افشاریه
پادشاهی افشار:پرچم افشاریه
1- نادرشاه افشار
2-عادلشـاه افشار
3-ابراهیم شاه افشار
4-شاهرخ شاه افشار
 
ساری,گاه نوشته های محمود زارع:... دیگه خیلی سریع و خلاصه عرض کنم که نادرقلی بیک افشاری بعد از اطلاع از این ماجراها ( حمله افغانها) ابتدا با افغانی ها در مورچه خورت اصفهان درگیر میشود و با هزیمت و شکست افاغنه در ادامه تا دهلی در هند هم بقصد تنبیه آنها , آنها را تعقیب میکند...

و همین هم فرصتی برای نادرشاه افشار شد که دهلی را تصرف کند بجرم اینکه چرا افاغنه جنایتکار را پناه دادند بتنبیه ترکان گورگانی در هند میپردازد.

ابتدا سعی داشت از صفویه حمایت کند و میکرد هم و حتی پسر ولیعهد فراری صفوی را ابتدا بعنوان شاه می پذیرد که در واقع بنظر من میتوان گفت حاکمیت توام صفویه با افشاریه بوده اما در سال 1148 به این طایفه ضعیف شده صفوی میدان بیشتری نداد و خود در دشت مغان رسما تاجگذاری و انقراض صفویه را همزمان اعلام داشت! و تا 1160 بمدت 12 سال حکومت کرد.

اما در متن انواع و اقسام درگیری های داخلی در حین رویارویی با ترکان عثمانی ! و بعد از وی هم فرزندش تا سه سال ادامه دادند که کل مدت حکومت افشاریه برای 15 سال محدود گشت.

نادر البته قبل از تاجگذاری دو جنگ با عثمانی داشت و بعد از تاجگذاری هم طی نبردهایی بتسلط بر قندهار و هند و ... پرداخت و کلا آنطور که گفتند این سردار و پادشاه ایرانی روزی نتوانست چکمه های جنگی از پای بدر کند که همواره در جنگ و درگیری بود.این شاه فاتح ایرانی در سال 1160 در سبی طی توطئه ای از سوی قزلباشان بقتل رسید.
 
این ایل یعنی افشاریه درواقع برای مرزبانی ایران مامور بودند در مناطق شرق و شمال شرق ایران در برابر هجوم ترکها و ازبک ها... ایلی که دارای دو طایفه قاسملو و قرخلو بودند که نادر از طایف افشاری قرخلو بود. احتمالا اصالتا از آذربایجان ایران بودند که بخراسان کوچانده شده بودند.


زندیه : ( از 1163 تا بمدت 46 سال )
سلسله زندیه:پرچم زندیه
1- کریم خان زند
2- ابوالفتح خان زند
3- علیمرادخان زند (بار اول)
4- محمدعلیخان زند
5- صادقخان زند
6-علیمرادخان زند (بار دوم)
7-جعفرخان زند
یدمرادخان زند
8-لطفعلی خان زند

این طایفه اصالتا لر و از لرهای شمالی ایران بودند.... کریمخان زند فرزند ایناق خان که یکی از سرداران سپاه نادرشاه افشار بود در شیراز بحکومت میرسد اما خود را نه شاه بلکه وکیل الرعایا مینامید .

در سال 1189 برادر وی صادق خان با تصرف بصره و کوتاه کردن دست عثمانی از آن آنرا بایران ضمیمه کرد. در این زمان مناطق ایران بطور یکپارچه تثبیت و بحرین و کل اروند و ... کلا با مدیریت زندیه اداره میشد.

در سال 1209 لطفعلی خان بعنوان آخرین فرمانروای این طایفه پس یکدوره درگیری بین مقامات قدرت در داخل از آغا محمد خان قاجار شکست خورد و حکومت زندیه هم بخاطر اختلاف و نزاع بر سر در داخل تضعیف و نابود شد.

آغامحمدخان قاجار در ابتدا جنایات زیادی را بخصوص در برخورد با طایفه زندیه کرد که حتی نقل آنها باعث شرمساری آدم است از تجاوز بزنان زندیه تا اخته کردن بچه های آنان بقصد نسل کشی !

گفته شده فردی بنام حاج ابراهیم کلانتر از اهالی قدرت در دولت زندیه که بر سیستم دیوانی هم تسلط داشت در خیانت بزندیه نقش اساسی داشت و بعد از قتل لطفعلی خان هم او بود که بقجرها پیوست و اخلاصمندی و نوکری خویش را بقجرها ثابت کرد.

خاطره ای از روحیات وی نقل کنم ... هنگامه جنگ با آزادخان افغانی کریمخان زند بمضایقی مدتی مجبور بعقب نشینی شده بود و  زنان و عیالات خویش را جلو انداخت در حال جنگ و گریز بود.

مردکی افغانی در آنحال بکریمخان به آواز بلند سخنان زشت و ناهنجار میگفت که اگر مردی بایست و با من مبارزه کن
کریمخان زنان را پشت سنگی کشانید و سر اسب را برگردانید و چون شیری خشمگین با شمشیر آخته بر مرد افغانی تاخت و چنان شمشیری بکمر او نواخت که سوار دو نیم شد نیمی بر زین ماند و نیمی بر زمین افتاد
کریمخان شمشیر را بوسید و بزبان لری گفت :
تو می بُرّی و بختم نی بُره
بعدها فتحعلی خان صبا این مضمون را چنین بنظم در آورد و برای وکیل الرعایا خواند و انعام گرفت :
همی رفت و میگفت غژمان بتیغ
تو برّی و بختم نبرّد دریغ




قاجاریه
پادشاهی قاجار:
1-آغا محمدخان قاجار
2-فتحعلی شاه قاجار
3-محمد شاه قاجار
4-ناصرالدین شاه قاجار
5-مظفرالدین شاه قاجار
6-محمدعلی شاه قاجار
7-احمدشاه قاجار

 پرچم قاجاریه
پرچم رسمی قاجاریه

آغا محمد خان قجر از طایفه ترک اغوذ پس از زندیه سرسلسله قاجاریه میشود....
اصالت این خاندان از ترکان آسیای میانه بودند که در پی حملات مغولان بارمنستان و بعدها هم باسترآباد ایران آمده بودند.
و در گروه قزلباشان شاه عباس صفوی ساماندهی شده بودند.

اینها همانهایی بودند که پس از حمله تیمور بعثمانی اسیر شده بودند و تیمور قصد برگرداندن آنها مجددا به آسیای میانه را داشت که با شفاعت درویش علی صفوی از جانب تیمورآزاد و بوی بخشیده شده بودند و بهمین خاطر هم شیعه شده و هم از وفاداران بشاهان صفوی بودند و در قدرت تحت عنوان قزلباش هم حضور داشتند.

شاه قاجاری در اوایل حتی طی جنگهایی توانست گرجستان را از روس ها پس بگیرد و تفلیس از شهرهای ایران محسوب میشد.

اتفاقات زیادی در این دوره از ایران افتاد که بیشتر همزمانی با تحولات دنیای مدرن قابل بررسی است ....

همچنین نقاط عطفی مانند مشروطه و ... که باز هم باید خودتان پژوهش کنید که در حوصله بحث ما نیست .

این سلسله در 1299 طی کودتایی نهایتا به رضا خان پهلوی از مازندران افتاد که تعهد ما با شما هم تا همینجا بود!    


در بخش پاسخ بسوالات در آخرین جلسه بجهت اهمیت موضوع و کثرت سوال درباره چگونگی ورود تشیع بایران بخشهایی از این پاسخ را هم در پایان منتشر میکنیم :

سوالی که مطرح کرده بودید ( تشیع چگونه وارد ایران شد)  را در لابلای مطالب و جلسات گذشته توضیح دادم بخصوص در زمان (الجایتو) سلطان محمد خدابنده که در ادامه مباحث عادی طرح کردم اما بطور خلاصه اینجا و در ضیق وقت میتوانم عرض کنم که ؛

در زمان خود حضرت علی (ع) و نحوه تعاملش با عجم و عمدتا ایرانیان در برابر اعرابی که ایرانیان را موالیان درجه دوم و پست تر از خود میدانستند و بچشم غنیمت بدانها نگاه میکردند باید جستجو کرد .
چون کرارا خود حضرت مولا در برابر اعراب از ایرانیان دفاع میکردند و بعدها هم که موالی و بیشتر ایرانیان از نحوه برخورد حاکمان مکتب خلفا بتنگ آمده بودند وقتی می دیدند که طایفه ای از نزدیکان حضرت رسول (ص) یعنی اهل بیت (ع) نه تنها چنین نگرشی به عجم دارند بلکه خود نیز مورد ظلم همین اعراب پیرو صحابه و جانفداهای مکتب خلفا قرار میگیرند خوب یواش یواش توجه باین خاندان بیشتر شد و گرایش عجم ها به پیروان و شیعیان مولا علی (ع) بیشتر شد.

حتی در حرکت اعتراضی سیدالشهداء (ع) هم براحتی می دیدند که باز تنها از این طایفه هستند که با نمایندگان رسمی اسلام بعد از پیامبر(ص) مخالفت میکنند و بهمین خاطر هم بود که در جریان انتقام از قاتلان قافله کربلا نقش ایرانیان در لشکر مختار بسیار برجسته میباشد. ضمن آنکه خود ایرانیان از جمله نخستین خونخواهان امام حسین (ع) بودند .

بعنوان نمونه در تاریخ سیستان عینا سندی برایتان خواندم قبلا بله نوشتند که :

«...راه آب بر حسین بگرفتند تا تشنگی او را غمی كرد. پس او را آنجا تشنه بكشتند، روز عاشورا چهارشنبه بود، سنه احدی و ستین. و شمر بن ذی‌الجوشن لعنه‌الله سر حسین بن علی رضی‌الله عنه بیرون كرد و عبیدالله بن زیاد، آن سر وی با زنان و كودكان خُرد، اسیر كرد و به شام فرستاد بر اشتران، سرهاشان برهنه و هر جایگاه كه فرود آمدندی، آن سر وی از صندوق بیرون كردندی و بر سر نیزه كردی و نگاهبانان بر آنان كردندی تا به گاه رفتن... پس چون این خبر به سیستان آمد، مردمان سیستان گفتند:
ـ نه نیكو طریقتی برگرفت یزید كه با فرزندان رسول(ص) چنین كرد.
پاره‌ای شورش اندر گرفتند. عبّاد [= حاكم منطقه،] سیستان، هم به مردمان سیستان سپرد، بیست بار هزار هزار درم [=20میلیون درهم] اندر بیت‌المال جمع شده بود از غنایم كامل و دیگر مالها، برگرفت و به بصره باز شد. عبیدالله بن زیاد برادر خویش را... به سیستان فرستاد اندر اول سنة اثنی و ستین


تازه در بین خود لشکر امام (ع) موالیانی بودند که میشود تا یک پنجم آنرا غیر عرب دانست که در تواریخ نام این موالیان ثبت است که جدای از آنکه از دیگر بلاد غیر عرب بودند از افریقا و ... از خود ایران هم بودند.

بعدا هم که هجمه اعراب پس از مدتی بآرامی گرایید اولین کسی که بمدائن تصرف شده نقش مروج مکتب تشیع را داشت خود حضرت سلمان (رض) بود. گرچه فرستاده خلیفه بود اما دل در گروه مهر مولا داشت و سر در اعتقاد علوی منتها آنقدر بزرگ و مهم بود که اعراب صحابه که هیچ حتی خود خلفا هم نمیتوانستند نادیده اش بگیرند و حرمتش را مراعات ننمایند ضمن آنکه بتوصیه خود مولا با تقیه خاص در دستگاه ؛ آرامتر حضور داشت و ان از کیاست امیرالمومنین (ع) بود.

بعد از سلمان (رض) هم جریاناتی هست که گزارشش را در جلسات گذشته دادم اما مکتب تشیع بشکل پنهانی و قاچاقی وارد ایران میشد بویژه علویان از فرط ظلم و ستم خلفا در هجرت به مناطقی از ایران مانند ری و بخصوص مازندران کمتر قابل دسترس؛ در ترویج آن نقش زیادی داشتند.

خود حضور امام رضا (ع) در ایران و علویانی که بدنبال وی بایران هجرت کردند باضافه ی استقرار دولتهایی که در قرون سوم هجری شروع شد و ادمه یافت در قرون بعدی که شیعی بودند مانند علویان مازندران و آل بویه و ... خودبخود آرام آرام علیرغم اینکه در اقلیت بودند اما الترناتیو بسیار قوی در بین بسیاری از اقشار آگاهتر ایران , توسعه یافتند.

در اواخر قرن اول هم طایفه همان ابوموسی اشعری معروف که اهل منطقه یمن بودند بکوفه مهاجرت کردند و اینها چون با مکتب خلفا زاویه داشتند مورد تعدی قرار میگرفتند بخصوص در زمان حجاج در کوفه اینان در اواخر قرن اول بقم مهاجرت کردند و بسیاری از اسلاف قمی ها از همین طایفه اشعری ها هستند.

منظور آن اشعری فکری کلامی اهل بصره نیست که یک جریان مسلط کلامی در برابر معتزله در داخل مکتب عامه هستند نیست که موضوعش متفاوتست ! اینان هم بنوعی میتوان گفت که علوی و شیعی مذهب بودند.

سعد بن مالک اشعری که جد اعراب مهاجرین بقم است از تبار همین اشعری ها هستند که خاندانش برخلاف ابوموسی بیشتر به حضرت علی (ع)  گرایش داشتند و در اردوگاه امام در صفین و ... بودند و فرندان همین سعد اشعری بنام احوث و عبدالله بقم مهاجرت کردند در میان همین ها که بعدا زیاد شده بودند راویان احادیث ائمه زیاد شدند که نوعی مرکزیت برای مکتب شیعه بدان منطقه و همچنین ری و مازندران داد که در شیعه بودن بر خلاف زیدیه و اسماعلیه ( که در مهمیز فاطمیون مصر بودند آنهم فاطمیون زیاری ) و ... مستقل بودند یعنی شیعه دوازده امامی بودند نه شیعه نصفه نیمه ناخالص ! ...

مرحوم شیخ صدوق ( ابن بابویه ) هم در همین زمان در قم میزیسته که اثر معروف من لایحضر از دیگر کتب روایی و اربعه شیعه از ایشانست. وی در جوانی بدعوت حسن یا همان رکن الدوله آل بویه از قم به ری دعوت شده و در آنجا فعالیت های حدیثی خویش را پی میگیرد.
در این زمان وزیر ادیب شیعی آل بویه بنام صاحب بن عباد حضور دارد که  شیخ صدوق اثر معروف عیون اخبارالرضا (ع) را بواسطه آنکه این وزیر در مدح و منقبت علی بن موسی الرضا (ع) چند بیت را سروده بود بایشان تقدیم میکند.

پس مذهب شیعه در این دوره چندان در غربت نبوده و حمایت هم میشده ! وزراء در واقع همیشه از علما و ادیبان بسیار بزرگ انتخاب میشدند تا ملک و حکومت با تدبیر ایشان بهتر بچرخد برخلاف این زمان که بله قربانگوهای هم خط چندخط نوکر صفت حاکمان و معمولا کم توان را در سلک بعض وزرا می بینیم ! بگذریم ... 

مرحوم کلینی هم که یکی از مولفین آثار اربعه حدیثی شیعه است در اوایل قرن چهارم از همین منطقه ری ایرانست که معاصر حکومت علویان مازندران هم هست که بنوعی همین حکومت علویان مازندران ری را هم در قلمرو توجه خاص خویش داشته چون داعی کبیر که فرد اول این حکومتست بدوا در ری و همعصر همین مرحوم کلینی سکونت داشته است.

دیگر شخصیتهای مهم شیعی همین دوران که (دو کتاب دیگر مهم بنام تهذیب و استبسار از وی است) شیخ طوسی است که همعصر شیخ مفید بزرگ در بغداد بودند و ... که بروید خودتان بخوانید ...

اصولا فکر شیعی و مذهب تشیع اگر بدرستی و صادقانه مطرح شود بلحاظ عقلی و از روی وجدان نمیتوان نپذیرفت. پس درست نیست بلکه غلط اندر غلط و مغر

ضانه هست که تشیع را ساخته دست صفویان بدانیم. البته صفویان شیعه را در ایران بزرگ آنموقع رسمیت بخشیدند و بعضا آدابی آنهم در ظواهر در مراسمات افزوده شد اما اصل تشیع دست نخورده باقی ماند از همان دوران پیامبر (ص) تاکنون. 


پایان
ساری,گاه نوشته های محمود زارع توضیح :در چندین جلسه دوستانه – در جمع محدودی - درباره شمای کلی از تاریخ ایران از صدر تا ذیل بصورت کنفرانس مانند , مطالبی از سوی جناب آقای زارع  ایراد گردید که بعد از بررسی اولیه از میان یادداشت برداریهای دو تن از دوستان حاضر که یاداشتهای بهتری تشخیص داده شد؛ و همچنین صدای ضبط شده توسط موبایل یکی از دوستان ؛ خلاصه ای تنظیم گردید که بصورتی که ملاحظه نمودید تایپ و تنظیم و منتشر گردید .
البته این متن نیاز بویرایش در ابعاد مختلف دارد که حق صاحب گفتارست و خود اگر صلاح بدانند آنرا ویرایش خواهند کرد و منتشر اما اگر مطالعه شود یک نگاه کلی و مفیدی از تاریخ قطعا پیدا خواهید کرد که برای هر ایرانی با توجه بضیق وقتی که دارند قطعا این مباحث بسیار مفید و باارزش میباشد. سعی زیاد هم شد تا عینا از متن مباحث ارائه شده توسط آقای زارع این متن پیاده شود و خود بر آن نیافزائیم که نیفزودیم.(م.ک)

مرتبط با این بحث :
تاریخ ایران (پیشدادیان و کیانیان) 01
تاریخ ایران (تمدن عیلامی ها) 02
تاریخ ایران (ماد ها) 03
تاریخ ایران (هخامنشیان) 04
تاریخ ایران (سلوکیان) 05
تاریخ ایران (اشکانیان) 06
تاریخ ایران (ساسانیان) 07
تاریخ ایران (ایران بعد از ساسانیان) 08
تاریخ ایران (پس از حمله اعراب) 09
تاریخ ایران (سلسله بنی عباس) 10
تاریخ ایران (حکومتهای متقارن) 11
تاریخ ایران (غزنویان) 12
تاریخ ایران (سلجوقیان و خوارزمشاهیان) 13
تاریخ ایران (ایلخانان مغول) 14
تاریخ ایران (سربداران و مرعشیان) 15
تاریخ ایران (آل کیا و آل مظفر و ...) 16
تاریخ ایران (تیموریان) 17
 تاریخ ایران (صفویان.قسمت اول) 18
تاریخ ایران (صفویان.بخش دوم) 19
تاریخ ایران (از افشاریه تا قاجار) 20
خلاصه ای از تاریـخ جنگهای ایـران (1)
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت سوم
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت دوم
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت اول


https://telegram.me/zaresari





مطالب اخیر وبلاگ :

تاریخ ایران (صفویان.بخش دوم) 19
سنگریزه یا عقیق
آیا نسخ با علم و قدرت الهی منافات دارد؟
تاریخ ایران (صفویان.بخش اول) 18
عمل بقرآن افضل تر است
دو گزارش از ماهیت قرآن
زمان جنگ
تاریخ ایران (تیموریان) 17
آسیب‌شناسی رویکرد تاریخی به ماهیت وحی
تاریخ ایران (آل کیا و آل مظفر و ...) 16
تاریخ ایران (سربداران و مرعشیان) 15
معمای همیشگی شرور و بلایا
تاریخ ایران (ایلخانان مغول) 14
تاریخ ایران (سلجوقیان و خوارزمشاهیان) 13
خواب پیامبرانه یا وحی خدایی ؟!
تاریخ ایران (غزنویان) 12
تاریخ ایران (حکومتهای متقارن) 11
تاریخ ایران (سلسله بنی عباس) 10
تاریخ ایران (پس از حمله اعراب) 09
تاریخ ایران (ایران بعد از ساسانیان) 08
تاریخ ایران (ساسانیان) 07
زحمت و مشقتّت شهوت
تاریخ ایران (اشکانیان) 06
تاریخ ایران (سلوکیان) 05
تاریخ ایران (هخامنشیان) 04
تاریخ ایران (ماد ها) 03
تاریخ ایران (تمدن عیلامی ها) 02
تاریخ ایران (پیشدادیان و کیانیان) 01
دعوی موجّه
ظهور, بعد از غربال و امتحاناتی سخت
راز و نشانه های سقوط حکومت ها
ارزش اولیاء در کلام اولیای خدا
زور و شلاق و تربیت !
سیاست تزویر دیگر جواب نمی دهد
زاهدا, گر درد دین داری دل آزاری مکن
فیض سبقت ,ماجرای حسنین (ع)
خاک خوشبوی کربلا ؛ مسلخ عشاق بی بدیل
پس نپندارم که اینها مردمانند، ای رسول
جز زیبایی نبود ...
مایه ننگ و افتخار
چاشنی آشتی , مژده به گنه کاران
حسن عیب
امام حسین (ع) در نظر چارلز دیکنز
فانی را چه به خودنمایی ؟!
این واقعه بالاتر از حجت است
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
امام حسین (ع) در نظر موسی صدر
سفر عشق و آقا حسین بن علی
پیامبر (ص) فرمود این خطبه (غدیر ) را بگوش همه برسانیم!
نهی از ستایش و تمجید زمامداران و مسئولان در نظر مولا علی (ع)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.