مادها ( تمدن ماد ) :
قلمرو ماد ها
 شاهنشاهی ماد. (۵۵۰ پ. م)
1- دیااکو
2-فرورتیش
3- هووخشتر
4- اژی دهاک
در حدود بین سالهای هزار تا هشتصد و پنجاه قبل از میلاد از منطقه جنوب روسیه و دشتهای اوراسی آریایی ها که از فشار سرما بدنبال منطقه مناسبی میگشتند از طریق شمال ایران بمنطقه مهاجر پذیری که ایران کنونی نامیده میشود, مهاجرت کردند. اقوام مادها و هخامنشی ها و پارتیان از جمله این مهاجران بودند که بترتیب هم قدرت را در ایران در دست میگیرند.

زمانی که آشوریان متجاوز مشغول غارت عیلامی ها بودند مادها تازه بایران رسیده بودند و تقریبا میشود گفت که بمرز قلمرو عیلامی ها هم رسیده بودند و بایستی از ماجرای تجاوز آشوری ها مطلع شده باشند .

گسترش سکونتی اقوام مهاجر بمنطقه ایران که از مادها شروع شده نخست بمناطق مستعد سلسله جبال البرز و دامنه های آن مانند مازندران و گیلان و... و در ادامه هم در بخش دوم مناطق مستعد ایران یعنی همان پیرامون سلسله جبال زاگرس همدان و ... توزیع میگردید. بدین سبب مهاجرپذیرترین منطقه یعنی شمال ایران بخصوص طبرستان یا تپورستان و همچنین هم در غرب ایران یعنی دامنه های زاگرس بوده است.

مادها که پیش رفتند بغرب ایران بهمدان رسیدند و طایفه ای هم به آذربایجان و باز طایفه ای هم در ری مستقر شده اند. بعدها قسمتهایی از منطقه فارس ایران را هم ضمیمه کردند و در ادامه با شکست آشوریان آن منطقه را هم بخود ضمیمه کردند.

مادها بعد از استقرار حاکمیت تشکیل دادند که در تاریخ چهار حاکم از این قوم شهرت بیشتری داشتند . مادها کمتر از دو قرن حکومت کردند یعنی بین 700 تا 550 قبل از میلاد . نخستین حاکم یا در واقع موسس حکومت مادها فردی بنام " دیاکو " بود. ( 700 – 647 ) . مادها بعد از تشکیل حکومت با آشوریان در شمال عراق و حکومتی در ترکیه فعلی بنام اورارتو همزمان شدند. البته خود عیلامی ها هم گرچه شکست خورده بودند اما هنوز همه نمرده بودند بدینجهت حکومت ضعیفی از اینان هم بود که بنوعی این مهاجرین تازه استقرار یافته یعنی مادها با ورود بمناطق عیلامی ها خودبخود وارد منازعات منطقه ای شده اند .

بدینجهت مادها که تازه دولت تشکیل دادند مهمترین تهدید را آشوری ها می بینند و لذا برای شکست آنان دیاکو تلاش کرد با اورارتو در ترکیه  نوعی هم پیمانی را تشکیل دهد تا در این میانه شرّ آشوری ها را بکند. چون خود دیاکو بمحض تشیل دولت توسط حکومت آشوری تهدید و بعد هم توسط سارگون که آنموقع حاکم آشوریان بوده دستگیر و تبعید میگردد بمنطقه ای در شام . در اوایل تشکیل دولت ماد که ضعیف بود هنوز آشوری ها قدرت برتر منطقه بعد از شکست عیلامی ها بودند.

بعدا که آشوریان ضعیف تر شدند دیاکو برمیگردد در بین قوم خود که نوشته اند بدوا منصب قضاوت را داشته است. آرام آرام قدرت میگیرد و در اکباتان ( همدان ) یعنی محل تجمع قلعه ای میسازد که بنابر نقل هرودوت مورخ یونانی قلعه اکباتان دارای حصارهایی بود که بتنهایی معادل قلعه شهر آتن بوده است. آثار این دوره پس از اکتشافات باستانشناسی در موزه همدان کنونی وجود دارد.

اینکه دیاکو با اورارتو ترکیه هم پیمانی تشکیل میدهد بهمین سبب بوده که ارزیابی درستی از قدرت دشمن داشته و شعار نمی داده و محاسبه گرانه دنبال نوعی پیمان منطقه ای بوده تا دشمن بزرگتر را شکست دهد وگرنه خودشان قبل از آنکه موسس یک حکومت بشوند همانند مرغ پرکنده سرکنده میشدند که نمیتوانستند کاری بکنند. دیاکو دوست اورارتو نبود اما برای پیروزی عقلش حکم میکرد که چنین نیازی را دارد در حمایت گرفتن از اورارتو.

بعد از دیاکو فرزندش بنام فرورتیش یا فروتیش از حدود 647 تا 624 پیش از میلاد حکومت میکند. این دوره هم فرورتیش با آشوری ها در منازعه بوده چون هنوز آشوری ها قوی بودند. لذا در جنگی با همین آشوری ها کشته میشود. فرزند فرورتیش بنام  کیاکتزا یا همان هوخشتره بجای وی بر تخت می نشیند . ( دوره حکومت وی 624 – 585 ) . این هوخشتره حاکم مقتدری بود که با هم پیمانی با بابلی ها که آنها هم تحت فشار آشوری ها و تجاوز مدام آنها قرار داشتند بجنگ با آشوری ها میرود که در سال 612 قبل از میلاد موفق میشود شر آشوری ها را بکند و حکومت آشوری ها را منقرض کرده و بر قلمرو آنان نیز حاکمیت پیدا کرده و ضمیمه ایران نماید. یعنی در کمتر از نیم قرن بعد از شکست عیلامی ها از آشوری ها این هوخشتره از مادها بود که آشوری ها را شکست داده و سلسله آنها را پایان میدهد.

آستیاک ( آژدهاک - ایختوویگو ) پسر کیاتزا ( هوخشتره  ) بعد از وی بحکومت میرسد اما پدرش مهمترین رقیب و قدرت منطقه ای را پیش از وی منقرض کرده بود. همین غفلت وی از دشمنی بیگانه او را بسمت تجمل گرایی سوق میدهد و از رقیب خویش در منطقه دیگری از ایران یعنی پارس ها  – در منطقه پارس – غافل میشود. پارس ها هم که در منطقه فارس ایران حضور داشتند کم کم قدرت میگیرند و با حکومت کوروش هخامنشی همین جناب آستیاک را از پا در می آورند و بر قلمرو حکومت هخامنشیان می افزایند. البته هرودوت کوروش را نوه دختری همین آستیاک میداند که براساس رویایی که می بیند دخترش را بعقد یک مرد از هخامنشیان از منطقه پارس در می آورد تا فرزندی که از او بوجود می آید را بنوعی سربنیست کند چون گفته شده در خواب دیده بوده که این فرزند حکومتش را پایان میدهد لذا بیکی از نظامیان بنام های پارک  یا هارپاک مخفیانه ماموریت میدهد که این فرزند را بکشد . او هم این طفل را بیک چوپانی  واگذار کرده که در منطقه ای کوهستانی مخفیانه بکشد اما بواسطه دلسوزی این خانواده چوپان فرزند زنده میماند و زندگی مخفیانه ای را دور از شهر و تمدن میگذراند و بعدها همین فرزند کوروش هخامنشی ایران میشود ! ماجرای جالبی دارد که جدای از میزان  صحت و سقمش خواندنی است.

ادامه دارد .........

ساری,گاه نوشته های محمود زارع توضیح :در چندین جلسه دوستانه – در جمع محدودی - درباره شمای کلی از تاریخ ایران از صدر تا ذیل بصورت کنفرانس مانند , مطالبی از سوی جناب آقای زارع  ایراد گردید که بعد از بررسی اولیه از میان یادداشت برداریهای دو تن از دوستان حاضر که یاداشتهای بهتری تشخیص داده شد؛ و همچنین صدای ضبط شده توسط موبایل یکی از دوستان ؛ خلاصه ای تنظیم گردید که بصورتی که ملاحظه نمودید تایپ و تنظیم و منتشر گردید .
البته این متن نیاز بویرایش در ابعاد مختلف دارد که حق صاحب گفتارست و خود اگر صلاح بدانند آنرا ویرایش خواهند کرد و منتشر اما اگر مطالعه شود یک نگاه کلی و مفیدی از تاریخ قطعا پیدا خواهید کرد که برای هر ایرانی با توجه بضیق وقتی که دارند قطعا این مباحث بسیار مفید و باارزش میباشد. سعی زیاد هم شد تا عینا از متن مباحث ارائه شده توسط آقای زارع این متن پیاده شود و خود بر آن نیافزائیم که نیفزودیم.(م.ک)

تاریخ ایران

مرتبط با این بحث :
تاریخ ایران (پیشدادیان و کیانیان) 01
تاریخ ایران (تمدن عیلامی ها) 02
تاریخ ایران (ماد ها) 03
تاریخ ایران (هخامنشیان) 04
تاریخ ایران (سلوکیان) 05
تاریخ ایران (اشکانیان) 06
تاریخ ایران (ساسانیان) 07
تاریخ ایران (ایران بعد از ساسانیان) 08
تاریخ ایران (پس از حمله اعراب) 09
تاریخ ایران (سلسله بنی عباس) 10
تاریخ ایران (حکومتهای متقارن) 11
تاریخ ایران (غزنویان) 12
تاریخ ایران (سلجوقیان و خوارزمشاهیان) 13
تاریخ ایران (ایلخانان مغول) 14
تاریخ ایران (سربداران و مرعشیان) 15
تاریخ ایران (آل کیا و آل مظفر و ...) 16
تاریخ ایران (تیموریان) 17
 تاریخ ایران (صفویان.قسمت اول) 18
تاریخ ایران (صفویان.بخش دوم) 19
تاریخ ایران (از افشاریه تا قاجار) 20
خلاصه ای از تاریـخ جنگهای ایـران (1)
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت سوم
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت دوم
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت اول



https://telegram.me/zaresari





مطالب اخیر وبلاگ :
تاریخ ایران (تمدن عیلامی ها) 02
تاریخ ایران (پیشدادیان و کیانیان) 01
دعوی موجّه
ظهور, بعد از غربال و امتحاناتی سخت
راز و نشانه های سقوط حکومت ها
ارزش اولیاء در کلام اولیای خدا
زور و شلاق و تربیت !
سیاست تزویر دیگر جواب نمی دهد
زاهدا, گر درد دین داری دل آزاری مکن
فیض سبقت ,ماجرای حسنین (ع)
خاک خوشبوی کربلا ؛ مسلخ عشاق بی بدیل
پس نپندارم که اینها مردمانند، ای رسول
جز زیبایی نبود ...
مایه ننگ و افتخار
چاشنی آشتی , مژده به گنه کاران
حسن عیب
امام حسین (ع) در نظر چارلز دیکنز
فانی را چه به خودنمایی ؟!
این واقعه بالاتر از حجت است
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
امام حسین (ع) در نظر موسی صدر
سفر عشق و آقا حسین بن علی
پیامبر (ص) فرمود این خطبه (غدیر ) را بگوش همه برسانیم!
نهی از ستایش و تمجید زمامداران و مسئولان در نظر مولا علی (ع)
حدیث ظلم از کلام امام جواد (ع)
تواضع, شرط تثبیت و تداوم نعمت
حرامیان در حال ازدیادند !
در و دیوارند آدمیان
حکمتی از مولا علی (ع) حکمت 359
سفرهای یاسینی (01)
همه چیز را نشاید گفت !
امیرالمومنین (ع) و قرآن کریم
دلخوانی و دلخونی ... !
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (16)
دلمشغولیهای اسحار و زیبایی
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (م تا ی)
از اندرزنامه آذرپاد مهراسپندان
ایرانی واقعی کیست ؟!
هفتاد و دو شرط فتوّت.فتوت نامه عطار
حکمت الهی خدشه ناپذیر است
پرهیز از دروغ گویی در فرهنگ ایران
امام موسی صدر و انسان پس از عید فطر
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (ف تا ل)
اهمیت و امتیاز شب زنده داری
ضرر فهمیدن!
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (ص تا غ)
هوالرزاق
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (خ تا ش)
تنـاســـخ
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.