النوبة الاولى
 قوله تعالى : اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿98﴾ بدانید كه خدا سخت ‏كیفر است و [بدانید] كه خدا آمرزنده مهربان است.
قرآن کریم.ضالین ضرری نمیرسانند
اعْلَمُوا بدانید :
أَنَ اللَهَ شَدِیدُ الْعِقابِ كه اللَه سخت عقوبت است سخت گیر،
وَ أَنَ اللَهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ  و بدانید كه خداى آمرزگار است و بخشاینده (98)

ما عَلَى الرَسُولِ نیست بر پیغامبر فرستاده،
إِلَا الْبَلاغُ مگر رسانیدن پیغام،
وَ اللَهُ یَعْلَمُ و ما تُبْدُونَ خداى میداند، آنچه پیدا مى نمائید 
وَ ما تَكْتُمُونَ  و آنچه پنهان مى دارید. (99)

قُلْ بگو  !
لا یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَ الطَیِبُ همسان نیست پلید و پاك،
وَ لَوْ أَعْجَبَكَ و هر چند كه ترا شگفت آید،
كَثْرَةُ الْخَبِیثِ فراوانى پلید،
فَاتَقُوا اللَهَ و پرهیزید از خشم و عذاب خداى
یا أُولِی الْأَلْبابِ اى زیركان و خردمندان
لَعَلَكُمْ تُفْلِحُونَ تا جاوید پیروز مانید. (100)

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
لا تَسْئَلُوا مپرسید
عَنْ أَشْیاءَ از چیزهایى
إِنْ تُبْدَ لَكُمْ كه اگر شما را جواب آن پیدا كنند،
تَسُؤْكُمْ آن جواب شما را اندوهگن كند،
وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها و اگر از آن بپرسید،
حِینَ یُنَزَلُ الْقُرْآنُ اكنون كه قرآن فرو میفرستند،
تُبْدَ لَكُمْ جواب آن شما را پیدا كنند،
عَفَا اللَهُ عَنْها خداى شما را از آن بى نیاز كرد، و آن از شما درگذاشت
وَ اللَهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ و اللَه آمرزگار است بردبار (101)

قَدْ سَأَلَها پرسید از چنانها،
قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ گروهى پیش از شما،
ثُمَ أَصْبَحُوا بِها كافِرِینَ  آن گه بآن جواب كه شنیدند كافر شدند (102)

ما جَعَلَ اللَهُ خدا واجب نكرد و نفرمود
مِنْ بَحِیرَةٍ از آن نهاد و سنت جاهلیت كه شتر را گوش میشكافتند،
وَ لا سائِبَةٍ و نه آن شتر كه فرو مى گذاشتند، و از بار بر نهادن و بر نشستن آزاد میكردند،
وَ لا وَصِیلَةٍ و نه آن شتر كه با همتاى خویش مى پیوست، و آن را نمى كشتند
وَ لا حامٍ و نه آن شتر كه پشت خویش را حمى كرد
وَ لكِنَ الَذِینَ كَفَرُوا لكن ایشان كه كافر شدند،
یَفْتَرُونَ عَلَى اللَهِ الْكَذِبَ دروغ مى گفتند بر خداى و ناراست یافتند.
وَ أَكْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ و بیشتر ایشان آن بودند كه صواب در نمى میساختند.

وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ و چون ایشان را گفتندى
تَعالَوْا إِلى  ما أَنْزَلَ اللَهُ بازآئید بآنكه اللَه فرو فرستاد
وَ إِلَى الرَسُولِ و با رسول وى آئید
قالُوا گفتند :
حَسْبُنا بسنده بود ما را،
ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا آنچه پدران خویش بر آن یافتیم
أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ باش و اگر پدران ایشان،
لا یَعْلَمُونَ شَیْئاً هیچ چیز نمى دانستند،
وَ لا یَهْتَدُونَ  و نه فرا راه حق مى دیدند. (104)

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند
عَلَیْكُمْ أَنْفُسَكُمْ بر شما بادا تنهاى شما،
لا یَضُرُكُمْ نگزاید و زیان ندارد شما را،
مَنْ ضَلَ بیراهى هر كه گم گشت از راه،
إِذَا اهْتَدَیْتُمْ چون شما بر راه راست بودید،
إِلَى اللَهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعاً با خدایست باز گشت شما همه،
فَیُنَبِئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ و خبر كند شما را بآنچه میكردید (105)

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند
شَهادَةُ بَیْنِكُمْ گواهى كه بود در میان شما
إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ هر گه كه حاضر آید بیكى از شما مرگ
حِینَ الْوَصِیَةِ هنگام وصیت كردن
اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ آن گواهى باید از دو گواه استوار از اهل دین شما
أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِكُمْ یا گواهى دو تن از اهل جز از دین شما
إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ اگر چنان بود كه در سفر باشید،
فَأَصابَتْكُمْ و ناگاه بشما رسد،
مُصِیبَةُ الْمَوْتِ مرگ رسیدنى،
تَحْبِسُونَهُما ایشان را هر دو فرا سوگند پناوید
مِنْ بَعْدِ الصَلاةِ پس نماز دیگر،
فَیُقْسِمانِ بِاللَهِ تا آن دو گواه سوگند خورند بخداى
إِنِ ارْتَبْتُمْ اگر بگواهى ایشان در شك باشید
لا نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً كه با سوگند بدروغ بهاى اندك نمى خریم از دنیا،
وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى و اگر چند كه خویشاوندى بود
وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَهِ و گواهى كه خداى را بآن قیام میباید كرد پنهان نمیداریم
إِنَا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ ما پس از بزه كاران باشیم اگر چنین كنیم (106)

فَإِنْ عُثِرَ اگر برافتند
عَلى  أَنَهُمَا اسْتَحَقَا إِثْماً بر آنكه ایشان هر دو خیانت كردند، و بزه كار 
فَآخَرانِ یَقُومانِ مَقامَهُما پس برخیزد دو تن دیگر بجاى آن دو گواه شدند
مِنَ الَذِینَ اسْتَحَقَ عَلَیْهِمُ الْأَوْلَیانِ دو گواه كه اولیترند بگواهى، و نزدیكترند بایشان كه آن دو گواه پیشین كه مستحق نام خیانت شدند، بدان شدند كه با ایشان خیانت كردند، 
فَیُقْسِمانِ بِاللَهِ سوگند بخورند بخداى
لَشَهادَتُنا أَحَقُ مِنْ شَهادَتِهِما كه گواهى ما دو تن راست تراست از گواهى ایشان دو تن،
وَ مَا اعْتَدَیْنا و ما اندازه راستى درنگذاشتیم،
إِنَا إِذاً لَمِنَ الظَالِمِینَ و اگر درگذاشتیم آن گه از ستمكارانیم بر خویشتن (107)

ذلِكَ أَدْنى  این چنین نزدیكتر بود و اولى تر
أَنْ یَأْتُوا بِالشَهادَةِ عَلى  وَجْهِها كه گواهان بر وجه خویش و بر راستى بگزارند
أَوْ یَخافُوا أَنْ تُرَدَ أَیْمانٌ بَعْدَ أَیْمانِهِمْ  و از ردّ الیمین ترسند كه سوگند از مدعى علیه با مدعى گردانند،
وَ اتَقُوا اللَهَ و از خشم و عذاب خداى بپرهیزید
وَ اسْمَعُوا و بفرمان وى نیوشید،
وَ اللَهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ و خداى راه نمانیست گروهى را كه در علم او از طاعت و فرمان بیرون شدگانند.


النوبة الثانیة
قوله تعالى :اعْلَمُوا بدان كه معنى علم دانش است، و محل آن دل است، و اقسام آن سه است :
علم استدلالى، و علم تعلیمى، و علم لدنىّ .

اما استدلالى ثمره عقل است، و عاقبت تجربه، و ولایت تمییز، كه آدمیان بآن مكرّم اند، و الیه الاشارة بقوله :وَ لَقَدْ كَرَمْنا بَنِی آدَمَ،
و علم تعلیمى آنست كه خلق از حق شنیدند در تنزیل، و از مصطفى شنیدند در بلاغ، و از استادان آموختند بتلقین، كه دانایان در دو گیتى بدان عزیزند بر تفاوت و درجات، و الیه  الاشارة بقوله: وَ الَذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ  .
و علم لدنى علم حقیقت است، و علم حقیقت یافت است، و این علم عارفان و صدیقان است على الخصوص، و هو المشار الیه بقوله وَ عَلَمْناهُ مِنْ لَدُنَا عِلْماً

و گفته اند كه انواع علم ده اند :
اوّل علم توحید،
دوم علم فقه،
سیوم علم وعظ،
چهارم علم تعبیر،
پنجم علم طب،
ششم علم نجوم،
هفتم علم كلام،
هشتم علم معاش،
نهم علم حكمت،
دهم علم حقیقت.

علم توحید حیات است، و علم فقه داروست، و علم وعظ غذاست، و علم تعبیر ظنّ است، و علم طب حیلت است، و علم نجوم تجربت است، و علم كلام هلاك است، و علم معاش شغل عامه خلق است، و علم حكمت آئینه است، و علم حقیقت یافت است.

علم توحید را گفت جلّ جلاله :فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ، هَلْ یَسْتَوِی الَذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَذِینَ لا یَعْلَمُونَ .
علم فقه را گفت :لِیَتَفَقَهُوا فِی الدِینِ .
علم وعظ را گفت :كُونُوا رَبَانِیِینَ، لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَبَانِیُونَ، لَعَلِمَهُ الَذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ، و اصل این علم وعظ تهدید است بى تقنیط، و وعد است بى امن، و دلالت است بر معرفت .
و علم تعبیر را گفت :وَ قالَ لِلَذِی ظَنَ .اصل او ظن است و قیاس و خاطر، امّا چون ببود حقیقت است آن را مىگوید یَعْلَمْ قَدْ جَعَلَها رَبِی حَقًا.
و علم طب را گفت :عَلَمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ  و اصل آن تجربت است و حیلت، و آن مباح است و نیكو و عفو ...
و علم نجوم را گفت :وَ بِالنَجْمِ هُمْ یَهْتَدُونَ، و آن چهار قسم است : یك قسم واجب، و آن علم دلائل قبله است، و معرفت اوقات نماز، و دیگر قسم مستحبّ است و نیكو، و آن علم لِتَهْتَدُوا بِها فِی ظُلُماتِ الْبَرِ وَ الْبَحْرِ شناختن جهان و طرق است رونده را در بر و بحر، آن را میگوید .قسم سوم مكروه است، و آن علم طبایع است بكواكب و بروج .چهارم قسم حرام است، و این علم احكام است بسیر كواكب، و آن علم زنادقه و فلاسفه است.

اما علم كلام آنست كه گفت جلّ جلاله :وَ إِنَ الشَیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلى  أَوْلِیائِهِمْ .
جاى دیگر وَ إِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ گفت  ، و آن بگذاشتن زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً، ...
و علم معاش را گفت :یَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاةِ الدُنْیا، وَ لَمْ یُرِدْ إِلَا الْحَیاةَ الدُنْیا ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ همانست كه گفت است بدانش و رغبت میان عامه خلق، كس است بر میانه، و كس است بحرص، و آن علم عادتست .
اما علم حكمت را اللَه  گفت جلّ جلاله : وَ ما یَعْقِلُها إِلَا الْعالِمُونَ .
و علم حقیقت را گفت :وَ عَلَمْناهُ مِنْ لَدُنَا عِلْماً، همانست كه گفت :عَلى  ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً .و شرح این هر دو نوع علم جاى دیگر گفته شود ان شاء اللَه.

و آنچه مصطفى (ص )گفت : طلب العلم فریضة على كل مسلم علما مختلف اند كه از این انواع علوم كدامست .
متكلم گفت :علم كلام است، كه معرفت حق تعالى بدان حاصل مى آید .فقها گفتند :علم فقه است، كه حلال از حرام بوى جدا میشود .اصحاب حدیث گفتند :علم كتاب و سنت است كه اصل علوم شرع آنست. صوفیان گفتند :علم احوال دل است، كه راه بندگى آنست، و سعادت بنده در آن است، اما اختیار محققان آنست كه این خبر بیك علم مخصوص نیست، و این علمها همه نیز واجب نیست بلكه هر چه بنده را بدان حاجت است، در وقت حاجت واجب است، پس معنى خبر آنست كه طلب علمى كه بنده را بعمل آن حاجت است واجب است .نخست علم معرفت خداست ...
پس علم نماز و طهارت، آن مقدار كه فریضه است، و آنچه سنت است علم آن نیز سنت است، و چون فراماه رمضان رسد روزه داشتن در ماه رمضان فریضه است، و اگر نصابى مال وى را حاصل شود چون یك سال تمام بسر شود، بر وى واجب است كه بداند كه زكاة آن چند است، و فرا كه مى باید داد؟ و شرط آن چیست؟ و علم حج همچنین آن گه كه فرا راه خواهد بود بر وى واجب است كه بداند و بشناسد اركان و فرائض و شرائط آن، و همچنین هر كار كه فرا پیش وى آید چون نكاح و تجارت و مزدورى و پیشه ورى آن گه كه فرا پیش گیرد بر وى واجب است كه است بداند شرائط آن، و حلال و حرام آن، و بیرون از این آنچه بدل تعلق دارد واجب است بر هر مسلمان كه بداند كه حسد و ریا و عجب و حقد و عداوت و گمان بد بمسلمانان بردن این همه حرام است .

پس معلوم شد كه هیچ مسلمان از علم مستغنى نیست، و همه علمها نیز واجب نیست، بلكه باحوال و اوقات مى بگردد چنان كه بیان كردیم، و اللَه اعلم.

اعْلَمُوا أَنَ اللَهَ شَدِیدُ الْعِقابِ یعنى :لمن عصاه فیما امره و نهاه، وَ أَنَ اللَهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ لمن تاب و أناب .
درین آیت معتدیان را در صید نومید نكرد، و ایشان را بتوبه امید داد، آن گه گفت :
ما عَلَى الرَسُولِ إِلَا الْبَلاغُ یا محمد !بر پیغامبر جز رسانیدن پیغام نباشد .تو پیغام برسان .معتدیان را از عقوبت ما بیم ده، و تائبان را بمغفرت و رحمت ما بشارت ده، و ایشان را گوى كه :ما نهان و آشكاراى شما دانیم .آنچه بزبان گوئید دانیم، و آنچه در دل دارید بخلاف زبان هم دانیم.

قُلْ لا یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَ الطَیِبُ
كلبى گفت :خبیث اینجا حرام است، و طیّب حلال، هم چنان كه در سورة النساء گفت :وَ لا تَتَبَدَلُوا الْخَبِیثَ بِالطَیِبِ .سدى گفت :خبیث مشرك است و طیب مؤمن، هم چنان كه در سورة الانفال گفت :لِیَمِیزَ اللَهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَیِبِ، و قال تعالى :حَتَى یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَیِبِ یعنى حتى یمیز اهل الكفر من اهل الایمان . میگوید :حلال و حرام هرگز چون هم نبود، و برابر نباشد، كه حرام بد انجام است، و حلال نیك سرانجام .

وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِیثِ یرید أن اهل الدنیا یعجبهم كثرة المال و زینة الدنیا، وَ ما عِنْدَ اللَهِ خَیْرٌ وَ أَبْقى  معنى آنست كه یا محمد، اهل دنیا را خوش آید و شگفت آید كثرت مال و زینت دنیا، لیكن آنچه بنزدیك خداست نیكوتر و پاینده تر .
فَاتَقُوا اللَهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَكُمْ تُفْلِحُونَ این خطاب با اصحاب محمد (ص )است .میگوید :از خشم خدا بپرهیزید، و حلال بحرام مدارید تا بفلاح ابد رسید.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ
این آیت در شأن قومى آمد كه از رسول خدا فراوان چیزها مى پرسیدند، تا رسول خدا روزى خشمگین برخاست، و بمنبر بر شد، و خواند، گفت سلونى فو اللَه لا تسئلوننى الیوم فى مقامى هذا عن شی... به یاران بترسیدند كه مگر كارى عظیم افتاد .انس میگوید كه :براست و چپ مى نگرستم، قومى را دیدم از یاران كه مى گریستند، و از بیم آن حال مى لرزیدند .
مردى از بنى سهم حاضر بود، او را عبد اللَه بن حذافه میگفتند، و در نسب وى طعن میزدند، برخاست و گفت :یا رسول اللَه (ص) من ابى؟ فقال ابوك حذافة بن قیس . زهرى گوید كه :مادر این عبد اللَه حذافه پس از آن رو فرا پسر كرد، و گفت :ما رأیت ولدا اعق منك قطّ !أ كنت تأمن ان تكون امّك قد قارفت ما قارف بعض نساء الجاهلیة فتفضحها على رؤس النّاس؟ قال :و اللَه لو ألحقنی بعبد اسود للحقت به ابوك سعد
مردى دیگر از بنى عبد الدار برخاست، گفت :من ابى؟ رسول خدا گفت فنسبه الى غیر ابیه .مردى دیگر برخاست گفت :یا رسول اللَه !این أنا؟ من كجا خواهم بود رسول گفت : انت فى الجنّة .انت فى النار:یعنى در بهشت یا در دوزخ؟ دیگرى برخاست، همین گفت جواب همان داد .سدیگرى برخاست، همان گفت، و همان جواب شنید .چهارم برخاست همان سؤال كرد، جواب شنید كه مرد دلتنگ و شرمسار گشت... پس در آن حال جبرئیل آمد، و این آیت آورد :یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا.
....
میگوید :اگر بپرسید از چیزها چون قرآن فرو فرستند، و آن را مبین كنند، آن بر شما دشخوار بود، و طاقت ندارید، كه قرآن كه فرو آید بالزام فرضى فرو آید كه بر شما سخت بود، یا بتحریم چیزى كه شما را حلال بود .پس مپرسید، و آنچه گذشت از آن مسائل كه شما را ببیان آن حاجت نبود، آن از شما درگذاشتند و عفو كردند .
... ما جَعَلَ اللَهُ مِنْ بَحِیرَةٍ این آیت تفسیر آن آیت است كه آنجا گفت :وَ جَعَلُوا لِلَهِ مِمَا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ الایة، و آن آیت كه بر عقب گفت :وَ قالُوا هذِهِ أَنْعامٌ، و آن آیت كه در سورة النحل است :وَ یَجْعَلُونَ لِما لا یَعْلَمُونَ نَصِیباً الایة. بحیره در نهاد و سنت جاهلیت آن بود كه ماده شترى چون پنج بطن بزادى، و پنجمین بچه نر بودى، ایشان گوش آن ماده شتر بشكافتندى و فرو گذاشتندى تا بمراد خویش بسر آب و گیاه شدى، و نشستن بر آن و كشتن و خوردن آن بر خود حرام كردندى .و سائبه آن بود كه چون كسى از ایشان بسفر بودى یا بیمار بودى، نذر كردى و گفتى :اگر مسافر بسلامت باز آید، یا بیمار به شود، ناقتى سائبة اى مخلاة پس چون نذر واجب شدى، آن شتر كه نذر در آن بود فرو گذاشتندى .و آزاد كردندى از نشستن و بار برنهادن .
و در وصیلة خلافست از وجوه، و اختیار قول سعید مسیب كرده اند، وى گفته است كه وصیلة آنست كه ماده شتر كه بچه ماده زادید، و پس آن باز در شكم دیگر هم ماده زادید، گفتندى :وصلت اختها، و گوش وى بریدندى بت را.
و حامى آن بود كه شتر نر را نامزد كردندى كه هر گه كه از ضراب وى چندین شكم زاده آید، پشت او از بار بر نهادن و بر نشستن آزاد است .چون آن عدد تمام شدى و بیشتر آن ده شكم میبود گفتندى :قد حمى ظهره، پشت خویش حمى كرد، نه بر نشستندى، نه بار بر نهادندى، نه بكشتندى، نه خوردندى.
... این سنّت در جاهلیت نهادند، و اسلام آن را باطل كرد، و رب العزة این آیت بابطال آن فرو فرستاد، گفت :ما جَعَلَ اللَهُ مِنْ بَحِیرَةٍ یعنى :ما جعل اللَه حراما من بحیرة و لا سائبة و لم یجعلها دینا ارتضاه، و دعا الیه، و لم یخلقها حیث خلقها بحیرة .وَ لكِنَ الَذِینَ كَفَرُوا و هم قریش و خزاعة و مشركو العرب یَفْتَرُونَ عَلَى اللَهِ الْكَذِبَ بقولهم انّ اللَه امر بتحریمها، وَ أَكْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ خصّ اكثرهم بأنهم لا یعقلون، لانهم اتباع فهم لا یعقلون، ان ذلك كذب و افتراء كما یعقله الرؤساء. وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ یعنى مشركى العرب، تَعالَوْا إِلى  ما أَنْزَلَ اللَهُ فى كتابه من تحلیل ما حرموا من البحیرة و السائبة و الوصیلة و الحامى، وَ إِلَى الرَسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا من امر الدین، و انّا امرنا ان نعبد ما عبدوا .
یقول اللَه تعالى :أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ  یعنى و ان كان آباؤهم، لا یَعْلَمُونَ شَیْئاً من الدین، وَ لا یَهْتَدُونَ له فیتبعونهم .درین آیت ذم اهل تقلید است، و شرح آن در سورة البقره رفت.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا عَلَیْكُمْ أَنْفُسَكُمْ
مفسران گفتند :این آیت در شأن كسى آمد كه امر معروف و نهى منكر كند، و از وى نپذیرند .عمرعبد العزیز گفت :لا یَضُرُكُمْ مَنْ ضَلَ یعنى من لم یقبل إِذَا اهْتَدَیْتُمْ یعنى اذا امرتهم و نهیتم .
در همه قرآن هدى بمعنى امر معروف و نهى منكر همین است، ...
مفسران گفتند :اوّل این آیت منسوخ است و آخر آیت ناسخ .بو عبید گفت :در كتاب خدا هیچ آیت نیست كه در آن آیت هم ناسخ است و هم منسوخ مگر این آیت، و موضع منسوخ تا اینجاست كه گفت :لا یَضُرُكُمْ مَنْ ضَلَ، و ناسخ اینست كه گفت :إِذَا اهْتَدَیْتُمْ . قال :و الهدى هاهنا الامر بالمعروف و النهى عن المنكر .سعید بن جبیر گفت :این آیت در شأن اهل كتاب فرو آمد .میگوید :عَلَیْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا یَضُرُكُمْ مَنْ ضَلَ من اهل الكتاب. كلبى روایت كند از ابو صالح از ابن عباس كه رسول خدا از جهودان و ترسایان و گبران هجر جزیت پذیرفت، و از مشركان عرب جز از اسلام نمى پذیرفت یا پس شمشیر . منافقان طعن كردند كه این كار محمد بس عجب است .میگوید :مرا بآن فرستادند تا خلق را بر دین اسلام دعوت كنم، و اگر نپذیرند قتال كنم .اكنون جزیت از اهل هجر پذیرفت، و قتال از ایشان برداشت، و ایشان را بر كفر خود فرو گذاشت، چرا نه با ایشان همان كردى كه با مشركان عرب كرد؟ برین وجه طعن همى كردند و ملامت، تا رب العالمین بجواب ایشان آیت فرستاد :عَلَیْكُمْ أَنْفُسَكُمْ اى اقبلوا على انفسكم فانظروا ما ینفعكم فى امر آخرتكم، فاعملوا به، لا یضركم من ضل من اهل هجر اذا ادوا الجزیة، و لا یضركم ملامة اللائمین اذا اهتدیتم انتم .
و گفته اند كه :چون كافران گفتند رب العزة مؤمنان را گفت :علیكم انفسكم، و لا تعتدوا بآبائكم. زجاج گفت :عَلَیْكُمْ أَنْفُسَكُمْ معنى آنست كه :الزمكم اللَه امر أنفسكم، لا یَضُرُكُمْ مَنْ ضَلَ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ اى لا یؤاخذكم اللَه بذنوب غیركم .إِلَى اللَهِ مَرْجِعُكُمْ فى الآخرة جَمِیعاً الضال و المهتدى، فَیُنَبِئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ یجازیكم باعمالكم.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا شَهادَةُ بَیْنِكُمْ این آیت در شأن تمیم بن اوس الدارى آمده و عدى بن بدا و بدیل بن ابى ماریه .این بدیل مسلمان بود، و تمیم و عدى ترسا بودند از ترسایان بنى لحم .از شام تجارت میكردند بمكه .چون مسلمانان بهجرت بمدینه شدند، ایشان تجارت خود با مدینه افكندند، هنگامى در راه بودند كه با شام میشدند، بدیل بن ابى ماریه را مرگ آمد در راه، وصیت خویش در مال خویش بنوشت، و آنچه داشت از مال خویش بایشان سپرد، و ایشان را بر وصیت خویش گواه گرفت، پس بمرد، و ایشان مال وى بردند بشام .از آن لختى برگرفتند، و لختى باز سپردند. ورثه گفتند :درین مال لختى مى درباید .رسول خدا ایشان را هر دو باین آیت سوگند داد كه خیانت نكردند، و وصیت تبدیل نكردند .سوگند خوردند كه نكردیم .ایشان را گذاشت، و دعوى ورثه رد كرد .
این آیت در شأن ایشانست .میگوید :اى شما كه مؤمنان اید، شَهادَةُ بَیْنِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ یعنى مقدماته و اسبابه .چون مخائل و نشان مرگ بر یكى از شما پیدا شود، و خواهد كه وصیت كند، در وقت وصیت دو گواه عدل باید كه حاضر شوند.
شَهادَةُ بَیْنِكُمْ هر چند بلفظ خبر گفت، اما بمعنى امر است، یعنى :لیشهد اثنان ذوا عدل منكم .
بصریان گفتند :تقدیر آیت آنست كه :شهادة بینكم شهادة اثنین، و قیل :شهادة بینكم فیما امركم ربكم و فرض علیكم ان یشهد اثنان ذوا عدل منكم.
در معنى مِنْكُمْ و مِنْ غَیْرِكُمْ دو قول است :یكى آنست :منكم من اهل دینكم، أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِكُمْ اى من غیر اهل ملّتكم .
قول دیگر :منكم من اهل المیّت.
و در صفت اثنان دو قولست :یكى آنست كه دو گواه اند كه گواه باشند بر وصیت موصى . دیگر آنست كه دو وصى اند، و در حال سفر على الخصوص تاكید امر را دو وصى گفت، و دلیل برین قول آنست كه در سیاق آیت گفت :فَیُقْسِمانِ بِاللَهِ، و معلوم است كه گواهان را سوگند لازم نیاید، و نیز آیت در دو وصى آمد كه خیانت كردند در وصیت، و رسول خدا ایشان را سوگند داد، و بر این قول شهادت بمعنى حضور باشد، كقوله تعالى :وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ اى و لیحضر .
...
لا نَشْتَرِی بِهِ یعنى بالحلف الكاذب ثَمَناً من الدنیا، یعنى یقولان فى یمینهما لا نبیع اللَه بعرض من الدنیا، وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى  اى و لو كان المیت ذا قرابة منا، وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَهِ اى الشهادة الّتى امر اللَه باقامتها، إِنَا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ ان كتمناها. فَإِنْ عُثِرَ این آیت باز در شأن آنست كه پس از آن بر دست تمیم الدارى و عدى جامى پدید آمد سیمین منقش بزر از جمله كالایى كه بفروختند، و ورثه ابن ابى ماریه در آن افتادند .عرب گویند :عثرت على كذا، اى اطلعت علیه، و وقفت علیه. پارسى گویان گویند كه :بر افتادم بر فلان چیز، یعنى كه واقف شدم .اخذ من عثاره الساقط على الشی ء، یرى ما لم یكن یرى، و منه قوله :وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَیْهِمْ اى اطلعنا. فَإِنْ عُثِرَ عَلى  أَنَهُمَا خانا و اسْتَحَقَا ان یلزما اسم الخیانة و الاثم .میگوید :اگر برافتد كه ایشان هر دو بآن آوردند خویشتن را، و سزا گشتند كه ایشان را خائن خوانند، و بزه كار دانند بآن خیانت و بزه كه كردند، یعنى تمیم و عدى كه خیانت كردند، فَآخَرانِ یَقُومانِ مَقامَهُما دو كس دیگر از ورثه میت بجاى آن دو وصى برخیزند .این خاست اینجا نه خاست پاى است كه خاست نیابت است، یعنى ینوبان، و این آخران، میگویند عبد اللَه بن عمرو بن العاص بود و مطلب بن ابى وداعة السهمیان.
مِنَ الَذِینَ اسْتَحَقَ عَلَیْهِمُ الْأَوْلَیانِ اولیان تثنیه اولى است، یقال هذا الاولى بفلان، ثم یحذف من الكلام فلان فیقال :هذا الاولى .و هذان اولیان .و در معنى اولیان دو قول گفته اند :یكى آنست كه :الاولیان بالمیت من الورثة .....
درین آیت كه شَهادَةُ بَیْنِكُمْ، علما سه فرقه اند :قومى گفتند كه :این آیت نه منسوخ است، و اهل ذمت را درین هیچ چیز نیست، و آخَرانِ مِنْ غَیْرِكُمْ معنى آنست كه من غیر قبیلتكم، و گفتند كه :گواهى نامسلمان بهیچ كار نیاید، و قومى گفتند كه :این در اهل ذمت است، و مِنْ غَیْرِكُمْ یعنى من غیر اهل دینكم، اما آیت منسوخ است، و گواهى نامسلمان بهیچ كار نیست .قومى گفتند و كثرت درین است و بیشترین علماء برین اند كه آیت نه منسوخ است، و مِنْ غَیْرِكُمْ من غیر اهل دینكم است، اما گفتند كه على الخصوص در سفر است كه گواه از اهل ذمت یابند، و از مسلمان نیابند.

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

    ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 21 (216)
تفسیر سوره مائده 22 (217)
تفسیر سوره مائده 23 (218)
تفسیر سوره مائده 24 (219)



مطالب اخیر وبلاگ :

تفسیر سوره مائده 23 (218)
تفسیر سوره مائده 22 (217)
تفسیر سوره مائده 21 (216)
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 38 )
احترام امیران و امام علی (ع)
بی حیاء کیست ؟!
مباحث قرآنی رمضان (09)
سفرنامه های بی نام ... ! (01)
بهترین در نظر حضرت فاطمه (س)
دریای کرم
آیات آخر سوره حشر
آدمیزاده رنجور
مکافات عمل (جزا به همان تهدید)
مکافات عمل (خیانت به نامحرم)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
همان به که کار خود باو واگذاریم
تفسیر سوره مائده 19 (214)
آداب جاهلی از نظر امیرالمومنین(ع)
آزمون سخت آخرالزمان؛ خواری مومن
سلام بر عیسی مسیح (ع)
عقل محبوبترین مخلوق خداوند
درون پیمایی (02)
درون پیمایی (01)
رضای خدا و رضای پدر و مادر
امام کیست ؟!
رسیدگی بفقرا در حکومت علوی
دینداری قشری و دین بیکاران
مولا علی و بیت المال
ایمان رزق و لطف (یا رزاق)
خطای دوبینی
خمخانه غم
کوری دولت




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.