النوبة الاولى
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِیمِ ﴿65﴾
و اگر اهل كتاب ایمان آورده و پرهیزگارى كرده بودند قطعا گناهانشان را مى‏زدودیم و آنان را به بوستانهاى پر نعمت درمى‏ آوردیم (65)
علی
قوله تعالى :
وَ لَوْ أَنَ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا و اگر خوانندگان تورات بگرویدندى
وَ اتَقَوْا و از خشم و عذاب خدا بپرهیزیدندى
لَكَفَرْنا عَنْهُمْ ما بستردیمى از ایشان و بپوشیدیمى
سَیِئاتِهِمْ  در بدها و گناهان ایشان
وَ لَأَدْخَلْناهُمْ و ما درآوردیمى ایشان را
جَنَاتِ النَعِیمِ بهشت هاى ناز.(65)

وَ لَوْ أَنَهُمْ أَقامُوا التَوْراةَ و اگر ایشان تورات بپاى دارندى
وَ الْإِنْجِیلَ و اهل انجیل انجیل
وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِهِمْ و آنچه بدیشان فرو فرستادند از خداى ایشان را
لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ از زیر خود بخوردندى،
وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ و از زیر پاى خویش بخوردندى
مِنْهُمْ أُمَةٌ مُقْتَصِدَةٌ از ایشان گروهى است میانه و بچم نه بد،
وَ كَثِیرٌ مِنْهُمْ و فراوانى از ایشان،
ساءَ ما یَعْمَلُونَ بدا آنچه ایشان میكنند (66)

یا أَیُهَا الرَسُولُ اى پیغامبر فرستاده !
بَلِغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِكَ میرسان آنچه فرو فرستاده آمد بتو از خداوند تو،
وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ و اگر نرسانى
فَما بَلَغْتَ رِسالَتَهُ همچنانست كه هیچ چیز از پیغامهاى وى نرسانده باشى،
وَ اللَهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَاسِ و اللَه نگه دارد ترا از مردمان
انَ اللَهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ كه اللَه راهنماى ایشان نیست كه در علم وى كفر را اند. (67)

قُلْ گوى
یا أَهْلَ الْكِتابِ اى كتاب داران من و خوانندگان آن،
لَسْتُمْ عَلى  شَیْ ءٍ بر هیچ چیز نیستید،
حَتَى تُقِیمُوا التَوْراةَ تا آن گه كه بپاى دارید تورات را،
وَ الْإِنْجِیلَ و انجیل را،
وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْكُمْ مِنْ رَبِكُمْ و شما كه اهل قرآن اید قرآن را
وَ لَیَزِیدَنَ كَثِیراً مِنْهُمْ و فراوانى را از ایشان بخواهد افزود،
ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِكَ آنچه فرو فرستاده آمد بتو از خداوند تو
طُغْیاناً وَ كُفْراً گران كارى و كفر،
فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِینَ نباشى بر گروه ناگرویدگان نگر تا اندوهگن (68)

إِنَ الَذِینَ آمَنُوا اینان كه بگرویدند
وَ الَذِینَ هادُوا و ایشان كه جهود شدند
وَ الصَابِئُونَ و اینان كه میان دو دین اند 
وَ النَصارى و ترسایان بگروید
مَنْ آمَنَ بِاللَهِ هر كه از اینان بخداى ،
وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ و بروز رستاخیز،
وَ عَمِلَ صالِحاً و كار نیك كرد،
فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ و نه اندوهگن باشند هرگز
وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ ، بر ایشان بیم نیست (69)

لَقَدْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ پیمان ستدیم از بنى اسرائیل،
وَ أَرْسَلْنا إِلَیْهِمْ رُسُلًا و بایشان فرستادیم رسولانى،
كُلَما جاءَهُمْ رَسُولٌ هر گه كه بایشان آمد فرستاده،
بِما لا تَهْوى  أَنْفُسُهُمْ بچیزى كه ایشان در آن ناكام بودى و با نبایست،
فَرِیقاً كَذَبُوا گروهى را از فرستادگان دروغ زن گرفتند،
وَ فَرِیقاً یَقْتُلُونَ و گروهى را میكشند (70)

وَ حَسِبُوا و چنان پنداشتند
أَلَا تَكُونَ فِتْنَةٌ كه ایشان را آزمایش نخواهد بود،
فَعَمُوا وَ صَمُوا تا كور شدند و كر شدند،
ثُمَ تابَ اللَهُ عَلَیْهِمْ آن گه اللَه ایشان را با خود خواند، و آگاهى داد و قومى را توبت داد
ثُمَ عَمُوا وَ صَمُوا كَثِیرٌ مِنْهُمْ باز كور شدند و كر فراوانى از ایشان 
وَ اللَهُ بَصِیرٌ بِما یَعْمَلُونَ  و اللَه بینا است بآنچه مى كنند.(71)


النوبة الثانیة
وَ لَوْ أَنَ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا یعنى بمحمد (ص)، وَ اتَقَوْا الیهودیة و النصرانیة، میگوید :اگر جهودان و ترسایان ایمان آوردندى، و رسالت وى را تصدیق كردندى، و از جهودى و ترسایى بپرهیزیدندى، ما آن جهودى و ترسایى بستردیمى، و باسلام بپوشیدیمى، چنان كه گویى خود هرگز جهود و ترسا نبوده اند .و معنى تكفیر همین است یعنى سیّئات بحسنات بپوشند و چنان انگارند كه خود سیّئات نكردند .... جنّات النعیم یك بهشت است از بهشتهاى هفتگانه، كه رب العزة براى مؤمنان آفریده. ...

رب العزة جلّ جلاله این بهشتها را از بهر مؤمنان آفریده و ساخته و پرداخته، و در بعضى اخبار آورده اند كه بدوازده ماه بیافرید، و اگر خواستى بیك طرفة العین بیافریدى، و بروایتى روز پنجشنبه آفرید، و بروایتى روز آدینه .و درست آنست كه این بهشتها بالاى هفت آسمان اند، آنجا كه عرش مجید است در هواى آخرت، و رسول خدا شب معراج در آن شده و بعضى غرفه ها و قصرها دیده و نشان داده.

وَ لَوْ أَنَهُمْ أَقامُوا التَوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ این آیت جواب آن تنگى روزى است بر ایشان، و جواب آن حال كه ایشان را در آن قحط بودى .میگوید :اگر اهل تورات تورات را، و اهل انجیل انجیل را، و اهل قرآن قرآن را بپاى دارندى و بحق كردار آن برسیدندى، لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ یعنى من بركات السّماء و هو المطر، وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وطئوه من امر الدنیا اى ما عجّل لهم .

رب العالمین جل جلاله در این آیت ایمان و تقوى و طاعت اللَه بر وفق كتاب و سنّت سبب فراخى روزى و توانگرى كرد، و نظیره قوله :وَ لَوْ أَنَ أَهْلَ الْقُرى  آمَنُوا وَ اتَقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَماءِ وَ الْأَرْضِ، و قوله :اسْتَغْفِرُوا رَبَكُمْ إِنَهُ كانَ غَفَاراً .یُرْسِلِ السَماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً الایة .ثمّ استثنى طائفة، فقال :مِنْهُمْ یعنى من اهل الكتاب، أُمَةٌ مُقْتَصِدَةٌ اى جماعة مؤمنة عادلة فى القول و العمل .و الاقتصاد هو الاعتدال فى القول و العمل من غیر غلوّ و لا تقصیر، و اصله القصد. وَ كَثِیرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما یَعْمَلُونَ اى بئس ما یعملون ممّن لم یسلم.
گفته اند كه :این امّت مقتصده چهل و هشت كس بوده اند :نجاشى و اصحاب وى، بحیراء راهب و اصحاب وى، سلمان فارسى و اصحاب وى، عبد اللَه سلام و اصحاب وى و رهطى از شام .ایشان اند كه رب العالمین بر ایشان نواخت خود نهاده و ستوده، و بعدل و راستى صفت كرده .و آن قوم دیگر كه مسلمان نبودند، و ببد كردارى ایشان را یاد كرد و گفت :ساءَ ما یَعْمَلُونَ كعب اشرف بود و كعب اسید و مالك بن اضیف و ابو یاسر و حیى بن اخطب و اهل روم.

یا أَیُهَا الرَسُولُ بَلِغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِكَ ...
در این سخن نوعى تهدید است، میگوید :مراقبت ایشان بكن، و از آنچه بتو فرو فرستادیم هیچ چیز بازمگیر نارسانیده، كه اگر بعضى نرسانى همچنانست كه هیچ نرسانیدى،
شیخ طبرسى در تفسیر مجمع البیان ذیل همین آیه گوید :بنا بروایات مشهورى كه از ابى جعفر و ابى عبد اللَه علیهما السلام نقل شده است خداوند بحضرت محمد (ص )امر كرد كه حضرت على (ع )را بولایت نصب كند و بمردم اعلام نماید، ولى رسول خدا میترسید كه مردم او را بجانب دارى از پسر عموى خود متهم كنند و بطعنه برخیزند، پس خداوند آیه یا أَیُهَا الرَسُولُ بَلِغْ. ..را بوى وحى كرد و او را باعلام ولایت تشجیع نمود، و حضرت روز غدیر خم دست على (ع )را گرفت و گفت من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه كقوله تعالى :نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ .
.....
و قیل : نزلت فى على بن ابى طالب اى :بَلِغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِكَ فى فضل على بن ابى طالب. چون این آیت فرو آمد براء عازب میگوید كه از حجّة الوداع باز گشته بودیم .رسول خدا و یاران در موضعى فرو آمدند كه آن را غدیر خم میگفتند .آنجا بزیر درخت فرو آمدند، و رسول بفرمود تا ندا كردند كه :الصلاة جامعة، و رسول خدا دست على (ع )گرفت، و گفت: الست اولى بالمؤمنین من انفسهم؟ . فقالوا :بلى یا رسول اللَه. قال الست اولى بكلّ مؤمن من نفسه؟ قالوا :بلى .قال هذا مولى من انا مولاه اللّهمّ وال من والاه، و عاد من عاداه .فلقیه عمر فقال هنیئا لك یا ابن ابى طالب اصبحت و امسیت مولى كل مؤمن و مؤمنة.

... وَ اللَهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَاسِ ...

إِنَ اللَهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ اى لا یهدیهم الرشد و هم كافرون، و قیل لا یجعلهم مهتدین و قد كتب علیهم انّهم كافرون.  قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى  شَیْ ءٍ حَتَى تُقِیمُوا التَوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ گفته اند كه :در قرآن هیچ آیت نیست صعب تر از اینكه میگوید :شما بر هیچ چیز نیستید از كار دین، و هیچ بدست ندارید، تا آن گه كه عمل كنید در آنچه در تورات است شما كه اهل تورات ید، و عمل كنید در آنچه در انجیل است شما كه اهل انجیل اید، و عمل كنید در آنچه در قرآنست شما كه اهل قرآن اید .

وَ لَیَزِیدَنَ كَثِیراً مِنْهُمْ یعنى كفار هم، ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِكَ طُغْیاناً وَ كُفْراً، یقول :اذا لم یؤمنوا زادهم كفرهم بما انزل الیك من ربك طغیانا الى طغیانهم، و كفرا الى كفرهم .فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِینَ این نه نهى است از حزن، كه این در قدرت آدمى خود نیاید، لیكن تسلیت مصطفى و نهى از تعرض حزن.

إِنَ الَذِینَ آمَنُوا وَ الَذِینَ هادُوا وَ الصَابِئُونَ وَ النَصارى ...
اگر كسى گوید :چه فرق است میان فعل و عمل؟ جواب آنست كه این فعل احداث چیزى است و در وجود آوردن پس از آنكه نبود، و عمل آنست كه در آن چیز حادثى فرا دید آرد كه بآن متغیر گردد .

اگر كسى گوید :فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ چون متصور بود و اهوال رستاخیز ناچار بایشان گذر كند؟ جواب آنست كه هر چند هول قیامت بایشان گذرد امّا عارض بود نه پاینده، كه عاقبت آن نجات و نعیم ابد بود، و ازینجاست  فزع اكبر عذاب قطیعت است كه گفت حزن دائم، و ایشان را آن نبود...

لَقَدْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ كلّ نبى بعثه اللَه الى قوم فآمنوا فذلك اخذ میثاقهم، وَ أَرْسَلْنا إِلَیْهِمْ رُسُلًا یعنى الى الیهود، كُلَما جاءَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى  اهواءهم التی هم علیها فَرِیقاً كَذَبُوا مثل عیسى و محمّد علیهما السلام، وَ فَرِیقاً یَقْتُلُونَ مثل زكریا و یحیى :تكذیب، جهودان و ترسایان هر دو كردند، و قتل جز فعل جهودان نبود .ابن كیسان گفت :پیغامبران مرسل دو گروه بودند :گروهى اصحاب كتب و شرایع، چون نوح و ابراهیم و داود و سلیمان و عیسى و محمّد، هرگز هیچ بیگانه را بر قتل و أسر ایشان دست نبود، و گروه دیگر نه اصحاب كتب و شرایع بودند، بلكه امر معروف و نهى منكر كردند .
دشمنان را بر قتل ایشان دست بود همچون یحیى و زكریا و امثال ایشان، كه در عهد ایشان بیك روز هفتاد پیغامبر كشته شدند بدست جهودان، ...

وَ حَسِبُوا أَلَا تَكُونَ فِتْنَةٌ قرأ اهل البصرة و حمزة و الكسائى معنى انه لا تكون فتنة .الفتنة الابتلاء و الاختبار، یقول :ظنّوا ان لا یبتلوا و لا یعذبهم اللَه . جهودان پس مرگ موسى (ع )در زمانى متطاول كه پیغامبرى دیگر نیامده بود چنان دانستند و پنداشتند كه ایشان را فرو گذاشتند، و به پیغامبرى دیگر ایشان را بنخواهند آزمود تا استوار گیرند یا نه .پس اللَه تعالى عیسى را بایشان فرستاد .قومى بعیسى باز كافر شدند، و كور و كر گشتند، یعنى بآنچه شنیدند عمل نكردند تا هم چنان بود كه نشنیدند و ندیدند چون كوران و كران. پس چون عیسى را بآسمان بردند، تابَ اللَهُ عَلَیْهِمْ اى ارسل الیهم محمدا (ص )یعلّمهم ان اللَه قد تاب علیهم ان آمنوا و صدّقوا .مصطفى را پس از آن بایشان فرستادند، و ایشان را خبر داد كه اگر ایمان آرید و تصدیق كنید اللَه شما را توبت داد و باز پذیرفت .ایشان هم تصدیق نكردند، و فراوانى از ایشان كافر شدند، و باز كور و كر شدند، عَمُوا وَ صَمُوا اذ كفروا بعیسى، ثُمَ عَمُوا وَ صَمُوا اذ كفروا بمحمّد (ص)، وَ اللَهُ بَصِیرٌ بِما یَعْمَلُونَ فى تعامیهم و تصاممهم.


النوبة الثالثة
قوله تعالى :وَ لَوْ أَنَ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا وَ اتَقَوْا الآیة
این آیت از روى اشارت بیان فضیلت امت محمد است و شرف ایشان بر اهل كتاب، از بهر آنكه رب العالمین مغفرت ایشان بر تقوى بست، و تقوى در مغفرت و رحمت شرط كرد .مقتضى دلیل خطاب آنست كه هر كرا تقوى نیست وى را مغفرت نیست .
...او سزاى آنكه از وى ترسند، و در بندگى او تقوى پیش گیرند .پس اگر تقوى نبود او سزاى آنست كه بیامرزد بفضل خویش و رحمت خویش .اینست سزاى خداوندى و مهربانى و بنده نوازى .آنچه كند بسزاى خود كند نه باستحقاق بنده.
...
وَ لَوْ أَنَهُمْ أَقامُوا التَوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ الایة
لو سلكوا سبیل الطاعة لوسّعنا علیهم اسباب المعیشة حتى لو ضربوا یمنة ما لقوا غیر الیمن، و ان ذهبوا یسرة ما وجدوا الا الیسر .عجب آنست كه عالمیان پیوسته در بند روزى فراخ اند، و در آرزوى حظوظ دنیا، و آن گه راه تحصیل آن نمى دانند، و بتهیئت اسباب آن راه نمى برند، و رب العالمین درین آیت ارشاد میكند، و راه آن مى نماید، میگوید :اگر میخواهى كه نواخت و نعمت ما روزى فراخ از بالا و نشیب و از راست و چپ روى بتو نهد تو روى بطاعت ما آر، و تقوى پیشه كن .
تو روى در كار و فرمان ما آر، تا ما كار تو راست كنیم
.... همانست كه رب العزة گفت جل جلاله :وَ مَنْ یَتَقِ اللَهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَكَلْ عَلَى اللَهِ فَهُوَ حَسْبُهُ، جاى دیگر گفت :وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَرِیقَةِ لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقاً لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ.

یا أَیُهَا الرَسُولُ بَلِغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِكَ
از ندائهاى مصطفى در قرآن این شریف تر است، كه بنام رسالت باز خواند، و درجه نام رسالت در شرف مه از نام نبوت است .
رسالت قومى راست على الخصوص در میان انبیا .هیچ رسول نیست كه نه نبى است اما بسى نبى باشد كه وى رسول نبود، چنان كه انبیا را بر اولیا شرف است رسولان را بر انبیا شرف است .
نبوّت آنست كه وحى حق جل جلاله بوى پیوست. رسالت آنست كه آن وحى پاك بخلق گزارد
.
پس آن وحى دو قسم گشت :
یكى بیان احكام شریعت و حلال و حرام،
دیگر ذكر اسرار محبّت و حدیث دل و دل آرام.

جبرئیل هر گه كه بیان شریعت را آمدى بصورت بشر آمدى، و حدیث دل در میان نبودى، گفت :هُوَ الَذِی أَنْزَلَ عَلَیْكَ الْكِتابَ، أَ وَ لَمْ یَكْفِهِمْ أَنَا أَنْزَلْنا عَلَیْكَ الْكِتابَ یُتْلى  عَلَیْهِمْ؟ !یا أَیُهَا الرَسُولُ بَلِغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِكَ یا محمّد احكام شرایع دین بخلق رسان، و هیچ وامگیر، كه آن نصیب ایشان است،

اما حقائق رسالت و اسرار محبت نه بر اندازه طاقت ایشان است، كه آن مشرب خاص تو است، ما چنان كه بدل تو باید رسانید خود رسانیم، پس جبرئیل فرو آمدى روحانى نه بر صورت بشر، همى بدل پیوستى، و آن راز و ناز با دل وى بگفتى، فذلك قوله تعالى : نَزَلَ بِهِ الرُوحُ الْأَمِینُ عَلى قَلْبِكَ , و براى این گفت.
...
چندان كه از عالم نبوّت بزبان رسالت با شما بگفتیم، از عالم حقیقت بزبان وحى با ما بگفتند، و بودى كه از وراء عالم رسالت بى واسطه جبرئیل سر لى مع اللَه وقت لا یسعنى فیه ملك مقرب و لا نبى مرسل .
وى از غیب شربتى یافتى، مست آن شربت گشتى، گفتى لست كأحدكم، اظل عند ربى و یطعمنى و یسقینى 
از خود قدمى فراتر نهادى، گفتى او سید صلوات اللَه و سلامه علیه همه دل بود، و آن دل همه سر بود، و آن سر همه وحى بود، و كس را بر آن اطلاع نبود، و چنان كه وى بود حق او را بكس ننمود.
اى ماه برآمدى و تابان گشتى
چون دانستى برابر جان گشتى  
گرد فلك خویش خرامان گشتى
ناگاه فرو شدى و پنهان گشتى.


یا أَیُهَا الرَسُولُ بَلِغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْ كَ مِنْ رَبِكَ انى اغفر للعصاة و لا ابالى، و اردّ المطیعین من شئت و لا ابالى .
وَ اللَهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَاسِ مردى بود از بنى هاشم نام وى ركام، و در عرب از وى جاهل تر و در قتل و قتال مردانه تر كس نبود .رسول خدا را صعب دشمن داشتى، و او را بد گفتى، و مسكن وى در بعضى از آن وادیهاى مدینه بود .گوسفندان داشت و شبانى كردى .رسول خدا روزى از خانه عائشه بیرون آمد .روى بصحرا نهاد، و تنها میرفت، تا بآن وادى رسید كه ركام در آن مسكن داشت .ركام چون مصطفى را دید با خود گفت :ظفر یافتم و همین ساعت خلق را ازو باز رهانم .فرا پیش آمد و گفت :یا محمد آن تویى كه لات و عزى را دشنام دهى، و دعوت بدیگر خداى میكنى؟ رسول گفت :آرى من میگویم كه لات و عزى باطل است، و معبود خلق خداى آسمانست .و این ركام مردى بود كه در همه عرب هیچ كس بمصارعت دست وى نداشتى، و با وى برنیامدى .

گفت :یا محمّد بیا تا دستى بر آزمائیم در مصارعت .من لات و عزى بیارى گیرم و تو اله عزیز خود بیارى گیر، تا خود كرا دست بود .پس اگر تو مرا بیفكنى ده سر گوسفند از این خیار گله خویش بتو دادم .این عهد بستند .رسول خدا بسرّ در اللَه زارید كه :خداوندا !مرا برین دشمن نصرت ده .دست فراهم دادند، و رسول خدا ركام را بیفكند، و بر سینه وى نشست .
ركام گفت :یا محمد این نه تو كردى كه اله عزیز تو كرد، كه او را خواندى و بیارى گرفتى، و لات و عزى مرا خوار كردند و یارى ندادند .رسول خدا از سینه وى برخاست .
دیگر باره گفت :اى محمّد یك بار دیگر برآزمائیم .اگر مرا بیفكنى ده گوسفند دیگر بتو دهم .رسول او را گرفت و بر زمین زد از اول بار صعب تر و قوى تر.
ركام گفت :یا محمّد در عرب هرگز كس نبود كه مرا بر زمین زد .این نه كار تو است كه از جایى دیگر است .
سوم بار باز آمد و درخواست كرد، و هم چنان بر زمین افتاد. ركام بدانست كه با وى برنیاید، تن بعجز فرا داد، و گفت :یا محمّد اكنون گوسفندان را اختیار كن كه عهد همانست كه كردم .
رسول گفت :یا ركام مرا گوسفند بكار نیست، اما اگر باسلام درآیى، و خویشتن را از آتش برهانى، ترا به آید، اسلم تسلم .
ركام گفت :اگر آیتى بنمایى مسلمان شوم .
رسول گفت :خدا بر تو گواه است كه اگر من آیتى نمایم تو مسلمان شوى؟
گفت :آرى مسلمان شوم .
درختى بود بنزدیك ایشان، رسول خدا بآن درخت اشارت كرد درخت شكافته شد بدو نیم فرا پیش مصطفى آمد، و تواضع كرد .
ركام گفت : اگر بفرمایى تا این درخت بجاى خویش باز شود، چنان كه بود ایمان آرم .
رسول بفرمود تا درخت بجاى خویش باز شد .
پس گفت یا ركام اسلم تسلم اى مسكین مسلمان شو  تا برهى .
ركام گفت :یا محمد نخواهم كه زنان و كودكان مدینه عجز و ضعف من باز گویند، و بر من عیب كنند، و گویند :محمّد او را بیفكند، از وى بترسید، و در دین وى شد . چندان كه خواهى ازین گوسفندان اختیار كن و باز گرد از من، كه ایمان نیارم .
رسول خدا از وى هیچ چیز نپذیرفت و بازگشت....

« تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

    ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 02 (197)
تفسیر سوره مائده 03 (198)
تفسیر سوره مائده 04 (199)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 06 (201)
تفسیر سوره مائده 07 (202)
تفسیر سوره مائده 08 (203)
تفسیر سوره مائده 09 (204)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 11 (206)
تفسیر سوره مائده 12 (207)
تفسیر سوره مائده 13 (208)
تفسیر سوره مائده 14 (209)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 16 (211)
تفسیر سوره مائده 17 (212)
تفسیر سوره مائده 18 (213)
تفسیر سوره مائده 19 (214)



مطالب اخیر وبلاگ :

آداب جاهلی از نظر امیرالمومنین(ع)
آزمون سخت آخرالزمان؛ خواری مومن
سلام بر عیسی مسیح (ع)
عقل محبوبترین مخلوق خداوند
درون پیمایی (02)
درون پیمایی (01)
رضای خدا و رضای پدر و مادر
امام کیست ؟!
رسیدگی بفقرا در حکومت علوی
دینداری قشری و دین بیکاران
مولا علی و بیت المال
ایمان رزق و لطف (یا رزاق)
خطای دوبینی
خمخانه غم
کوری دولت
فلسفه نان و جان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (15)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (16)
شب یلدا
زبان و زنان
لا اله الا الله
تاریخ ایران (ایلخانان مغول) 14
خدای غفار در خور خویش با بندگان معاملت کند نه در خور بندگان!
مقر به لا اله الا الله نمی سوزد
آیت خاص فضیلت محمد (ص)
اى مهتر كائنات! اى محمد (ص) نامت تا ابد جاودان
تفسیر سوره مائده 18 (213)
دوری از مواضع اتهام
تفسیر سوره مائده 17 (212)
عقل و ثروت
تفسیر سوره مائده 16 (211)
انتقام الهی
سخن صفات
بازی روزگار
حسود نباش سلامتی
زن بدزبان
بی ریشه ها
تهدید خدا به ظالمین
کدام خطرناکترند؟ اسراییل یا بانکهای ایران؟!!
دوستان،معیار شناخت
شهر خالیست
تعادل
کینه جو
چهار چیز سیری ناپذیر
چاپلوس و دروغگو
آبروی ما زنام مصطفی است
از نفرین مظلوم بترسید
مشکل طبایع خاص
قاب مرگ
Trump Is Deat



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.