النوبة الاولى
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿90﴾
اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند پس از آنها دورى گزینید باشد كه رستگار شوید (90)
شراب و قمار در قرآن
قوله تعالى :
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند !
إِنَمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ مى و قمار،
وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ  و سنگها و تیرها،
رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَیْطانِ زشتى و ناراستى از كار دیواست،
فَاجْتَنِبُوهُ بپرهیزید از آن،
لَعَلَكُمْ تُفْلِحُونَ تا پیروز مانید (90)

إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ ﴿91﴾
همانا شیطان مى‏خواهد با شراب و قمار میان شما دشمنى و كینه ایجاد كند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد پس آیا شما دست برمى‏دارید (91)
إِنَما یُرِیدُ الشَیْطانُ میخواهد دیو
أَنْ یُوقِعَ بَیْنَكُمُ كه در میان شما افكند
الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ دشمنى و زشتى
فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ در آشامیدن مى و باختن قمار،
وَ یَصُدَكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَهِ و شما را باز دارد از یاد خدا
وَ عَنِ الصَلاةِ و از نماز،
فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ ایستید و گرد آن مگردید.

وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِینُ ﴿92﴾
و اطاعت‏ خدا و اطاعت پیامبر كنید و [از گناهان] برحذر باشید پس اگر روى گرداندید بدانید كه بر عهده  پیامبر ما فقط رساندن [پیام] آشكار است (92)
وَ أَطِیعُوا اللَهَ و خداى را فرمان برید
وَ أَطِیعُوا الرَسُولَ و رسول را فرمان برید
وَ احْذَرُوا و پرهیزید
فَإِنْ تَوَلَیْتُمْ ار پس برگردید از پذیرفتن،
فَاعْلَمُوا بدانید :
أَنَما عَلى  رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِینُ كه آنچه بر فرستاده ما است رسانیدن آشكار است (92)

لَیْسَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِیمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّأَحْسَنُواْ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿93﴾
بر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده ‏اند گناهى در آنچه [قبلا] خورده ‏اند نیست در صورتى كه تقوا پیشه كنند و ایمان بیاورند و كارهاى شایسته كنند سپس تقوا پیشه كنند و ایمان بیاورند آنگاه تقوا پیشه كنند و احسان نمایند و خدا نیكوكاران را دوست مى‏دارد (93)
لَیْسَ عَلَى الَذِینَ آمَنُوا نیست بر ایشان كه بگرویدند،
وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ و نیكیها كردند،
جُناحٌ تنگیى و بزه اى،
فِیما طَعِمُوا در آنچه چشیده بودند
إِذا مَا اتَقَوْا وَ آمَنُوا چون از كفر بپرهیزیدند و بگرویدند
وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ و نیكیها كردند،
ثُمَ اتَقَوْا وَ آمَنُوا پس بپرهیزیدند و او را براست داشتند،
ثُمَ اتَقَوْا وَ أَحْسَنُوا پس از محارم و مناهى پرهیزیدند و بترك آن نیكویى بگفتند 
وَ اللَهُ یُحِبُ الْمُحْسِنِینَ و خداى دوست دارد نیكوكاران را (93)

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لَیَبْلُوَنَّكُمُ اللّهُ بِشَیْءٍ مِّنَ الصَّیْدِ تَنَالُهُ أَیْدِیكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِیَعْلَمَ اللّهُ مَن یَخَافُهُ بِالْغَیْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿94﴾
اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید خدا شما را به چیزى از شكار كه در دسترس شما و نیزه‏ هاى شما باشد خواهد آزمود تا معلوم دارد چه كسى در نهان از او مى‏ترسد پس هر كس بعد از آن تجاوز كند براى او عذابى دردناك خواهد بود (94)
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند !
لَیَبْلُوَنَكُمُ اللَهُ هر آینه بخواهد آزمود اللَه شما را
بِشَیْ ءٍ مِنَ الصَیْدِ تَنالُهُ أَیْدِیكُمْ كه بآن رسد دستهاى شما،
وَ رِماحُكُمْ وبچیزى از صید نیزه هاى شما،
لِیَعْلَمَ اللَهُ تا به بیند اللَه
مَنْ یَخافُهُ بِالْغَیْبِ كه آن كیست كه از وى نادیده وى را خواهد ترسید؟
فَمَنِ اعْتَدى  هر كس كه از اندازه درگذارد.
بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِیمٌ پس آنكه نهى شد،او را عذابى است درد نماى(94)

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّیْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنكُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ هَدْیًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِینَ أَو عَدْلُ ذَلِكَ صِیَامًا لِّیَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللّهُ عَمَّا سَلَف وَمَنْ عَادَ فَیَنتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَاللّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ ﴿95﴾
اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید در حالى كه محرمید شكار را مكشید و هر كس از شما عمدا آن را بكشد باید نظیر آنچه كشته است از چهارپایان كفاره ‏اى بدهد كه [نظیر بودن] آن را دو تن عادل از میان شما تصدیق كنند و به صورت قربانى به كعبه برسد یا به كفاره [آن] مستمندان را خوراك بدهد یا معادلش روزه بگیرد تا سزاى زشتكارى خود را بچشد خداوند از آنچه در گذشته واقع شده عفو كرده است و[لى] هر كس تكرار كند خدا از او انتقام مى‏گیرد و خداوند توانا و صاحب ‏انتقام است (95)
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند
لا تَقْتُلُوا الصَیْدَ صید را مكشید،
وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ و شما محرمان باشید،
وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ و هر كه صید كشد از شما،
مُتَعَمِداً بقصد،
فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَعَمِ پاداش او آنست كه همتاى آنكه كشت بكشد،
یَحْكُمُ بِهِ حكم كند در آن
ذَوا عَدْلٍ دو مرد پارسا كه شایسته فتوى باشند،
مِنْكُمْ از اهل ملت شما،
هَدْیاً بالِغَ الْكَعْبَةِ قربانى كه بكعبه رسد،
أَوْ كَفَارَةٌ طَعامُ مَساكِینَ یا آن جانور را قیمت كنند و بر سعر آن 
لِیَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ تا ،طعام دهند به درویشان،
أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِیاماً یا برابر آن روزه دارد بچشد گرانى پاداش كار خویش،
عَفَا اللَهُ عَمَا سَلَفَ درگذاشت خداى از آنچه پیش ازین بود،
وَ مَنْ عادَ و هر كه با صید گردد در حرم یا در احرام،
فَیَنْتَقِمُ اللَهُ مِنْهُ خداى كین ستاند ازو
وَ اللَهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقامٍ  و خداى سختگیر است وا كین ستانى (95)

أُحِلَّ لَكُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِلسَّیَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَیْكُمْ صَیْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِیَ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ
﴿96﴾
صید دریا و ماكولات آن براى شما حلال شده است تا براى شما و مسافران بهره‏ اى باشد و[لى] صید بیابان مادام كه محرم مى‏باشید بر شما حرام گردیده است و از خدایى كه نزد او محشور مى‏شوید پروا دارید (96)
أُحِلَ لَكُمْ حلال كرده آمد و گشاده شما را
صَیْدُ الْبَحْرِ صید دریا
وَ طَعامُهُ و طعام آن،
مَتاعاً لَكُمْ تا شما را زاد بود و برخوردارى،
وَ لِلسَیَارَةِ و راه گذریان را،
وَ حُرِمَ عَلَیْكُمْ و حرام كرده آمد بر شما و بسته
صَیْدُ الْبَرِ صید خشك زمین
ما دُمْتُمْ حُرُماً تا آن گه كه محرم باشید
وَ اتَقُوا اللَهَ الَذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ و پرهیزید از آن خداى كه شما را انگیخته با او خواهند برد.(96)

جَعَلَ اللّهُ الْكَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ قِیَامًا لِّلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْیَ وَالْقَلاَئِدَ ذَلِكَ لِتَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ وَأَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿97﴾
خداوند [زیارت] كعبه بیت الحرام را وسیله به پا داشتن [مصالح] مردم قرار داده و ماه حرام و قربانیهاى بى‏نشان و قربانیهاى نشاندار را [نیز به همین منظور مقرر فرموده است] این [جمله] براى آن است تا بدانید كه خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است مى‏داند و خداست كه بر هر چیزى داناست (97)
جَعَلَ اللَهُ الْكَعْبَةَ خداى كعبه ساخت
الْبَیْتَ الْحَرامَ آن خانه با آرم با شكوه
قِیاماً لِلنَاسِ امن مردمان را و پایندگى ایشان را در دین خویش،
وَ الشَهْرَ الْحَرامَ و ماه حرام،
وَ الْهَدْیَ و قربان كه بمنا برند،
وَ الْقَلائِدَ و قلائد كه در گردن ایشان كنند،
ذلِكَ لِتَعْلَمُوا این آن راست تا بدانید،
أَنَ اللَهَ یَعْلَمُ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ كه خداى میداند هر چه در آسمانست و در زمین،
وَ أَنَ اللَهَ بِكُلِ شَیْ ءٍ عَلِیمٌ و خداى بهمه چیز داناست (97)


النوبة الثانیة
قوله تعالى :یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا إِنَمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ
... اگر كسى سؤال كند كه هر چه حرام كردند بیكبار حرام كردند مگر این خمر، كه بچند دفعت حرام كردند، حكمت در آن چیست؟
جواب آنست كه هر محرمى را چون حرام كردند وقتى عوضى بجاى نشست، همچون سفاح كه حرام گشت رب العزة نكاح بجاى آن نهاد و مباح كرد .مردار حرام كرد ذبایح در مقابل آن مباح كرد، ربا حرام كرد بیع بجاى آن نهاد و مباح كرد .خون حرام كرد گوشت حلال كرد، لا جرم آن محرمات كه عوض آن پدید كرد ترك آن بر ایشان گران نگشت، بیك بار حرام كرد، و مردم را از آن باز زد .باز خمر معشوقه نفسها بود، و سبب طرب و نشاط بود، و مردم فرا خوردن آن خو كرده بودند، و بطبع آن را مى دوست داشتند، رب العالمین دانست كه ترك آن بى عوضى و بى بدلى كه بجاى آن بیستد بر ایشان دشخوار بود، بفضل و لطف خود و برداشت حرج را از ایشان، تحریم آن بتدریج فرا پیش ایشان برد .

از اول عیب آن بگفت قُلْ فِیهِما إِثْمٌ كَبِیرٌ ، اثم آن ظاهر كرد، پس بسبب آن از نماز باززد، گفت لا تَقْرَبُوا الصَلاةَ وَ  گفت أَنْتُمْ سُكارى . .پس بعاقبت حرام كرد تا ترك آن بتدریج بر ایشان آسان گشت.
....
فصل
خمر عنبى خام باتفاق حرام است اندك و بسیار آن، و نجس است، و خوردن آن حد واجب كند، اما شافعى گفت :تحریم این خمر نه عین خمر راست، كه علتى و معنى راست، و آن معنى آنست كه شرابى مسكر است، و اصل خبائث است، و مایه فسادها، پس هر شرابى كه مسكر بود بدان ملحق بود، و اندك و بسیار آن حرام، و ابو حنیفه گفت :تحریم خمر عین خمر راست نه علتى را، كه هر چه بیرون از خمر است قدر مسكر حرام است، گفتا :و مطبوخ كه دو سیك از آن بشود، و سیكى بماند، خوردن آن مباح است، و حد واجب نكند، تا آن گه كه مستى آرد، و هر نبیذ كه از گندم و جو و عسل و قصب شكر كنند .مطلق گفت كه مباح است الا قدر مسكر، و نقیع میویز و خرماى ناپخته بنزدیك وى حرام است، اما حد واجب نكند الا قدر مسكر، ...

مصطفى (ص ) نام خمر برین چیزها افكند، و چون همه خمر است همه در تحت این آیت شود كه :إِنَمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ، شرح دادن این مسأله درین موضع بیش از این احتمال نكند، و در سورة البقره مستوفى گفته ایم. میسر قمار است، و اصله من الیسار، و قیل مشتق من الیسر و هو السعة و الامكان، یقال : رجل یسر و قوم ایسار یتسعون فیتقامرون، و میسر عرب آن بود كه در جاهلیت مردى فرا پیش آمدى و گفتى :این اصحاب الجزور؟ پس نفرى فراهم آمدندى، و شترى خریدندى، و هر یكى را در آن نصیبى كردندى، پس قرعه بزدندى، هر كس كه سهم وى بیرون آمدى از بهاى آن اشتر برى گشتى، و نصیب وى در گوشت بماندى، هم چنان قرعه مى زدندى تا یك كس بماندى و بهاى شتر جمله بر آن كس لازم بودى، و او را در آن شتر نصیب گوشت نبودى، و آن گه گوشت شتر بر آن قوم بسویت قسمت كردندى .این بود قمار عرب، كه رب العزة درین آیت حرام كرد .
...
و تفسیر انصاب و ازلام در اول سورة بشرح گفتیم.
رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَیْطانِ رجس نامى است چیزى را كه نجس و قذر بود، و از شرع دور، ساخته و آراسته شیطان بر بنى آدم .
رب العالمین گفت :فَاجْتَنِبُوهُ این همه ساخته و برآراسته شیطان است و هلاك دین شما، از آن بپرهیزید و حذر كنید تا رستگار شوید.
إِنَما یُرِیدُ الشَیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ این بیان علت تحریم خمر و قمار است .
میگوید :شیطان عداوت و كینه و بغض یكدیگر در میان شما افكند چون خمر خورید و قمار بازید، و شما را باز دارد از ذكر خدا كه سر همه طاعات است، و اصل همه خیرات، و از نماز كه كلید سعادت است و پیرایه شهادت و مایه دیانت .

فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ؟
هل درین موضع بر جاى تغلیظ است نه بر تخیر، چنان كه جاى دیگر گفت :فَهَلْ أَنْتُمْ شاكِرُونَ؟ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ؟ 
و در خبر است هل انتم تاركو اصحابى ؟ یعنى هل انتم تاركون اذاهم .
و هم ازین بابست آنچه گفت :هَلْ لَكَ إِلى لى  أَنْ تَزَكَى؟ میگوید :مرا سپاس دار هستید؟ هر چند كه صورت استفهام دارد اما معنى امر است، و این نوعى است از انواع امر، و در لغت رواست و روان.
وَ أَطِیعُوا اللَهَ وَ أَطِیعُوا الرَسُولَ
چون بیان محرمات و منهیات كرده بود، طاعت خدا و رسول در پس آن داشت، یعنى كه فرمان بردار باشید و این اوامر و نواهى بكار دارید، و از محارم بپرهیزید .

وَ احْذَرُوا اى احذروا المحارم و المناهى، فَإِنْ تَوَلَیْتُمْ عن الطاعة فَاعْلَمُوا أَنَما عَلى  رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِینُ فلیس علیه الا البلاغ، و التوفیق و الخذلان الى اللَه، فان اطعتم و الا فاستحققتم العذاب. لَیْسَ عَلَى الَذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ جُناحٌ
سبب نزول این آیت آن بود كه قومى از صحابه در آن روزها كه خمر حرام كردند از دنیا بیرون شده بودند، و ایشان مى خورده بودند بتازگى، و در شكم ایشان مى بود .مسلمانان برایشان بترسیدند، و از حال ایشان رسول خدا را پرسیدند .این آیت در شان ایشان آمد .میگوید :بر ایشان تنگى نیست، و ایشان را بزه نیست در آنچه چشیده بودند از مى پیش از تحریم.
این طعموا شربوا است چنان كه جاى دیگر گفت : وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَهُ مِنِی .
شراب مطعوم است اما نه مأكول است .
... یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَنَكُمُ اللَهُ بِشَیْ ءٍ مِنَ الصَیْدِ 
این " من " تبعیض است از دو وجه :
یكى آنكه اینجا صید بر میخواهد نه صید بحر، و دیگر وجه آنكه صید است در حال احرام نه در حال احلال .
تَنالُهُ أَیْدِیكُمْ آن صید كه دستهاى شما بآن رسد از خایه مرغ یا بچه كه از آشیانه برنخاسته، وَ رِماحُكُمْ یا بآن رسد نیزه هاى شما، و بر قیاس نیزه تیر و سنگ و كمند و جز از آن از این كبار صید چون خرگور و گاو دشتى و شتر مرغ و امثال آن . مى گوید :شما را بخواهد آزمود، یعنى كه شما را بر آن قادر خواهد كرد، و آن پیش شما خواهد آورد، و فائدة البلوى اظهار المطیع من العاصى، و الا فلا حاجة له الى البلوى .
و این در سال حدیبیه بود كه رسول خدا را از مكه باز داشتند، و هم آنجا قربان كرد صد تا اشتر، چنان كه در قصه حدیبیه است، و مرغان و وحش بیابان فراوان روى بایشان نهادند، و از آن همى خوردند، و با رحال ایشان همى درآمیختند، و ایشان هم در حرم بودند و هم در احرام.
لِیَعْلَمَ اللَهُ اى لیرى اللَه، لانه قد علمه، مَنْ یَخافُهُ بِالْغَیْبِ اى یخاف اللَه الذى لم یره فلا یتناول الصّید و هو محرم، فَمَنِ اعْتَدى  بَعْدَ ذلِكَ اى من اخذ الصید عمدا بعد النهى و هو محرم، فَلَهُ عَذابٌ أَلِیمٌ یضرب ضربا وجیعا، و یسلب ثیابه، و یغرم الجزاء، و حكم ذلك الى الامام فهذا العذاب الالیم.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ این آیت در شأن ابو الیسر فرو آمد، نام وى عمرو بن مالك الانصارى، در سال حدیبیه محرم بود احرام بعمره گرفته، بخر گورى رسید، او را طعنه اى زد بیفكند، و بكشت .این آیت فرو آمد :لا تَقْتُلُوا الصَیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ . رب العالمین در این آیت حرام كرد بر محرم كه احرام بحج گرفته باشد یا بعمره كه صید برّ گیرد و كشد یا تعرّض آن كند بهیچ وجه.
و بدان كه صید دو است :یكى صید بحر، دیگر صید بر .
هر چه صید بحر است خوردن آن همه حلال است، و گرفتن آن محرم را رواست، و آنچه صید برّ است، آنچه گوشت آن حرام است كشتن آن حلال است مگر یربوع، و هر چه گوشت آن حلالست صید كردن آن حرام است.
وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِداً میگوید :هر كه صیدى كشد از آنچه گوشت وى حلالست متعمّدا اى ذاكرا لاحرامه، قاصدا الى قتله، او مخطئا فى قتله، ناسیا لاحرامه. بیشترین علما چون شافعى و مالك و ابو حنیفه و اهل شام و عراق جمله بر آنند كه این جزاء صید در عمد و در خطا یكسانست .
... و گفته اند :ضمان صید همچون ضمان مال است، لانه یجب فى الصغیر صغیر و فى الكبیر كبیر كضمان الاموال، و معلومست كه ضمان مال، عمد و خطا در آن یكسانست، ضمان صید همچنانست.
فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَعَمِ عاصم و حمزه و كسایى فجزاء بتنوین خوانند، و مثل برفع، باقى باضافت خوانند بى تنوین .و معنى جزا فدا است .

و بدان كه صید بر دو ضربست :
یكى آنست كه آن را مثل نیست از نعم، همچون عصافیر و قنابر و ما دون الحمام، هر چه كم از كبوتر باشد وى را از نعم مثلى نبود، جزاء وى آنست كه آن را قیمت كنند، و آن گه آن قیمت بدرویشان نباید داد بلكه صرف كنند باطعام، و آن طعام بدرویشان تفرقت كنند، هر درویشى را مدّى، یا پس روزه دارد بجاى هر مدّى روزى، و ضرب دوم از صید آنست كه آن را مثل است از نعم، جزاء وى مثل آنست و آن بر دو ضربست :ضربى آنست كه صحابه در آن حكم كرده اند :فى النغامة بدنة، و فى حمار الوحش بقرة، و فى الغزال عنز، و فى الارنب عناق، و فى الیربوع جفرة .
و ضربى آنست كه صحابه در آن حكم نكرده اند، دو مرد دانشمند عدل از اهل خبره باید كه در آن نظر كنند، و هر چه شبهى دارد بآن صید، و بآن نزدیكتر بود، آن را واجب گردانند .
اینست كه رب العزة گفت :یَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ یعنى من اهل دینكم، هَدْیاً بالِغَ الْكَعْبَةِ لفظه معرفة، و معناه نكرة، تقدیره بالغ الكعبة .
أَوْ كَفَارَةٌ طَعامُ مَساكِینَ قراءت مدنى و شامى كَفَارَةٌ بى تنوین است، طعام بخفض میم .باقى بتنوین خوانند و بضمّ میم .أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِیاماً اى مثل ذلك من الصیام .صیاما منصوب على التمییز، و عدل و عدل بفتح عین و كسر عین بقول بصریان یكسانست،
و گفته اند : بكسر عین مثل باشد از جنس خویش، و بفتح عین مثل باشد از غیر جنس وى.
یَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ چون دو عدل حكم كردند و جزاء آن پدید كردند، وى مخیر است میان سه چیز :
اگر خواهد آن مثل بیرون كند، و بدرویشان دهد، و اگر خواهد آن مثل را قیمت كند با درم، و آن درم باطعام صرف كند، و طعام بدرویشان دهد، ... اما مذهب بو حنیفه در جزاء صید آنست كه :هر كه صیدى كشد در حال احرام، بروى قیمت آن واجب شود اگر آن صید مثل دارد یا ندارد، پس آن قیمت اگر خواهد بدرویشان دهد، و اگر خواهد صرف كند با چهارپایى قربانى، و گوشت آن بر درویشان تفرقه كند، و اگر خواهد آن قیمت باطعام كند، و هر درویشى را نیم صاع بدهد، و اگر خواهد روزه دارد هر نیم صاع را روزى، و در موضع تقویم صید علما مختلف اند .
قومى گفتند :آنجا كه صید گیرد و كشد هم آنجا قیمت كنند در هر شهرى و هر موضعى كه باشد .
قومى گفتند : لا بد بمكه باید و بمنا، كه رب العزة گفت :هَدْیاً بالِغَ الْكَعْبَةِ، و قال تعالى :ثُمَ مَحِلُها إِلَى الْبَیْتِ الْعَتِیقِ لِیَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ اى جزاء ذنبه .عَفَا اللَهُ عَمَا سَلَفَ من قتل الصید قبل التحریم، و من عاد الى قتل الصید محرما حكم علیه ثانیا، و هو بصدد الوعید، فَیَنْتَقِمُ اللَهُ مِنْهُ فى الآخرة، وَ اللَهُ عَزِیزٌ اى منیع فى ملكه، ذُو انْتِقامٍ من اهل معصیته.

أُحِلَ لَكُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ هر چه آبى است گوشت آن حلالست، و گرفتن آن حلال، و در چهار چیز خلافست :
یكى مردم آبى، قومى گفتند از علما كه :گوشت او مكروه است حرمت صورت را،
و دیگر ضفدع، گفتند كه خوردن آن مكروه است ...
و قومى گفتند :از جهت خبر ، و سدیگر مار گفتند كه مار بحرى زهر داراست ...
چهارم فیل است، گوشت آن حرام،...

قومى از علما این تقسیم بر قاعده دیگر نهاده اند .گفتند :هر چه آبى است بر سه وجه است :ماهیان اند و اجناس آن، همه حلال اند، و ضفادع اند و اجناس آن، همه حرامند، و هر چه باقیست در آن دو قول است :یك قول همه حرامند، و به قال ابو حنیفه، و بدیگر قول همه حلال اند، و به قال اكثر العلماء من اصحابه، ...
ابن عباس گفت : صیده ما اصطدناه بأیدینا، و طعامه ما مات فیه .گفت :صید بحر آنست كه بدست خویش صید كنیم، و طعام آنست كه هم در آب بمیرد، و موج آن را بر كنار افكند، و آنچه آن نهى تنزیه است  ... و سبب نزول این آیت آن بود كه قومى از بنى مدلج گفتند :یا رسول اللَه ما صید بحر كنیم، و گاه گاه دریا موج زند، و ماهیان از قعر دریا با آب بساحل افتند .پس آب بجاى خویش باز شود، و ماهیان بى آب بمانند، و بر خشك زمین بمیرند، چون ما آن را مرده یابیم خوریم یا نخوریم؟ حلال است یا حرام؟
قال : فأنزل اللَه تعالى :أُحِلَ لَكُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَكُمْ وَ لِلسَیَارَةِ.
جابر بن عبد اللَه گفت :رسول خدا ما را بغزایى فرستاد، و ابو عبیده جراح را بر ما امیر كرد، و با ما هیچ زاد نبود مگر صاعى خرما، در انبانى كرده، گه گه ابو عبیده هر یكى را از ما از آن خرما یكى بدادى، و كنا نمصها كما یمص الصبى، و نشرب علیها الماء فتكفینا یوما الى اللیل، گفتا : باین دشخوارى و رنج روزگار بسر مى بردیم تا بساحل دریا رسیدیم، دابه اى را دیدیم مرده بر ساحل دریا، بر مثال كوه پاره اى، و آن را عنبر میگفتند .بو عبیده گفت :بخورید ازین دابه، كه شما را حلالست .یك ماه بر آن موضع نشستیم، و از آن خوردیم، و از عظیمى كه بود از چشم خانه وى خروارها روغن بیرون كردیم، و بو عبیده سیزده كس را در چشم خانه وى نشاند، تا باز گویند كه چه عظیم دابه اى بود ! پس از آن زاد برگرفتیم، و آمدیم به مدینه، و رسول خدا را از آن خبر كردیم اخرجه اللَه لكم، فهل معكم من لحمها شیء فأرسلنا الى رسول اللَه شیئا منه، فأكله. مَتاعاً لَكُمْ وَ لِلسَیَارَةِ یعنى منفعة لكم، یعنى للمقیم و المسافر یبیعون منه و یتزودون منه .
پس دیگر باره تحریم صید بر محرم باز آورد، گفت :وَ حُرِمَ عَلَیْكُمْ صَیْدُ الْبَرِ ما دُمْتُمْ حُرُماً اى محرمین، فلا یجوز للمحرم اكل الصید اذا صاد هو، او صید له بأمره، فاما اذا صاد حلال بغیر امره و لا له فیجوز له اكله، و اذا قتله المحرم فهل یجوز للحلال اكله؟
... عرب هر خانه اى كه مربع باشد آن را كعبه گویند، و اصل آن از ارتفاع است .كعب آدمى از آن كعب گویند كه از پاى فرا رسته بود، و ارتفاع گرفته،...
وَ الشَهْرَ الْحَرامَ بلفظ جنس گفت، و مراد بآن ماههاى حرام است، و آن چهاراند :واحد فرد، و هو رجب، و ثلاثة سرد : ذو القعدة و ذو الحجة و المحرم .
وَ الْهَدْیَ وَ الْقَلائِدَ هدى قربانست كه بمنا برند، و قلائد آنست كه در گردن ایشان كنند، و این آن بود كه مرد چون از حرم بتجارت بیرون میشد در ماه حرام، در كار خویش نظر كردى اگر دانستى كه باز گردد پیش از آنكه ماه حرام بگذرد، هم چنان ایمن بیرون شدى، و هیچ نشان بر خود و بر راحله خویش نكردى، و اگر دانستى كه مى بازنگردد در ماه حرام، امن خویش را نشان بر خود كردى و بر راحله خویش، و نشان آن بود كه پوست درخت حرم با خود داشتى، و بر راحله خویش افكندى، تا هر جایى كه رفتى ایمن بودى، و كس تعرض وى نكردى .اینست كه رب العالمین گفت :وَ الْهَدْیَ وَ الْقَلائِدَ یعنى كل ذلك كان قیاما للناس و أمنا فى الجاهلیة. ذلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَ اللَهَ یَعْلَمُ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ أَنَ اللَهَ بِكُلِ شَیْ ءٍ عَلِیمٌ
وجه تأویل این آیت و آخر آن باول در بستن آنست، كه رب العالمین این تعظیم كه نهاد خانه خویش را، و حرم و احرام را، از آن نهاد تا آن را بزرگ دارند، و حرمت آن بشناسند، و آزرم آن بزرگ دارند، و بدانند كه چون جانور بى عقل درو مى نیازارند، در آزردن مسلمان در حرم چه وبالست !
و چون فرمود كه در حرم كفتار میازارید از آنست كه تا دانند كه در آزار مسلمان در حرم چیست؟ و دیگر اللَه دانست كه نمازگر را از وجهت بدّ نیست و از قبله، و كعبه قبله ساخت، و دانست كه حج را هنگامى باید، آن را هنگامى ساخت، و دانست كه هدى را نشان آزرم باید، نشان ساخت، و در حجله حرم جاى امن ساخت، از آنكه عرب در جاهلیت بس ناپاك و خون ریز بودند و بد فعل، راه ببیم داشتند، و مال بناحق مى بردند، و بجاى یك كس جمعى را مى كشتند، طلب ثار را .
رب العزة چون از ایشان این فعل میشناخت و میدانست كعبه حرم ساخت، و ماه حرام، و هدى و قلائد پدید كرد، و تعظیم آن فرمود، تا ایشان را بر مال و بر نفس خویش امن پدید آمد، و هر جاى كه نشان درخت حرم دیدند، سر بر خط فرمان نهادند، و تعظیم آن را دستهاى بیداد و غارت كوتاه كردند .
و دانست رب العزة كه اگر ایشان را بعادت جاهلیت خویش فرو گذارد جهان خراب گردد .و مردم كشته شوند، و متاجر باطل گردد، رب العزة گفت :این همه بدان كردم تا شما بدانید كه هر چه در آسمان و زمین است از مصالح بندگان و مرافق ایشان من مى دانم، و بهمه چیزى دانا و تواناام.

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

    ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 02 (197)
تفسیر سوره مائده 03 (198)
تفسیر سوره مائده 04 (199)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 06 (201)
تفسیر سوره مائده 07 (202)
تفسیر سوره مائده 08 (203)
تفسیر سوره مائده 09 (204)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 11 (206)
تفسیر سوره مائده 12 (207)
تفسیر سوره مائده 13 (208)
تفسیر سوره مائده 14 (209)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 16 (211)
تفسیر سوره مائده 17 (212)
تفسیر سوره مائده 18 (213)
تفسیر سوره مائده 19 (214)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 21 (216)



مطالب اخیر وبلاگ :




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.