نیم قرن فرصت یا فترت ! ظهور دولتهای مستقل و محلی
سربداران:
1- خواجه یحیی کرابی
2-خواجه ظهیر کرابی
3- پهلوان حیدر قصاب
4-میرزا لطف الله
5- پهلوان حسن دامغانی
6- خواجه نجم الدین علی مؤید
سبزوار
ساری,گاه نوشته های محمود زارع:در طی این حدود نیم قرن تا استقرار دولت تیمور لنگ ؛ ما دولتهای محلی متعددی را شاهدیم و هر طایفه ای در بخشی از ایران بزرگ حکومت میکند.
دولت سربداران ( 736 – 785 ) از مهمترین حکومتهای دوره فترت در منطقه خراسان بود. شیخ خلیفه مازندرانی ( بنظر یکی از آگاهان محلی شیخ احمد که بدلیل زیبایی ظاهریش به شیخ بور در بین مردم منطقه استخرپشت شهرت داشت از اخلاف و مرتبطین به همین شیخ خلیفه مازندرانی بودند باحتمال بالای 90 درصد ) و شاگردش شیخ حسن جوری از شیوخ معتبر این حرکت شیعی هستند.

شیخ خلیفه که از مازندران بود بسبزوار رفته و حتی در بین راه در برخورد و ملاقاتی که با شیخ علاء الدوله سمنانی داشته در پاسخ سوال وی که پرسیده بود بر کدام مذهب ( منظور مذاهب اربعه اهل سنت بود ) هستی , گفت که : آنچه من می طلبم از این مذهب ها بالاتر است ! ... و این پاسخ موجب خشم علاء الدوله سمنانی را هم موجب شد.

شیخ خلیفه بمحض رسیدن به سبزوار در مسجد جامع مستقر شده و بدعوت مردم اقدام میکند.علما و فقهای عامه بسیار با وی عناد میکنند بنحوی که از حاکم خراسان هم میخواهند وی را بقتل برساند اما او میگوید من دستم را بخون درویشان آلوده نمیکنم و نهایتا هم بعد از مدتی در سال 736 خود همین فقها با همکاری مغولان با اجیر کردن عواملی بطور مخفیانه شیخ را در مسجد بر دار میکشند و بشهادت میرسانند .

پس از مرگ شیخ شاگرد وی شیخ حسن جوری که اهل نیشابور بود جای وی را در بین مریدان شیخ شهید میگیرد.اما بیشتر مخفیانه ... و بعدها هم که در قلعه ای محبوس میشود...
 
عوامل و سربازان مغول در یکی از قراء سبزوار بنام باشتین برای جمع آوری خراج میروند و شروع به برخورد ارباب مآبانه ای میکنند و ... که این حالت باعث بجوش آمدن رگ غیرت مردم بخصوص جوانان باشتین میشود و بسیاری از سربازان مغول را آنجا میکشند...این اولین حرکت جدی و فیزیکی مردم بستوه آمده از ستم عوامل حکومت بود.

کبریت اینجا زده شد و نفتش را هم وقتی حاکم مغولان در منطقه مامورانش را بقصد دستگیری عاملان درگیری بقریه باشتین فرستاد ریختند. چون بعد از اینجاست که مردم عملا مجبور میشوند مقاومت کنند و لذا فردی بمام عبدالرزاق را که از جهاتی قویتر از بقیه بود بعنوان سردسته خود انتخاب و آماده برخورد شدند و از اینجا همان سربداران بصورت عملی هم شکل گرفت. و شعار اصلیشان این شد که یا ظلم را برمیکنیم یا حاضریم سرما ( همانند شیخ خلیفه ) بر بالای دار برود یعنی تا پای مرگ مقاومت در برابر ظلم عوامل حکومت! همین جرقه خودش انگیزه ای برای دیگر قرآء منطقه شد و رفته رفته زیاد و گسترده تر شدند. (عبرتی است در نحوه سیاست و برخورد عوامل حکومتی با مردم) !

در 737 همین گروه که در جریان برخورد عوامل حکومتی منسجم شده بودند سبزوار را مرکز جنبش خود قرار میدهند و رفته رفته نوعی حکومت هم تشکیل میدهند که کمی بیش از دوسال خود همین عبدالرزاق حاکم سربداران بود...
برادرش امیر مسعود با کشتن عبدالرزاق در 738 جایش را میگیرد و بمدت 7 سال وی حاکم سربداران است. بعضی ها نقل کرده اند که عبدالرزاق رفته رفته انحرافاتی از تعمدات نخستین داشت و همین هم بی تاثیر در مرگش نبود ( والله اعلم) .

ازجمله اقدامات امیر مسعود حمله بقلعه ای بود که شیخ حسن جوری در آن محصور و زندانی بود میباشد که طی آن وی را آزاد و بسبزوار منتقل میکند.
دیگر کار وی در این هفت سال حمله بدولت تغا تیمور خان در منطقه گرگان بود که با شکست وی تا سمنان هم آمدند. بعد در تربت حیدریه در جنگ زاوه با دولت آل کرت درگیر میشوند که بواسطه سخافت طبع امیر تازه بدوران رسیده که ابتدا خوب بود اما در ادامه با غروری که بواسطه دامنه اختیاراتش بوی داده بود نظر مخالفی را تحمل نمیکرد تا جایی که حتی نقشه حذف شیخ حسن جوری را هم در همین درگیری باجرا میگذارد و این نشان از بی کفایتی و استبداد رای باضافه ی دامن زدن باختلافات داخلی انهم با اینهمه دشمن دور و بر دارد ...

و خلاصه در 743 شیخ را بقتل میرسانند اما هر چقدر که خواست پنهان باشد و خود را بی نقش نشان دهد , نشد که نمیشود با خون ناحق ریخته پایدار ماند ! هم این جنایت و هم اختلافات داخلی و ... ؛ باعث شد تا شکست تحقیرآمیزی از سنیان آل کرت در زاوه خوردند.

در ادامه امیر مسعود , سیدی بنام شیخ عزالدین سوغندی را بجای شیخ حسن جوری مقتول انتخاب کرد تا حرفی بالای حرف خود نشنود و بقیه شیوخ را منزوی کرد. اما سوغندی بهمراه شاگردش سید قوام الدین مرعشی از ترس عاقبت کار در دولت سربداران به مازندران فرار کرد که در این بین ساغندی از دنیا میرود اما مرعشی با حضور در مازندران بعدها دولت سادات مرعشی را تشکیل میدهد.

اختلافات اینجوری در بین سربداران باعث میشود که تغا تیموریان هم بخصوص پس از شکست سربداران از آل کرت جری شده و مجددا در برابر امیر مسعود ایستادگی میکنند که در این جنگ بدست همین تغاتیموریان در 745 کشته میشود.

سربداران بعد از شیوه حکومت مسعود و اختلافات داخلی دیگه از درون پاشیده بودند و فقط ظاهری از آنها بجا بود . بعد از مسعود یک دست پرورده وی بنام محمد آتیمور بقدرت میرسد و اختلافات بالاتر میگیرد بعد هم نوبت کلو اسفندیار است که بر اساس سه گروه شدن سربداران این کلو اسفندیار هم کشته میشود. بعد هم عملا برادر مسعود که نیابت لطف الله فرزند مسعود را بعهده دارد روی کار می آید . بعد شمس الدین علی که بدست حیدر قصاب کشته میشود و خلاصه یک وضعیتی را در نحوه حکومت داری نشان میدهند که در هیچ کجا نمونه چنین اختلافاتی را نمیتوان دید .

گرچه توانستند در زمان یحیی ؛ تغاتیموریان را که دولت بسیار ضعیفی بود منقرض کنند ولی در واقع آنها از همان زمانی که سران اولیه و حلقه نخست سربداران را با اختلافات کنار زدند اضمحلالشان شروع شده بود اما خوب این جریان بتدریج پیش میرفت و آنها نمیتوانستند با بصیرت این سقوط را ببینند زیرا اختلافات و نزاع داخلی یعنی شروع سقوط هر اجتماعی مگر آنکه حاکمی حکیم و متعادل باشد که برای حفظ اصول و کلیت کفایت لازم را برای حل اختلافات بخرج دهد که این کفایت در بین حاکمان سربداران البته که یا نبود یا غرورشان اجازه نمی داد!

بعدا در ادامه هم افراد دیگری آمدند و رفتند اما چندان نمیتوانستند بر آن پایه های متزلزل اختلاف ساختار بادوامی را بسازند. که نفر پایانی آنها علی مویّد بود.که با تسلیم خود در برابر تیمور لنگ باجگذار تیمور در سبزوار میشود و سربداران هم بیشتر سرهای خودشان و همدیگر را بر دار کردند اما شعار دشمنان ستیزی و بیگانه ستیزی میدادند !



مرعشیان (760 – 795 دوره اول ؛ 805 - )شجره‌نامه‌ای متعلق به مرعشیان
سید قوام الدین مرعشی  از ساداتی است که به امام سجاد (ع) میرسند متولد منطقه دابو در آمل بعد از سفر بخراسان برای زیارت مرقد ثامن الجج (ع) و مشاهده اوضاع و احوال وقایعی که ذکر کردیم بهمراه شیخ ساغندی ( که البته سوغندی در راه از دنیا رفت) از خراسان برمیگردد و وارد مازندران شده و بمنطقه آمل که پیشینه دیوانداری در زمان دولت علویان داشته رفته و دولت شیعی مرعشیان در مازندران تشکیل میشود.

که این دولت شیعی علیرغم حضور تیمور و دولت تیموریان بعدا با تعامل تیمور تا ظهور صفویه هم ادامه داشتند. در آنزمان فردی بنام کیاافراسیاب چلابی شیخی حاکم مازندران بود که سید قوام را دستگیر و زندانی میکند. این اقدام کیا باعث حساسیت بیشتر اقوام و طرفداران سید قوام میشود و طی یورشی وی را از زندان آزاد و در این مرحله دیگر یک اپوزسیون جدی برای حاکم مازندران با انسجام بیشتر پیدا میشود. اقدامی که اغلب حاکمان درباره مخالفین خود از روی خشم و تفرعن و خودخواهی میکردند هرچند که در کوتاه مدت موفق هستند اما بصرف همین اقدام نطفه انسجام بخشی و تشکیلاتی تر برخورد کردن مخالفین رو بتزاید خود را هم فراهم میکنند.
و در همین ماجرا هم همینطور شد و طرفین در یک رویایی در زمین محصور شده بوسیله پرچین متعلق به مادر جلال که بهمین مناسبت این درگیری بهمین نام ثبت شده و در این درگیری کیاافراسیاب شکست میخورد و خود و سه فرزندش هم در این ماجرا در سال 760 کشته میشوند.و این زمان دولت مرعشیان در واقع شروع میشود با فتح آمل فرزندش سید کمال الدین را در شهر آمل بحکومت انتخاب و خود همان نقش روحانی بودن خود را ادامه میدهد. 

در همین زمان شهر مهم دیگر مازندران یعنی در ساری (مرکز مازندران) طایفه ای بنام جلالی حکومت میکردند ...

 بعدا با درگیریهایی برادر بزرگ خاندان مرعشی یعنی سید عبدالله بوسیله جلالی ها بقتل میرسد و در ادامه درگیری طایفه جلالی از مرعشیان شکست میخورند و خود ساری هم ضمیمه قلمرو حکومت مرعشیان میشود. منتها ساری بدلیل مرکزیت و هم چنین وسعت و اهمیتش در مقایسه با دیگر شهرها ؛ مرکز حکومت مرعشیان انتخاب میشود که کمال الدین در ساری مستقر شده و برادر دیگرش رضی الدین را بفرمانداری آمل منصوب میکند.

مرعشیان در ادامه با فتح سوادکوه و حتی فیروزکوه و دیگر مناطق قلمرو خود را گسترش داده و تا ظهور تیموریان دولت مستقری را داشتند. که در سال 795 یعنی 15 سال بعد از ظهور تیمور که مشغول جنگ و جدال بوده دولت نخست مرعشیان ادامه دارد.یعنی بمدت 35 سال !

تیمور بعد از شکست مرعشیان در آمل سران و حاکمان را بقتل نرساند اما با سعایت فرزند کیاافراسیاب چلابی شیخی بنام اسکندر شیخی که بعد از شکست از مرعشیان به حکومت آل کرت پناهنده شده بود و بعد از حملات تیمور در مناطق ایران خود را بوی رساند و در تحریص وی به انقراض و حتی کشتن مرعشیان میکوشید ... اما تیمور گرچه بظاهر سنی بود اما از ریختن خون سادات ابا میکرد ولذا مرعشیان را نکشت و فقط آنها را بماورالنهر تبعید کرد ولی یکی از فرزندان مرعشیان بنام سیدعلی فرزند سید کمال الدین را با خود نگهداشت.

در این زمان اسکندر شیخی بر مازندران حاکم شد و در آمل مستقر گردید بعد از 10 سال وقتی دید که اسکندر سرکشی کرد دوباره خود تیمور یا فرزندش شاهرخ یحتمل بمازندران آمد و سیدعلی فرزند سید کمال مرعشی را که نزد خود داشت در سال حدود 805 بجای اسکندر شیخی حاکم مازندران قرار داد.

اما این مسلم است که برگشت سادات مرعشی از تبعید در زمان شاهرخ پسر تیمور بود و بدین ترتیب حکومت دور دوم مرعشیان شروع شد تا پایان دوره تیموریان.و حتی میرعلی شرفا آخرین حاکم مرعشیان تا دوره شاه عباس صفوی هم حاکم مازندران بود. تیموریان هم ابتدا در سمرقند و بعدا در هرات مرکز حکومتشان بود.... شاه عباس که در 996 روی کار آمده بود 11 سال بعد در 1005 بمازندران حمله کرده و مرعشیان را منقرض و سادات مرعشی را مناطق دیگر از جمله بیزد تبعید میکند.

 ادامه دارد .........

ساری,گاه نوشته های محمود زارع توضیح :در چندین جلسه دوستانه – در جمع محدودی - درباره شمای کلی از تاریخ ایران از صدر تا ذیل بصورت کنفرانس مانند , مطالبی از سوی جناب آقای زارع  ایراد گردید که بعد از بررسی اولیه از میان یادداشت برداریهای دو تن از دوستان حاضر که یاداشتهای بهتری تشخیص داده شد؛ و همچنین صدای ضبط شده توسط موبایل یکی از دوستان ؛ خلاصه ای تنظیم گردید که بصورتی که ملاحظه نمودید تایپ و تنظیم و منتشر گردید .
البته این متن نیاز بویرایش در ابعاد مختلف دارد که حق صاحب گفتارست و خود اگر صلاح بدانند آنرا ویرایش خواهند کرد و منتشر اما اگر مطالعه شود یک نگاه کلی و مفیدی از تاریخ قطعا پیدا خواهید کرد که برای هر ایرانی با توجه بضیق وقتی که دارند قطعا این مباحث بسیار مفید و باارزش میباشد. سعی زیاد هم شد تا عینا از متن مباحث ارائه شده توسط آقای زارع این متن پیاده شود و خود بر آن نیافزائیم که نیفزودیم.(م.ک)
 
مرتبط با این بحث :
تاریخ ایران (پیشدادیان و کیانیان) 01
تاریخ ایران (تمدن عیلامی ها) 02
تاریخ ایران (ماد ها) 03
تاریخ ایران (هخامنشیان) 04
تاریخ ایران (سلوکیان) 05
تاریخ ایران (اشکانیان) 06
تاریخ ایران (ساسانیان) 07
تاریخ ایران (ایران بعد از ساسانیان) 08
تاریخ ایران (پس از حمله اعراب) 09
تاریخ ایران (سلسله بنی عباس) 10
تاریخ ایران (حکومتهای متقارن) 11
تاریخ ایران (غزنویان) 12
تاریخ ایران (سلجوقیان و خوارزمشاهیان) 13
تاریخ ایران (ایلخانان مغول) 14
تاریخ ایران (سربداران و مرعشیان) 15
تاریخ ایران (آل کیا و آل مظفر و ...) 16
تاریخ ایران (تیموریان) 17
 تاریخ ایران (صفویان.قسمت اول) 18
تاریخ ایران (صفویان.بخش دوم) 19
تاریخ ایران (از افشاریه تا قاجار) 20
خلاصه ای از تاریـخ جنگهای ایـران (1)
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت سوم
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت دوم
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت اول



https://telegram.me/zaresari





مطالب اخیر وبلاگ :
معمای همیشگی شرور و بلایا
تاریخ ایران (ایلخانان مغول) 14
تاریخ ایران (سلجوقیان و خوارزمشاهیان) 13
خواب پیامبرانه یا وحی خدایی ؟!
تاریخ ایران (غزنویان) 12
تاریخ ایران (حکومتهای متقارن) 11
تاریخ ایران (سلسله بنی عباس) 10
تاریخ ایران (پس از حمله اعراب) 09
تاریخ ایران (ایران بعد از ساسانیان) 08
تاریخ ایران (ساسانیان) 07
زحمت و مشقتّت شهوت
تاریخ ایران (اشکانیان) 06
تاریخ ایران (سلوکیان) 05
تاریخ ایران (هخامنشیان) 04
تاریخ ایران (ماد ها) 03
تاریخ ایران (تمدن عیلامی ها) 02
تاریخ ایران (پیشدادیان و کیانیان) 01
دعوی موجّه
ظهور, بعد از غربال و امتحاناتی سخت
راز و نشانه های سقوط حکومت ها
ارزش اولیاء در کلام اولیای خدا
زور و شلاق و تربیت !
سیاست تزویر دیگر جواب نمی دهد
زاهدا, گر درد دین داری دل آزاری مکن
فیض سبقت ,ماجرای حسنین (ع)
خاک خوشبوی کربلا ؛ مسلخ عشاق بی بدیل
پس نپندارم که اینها مردمانند، ای رسول
جز زیبایی نبود ...
مایه ننگ و افتخار
چاشنی آشتی , مژده به گنه کاران
حسن عیب
امام حسین (ع) در نظر چارلز دیکنز
فانی را چه به خودنمایی ؟!
این واقعه بالاتر از حجت است
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
امام حسین (ع) در نظر موسی صدر
سفر عشق و آقا حسین بن علی
پیامبر (ص) فرمود این خطبه (غدیر ) را بگوش همه برسانیم!
نهی از ستایش و تمجید زمامداران و مسئولان در نظر مولا علی (ع)
حدیث ظلم از کلام امام جواد (ع)
تواضع, شرط تثبیت و تداوم نعمت
حرامیان در حال ازدیادند !
در و دیوارند آدمیان
حکمتی از مولا علی (ع) حکمت 359
سفرهای یاسینی (01)
همه چیز را نشاید گفت !
امیرالمومنین (ع) و قرآن کریم
دلخوانی و دلخونی ... !
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (16)
دلمشغولیهای اسحار و زیبایی





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.