تیموریان : (780 - 913 )
تیموریان:
1- تیمور گورکانی
2- شاهرخ میرزا
3-میرزا الغ بیک
4- میرزا عبداللطیف
5 میرزا عبدالله
6- میرزا بابر
7-ابوسعید
تیموریان
قلمرو تیموریان
ساری,گاه نوشته های محمود زارع:تیموریان تا ظهور صفویه ادامه دارند...پرسیدند لنگ و گورکانی چرا بهشون میگفتند خب لنگ که معلومه یکی از پاهایش احتمالا در درگیریها آسیب دیده بود و همواره می لنگید و گوکان هم در زبان مغولی بمعنی داماد است که گویا با چنگیز نسبتی از این جهت داشته و با یکی از نوادگان چنگیز عروسی کرده بود. آهن لنگ داماد مختصر ماده این ترک مغول خونریز است . این اطلاعات را زحمتش را خودتان بکشید و بروید تحقیق کنید.من قصدم در اینجا بیان چارچوب اصلی ساختار تاریخ ایران بود آنهم بطور بسیار موجز و مختصر که احیانا در لابلای آن بتناسب تحلیل های کوتاهی هم اگر سوالی شد داشته باشم.

تیمور از همان منطقه ماورالنهر شروع بتوسعه قلمرو میکند تا 770 کل آن منطقه را تصرف میکند و سمرقند پایتخت آنهاست. بعد بسمت غرب خودش متوجه میشود بهرات حمله و آل کرت را برکنار و همینطور بایران فعلی لشکرکشی میکند که ماجراهای مفصلی دارد که من دیگر بجزئیاتش خیلی اشاره نمیکنم که چون میدانید در این دوره دولتهای متقارن محلی بودند و پیشترها توضیحاتی دادیم فقط تطبیق زمانی میخواهد که خودتان انجام دهید.

یک نکته را توجه داشته باشید تیموریان آنقدر زیاد نبودند که هر جا را که فتح میکردند نمیتوانستند در مرحله تثبیت و حفاظت هم حاضر باشند لذا خیلی مایل بودند که بنوعی حکومتهای محلی را تابع خودشان با قراردادهایی داشته باشند یعنی اگر حکومتی با تیموریان میساخت و تمکین میکرد مجبور بودند مدارا کنند.

هر جا که می آمدند از پشت سر خبر می آوردند که در فلانجا مردم شورش کردند لذا مجبور میشد برگردد.یعنی یک حکومت مبتنی بر زور که نمیتواند ماهیتا پایدار بماند و برای ماندن باید بیفتی روی چرخه زور و تحمیل که آنهم یعنی ادامه زوال و تسریع در زوال حکومتهای زور و دیکتاتوری و خلاصه مهمترین درس تاریخ همین است در امر قدرت که هر جا مردم همراه با حکومت باشند حکومت در مرحله تثبیت و پایداری و قوام تضمین است والا فلا !

بعد بخراسان حمله کردند تا سیستان ادامه دادند بعد هم همینطور دیگر مناطق تا خرم آباد و تبریز 788 رسید. بعد هم اصفهان در 789 و بقلمرو آل مظفر که پیشتر گفتیم حمله کرد و میدانید که در اصفهان جنایت زیادی کردند تا هزاران نفر را بقتل رساندند و گفتند با سرهای مردم اصفهان مناره هایی هم ساختند. 

در سالهایی که مرعشیان حکومت داشتند با مرکزیت ساری و آمل همین تیمور لنگ در 794 به ساری حمله کرد و حتی حاضر نشد با آنها مصالحه کند و مختصری از ماجرای برخورد اینها را در زمانی که درباره مرعشیان صحبت میکردیم را عرض کرده بودم. منتها بجای کشت و کشتار سران مرعشی را ( بیشتر بخاطر اینکه منتسب بخاندان پیامبر (ص) بودند نکشت ) بماورالنهر تبعید کرد.

در ادامه می بینیم که بنواحی مرکزی ایران رو کرد و برای چندمین بار باز مجبور میشود تغییراتی بدهد و قتل و غارتهایی را هم بکند که در 795 کل خاندان آل مظفر را یکجا قتل عام کرد بقصد قطع نسل و اینجا دیگر عمر شیخ بهادر از فرزندان خودش را در این منطقه حاکم قرار داد.و متوجه بغداد شد و ضمن فتح بغداد جلایریان را تار و مار کرد.

اما همانطور که گفتیم تیمور پایگاه مردمی نداشت و بمحض خروج از مناطق فتح شده بسیاری از آن مناطق مجددا بدست حاکمان قبلی یا شورش مردمی بحالت قبل برمیگشت که نمونه جلایریان بغداد هم همینجوری شد که احمد جلایری بعد از خروج تیموریان از بغداد مجددا بغداد را گرفتند تا اینکه مجبور شد در 801 باز ببغداد حمله کند و اینبار قتل عام زیادی در بغداد داشت.

تیمور لنگ چهار پنج سال قبل از مرگش بهندوستان حمله کرد و دهلی را متصرف شد که نوشته اند بالغ بر یکصدهزار هندو را بقتل رساند.بعد از هند هم متوجه خلافت عثمانی در ترکیه میشود که در دشت آنغوره یا آنکارا طی جنگی با سلطان بایزید عثمانی و سپاهیانش درگیر که آنها را شکست داده و همه آنها را با خود سلطان عثمانی اسیر کرد که در برگشت از ترکیه در منطقه ارومیه با یکی از دارویش و بزرگان صفویه یحتمل فردی بنام درویش خواجه علی از اجداد صفویان ملاقات و بر اساس درخواست وی بسیاری از این اسیران را باو بخشید و همانجا آزاد کرد. 

خود تیمور در هفده شعبان 807 در اترار یا فاریاب در حالی که در دلش آرزوی فتح چین را داشت و حتی تمهید مقدماتش را کرده بود بدست قدرت اجل افتاد و درگذشت و در سمرقند دفنش کردند و جانشینانش بر میراث غارت شده او افتادند ( میرانشاه  و شاهرخ  که البته تیمور چهار پسر داشت که دو نفر در حیات تیمور در گذشته بودند عمر شیخ و جهانگیر) لذا فرزند کوچکش شاهرخ که بر عکس میرانشاه عقلش کمتر پاره سنگ برمیداشت با غمض از یکی دو نفر دیگر که قبل از وی حاکم شده بودند و مهم نبودند ) بجای پدر نشست.

البته تیمور بنوه خویش پیرمحمد وصیت نموده بود یعنی فرزند جهانگیر که حکومتش یکی دو سال طول نکشید و بعد هم نوه دیگر تیمور و پسر میرانشاه یعنی خلیل محمد را انتخاب کردند که در اینجا نزاعهای داخلی بر سر قدرت در گرفت که اینجا شاهرخ فرزند خود تیمور بود که در هرات حاکم تیموری شد و با تصرف سمرقند و نصب الغ بیک فرزند خود در آنجا  تا 850 حکومت کرد.

همسر شاهرخ در تعدیل وی از خوی سبعی تیموری نقش زیادی داشت گوهر خاتون همسر وی همان خانمی است که مسجد گوهرشاد بنام وی و با دستور وی ساخته شد و اظهار ارادت هم بائمه داشتند گرچه نمیتوان آنها شیعه نامید.

بعد مرگ شاهرخ فرزندش الغ بیک تا 853 حکومت کرد.البته قبلا فرزند خود عبداللطیف را به والی گری هرات منصوب کرد منتها این فرزند چندان خلف نبود که با دستگیری پدر و محاکمه صوری و نمایشی حاکمیتی وی او را بمرگ محکوم میکند.

راز استقلال کامل مسند قضا در همه عقول بشری در همین است که هم عدالت ذبح نشود و هم این سوء ظن ها هم نتوان بدان کرد لذاست که بشدت باید در استقلال این قوه تحت هر شرائطی پایبند بود هیچ کسی  نباید بر آن تسلط داشته باشد والا نمیتوان قضاوت تحت تسلط را بعنوان دستگاه عادلانه مستقل پذیرفت.


خون پدر حتی یکسال هم باین پسر مهلت نداد که با دست یکی از نوکران پدرش بقتل میرسد.بعد هم ابو سعید گورکانی نوه میرانشاه در 855 بحکومت میرسد که بعد از دو دهه بدست آق قویون لوها اسیر و از سوی نوه شاهرخ که همکار آق قویونلوها بود برای انتقام قتل مادربزرگش همان گوهرشاه خاتون , این ابوسعید در 873 بقتل میرسد.

در ادامه هم سلطان حسین بایقرا بعنوان آخرین سلطان از سلسله تیموریان روی کار آمده که بعد از چهار دهه در سال 911  ادامه دارد همزمان با ظهور دولت صفوی.

محمد خان شیبانی از ازبکان حوالی هرات در 913 با هجومی به باقیمانده تیموریان سلطان حسین بطور کامل بساطشان را برچید. سه سال حاکم بود که با حمله شاه اسماعیل صفوی در 916 بشهر هرات بساط شیبانی ها هم برچیده شد. 


ادامه دارد .........

ساری,گاه نوشته های محمود زارع توضیح :در چندین جلسه دوستانه – در جمع محدودی - درباره شمای کلی از تاریخ ایران از صدر تا ذیل بصورت کنفرانس مانند , مطالبی از سوی جناب آقای زارع  ایراد گردید که بعد از بررسی اولیه از میان یادداشت برداریهای دو تن از دوستان حاضر که یاداشتهای بهتری تشخیص داده شد؛ و همچنین صدای ضبط شده توسط موبایل یکی از دوستان ؛ خلاصه ای تنظیم گردید که بصورتی که ملاحظه نمودید تایپ و تنظیم و منتشر گردید .
البته این متن نیاز بویرایش در ابعاد مختلف دارد که حق صاحب گفتارست و خود اگر صلاح بدانند آنرا ویرایش خواهند کرد و منتشر اما اگر مطالعه شود یک نگاه کلی و مفیدی از تاریخ قطعا پیدا خواهید کرد که برای هر ایرانی با توجه بضیق وقتی که دارند قطعا این مباحث بسیار مفید و باارزش میباشد. سعی زیاد هم شد تا عینا از متن مباحث ارائه شده توسط آقای زارع این متن پیاده شود و خود بر آن نیافزائیم که نیفزودیم.(م.ک)

مرتبط با این بحث :
تاریخ ایران (پیشدادیان و کیانیان) 01
تاریخ ایران (تمدن عیلامی ها) 02
تاریخ ایران (ماد ها) 03
تاریخ ایران (هخامنشیان) 04
تاریخ ایران (سلوکیان) 05
تاریخ ایران (اشکانیان) 06
تاریخ ایران (ساسانیان) 07
تاریخ ایران (ایران بعد از ساسانیان) 08
تاریخ ایران (پس از حمله اعراب) 09
تاریخ ایران (سلسله بنی عباس) 10
تاریخ ایران (حکومتهای متقارن) 11
تاریخ ایران (غزنویان) 12
تاریخ ایران (سلجوقیان و خوارزمشاهیان) 13
تاریخ ایران (ایلخانان مغول) 14
تاریخ ایران (سربداران و مرعشیان) 15
تاریخ ایران (آل کیا و آل مظفر و ...) 16
تاریخ ایران (تیموریان) 17
 تاریخ ایران (صفویان.قسمت اول) 18
تاریخ ایران (صفویان.بخش دوم) 19
تاریخ ایران (از افشاریه تا قاجار) 20
خلاصه ای از تاریـخ جنگهای ایـران (1)
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت سوم
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت دوم
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت اول



https://telegram.me/zaresari





مطالب اخیر وبلاگ :
آسیب‌شناسی رویکرد تاریخی به ماهیت وحی
تاریخ ایران (آل کیا و آل مظفر و ...) 16
تاریخ ایران (سربداران و مرعشیان) 15
معمای همیشگی شرور و بلایا
تاریخ ایران (ایلخانان مغول) 14
تاریخ ایران (سلجوقیان و خوارزمشاهیان) 13
خواب پیامبرانه یا وحی خدایی ؟!
تاریخ ایران (غزنویان) 12
تاریخ ایران (حکومتهای متقارن) 11
تاریخ ایران (سلسله بنی عباس) 10
تاریخ ایران (پس از حمله اعراب) 09
تاریخ ایران (ایران بعد از ساسانیان) 08
تاریخ ایران (ساسانیان) 07
زحمت و مشقتّت شهوت
تاریخ ایران (اشکانیان) 06
تاریخ ایران (سلوکیان) 05
تاریخ ایران (هخامنشیان) 04
تاریخ ایران (ماد ها) 03
تاریخ ایران (تمدن عیلامی ها) 02
تاریخ ایران (پیشدادیان و کیانیان) 01
دعوی موجّه
ظهور, بعد از غربال و امتحاناتی سخت
راز و نشانه های سقوط حکومت ها
ارزش اولیاء در کلام اولیای خدا
زور و شلاق و تربیت !
سیاست تزویر دیگر جواب نمی دهد
زاهدا, گر درد دین داری دل آزاری مکن
فیض سبقت ,ماجرای حسنین (ع)
خاک خوشبوی کربلا ؛ مسلخ عشاق بی بدیل
پس نپندارم که اینها مردمانند، ای رسول
جز زیبایی نبود ...
مایه ننگ و افتخار
چاشنی آشتی , مژده به گنه کاران
حسن عیب
امام حسین (ع) در نظر چارلز دیکنز
فانی را چه به خودنمایی ؟!
این واقعه بالاتر از حجت است
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
امام حسین (ع) در نظر موسی صدر
سفر عشق و آقا حسین بن علی
پیامبر (ص) فرمود این خطبه (غدیر ) را بگوش همه برسانیم!
نهی از ستایش و تمجید زمامداران و مسئولان در نظر مولا علی (ع)
حدیث ظلم از کلام امام جواد (ع)
تواضع, شرط تثبیت و تداوم نعمت
حرامیان در حال ازدیادند !
در و دیوارند آدمیان
حکمتی از مولا علی (ع) حکمت 359
سفرهای یاسینی (01)
همه چیز را نشاید گفت !
امیرالمومنین (ع) و قرآن کریم



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.