْ فَإِنَهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَكَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ
عیسى (ع )دانست كه از قوم وى كس بود كه ایمان آورد، خداى تعالى وى را بر ایمان بداشت، و كس بود كه هم بر كفر خویش بماند، و مسلمان نگشت .عیسى هر دو فراهم گرفت، گفت :ان تعذب من كفر بك منهم فانهم عبادك و انت العادل فیهم، و ان تغفر لمن تاب منهم و آمن فانت عزیز لا یمتنع علیك ما ترید، حكیم فى ذلك .
گفت : اگر آن كس كه بر كفر خویش بماند، او را عذاب بعدل كنى، و براستى كه راه بر ایشان روشن داشتى و نرفتند، و بعد از لزوم حجت كافر گشتند، و آن كس كه از شرك باز گشت، و مؤمن شد، اگر بیامرزى فضل تو است، و انعام و احسان تو بروى، كه ترا رسد كه نپذیرى و نیامرزى بعد از آن دروغ عظیم كه بر ساختند، و شرك كه آوردند .

همین است قول حسن در معنى آیت كه گفت : إِنْ تُعَذِبْهُمْ، فباقامتهم على كفرهم، وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فبتوبة كانت منهم، یعنى فى الدنیا فان التوبة فى الدنیا تنفعهم.

اگر كسى گوید : وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ اقتضاء آن كند كه گوید :فانك انت الغفور الرحیم، تا سخن متجانس بود، و آخر لایق اول بود، پس چه حكمت را گفت :فَإِنَكَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ؟
جواب آنست كه :سیاق این آیت نه بر معنى آمرزش خواستن است و دعا كردن از بهر ایشان، كه عیسى دانست، و بشك نبود كه رب العزة كافران را نیامرزد، لقوله تعالى : إِنَهُ مَنْ یُشْرِكْ بِاللَهِ فَقَدْ حَرَمَ اللَهُ عَلَیْهِ الْجَنَةَ .
عیسى این سخن بر وجه شك نگفت، بلكه بر وجه خضوع و تسلیم و تفویض گفت و اقرار دادن كه : لیس الیه من الامر شی ء .عبودیت خویش اظهار میكند، و الوهیت و قدرت و مشیت حق اثبات میكند، میگوید :
اگر عذاب كنى كس را بر حكم تو اعتراض نه، و اگر بیامرزى و خود نیامرزى بر تو رد نه، كه تویى آن عزیز كه هر چه خواهى كنى، و از تو واخواست نه، حكیمى كه بحكمت كنى، در آن پشیمانى نه.
... و معنى نه آنست كه آن روز هر كس كه راست گوید، صدق وى سود دارد، كه كافران آن روز همه راست گویند، و بر معصیت خود اقرار دهند، و ایشان را سود ندارد، بلكه معنى آنست كه آن روز صادقان در دنیا و صدق ایشان در عمل آن روز سود دارد كه روز پاداش كردار است.
كلبى گفت : صدق اینجا بمعنى ایمان است، یعنى ینفع المؤمنین ایمانهم. قتاده گفت : فردا در قیامت دو متكلم سخن گویند :یكى روح اللَه عیسى دیگر عدو اللَه ابلیس .عیسى گوید :ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَا ما أَمَرْتَنِی بِهِ الایة .ابلیس گوید :إِنَ اللَهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِ الایة .عیسى گوید :ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَا ما أَمَرْتَنِی بِهِ الایة، عیسى در دنیا راستگو بود، آن صدق وى او را سود دارد .ابلیس در دنیا دروغ زن بود لا جرم صدق وى آن روز سود ندارد، اینست كه اللَه گفت : یَنْفَعُ الصَادِقِینَ صِدْقُهُمْ.

آن گه بیان ثواب كرد صادقان را : لَهُمْ جَنَاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً رَضِیَ اللَهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
حقیقت رضا آنست كه بنده سر بر تقدیر نهد، و زبان اعتراض فرو بندد، كه بر هیچ وجه بر حكم خداى اعتراض نكند. بو على دقاق گفت : لیس الرضا ان لا تحس بالبلاء، انما الرضا ان لا تعرض على الحكم و القضاء ...
رضا بر دو قسم است :رضا به و رضا عنه، فالرضا به مدبرا و الرضا عنه فیما یقضى.
قال رسول اللَه (ص ) ذاق طعم الایمان من رضى باللّه ربّا
و خلاف است میان علماء طریقت و ارباب معارف كه رضا از جمله مقاماتست؟ یا از جمله احوال؟
خراسانیان بر آنند كه از جمله مقاماتست، یعنى كه نهایت توكل است و كسب بنده، و عراقیان بر آنند كه از جمله احوال است نه كسب بنده، یعنى نازله ایست واردى كه از غیب بدل پیوندد، و دل بوى آرام گیرد .
قومى گفتند : بدایت رضا مكتسب است از جمله مقامات، و نهایت آن نامكتسب از جمله احوال، و گفته اند : الرضا سكون القلب تحت مجارى الاحكام، و سرور القلب بمر القضاء ...

لِلَهِ مُلْكُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما فِیهِنَ
این آیت رد است بر ترسایان بر آنچه گفتند از زور و بهتان و ناسزا در خداوند جهان و جهانیان .
میگوید : آسمان و زمین و هر چه در آن است همه ملك و ملك خدا است، همه رهى و بنده اوست، همه آفریده و ساخته اوست . عیسى و فریشتگان و غیر ایشان همه در ملك اوست، وَ هُوَ عَلى  كُلِ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ وى بر همه چیز قادر است و توانا .
عیسى را بى پدر بیافرید، و بر وى دشخوار نبود .
هفت آسمان و هفت زمین راست كرد، و هر چه در آن بساخت، و او را در آن حاجت بانباز و یار نبود،
و قیل : لِلَهِ مُلْكُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ اى خزائن السماوات، و هو المطر و خزائن الارض، و هو النبات، وَ هُوَ عَلى  كُلِ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ.
عن شهر بن حوشب عن اسماء بنت یزید الانصاریة، قالت :كنت آخذة بزمام ناقة رسول اللَه (ص )اذ نزلت علیه سورة المائدة، فكاد عضد الناقة ان ینكسر من ثقلها.

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

    ادامه دارد ...   
 

لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 26 (221)
تفسیر سوره مائده 27 (222)
تفسیر سوره مائده 28 (223)



مطالب اخیر وبلاگ :

درمان سوزش و داغی کف پا
تفسیر سوره مائده 27 (222)
جراحی قلب با لیمو و سیر
تفسیر سوره مائده 26 (221)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 24 (219)
تفسیر سوره مائده 23 (218)
تفسیر سوره مائده 22 (217)
تفسیر سوره مائده 21 (216)
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 38 )
احترام امیران و امام علی (ع)
بی حیاء کیست ؟!
مباحث قرآنی رمضان (09)
سفرنامه های بی نام ... ! (01)
بهترین در نظر حضرت فاطمه (س)
دریای کرم
آیات آخر سوره حشر
آدمیزاده رنجور
مکافات عمل (جزا به همان تهدید)
مکافات عمل (خیانت به نامحرم)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
همان به که کار خود باو واگذاریم
تفسیر سوره مائده 19 (214)
آداب جاهلی از نظر امیرالمومنین(ع)
آزمون سخت آخرالزمان؛ خواری مومن
سلام بر عیسی مسیح (ع)
عقل محبوبترین مخلوق خداوند
درون پیمایی (02)
درون پیمایی (01)
رضای خدا و رضای پدر و مادر
امام کیست ؟!
رسیدگی بفقرا در حکومت علوی
دینداری قشری و دین بیکاران
مولا علی و بیت المال
ایمان رزق و لطف (یا رزاق)
خطای دوبینی
خمخانه غم
کوری دولت
فلسفه نان و جان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (15)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (16)
شب یلدا
زبان و زنان
لا اله الا الله
تاریخ ایران (ایلخانان مغول) 14
خدای غفار در خور خویش با بندگان معاملت کند نه در خور بندگان!
مقر به لا اله الا الله نمی سوزد
آیت خاص فضیلت محمد (ص)
اى مهتر كائنات! اى محمد (ص) نامت تا ابد جاودان




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.